بایگانی برچسب: s

بر دوش بردن دانش آموزان برای حق آموزش!

در روستای قارخون آذربایجان‌شرقی مادران این روستا، دانش‌آموزان را بر دوش خود گرفته و از رودخانه عبور داده و به مدرسه می‌رساند تا آن‌ها از دسترسی به آموزش محروم نشوند . خانم معلم معصومه حمیدی از این محرومیت می گوید و خود اینجور مدرسه می رود!

 

به تعبیر شهید بهشتی “منطق فطرت” اینجا چه می گوید؟

 

عمل فطری معلمان زیادی می گوید: آموزش حق است نه کالا!

هیچ کس با صاحب کارش چنین نمی کند.

فقط محق را چنین به حقش می رسانند.

 

سواد ابتدایی، حامل فرهنگ است و جامعه پذیری و ایرانی-اسلامی زیستن و نیازهای ضروری بچه ها را تامین می کند؛ پس حق است.

 

کالا، بازارپذیر و در عرضه و تقاضا و تجارت می افتد.

اما حق، اعطاء می شود؛ در نابازار است.

فطرت و ارتکاز شرعی و تمدنی مان بر این شاهد است: ببین از “اعطاءِ” خون و “اهداء” عضو و… برای حق حیات می گوییم!

 

محسن قنبریان

راهبردی که معاونت راهبردی لحاظش نکرد!

بسیاری به نقش راهبردیِ زن در تغییرات اساسی جامعه بی توجه اند.

از نگاه راهبردی، نسبت های متفاوتی بین وجه زنانه(پوشش) با تغییر سرنوشت اجتماعی در تاریخ معاصر ما رخ داده است:

  1. کشف حجاب در نظام خودکامه و وابسته پهلوی:
    این شخصی سازی و آزادی فرهنگی، در واقع مخدّری برای عدم توجه به سرنوشت سیاسی اجتماعی جامعه و بالتبع ادامه خودکامگی و وابستگی رژیم بود.
    امام خمینی در این باره فرمود:
    “از خیانتهای بزرگی که به ملت ما شد این بود که نیروی انسانی ما را از دست گرفتند؛ نیروی بانوان ما را به عقب راندند، بانوان ما را منحط کردند؛ خیانت کردند بر ملت ما. بانوان ما را ملعبه کردند؛ بانوان ما را مثل عروسکها کردند. بانوان ما جنگجو بودند، اینها خواستند ننگجو باشند!”
  2. مداخله دادن زنان در سرنوشت سیاسی اجتماعی و مقدرات اساسی(انقلاب اسلامی):
    امام خمینی این مداخله را یک اصل اساسی و برتر از یک راهبرد می دید اما در مقابل فرهنگ ابتذال هم از آن استفاده راهبردی کرد.
    ورود زنان به نهضت اسلامی -برای تغییر سرنوشت- نسبت مستقیمی با انتخاب پوشش اسلامی داشت.
    حجاب توسط متفکران انقلاب اسلامی ابزاری برای پوشاندن زنانگی و تامین حضور انسانی او در اجتماع تعریف شد.
    امام خمینی در اینباره فرمود: “زنها گمان نکنند که این مقام زن است که باید بزک کرده بیرون برود، با سرِ باز و لخت! این مقام زن نیست این عروسک بازی است نه زن. زن باید شجاع باید زن باید در مقدرات اساسی مملکت دخالت بکند”.
  3. کشف حجاب و جنگ روسری در حکومت اسلامی (جنبش ززآ):
    بطور خاص از دهه ۹۰ مهندسیِ دقیقی برای جمع بُرداری بین وجه زنانه و وجه مشترک انسانیِ زن برای تغییر سیاسی طراحی شد که در جنبش زن زندگی آزادی بروز نهایی یافت.

کشف حجاب اینجا نه صرفا شخصی سازی پوشش فردی بلکه نوعی کمپین سازی علیه اسلام سیاسی بود.

پوشش، قدر مشترک زنان است که اسلام درباره آن فرامینی دارد.

