مصاحبه روزنامه قدس با حجت الاسلام قنبریان منتشر میشود.
مصاحبه روزنامه قدس با حجت الاسلام قنبریان منتشر میشود.
سخنرانی حجت الاسلام قنبریان در دهه اوّل محرّم ۱۳۹۸ با موضوع «به کجا میکشانیام!» خدمتتان تقدیم میشود.
سخنرانی محرم سال ۱۳۹۶ با موضوع «نسل مستشهد» ایراد شده توسط حجت الاسلام قنبریان خدمتتان تقدیم میشود.
سخنرانی حجت الاسلام قنبریان در دهه اول محرم سال ۱۳۹۸ با موضوع «تحلیل قدسی روضهها» خدمتتان تقدیم میشود.
با نام و یاد خدا جهت اطلاع شما عزیزان مراسمات حجت الاسلام قنبریان در دهه اول محرم را اطلاع رسانی می نماییم.
برای دریافت تصویر در اندازه اصلی روی عکس کلیک کنید
“یک وقت هست که ما جلوی چشم مردم یک مانور اشرافیگری می دهیم؛ این دیگر مباح و مکروه ندارد؛ همه اش حرام است؛ بخاطر این که تعلیم دهنده ی اشرافیگری است… واقعا “الناس علی دین ملوکهم”. ملوک در این جا به معنای پادشاهان نیست که بگوییم ما پادشاه نداریم؛ نه، ملوک شماها هستید؛ الناس علی دین ماها.” رهبر معظم انقلاب ٨۴/۶/۸
پ.ن:
از یک مسألهگوی ساده به مجتهدی عالی مقام!
(پاسخ به آیتاللهآملیلاریجانی درباره مدرسه ولیعصر)
مقدمه:
اجمالا عرض میشود: کماکان مدرسه ولیعصر را مدرسه ایشان و در این زمان از اشرافیترین مدارس قم میدانم! ایشان هم جای نفی انتساب، اقلا وظیفه ردع و منع از چنین نحوه ساختی داشتهاند که به هر دلیل عمل نشده است.
اما تفصیل این سه در چهار ستون ذیل تقدیم فرهیختگان میشود:
(اللهم) وسَدّد٘ السِنتنا بالصواب والحکمه.
الف) استناد مدرسه به ایشان!
ایشان مرقوم فرمودهاند: “استناد دادن ساختمان مدرسه به اینجانب خلاف واقع است. مدرسه علمیه ولیعصر وقف است. واقف آن هم مرحوم والد ما آیت الله العظمیمیرزا هاشم آملی قدس سره بود. متولی این وقف هم امروز بنده نیستم. فقط به جهت اینکه امور مدرسه زمین نماند، وکالتی به بنده دادهاند. زمانی که مدیر مدرسه وضعیت نابسامان ساختمان قبلی مدرسه را مطرح کردند بنده به جهت اشتغال در قوه قضائیه به ایشان گفتم که اینجانب در ساخت مدرسه هیچ دخالتی نمیکنم…”!
این شاگرد کوچک در یادداشتهای قبل هم حرف خود ایشان را بر شایعات و حتی قرائن ظنی دیگر ترجیح داده و اصل را بر همان فرمایش ایشان نهادهام. اینجا هم همین میکنم:
آیتالله آملی، وکیلِ متولی وقف مدرسه ولیعصرند و در ساخت مدرسه هیچ دخالتی ندارند!
با این وجود استناد مدرسه به ایشان عرفا و شرعا، “خلاف واقع” نیست:
ب) اشرافی بودن مدرسه!
حتی بنده افعل تفضیل بکار برده و اشرافیترین مدارس کنونی خواندهام!
معیار تشخیص اشرافیت یک بناء آیا شرع است یا عرف؟!
اگر شرع معیار باشد:
کتاب خدا “الذین جابوا الصخر[۳]” را وصف قوم ثمود و در توبیخ آنها بکار برده است.
وصف هم اقلا مُشعر به علیت است. پس “یکی” از علل بدی آن قوم، این وصف است.
العیاذ بالله که شیعه امیرالمومنین را به غیرمومنان تشبیه کنم، لکن “جابوا” -چنانچه مفسرین و اهل لغت گفتهاند- از “جوبه” است. “جوب”، قطعههای سنگ را مستدیر و حفره کردن و بناهای مستحکم و عالی ساختن از آنهاست[۴].
