مروری بر ارائه حجتالاسلام محسن قنبریان
نشست علمی
اربعین؛ فناوری اجتماعی تحقق خونخواهی
(هیأت، اربعین، مقاومت، خونخواهی)
فیلم کامل | صوت کامل | متن کامل | اطلاعنگاشت
انجمن علمی سیاستگذاری فرهنگی دانشگاه باقرالعلوم علیهالسلام
مروری بر ارائه حجتالاسلام محسن قنبریان
نشست علمی
اربعین؛ فناوری اجتماعی تحقق خونخواهی
(هیأت، اربعین، مقاومت، خونخواهی)
فیلم کامل | صوت کامل | متن کامل | اطلاعنگاشت
انجمن علمی سیاستگذاری فرهنگی دانشگاه باقرالعلوم علیهالسلام
«از جمله مسائل اساسی کشور که همیشه باید در مرکز توجّه دولت و دولتیان و همهی مسئولین و اجزای حکومتی قرار داشته باشد، رعایت وحدت و مراقبت از انسجام اجتماعی است. هر اقدام در هر یک از کلانعرصههای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، امنیتی، و اقتصادی باید با ملاحظهی پیوست مربوط به انسجام اجتماعی صورت بگیرد.
بعضی از اقدامات که ممکن است در ظاهر، طرفدارانی هم در بین برخی از اقشار کشور داشته باشد، در صورتیکه فاقد این پیوست باشد یا آنچه بهعنوان پیوست در آن مورد تدوین شده در مقام عمل مغفول واقع شود، میتواند ضررهایی به همان اقشار و دیگران وارد سازد.
بیتردید هر سخن ناامیدکننده و تضعیفکنندهی انگیزههای ملّی و عمومی و هر نوع دوگانهسازی موهوم از قبیل جنگ یا مذاکره، وفاق یا تندروی، سازش یا جنگطلبی که در گذشته به مردم عزیزمان خسارتهایی بیواسطه یا باواسطه وارد ساخته، از این پس هم میتواند همان تأثیر را بهجا بگذارد».
( رهبر معظّم انقلاب | ۶/شهریور/۱۴۰۵)
پس نوشت:
پیش از این در ۵ یادداشت
۰۱/ تفرقه، درمان ندارد! انحلال دارد!
۰۲/ تفرقه، درمان ندارد! انحلال دارد!
۰۳/ تفرقه، درمان ندارد! انحلال دارد!
۰۴/ تفرقه، درمان ندارد! انحلال دارد!
۰۵/ تفرقه، درمان ندارد! انحلال دارد!
توضیح داده شد تفرقه و دو دستگی با نصیحت و حرف قابل حل نیست!
سیره معصومان(ع) هم در قبال دوقطبی ها، نحوی انحلال به صورتی برین و وحدت بخش بوده است!
در پیام اخیر رهبر انقلاب تعبیر پیوست انسجام اجتماعی برای هر اقدام، می تواند الهام بخش چیزی غیر از «نصیحت» و «منع» برای تفرقه ها و دو قطبی ها باشد.
اگر مثل «پیوست عدالت» و… با آن برخورد نشود، می تواند به شکل «پیشینی» و «پسینی»، اختلافات و تفرقه ها را «مدیریت» کند.
محسن قنبریان ۱۴۰۵/۶/۷
درسهای نهجالبلاغه | شرح خطبه ۲۱۶
جلسهٔ نوزدهم | ۱۰ بهمن ۱۴۰۴پ
حجت الاسلام محسن قنبریان | قم؛ هیئت راه فاطمه
خطّ بطلان بر فرهنگِ تملّق؛ آدابِ تعاملِ علوی میان حاکم و مردم
جلسهٔ نوزدهم و پایانی از سلسلهمباحثِ شرح خطبهٔ ۲۱۶ نهجالبلاغه، بر آخرین فرازهای این خطبهٔ شریف تمرکز دارد؛ جایی که امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) در پاسخ به مدح و ثنای افراطیِ یکی از یاران، اصول بنیادینِ «فرهنگ گفتوگو با حاکم» را تبیین میفرماید. ما در این بخش با دستوری مواجه هستیم که نهتنها یک توصیهٔ اخلاقی، بلکه فرمانی حکومتی برای تنظیمِ روابطِ متقابل میانِ «امام» و «امّت» است. حضرت در این فراز، خطِ بطلانی بر فرهنگِ تملّق و استبدادپذیری میکشد و راه را برای نقدِ سازنده و تعاملِ بیلکنت هموار میسازد.