وجه اصلی اسلام سیاسی هم قائل به حکومت بودن و دخالت آن در تحقق ارزشها و احکام اسلامی است؛ پس کشف حجاب در این موقعیت دیگر یک انتخاب سلیقگی و شخصی نیست، بلکه جزیی از تقابل با اسلام سیاسی قلمداد می شود.

قرار دادن درصدی از زنان در این موقعیت، حس پیشرانیِ تغییر به آنها می دهد. دیگر زنان با کشف حجاب خود را ملعبه مردان هرزه -چنانچه در حکومت پهلوی بود- نمی بینند؛ بلکه آنرا کنشی موثر در تغییر سرنوشت اجتماعی و جزیی از مبارزه مدنی سیاسی می بینند!

از همین جاست که رهبر جمهوری اسلامی آنرا حرام سیاسی خواند!

اگر یک جوان متشرع این مهندسی راهبردی را در حد نقض حکم شرعی یا دختر کم حجابی آن را انتخابی شخصی و سلیقگی ببیند جای تعجب نیست؛ اما کسی در کرسی معاونت راهبردی رئیس جمهور نباید آنرا فروکاهد.

چگونه میشود تحقق راهبرد معارضه با اسلام سیاسی را “مسیر درست” خواند و همزمان آنرا وجه جلب منافع ملیِ همان نظام سیاسی(رفع تحریم) قرار داد؟!

 آن بخش گفتگو:

«فرید زکریا: بگذارید در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران از شما بپرسم. من در سال گذشته چندین بار در عربستان سعودی بودم. زنان سعودی به من آمدند و گفتند که بسیار افتخار می‌کنند که حالا در عربستان سعودی، زنان حقوق بیشتری نسبت به ایران دارند. رئیس‌جمهور جدید گفته که قرار است امکان اینرا فراهم کند که زنان هر چیزی که می‌خواهند بپوشند. اینکه دیگر نیازی به پوشیدن روسری نباشد و از آنچه که من آن را آزار زنان توسط گشت ارشاد می‌دانم جلوگیری شود. این هنوز به نظر نمی‌رسد که اتفاق افتاده باشد. آیا این اتفاق خواهد افتاد؟

ظریف: خوب،ببینید. من به این که در شکل‌گیری کابینه ایران نقشی داشته‌ام افتخار می‌کنم. در کابینه‌مان چهار زن داریم. در سطح وزارتی.

فرید زکریا: آیا این زنان می‌توانند بدون پوشش مو در جلسات کابینه حضور پیدا کنند؟

ظریف: خوب، آنها انتخاب کرده‌اند که این کار را نکنند چون به قوانین کشور احترام می‌گذارند. حالا، اگر به خیابان‌های تهران بروید، خواهید دید که بسیاری از زنان موهای خود را نمی‌پوشانند. این خلاف قانون است، اما دولت تصمیم گرفته است که زنان را تحت فشار قرار ندهد. این وعده‌ای بود که رئیس‌جمهور پزشکیان داد و این وعده در حال اجراست. او اجرای قانون رابا موافقت ارکان نظام به تعلیق درآورد. منظور من رهبری کشور نیست. منظور ارکان کشور است، مانند رئیس مجلس، رئیس قوه قضائیه و دیگران، مانند شورای امنیت ملی.

پس ما در مسیر درست حرکت می‌کنیم.

…این[حقوق اقلیت ها و مساله پوشش زنان] کافی نیست فرید. این یک گام در مسیر درست است!»

کاستن از اسلام سیاسی، حرکت در مسیر درست نیست؛ حرکت در مسیری است که از اول آمریکایی ها خواسته اند. آنها بارها گفته اند دنبال سرنگونی نظام سیاسی نیستند، دنبال تغییرند و منظورشان دقیقا تغییر اسلام سیاسی به یک اسلام اجتماعی یا فردی است!

محسن قنبریان

شعارحماس و منطق جمهوری اسلامی بر زبان استاد اسرائیلی

اگر از شعار “از رودخانه تا دریا” و “استعمار زدایی” نمیدانید اینجا بخوانید!

منظور: از رود اردن تا مدیترانه، یک کشور فلسطینی با یک دولت از اهالی آن (+آوارگان) منهای اشغالگران است.