انصافا کسی که از کنار این مدرسه رد شود چیزی نزدیک بدین معنا را نمییابد؟!
اگر قرآن “یجری مجری الشمس والقمر” است؛ پس اوصاف خوب و بدش هم زمانگیر است و مصادیق نزد مائی دارد.
در احادیث ابواب تشییدالبناء نیز روایاتی در مذمّت این بناها هست که اهل تحقیق استحضار دارند.
اگرعرف معیار است (کماهوالحق):
دراین صورت کار بسی آسان است. جلوی این مدرسه از عرف عام مصاحبه و آمار بگیرید! یا ویدئویی کوتاه از درون و برون این مدرسه و نحوه ساخت و نوع مصالح و آپشنهای آن در فضای مجازی -منهای نام ایشان- بگذارند؛ ببینند عرف عام چه نظر میدهد؟! اشرافی میداند یا نه؟!
نه گفتنش تحکّم آشکار است.
از همین جا بر طلبه با دقّت واضح میشود: از مدارس علمیه دوران صفوی و مانند آن -حتی اگر به اذن و اجازه مجتهدان بزرگ ساخته شده باشند- نمیتوان شاهد و تأیید بر جواز مدارس اینچنین در عهد انقلاب شکوهمند اسلامیآورد. چون عُرف شاهزده صفوی با عرف انقلابی جمهوری اسلامیقابل مقایسه نیست؛ و فاصلهاش فاصله شاه عباس است تا امام خمینی(قدس سره).
این را با آن برابر کردن، هم نشناختن عُرف است هم ظلم و اجحاف به انقلاب مستضعفین به رهبری فقهای مهذب شیعه! (دقت شود)
ج)ایشان چه وظیفه ای داشتند؟!
حضرت آقای آملی در هنگام ساخت مدرسه هم وکیلِ متولی بودهاند و هم رئیس قوه قضائیه. از این دو ناحیه تکلیفی مشترک و مختص سراغ ایشان میآمد:
تکلیف مشترک:
اگر این مدرسه به دید عرف اشرافی است و چیزی از “تبذیر” در آن است؛ ایشان بعنوان وکیل متولی و هم رئیس عدلیه نظام مقدس جمهوری اسلامیباید از فعل حرام و کبیرهی تبذیر نهی میکردند. بلکه بخاطر وکالت متولی -که تفویض امر است- و حاکم شرع مبسوط الید بودن، بالاتر از نهی، باید ردع کرده از این نحوه ساختن منع میکردند.
طلبه کوچکی چون بنده زیره به کرمان نزد ایشان میبرد؛ که بگوید تبذیر بدتر از اسراف است. اسراف بیش از حد نیاز مصرف کردن است؛ اما تبذیر مصرف مال و مصالح در غیر جای مناسب است “حتی اگر زیاد نباشد[۵]“.
آیا چیزی از این سنگ تراشیها، تاج سازی باسنگ و…تبذیر نیست؟!
باز به نظر محققین از فقهاء مثل صاحب جواهر، تشخیص صدق تبذیر با عرف است. ایشان دارند: “فقد یلیق السلطان مالایلیق بغیره”:گاه چیزی مناسب حال شاه هست(و صدق تبذیر نمیکند) در حالیکه همان مناسب حال غیر او نیست[۶]. !
عرف استبدادزده و شاه دوست دیروز، کاخ و بناهای مجلل را سزاوار شاهان میدید؛ اما آیا عرف دیروز و امروز چنین بناهائی را لائق به حال فقیه اهلبیت میداند؟!
آیا عرف امروز مردم انقلابی قم، ساختمان کاخ مانند را لایق به حال مدرسه علمیه تشیع علوی میداند؟!
پاسخ را نه بنده بگویم نه ایشان بلکه سری میان مردم بزنند ببینند آیا این وضع را مناسب حال فقهای جانشین پیامبر(ص) و مدارس تربیت کننده حامیان محرومین و مستضعفین -که در خطبه ۳نهج البلاغه نشان شان شده- میدانند یا نه؟!
بفرمایند چرا چنین ردع و منعی نکرده و به عدم دخالت راضی شدند؟!
