بایگانی برچسب: s
ملت ایران ترامپپرست نیست، خداپرست است
صحبتهای یک ماه پیش حجتالاسلام قنبریان دقیقا به درد امروز میخورد خصوصا امروز که فردی از ملت ایران میخواهد ترامپپرست شود.
زمان مطالعه: ۳ دقیقه
امیرالمؤمنین میفرمایند: «من قضی حقَّ من لا یقضی حقَّه فقد عبده». اگر کسی حقِ فردی را ادا کند که او به ادای حق متقابل پایبند نیست، در واقع او را پرستش کرده است. آیا امروز ترامپپرستی نیست؟
تنها ملت رشیدی در کره زمین که ایستاد و به ترامپ گفت «نه» ملت ایران بود. این یعنی ایستادن در برابر پرستش غیر خدا. این توحید سکینه و آرامش میآورد.
ملت ایران با بیعت با کسی که ترامپ او را نمیخواست با خدا بیعت کردند و اینجاست که سکینه دوم اتفاق میافتد.
وقتی دنبال هویت مستقل خود باشید و نخواهید در هویت مشرکانه دیگران ذوب شوید، دست خداست بالای دست شما قرار میگیرد.
صفای جامعه به شفای سینه هاست
پرخاش های خیابان به دیپلماسی، «ریشه ای» دارد؛ تا حل نشود، توصیه های اخلاقی به خویشتن داری جواب نمی دهد و «خطر شکاف اجتماعی» را افزایش می دهد!
در ادبیات دینی یک «شفای غیظ» داریم و یک «کَظْم غیظ»!
«شفای غیظِ قلوب»، مقابل جراحت و جنایتی است که دشمن زده است. پس جای دشمنی، «دشمن» باید زایل شود. شفای غیظِ سینه ها به انتقام از دشمن جنایتکار است.(۱۴توبه)
اما «کظم غیظ»، فرو بردن خشم ها و کدورتها مقابل خودی است. اینجا جای دشمن گرفتنِ خودی،«دشمنی» را باید از بین برد!(۱۳۴آل عمران)
جنگ رمضان در کنار انسجام ملی، با جنایت علیه رهبر و کودکان، غیظ و جراحتی عظیم به سینه مردم نهاد که در گروه هایی سوزناک تر است.
آتش بسْ بدون انتقام و شفای سینه ها، بحث ها درباره توافق را از «اختلافات کارشناسی»تجاوز می دهد. دم زدن از توافق و «پایان بندیِ منهای انتقام» و شفای صدور، غیظ و درد سینه ها را شعله ورتر کرده، جای کظم غیظ با خودی، خشم و پرخاش نثار او می کند و شکاف اجتماعی می زاید!
«اخلاق سیاست» حکم می کند حکمرانان و تریبون های رسمی، جای دعوت به کظم غیظ و آرامشِ هسته های بیشتر جراحت دیده، به فکر شفای سینه ها با انتقام و اقلا قصاص جانیان باشند.
نه «دفاع و جنگِ بقا» پاسخ این درد است؛ نه «پایان بندی حتی با لحاظ حقوق مسلم»!
«محاکم بین المللی» هم عملا نتیجه بخش نیست!
حکمت ۱۹۴ «در قبال خودی» به خوبیِ عفو دلالت دارد؛ اما «در قبال دشمن»، ترجمه اش: حواله دادن شفای غیظ به صبر راهبردی در ضعف یا ادامه ندادن جنگ و انتقام در وقت دست برتر است!
محسن قنبریان
یادداشت :
مبعوث به جمهوری سوم یا ارتجاع به رضاخان ( حزب اللهی)؟!
را نخبگان با لینک هایش ملاحظه فرمایند!
ائتلاف چهار به ظاهر ضد، علیه مردمسالاری دینی!
پیشنهادی هذیان وار در این روزهای بعثت مردم!
مردمسالاری دینی و دشمنان با رسم شکل!
مبعوث به جمهوری سوم یا ارتجاع به رضاخان ( حزب اللهی)!
به حسب همه پیمایش ها بیشتر از ۵۰٪ مردم، اقلا یکبار در بعثت خیابانی حضور یافته اند! (حتی ۳۴٪ از غائبین انتخابات های کم مشارکت اخیر)!