۱۹۶۰سازمان آزادیبخش از این شعار برای “استعمار زدایی” و ۱۹۶۹برای یک کشور دموکراتیک واحد برای اعراب و یهودیان، بجای اسرائیل استفاده کرد. اما تجاوزهای اسرائیل و حمایت قدرتهای جهانی به پیمان اسلو و کوتاه آمدن از این شعار انجامید!

این شعار را فقط جمهوری اسلامی و مقاومت(حزب الله و…) نگه داشت. رهبر انقلاب راه حل فلسطین(بخوانید) رافقط چنین رفراندومی برای یک کشور و یک دولت فلسطینی خواند؛ بعدا فلسطینی ها تصمیم بگیرند با مهاجران یهودی چه کنند؟

این ایده را ج.ا در اسناد بین المللی هم ثبت کرد.

 اما آرزو جلوه می کرد و فضای جهانی چیز دیگر بود!

حماس در منشور سال۲۰۱۷ خود دوباره احیایش کرد!

مقاومت مسلحانه از قسام تا حماس برای تحقق این شعار(در مقابل ایده دو دولتی اروپایی ها) موجب شد اسرائیل از شعار “نیل تا فرات” تنزل و همین “بحر تا نهر” را بگوید اما برای اسرائیل! (مانیفست انتخاباتی حزب لیکود۱۹۷۷)

با کمال ناباوری پس از طوفان الاقصی و جنایات اسرائیل این شعار در خیابان های اروپا و آمریکا برای فلسطین بانگ زده شد!(بخوانید) حتی معاون نخست وزیر اسپانیا از آن گفت!

در مقابل آمریکا، انگلیس، آلمان و… این شعار را یهود ستیزانه و خشونت آمیز خوانده برایش جرم انگاری کردند!

در ویدئو می بینید استاد اسرائیلی همان شعار اصیل را می گوید!

محسن قنبریان

سخنرانی/ ۰۳۱۰۲۱ – شرح خطبه ۲۱۶

درسهای نهج البلاغه

جلسه پنجم / ۲۱دی۱۴۰۳
حجت الاسلام قنبریان

▫️فراز: ثُمَّ جَعَلَ سُبْحَانَهُ مِنْ حُقُوقِهِ حُقُوقاً افْتَرَضَهَا لِبَعْضِ النَّاسِ عَلَى بَعْضٍ، فَجَعَلَهَا تَتَکَافَأُ فِی وُجُوهِهَا وَ یُوجِبُ بَعْضُهَا بَعْضاً وَ لَا یُسْتَوْجَبُ بَعْضُهَا إِلَّا بِبَعْضٍ

  1. این حقوق متکافئ در مقام جعل و اهلیت، این ملازمات را دارد یا در مقام استیفاء هم؟!
    مثال از حق نفقه و حق تمکین
    مثال از حق حاکم و رعیت(نامه ۵۰)
  2. استیفاء حق با کیست؟
    فرق بین حق معین و مفروز با کلی و مشاع
    – فرق تقاص با برداشتن فقیر از مال زکاتی؟
    اگر حقوق قانونی صنف و طبقه ای داده نشد؟!
    آیا دولت هم در ضرر به حقوق مالی ضامن می شود؟!
  3. چقدر تخلف، مجوز نقض طرف مقابل می شود؟!
    روایت قرب الاسناد
    سازوکار حَکَم در نامه۵۴
  4. پیدایش نهادهای دیگر در حکومت و نوعی تفکیک قوا
    فخذوا هذا من امرائکم…

دانلود «۰۳۱۰۲۱ – شرح خطبه ۲۱۶» | “دانلود از پیوند کمکی

تولید و عدالت!

 

اول چند دقیقه وقت بگذارید سیاستهای کلی اصل۴۴ را بخوانید!

 

چه رشد اقتصادی و پیشرفتی موجب عدالت می شود؟!

 

گفته شد پیشرفت خود به خود به عدالت نمی انجامد! عدالت توزیعیِ بعد از رشد اقتصادی هم چاره اساسی فاصله طبقاتی نیست بلکه اصلا تا کیک اقتصاد بزرگ نشود، توزیع سهم بیشتر هم میسر نیست!