تکلیف اختصاصی:
ایشان بعنوان رئیس قوه قضائیه و حاکم شرع جمهوری اسلامی”اقلا شائبه” یک وظیفه اختصاصی درقبال این مدرسه برایشان بوده است و آن جریان حکم حجر بر متصرف این اموال است!
توضیح اینکه:
مجتهد موشکاف ما میداند همانگونه که “لاسرف فی الخیر” در السنهی فقهای ما مشهور است؛ “لاخیر فی السرف” هم مشهور است. لذا همانها که انفاق مُعظم مال در کار خیر را اسراف و تبذیر نمیشمارند؛ این دقیقه را هم دارند که در اسراف و تبذیر، کار خیری واقع نمیشود.
از اینروست که جناب علامه در ارشاد قید لازمیمیافزاید: “صرف المال فی صنوف الخیر لیس بتبذیر مع بلوغه فی الخیر”. قید آخر معنای دقیقی دارد. فخرالمحققین و شهید اول، ضمیر “بلوغه” را به “صرف” یا “فاعل” بر میگردانند که معنا چنین میشود: صرف کردن مال در صنوف خیر تبذیر نیست مادامیکه نهایت و همه صرف مال در خیر باشد، مواقع و جایگاههای خیر را بشناسد و مال واقعا و به تمامه در خیر صرف شده باشد[۷].
شهید ثانی این قید را چنین تعبیر میکند: “ان المشهور لاسرف فی الخیر کما لاخیر فی السرف ولم یثبت کونه خیرا[۸]“ یعنی چیزی که خیر بودنش ثابت نیست، اسراف در آن صحیح نیست و خروج از تبذیر مصطلح نمیشود.
واضح است مدرسه ولیعصر و موارد مشابه، مزار معصومین نیستند تا قاعده تعظیم شعائر، زخارف و تجملات را دارای غرض صحیح عقلائی کند چنانچه بعض فقهاء درآنجا قائلند.
پس تجملات اضافی و اسرافهای درون و برون این ساختمان ذیل “لاخیر فی السرف” باقیاند.
بانی داشتن و مال خیّر بودن، تبذیرش را -اگر باشد- مشروع نمیکند.
مجتهد متبحر بهتر از این آخوند دِه میداند که: تبذیر اگر “ملکه و رویه” کسی شود، “سفاهت” او ثابت و حکم وضعیِ ممنوع التصرف شدن در اموالش از سوی حاکم شرع بر او بار میشود[۹]!
ابن ابی الحدید و دینوری نوشتهاند که امیرالمومنین(ع) خواست عبدالله بن جعفر -پسر جعفر طیار و داماد خویش- را به سبب اسراف و تبذیر، از تصرف در اموالش منع کند[۱۰].
در مرقومه جناب آقای آملی آمده: “ایشان [مدیرمدرسه] بعد از مدتی گفت یکی از آشنایان ما که مسجد و ساختمانهای “مشابهی” ساخته است، حاضر است ساختمان مدرسه را بعهده بگیرد…”.
اگر این مساجد و ساختمانهای مشابه، شباهت در مصرف تبذیری مال است (مثل این مدرسه)؛ بعید نیست حکم وضعی بر او بار و ایشان بعنوان حاکم شرع موظف بوده آن فرد را ممنوع التصرف کند؛ تا از مصرف اموال در مصارف تبذیری باز داشته شود. دیگر مسجد و مدرسهای غیر لائق به حال فقه و مذهب تشیع نسازد!
چقدر فرق است بین موارد اسراف داماد امیرالمومنین با این اسراف و تبذیرها و چقدر فرق است بین حاکم شرع بودن علی(ع) و حاکم شرع بودن بعضی ازما!
آیا “من هیچ دخالتی نمیکنم”؛ جواب قانع کنندهای در قبال این تکلیف محتمل است؟!
(اللهم)وتَفَضَّل علی عُلمائنا بالزُهد و النَصیحه.