٪۴۱ از جمعیت شرکت نکرده ها نیز ذهنیت همراه داشته اند[۱]!
این ظرفیتی برای ساخت جمهوری سوم با احیای «حکمرانی مردمی تر» است یا…؟!
اخیراً برخی در مقام تجویز،«دولت مقتدر بناپارتی» را پیش کشیده به نام سپاه موجّه اش کرده اند!
پیش از این هم کسی دیگر در مقام توصیف چند سال از همین پروژه گفته بود!
متاسفانه روشنفکر ایرانی نه فقط «اقتدار مردم پایه» را نمی شناسد[۲]؛ بلکه نمی داند ایده مشکل گشایش در نظام سلطه ، پرویز مشرّف و عاصم منیر و پاکستان را سهم او می کند نه بناپارت و فرانسه استعماری!
بخشی از نیروی مذهبی هم به لحاظ ذهنی با این ایده ها مشکلی ندارند:
همانها که دهه ۷۰ ولایت فقیه را «دیکتاتور مصلح» تفسیر و دهه ۸۰ دنبال «رضا خان حزب اللهی» با انتخاباتی اقلی می گشتند!
توجه ندارند که به تعبیر رهبر شهید، «داعش» شکل افراطیِ همین نظرهای دینمدارِ غیرِ مردمسالار است[۳]!
ضلع سوم این «ائتلافِ اضداد علیه مردم»، بخشی از نظام دیوانی و خصولتی هاست:
برای تحقق «توسعه غیر بومی و فرمایشی» (مقابل «پیشرفت مردم پایه»)، «اقتدارپلیسی» ضروری است!
قبلا رئیس وقت سازمان برنامه و بودجه در مجلس با مثال از سرکوب اعتراضات دانشجویی و کارگری علیه توسعه سرمایه داری در کره جنوبی آن را تئوریزه کرد[۴]!
خصولتی ها _که بزرگترین سهم اقتصاد واگذارشده را برده اند_ نیز موافق ایده اند!
مقابل تحریم ها، «راهبردْ»، خنثی سازی بود و دور زدن تحریم، «تاکتیک موقت» اعلام شد[۵].
خنثی سازی، تحقق کامل اقتصاد مقاومتی می خواست که اصول اولیه آن(۵،۴،۳،۱) «مردمی سازی اقتصاد» را نشان کرده بود.
اما همدستی بخش دیوانی و خصولتی دو دهه جای تحقق راهبرد اساسی، تاکتیک را مستمر کرد که لازمه اش، «کاسب تحریم» و «تراستی بازی» شد…!
اینها با یک «دولت نظامیِ ضد آمریکایی» منتفع ترند؛ تا «ملتی برخاسته» علیه نظم آمریکایی و اسلام آمریکایی!
اما اینها هذیان است نه نسخه درمان!
مردم چنانچه بارها این بازی را به هم زده اند، باز هم به هم می زنند…
آنها یاد گرفته اند درون «نظام انقلابی امت و امامت» چگونه مبعوث شوند!«کمال سیاسی» ای یافته اند که جای درست اعتراض را بیابند و مانع ارتجاع بشوند[۶]!
محسن قنبریان ۱۵خرداد۱۴٠۵
[۱] ر. ک پیمایش های اسفند ۴۰۴و فروردین۴۰۵ مرکز تحلیل اجتماعی ( متا)
[۲] رهبرشهید مکرر از چنین اقتداری حرف می زد. «اقتدار برخاسته از اختیار و انتخاب مردم» با «مشارکت سیاسی و انتخابات پرشورتر»،« حضور پر شورتر مردم در صحنه و اجتماعات انقلابی» با «اتحاد ملی» و…
[۳] ر. ک: سخنرانی ۱۴خرداد۴۰۰
[۴] ر. ک: اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی ص۲۲۶
[۵] ر. ک: سخنرانی رهبرشهید ۹۸/۸/۲۸
[۶] ر. ک: سخنرانی رهبر شهید ۹۶/۱۱/۲۹
روی دیگر ولایت!
یک روی ولایت،«مُطاع»(مورد اطاعت) بودن اوست.
اما روی دیگری هم دارد:«ضامن تأمین اجتماعی معیشت بندگان» بودن ولیّ!