 

از اینجاست که “عدالت پیش از تولید” مطرح می شود. “تقسیم عادلانه منابع تولید ثروت” یک اصل اساسی است (بند۲ اصل۴۳ قانون اساسی). پس کلمه اساسی در سیاستهای اصل۴۴: “گسترش مالکیت عمومی در جهت تحقق عدالت اجتماعی” می شود.

بدون گسترش مالکیت عموم، سود منابع برای طبقه یقه سفیدها و سرمایه دارها و  کاهش ارزش اسکناس برای حقوق بگیران(کارمند و کارگر) خواهد بود. فقیران فقیرتر و اغنیاء پولدارتر می شوند!

 

سیاستهای اصل۴۴ برای این گسترش مالکیت عمومی، “تعاونی های فراگیر بیکاران و سه دهک پایین” را پیشنهاد داد که تا پایان برنامه پنجم به ۲۵٪ در اقتصاد کشور برسد. ۳۰٪درآمدهای حاصل از واگذاری ها به بخش خصوصی و حاکمیتی هم به آن تعاونی ها جهت فقر زدایی و سهیم شدن در مالکیت عمومی کشور اختصاص یابد!

 

قانون اجرایی آن هم سال۸۷ تصویب و فصل سوم به آن تعاونی ها اختصاص یافت!

براساس آن باید بودجه سالانه هم برمبنای توسعه آن تعاونی ها بسته شود!

حتی مدل تعاونی توسعه و عمران شهرستانی و دهیاری هم در سال۸۹ طراحی شد!

 

لکن با گذشت ۲۰سال آن طبقات در مالکیت و سهم بری -نه به شکل تعاونی و نه کارگاه های کوچک(ایده دیگر رهبری)- مشارکتی نیافتند! هم مشارکت در رونق رشد اقتصادی کم شد، هم عدالت عقب ماند!

 

محسن قنبریان

ناملازمه رشد اقتصادی و عدالت

 

توجه به این نکته از رهبر انقلاب بسیار ضروری است که: تازه رشد ۸درصدی هم حاصل شود، حتما ملازم با عدالت نیست!

یکبار باید به پیشرفت و رشد۸٪ و استمرار آن فکر کرد(شرط لازم) و یکبار به تقسیم عادلانه عوائد آن یعنی عدالت توزیعی (شرط کافی).

 

واقعیت این است که از برنامه پنجم -که با سیاستهای اصل۴۴ قرار بوده ضریب جینی به ۳۵صدم برسد- تا برنامه هفتم، دولتها(به جز چند نمونه محدود) از عدالت توزیعی فاصله بیشتری گرفته اند ودائماً به دنبال شانه خالی کردن از این بخش هستند!

 

کسانی که به جای تکیه بر توان داخلی برای رشد اقتصادی، صرفا احیای برجام اولویت شان بوده هم درچندماه اجرای برجام به حسب آمار رسمی دیدند باز دهک بالاست که از آن نفع می برد نه عموم مردم!

یعنی نه “رشد اقتصادی درون زا” و نه “احیای برجام”، مستقیماً و لزوماً عدالت نمی آورد و آن تدابیر خاص خودرا میخواهد!

 

متاسفانه این سالها حتی گفتمان عدالت هم در گفتمان پیشرفت به محاق رفته است!

برای نیروی انقلابی هم فقط  روایت پیشرفت مهم است. دیگر از عقب ماندگی عدالت گفتن، عیب است!