محسن قنبریان
عیدغدیر ۱۴۴۰هق
۲۹ مرداد۱۳۹٨ش
[۱] . ر.ک:السرائر ج۱ص۴۹۲
[۲] تحریرالوسیله ص۵۴۰
[۳] ۹/فجر
[۴] ر.ک:تفسیر قمیوهم تفسیرالامثل ذیل آیه
[۵] ر.ک:مستمسک العروه ج۷ص۳۳۹وجواهر ج۱۳ص۱۳۰
[۶] جواهرالکلام ج۲۶ص۵۳
[۷] ر.ک:غایه المرام فی شرح نکت الارشادج۲ص۱۹۷و۱۹٨
[۸] نقل از جواهر ج۲۶ص۵۶
[۹] ر.ک: جواهرالکلام ج۲۶ص۴۹و الحدائق الناظره ج۲۰ص۳۵۱
[۱۰] شرح ابن ابی الحدید ج۱ص۵۳/اخبارالطوال ص۲۱۵
عرش اخوت-عرش ولایت
آیت الله شاه آبادی -استاد امام عزیز- در کتاب گرانسنگ شذرات المعارف، تشکیل اُخوت مومنان را شرط استقرار ولایت غدیر میخواند!
“توسعه اجتماعات مذهبی برای ارتباط و دوستی با یکدیگر” را خیط[بند تسبیح] اُخوت مینامد. اُخوت را هم “به حسب حقیقت الفت قلوب و ارتباط دلهای مومنین با یکدیگر” معنا میکند.
از آیه شریفهی “واعتصموا بحبل الله جمیعا و لاتفرقوا…” استفاده میکند که حبل الله(قرآن و عترت) از “عرش رحمان” آویخته شده بر “عرش اُخوت”؛ و تا جامعه اُخوت مومنان تشکیل نشود، ایندو مستقر نمیشود!
“لذا پیغمبر اکرم(ص) در صدر اسلام با ارتباط کثیری به مقام مقدسش به ایمان و اسلام، ممکن نشد که از وجود آنها استفاده بفرماید برای بسط و مقصد اسلام مگر به احداث خیط عرضی اُخوت [خیط طولی، همان قرآن و عترت است] که آن کثرت را به وحدت آورد… از اینجا معلوم شد که اُخوت از احکام سیاست الهیه است برای اجرای مقاصد اسلامیه”.
(حتما دوستان محقّق و موثر ، شذره اول تا سوّم این کتاب را بخوانند).
نتایج مهم:
محسن قنبریان
۹۸/۵/۲۸
در این پست مستندات برخی سخنان حاج آقا قنبریان در برنامه ثریا منتشر می شود. ادامه خواندن مستندات مطالب برنامه ثریا
بزرگوار منتقدی در یادداشتی از موضع دیر هنگام آیت الله یزدی علیه رئیس سابق قوه قضاییه گلایه و افزوده:
“ایضاً حجت الاسلام دیگری که چند شب پیش از برنامه تلویزیونی صریح از آقای آملی انتقاد کرد یا جناب زاکانی که دست به افشاگری علیه فساد طبری زده یا دیگر اصولگرایان و پیاده نظام رسانهای شان. شما پیش از آمدن آقای رئیسی در قید حیات نبودید؟… تمام کنید این نمایش را…”!
اینکه چرا بزرگترها زودتر تذکرات جدی تر و بازدارنده ندادند؟ را قبل از رسانهای شدن فرمایشات آیت الله یزدی هم در یادداشتی بنام “دو انتظار از جامعه مدرسین در حوزه اشرافیت مذهبی” نوشته و صراحتا صدور بیانیه علیه این اقدامات و هم ضابطه گذاری برای رویه نشدن را درخواست کردم
بنده پیاده نظام رسانهای هیچ گروه و جناحی هم نیستم. در برنامه ثریا هم مثالها را بین همه جناحها توزین کردم تا با عدالت، جناحی برخورد نکرده باشم.
در حد کانال تلگرام و ایتا و سروش ۱۰۰۰نفری -که دوسال پیش کمتر هم بود- در زمان ریاست آیت الله آملی لاریجانی این نقدها را نوشتهام. در کنارش برخی محاسن ایشان هم در یادداشتهای دیگر بیان شده است. از جمله رأی قاطع فقهیشان به ابطال وقف اموال دانشگاه آزاد؛ که از آنها هم پشیمان نیستم.
دوستان برنامه ثریا هم تازه از طریق کانال و معرفی برخی دانشجویان با بنده آشنا شدند. قبل از این هم در رسانه ملّی حضوری نداشتهام؛ پس نمایشی در کار نبوده است.
چند نقد بنده در دوره ریاست ایشان:
محسن قنبریان
۹۸/۵/۲۶