که کمتر گفته می شود!
امام صادق(ع) از پیامبر(ص) : «من نسبت به هر فرد مومن از خود او سزاوارترم و علی(ع) پس از من نسبت به وی سزاوارترین است.
از معنای این سخن رسول الله پرسیدند؛ فرمود: یعنی کسی که بدهکاری یا عائله ای را از خود بجای گذاشته و از دنیا رفته، رسیدگی به آن بر عهده من است و کسی که مالی را از خود بجا گذاشته، از آنِ ورثه اوست. پس در صورتی که کسی مالی ندارد، برخود ولایتی ندارد و آنگاه که برای عائله خویش مالی نگذاشته و نفقه ای به آنان نمی دهد بر آنان امر و نهی ای ندارد. پیامبر و امیرالمومنین و امامهای بعد از آنها را، خداوند ملزم فرموده که این وظیفه را برعهده بگیرند پس به همین جهت آنان نسبت به خود شخص سزاوارترند. چیزی جز همین گفتار پیامبر سبب اسلام آوردن عامه یهود نگردید؛ زیرا آنان برخویش و بر عائله خود اطمینان یافتند»(اینجا).
قاعده : مال بدون وارث دست ولیّ امر باشد و متقابلا کسی که هیچ راه تٲمینی ندارد هم خرجش با اوست(اینجا)
ویدئو/ امام خمینی:
«ما که امیدواریم یک جلوه ولو بسیار ناقص از ولایت علی(ع) در کشور ما شده باشد، باید توجه کنیم کافی ندانیم اینکه ما تظاهر می کنیم و شعار می دهیم اینها کافی نیست؛ دولت باید با تمام قدرت همانطور که علی(ع) برای محرومین دل می سوزاند، این هم با تمام قدرت دل بسوزاند برای محرومین…!»
محسن قنبریان/ ۱۴خرداد۱۴۰۵
آیا «بعثت مردم ایران» در سخنان امیرالمومنین(ع) مصداق و تطبیق دارد؟/ مردم علاوه بر جنگ، برای عدالت و پیشرفت مبعوث شدهاند
حجتالاسلام والمسلمین محسن قنبریان، استاد حوزه و دانشگاه:
در نامه ۵۳ نهجالبلاغه آمده است:
«وَ إِنَّمَا عِمَادُ الدِّینِ وَ جِمَاعُ الْمُسْلِمِینَ وَ الْعُدَّهُ لِلْأَعْدَاءِ الْعَامَّهُ مِنَ الْأُمَّهِ».
«جِماع» در لغت به معنای پناهگاه و تکیهگاه است. در این تعبیر، حضرت علی (ع) مردم (جمهور) را پناهگاه مسلمانان میخوانند.
بسیاری از استکشافها و برداشتهای این «جمهور» در تطبیقات و تعیین مصادیق، صحیح است. این مردم هم به لحاظ نظری و هم به لحاظ عملی، پناهگاه امت هستند
در این بعثتی که رخ داده است، باید توجه داشت که هر خیزشی سطوح و متعلقات مختلفی دارد. گاهی مسئله، جنگ، بمباران و دفاع است؛ در این شرایط، بدیهی است که جنگ به مسئلهی اصلی مردم تبدیل میشود. اما «بعثت برای عدالت و پیشرفت» نیازمند تنبه و آگاهیبخشی بیشتری است.
مجلس تنها نهاد محدود کننده/اما شده!
طبق اصل ۷۹قانون اساسی، در حالت جنگ و شرایط اضطراریِ نظیر آن [ شورش ها و[۱]…] فقط با تصویب مجلس می توان محدودیتهای ضروری [ تجمع و تردد نه توقیف مطبوعات و سلب آزادی های دیگر ۱] آنهم موقتاً و حداکثر تا ۳۰ روز برقرار کرد!
این حق، نه به «دولت به تنهایی» و نه به «تنها شورایِ عالیِ قانون اساسی ( شعام)»، سپرده نشده است. حتماً منوط به تصویب مجلس است و محدودیت بیش از ۳۰روز هم مجوّز مجدد مجلس را می خواهد!
حال چگونه ممکن است خودِمجلس، بدون چنین مجوزی، سه ماه پیاپی محدود شده باشد؟!