 

رهبر انقلاب در دهه پیشرفت و عدالت از عقب افتادن عدالت از پیشرفت بارها گله کردند و مساله را از “عدالت” به “عقب ماندگی در عدالت” به حسب گفتمانی(یعنی سخن غالب شدن) ارتقاء دادند. برای نمونه ببینید: ۸۹/۱۱/۱۵|۹۰/۲/۲۷|۹۰/۱۱/۴|۹۱/۷/۲۲|۹۳/۱۰/۱۷|۹۶/۳/۱۴|۹۶/۳/۳۱|۹۶/۱۱/۲۹| و…

: “فاصله زیاد”، “مطلقا راضی کننده نیست”، “نقطه ضعف ما”، “انصافا عقبیم”، “ضریب جینی بدتر شده”، “از خدا و مردم عذرخواهی کنیم” و…

 

محسن قنبریان ۱۴۰۳/۱۱/۴

سخنرانی/ ۰۳۱۰۰۷ – شرح خطبه ۲۱۶

درسهای نهج البلاغه

جلسه چهارم / ۷دی۱۴۰۳
حجت الاسلام قنبریان

  • فراز: لا یَجْرِی لِأَحَدٍ إِلَّا جَرَى عَلَیْهِ، وَ لَا یَجْرِی عَلَیْهِ إِلَّا جَرَى لَهُ؛ وَ لَوْ کَانَ لِأَحَدٍ أَنْ یَجْرِیَ لَهُ وَ لَا یَجْرِیَ عَلَیْهِ لَکَانَ ذَلِکَ خَالِصاً لِلَّهِ سُبْحَانَهُ دُونَ خَلْقِهِ، لِقُدْرَتِهِ عَلَى عِبَادِهِ وَ لِعَدْلِهِ فِی کُلِّ مَا جَرَتْ عَلَیْهِ صُرُوفُ قَضَائِهِ، وَ لَکِنَّهُ سُبْحَانَهُ جَعَلَ حَقَّهُ عَلَى الْعِبَادِ أَنْ یُطِیعُوهُ وَ جَعَلَ جَزَاءَهُمْ عَلَیْهِ مُضَاعَفَهَ الثَّوَابِ، تَفَضُّلًا مِنْهُ وَ تَوَسُّعاً بِمَا هُوَ مِنَ الْمَزِیدِ أَهْلُهُ.
  • بیان علامه تهرانی: تیغ دولب بودن حق!
  • در متقابل بودن حق، تصویر به گونه دیگری می شود: حق در مقابل حق؛ نه حق در مقابل تکلیف!
  • لازمه این فراز: مساوات در برابر قانون!
    (نظر برخی فقهاء و حقوق دانان)
  • معنای مساوات در تنبیه الامه محقق نائینی(ص۱۰۰تا۱۰۶):
    – اصل طاهر مساوات/ از اشرف قوانین مبارکه
    – مساوات همه در جمیع نوعیات
    – بعد از اصل آزادی، مساوات شرط برای ولایتیه بودن حکومت
    – اختلاف اصناف مکلفین نسبت به انحاء تکالیف؟
  • اشاره ای به شواهد ۱۴ گانه از روایات در اثبات مساوات
  • چرا حق در مورد خداوند متقابل نیست؟(بیان شهید مطهری)

دانلود «۰۳۱۰۰۷ – شرح خطبه ۲۱۶» | “دانلود از پیوند کمکی

بالقیاس الی الغیر ببینید!

چرا نمایشگاه بخش خصوصی سالانه شده است؟! برای بخش کارگری چرا چنین گفتگوهایی شکل نمیگیرد؟!

  1. توجه ویژه رهبری به بخش خصوصی در مقایسه با بخش کارگری نیست؛ بالقیاس به اقتصاد وابسته به خارج و بسته به تحریم است.
    رهبری “مقاوم سازی اقتصاد مقابل تحریم ها”* را اقتصاد مقاومتیِ “درون زا_برون گرا”* می داند.
    “علاج تحریم فقط و فقط تکیه بر توانایی های ملی است.”*
    حتی “دور زدن تحریم یک تاکیک است، مصون سازی در مقابل تحریم یک راهبرد است.”*
    “تکیه اقتصاد کشور نباید به ستونی باشد که ممکن است با نعره مثلا  ترامپی بلرزد… باید درون زا باشد”*
    لذا توانمندی های درونی را نمایشگاه می کند، به رخ دولت هم می کشد تا رئیس جمهور هم باور کند. “در نمایشگاه فعالان اقتصادی رئیس جمهور رفت، آنجا ثابت کردند که ما رشد ۸٪ را بدون احتیاج به خارج می توانیم تامین کنیم”(۴۰۳/۱۰/۱۹)
  2. اما در مقیاس داخلی و بالقیاس به کارگران (بال دیگر کنار کار آفرین*) دیگر ترجیح با کارآفرین و سرمایه گذار نیست!
    “یک اصل مهم برای رشد تولید، ارتقاء زندگی کارگر” است*.
    “بهترین راه عدالت بنیان کردن اقتصاد: طراحی برای مشارکت قشرهای ضعیف در فعالیت های اقتصادی” است*.
    “سهم بری عادلانه از درآمد کار”، “توجه به سهم کارگر” هم جزء اصول همان سیاست های اقتصاد مقاومتی است*.

 حتی به غیر عادلانه هایی تصریح می کنند: “دیدم دوستانی شکایت می کنند از بعضی مصوباتی که نظرات کارگر در آنها ملاحظه نشده، خیلی خب این مقررات بایستی حتما با نگاه عادلانه تنظیم بشود”.*

محسن قنبریان ۱۴۰۳/۱۱/۲

توحید و عدالت و آزادی/ معیارهای سه گانه اسلام

علامه طباطبائی(ره) در المیزان:

” انبیاء بشر را -چه نوعش و چه فردش- دعوت مى‌کنند به اینکه تک تک و مجموعشان بر طبق دعوت فطریشان -یعنى بر اساس کلمه توحید- سیر کنند و اعتقاد به توحید حکم مى‌کند به وجوب تطبیق اعمال فردى و اجتماعى بر معیار اسلام‌ براى خدا؛ یعنى معیارهاى زیر:

  1. تسلیم خدا شدن.
  2. بسط عدالت، یعنى گسترش تساوى در حقوق حیات.
  3. حریت در اراده صالحه و عمل صالح.

و این تحقق نمى‌یابد مگر وقتى که ریشه‌هاى اختلاف یعنى:

  1. بغى به غیر حق.
  2. استخدام و تحکم زورمندان از زیر دستان.
  3. اینکه ضعیف برده شدن براى قوى را بپذیرد، از بیخ کنده شود.

 پس هیچ اله بجز اللَّه نیست و هیچ ربى جز او نیست و هیچ حکمى جز براى خدا نیست.” (ترجمه المیزان ج۳ ص۳۹۱و۳۹۲)

نتایج:

  1. “فطرت” دعوت به توحید و “توحید” دعوت به تطبیق اعمال فردی و اجتماعی بر “معیار اسلام” می کند.
  2. “معیارهای اساسی اسلام” سه تاست:
    – تسلیم خدا شدن.
    – بسط عدالت.
    – آزادی در اراده صالحه.
  3. بسط عدالت را به “گسترش تساوی در حقوق حیات” معنا می کند.
    جای دیگر توضیح داده “حقیقت نوع انسان” بطور مساوی در افراد تقسیم شده، پس اقتضاء می کند “حق حیات” هم در بین افراد آن مساوی باشد و همه در بهره مندی از آن “در یک سطح” باشند! (ر.ک: ص۳۹۴)پس هرچه از شعب حق حیات شد، همه افراد در آن مساوی اند.
  4. هریک از این سه معیار، ضدی دارد که “ریشه اختلاف” در جامعه میشود:
    – بغی به غیر حق؛ در مقابل تسلیم خدا شدن (اختلاف دینی)
    – استخدام یکطرفه زیردستان و ناتوانان توسط زورمندان و توانگران؛ مقابل بسط عدالت و تساوی در حقوق حیات (اختلاف طبقاتی در کالا شدن حق های اساسی)
    – پذیرش بردگی اقویا؛ مقابل آزادی در اراده صالحه (اختلاف طبقاتی در رتبه بندی اراده ها)
  5. اسلام “دین توحید” و همزمان “دینِ عدالت و آزادی” است. این دو نه از احکام فرعی که معیارهای اسلامِ اصیل و فروعات مهم توحیدند.
    اسلام منهای عدالت و حریت، اسلامِ شرک و تقلبی است.

محسن قنبریان