اگر شرایط خاص حفاظتی در ۳۹روز جنگ، اضطراریْ ساخته بود، آیا استمرار محدودیت مجلس، نیازمند مصوبه خود مجلس ندارد؟!
آیا چنین بررسی و مصوبه ای از انتخاب رئیس و هیأت رئیسه آن دشوارتر یا کم اهمیت تر است؟!
در قانون اساسی «استقلال» و «امنیت» در تعادل با« آزادی» و «جمهوریت» تعریف شده است و مطلقاً به هیچ شورای عالی هم اجازه به هم زدن این تعادل داده نشده است! ( اصل ۷۹،۹ و…)
همیشه کسانی هستند که به جای حل مسائل با «قانون اساسی»،«تحلیل سیاسیِ خود» را حاکم و «قضایای حقیقیه» را «شخصیه» می خوانند !
لابد این روزها مطالبه تصمیم قانونی درباره مجلس ( که با مجلس است) را به چند منتقد مذاکرات یا قالیباف تقلیل دهند!
یا مشارکت پایین را بهانه و اینبار مجلس را «عصاره جمهوریت» نگیرند!
و فرار از شرّ مجلس را برای «محفلی کردنِ اداره کشور» بخواهند!
مراقبان قانون اساسی و مردم سالاری دینی نباید ساکت بمانند!
محسن قنبریان
[۱] مشروح مذاکرات ص۲_۸۸۱
تذکری راجع به تفاوت «اختلاف» و «تفرقه»
حجت الاسلام والمسلمین قنبریان
شب اول روضه آخر صفــــــــــــر۱۴۰۴/ مشهد هیأت لبیک
درباره این تفاوت و قواعد مواجهه با هر یک بیشتر بخوانید و بشنوید:
خلاصه جلسه اول بحث «اختلاف آری، تفرقه نه»!
خلاصه جلسه دوم بحث «اختلاف آری، تفرقه نه»!
مهمترین لازمه ی پیام رهبری!
- چون مجلس، «نقش مهمی در اِعمال اراده مردم» دارد؛ پس بعثت مردم بدون احیای مجلس، عقیم است!
امتداد بعثت مردم،تشکیل جلسات مجلس است؛ که ۳ماه است تعطیل است! - منطقی نیست از مجلسِ تعطیل،در«مقطع کنونی»:
«ابتکار مضاعف قانون گذاری و نظارت»[در این مقطع، اِعمال اصل ۷۷ بر توافق با آمریکا] خواست!
یا برایش:«دستور کار اصلی»،«در شرایط کنونی» صادر کرد!
پس حتماً به دلالت التزامی، بازگشایی مجلس را به نحوی از انحا پذیرفته اند!
متصور نیست «وظایف خطیر[مجلس] در برهه حساس فعلی» را «تشخیص صحیح اولویت ها، آرای مبتنی بر مطالعات و مشورتهای عمیق کارشناسی» و «توجه به دیپلماسی پارلمانی» شمرد و از «نمایندگان در موقعیت کنونی»، «تمرکز بر شعار سال، ثبات اقتصادی، کاهش تورم، مدیریت نقدینگی، رونق تولید، اصلاح برنامه هفتم» و…خواست؛ اما برگزاری صحن علنی مجلس را به موقعیت و شرایط دیگر واگذاشت! - سخن از ارتقای تراز مجلس (غیر از نمایندگان) به تبع ارتقای ملتِ مبعوث است:
«مقطع کنونی نقطه عطف جلوه بعثت مردم در نمایندگان و مجلس شورای اسلامی است تا نقش آفرینی و انجام مسئولیت خود را در تراز ملت مبعوث شده تنظیم کنند».
ارتقای تراز مجلس،فرعِ دایربودنِ آن حیثیت جمعی است! - «نمایندگان مجلس با مواضع، مصوبات و نطق های خود می توانند مجلس شورای اسلامی را نهاد پیشران امید آفرینی کنند»؛ واضحاً با حیثیت جمعی مجلس است.
حتی بعید است «صیانت از وحدت»، «پرهیز از اختلافات سیاسی» صرفاً تذکر به چند نماینده ی سخنران در میادین، علیرغم بی خبری از ۲۹۰نماینده دیگر باشد!
محسن قنبریان