۱. فرهنگِ گفتوگو و تعامل میانِ حاکم و مردم
۲. درمانِ تکبّر: انحطاط إلیالله و شهودِ عظمت پروردگار
۳. جامعهٔ مقدّس: امنیتِ بیان برای طبقهٔ فرودست
۴. پرهیز از رفتارهای متظاهرانه و تملّقآمیز
۵. خطرِ «جبّاربودن» برای عالمانِ دینی
۶. تواضعِ معصوم: من فراتر از خطا نیستم!
۷. احکامِ فقهیِ «تشبّه به جبّاران»
۸. نقدِ استقبالهای تشریفاتی
۹. نتیجهگیری
آفاتِ «ستایشگری» و مسئولیتِ حاکم در برابر «افکارِ عمومی»
در فرازی از خطبهٔ ۲۱۶ نهجالبلاغه مردی برمیخیزد و به ثناگویی و ستایشِ اغراقآمیز از امیرالمؤمنین (ع) میپردازد. واکنشِ حضرت، که نشان از ناخشنودیِ ایشان از این مدح و ثنا دارد، سرآغازِ طرحِ چندمسئلهٔ بنیادین در حوزهٔ حکمرانی و اخلاقِ سیاسی است. محور اصلیِ این گفتار، فراز زیر است:
↲ از پستترین خوى زمامداران در دیدۀ مردمِ پارسا، این است که به ایشان گمان برده شود دوستدارِ ستایشاند و بنای کارهاشان بر کبر و خودخواهى گذارده شده است.
۱. سخیفترین حالتِ حاکمان: گمانِ فخر و تکبّر در نگاهِ مردم
۲. دامنهٔ «گمان»: عمومِ مردم یا صالحان؟
۳. انحصارِ «کبریا» در ساحتِ ربوبی
۴. افکارِ عمومی؛ معیارِ اثباتِ صلاحیت و سلبِ آن
۵. دو روی یک سکّه: اعتمادِ متقابلِ حاکم و مردم به یکدیگر
۶. ثمرهٔ حُسنظنّ حاکم به مردم: رفعِ رنجِ طولانیِ بیاعتمادی
۷. درمانِ «میل به ستایش»: انکسار در برابرِ عظمتِ الهی
۸. تمایز میان «اِطراء» و «گزارش کار»: آفتِ «میل به دیدهشدن»
۹. تجلّیِ عملیِ فروتنی در سیرهٔ حاکم: نامه به عثمانبنحنیف
۱۰. ثبات قدم در مسیر عدالت
درسهای نهجالبلاغه | شرح خطبه ۲۱۶
جلسهٔ شانزدهم (۸۵) | ۲۱ آذر ۱۴۰۴
محسن قنبریان | هیئت راه فاطمه | قم
درمانِ توحیدی در اصلاحِ حکمرانی
فرازهای پایانیِ خطبه ۲۱۶ نشان میدهد که امیرالمؤمنین (ع) «مدح و ثنا» نسبت به ولات (حاکمان) را براساسِ یک قاعدهٔ توحیدی ردّ میکند؛ قاعدهای که «رابطهٔ معکوس» میانِ «عظمت خدا» و «کوچکیِ ماسوا» است که هرگونه ستایشِ حاکم را بیجا، و کبریا (بزرگانگاری) را منحصر به خدا میداند. درنتیجه، رابطهٔ حاکم و مردم باید برمبنای مطالبهٔ «حقوق» و انجام تکالیف باشد، نه تملّقگویی به حاکم مانند جبّاران، چراکه «پروژهٔ عدالت» هنوز ناتمام است.
درسهای نهجالبلاغه | شرح خطبه ۲۱۶
جلسهٔ پانزدهم (۸۴) | ۷ آذر ۱۴۰۴
محسن قنبریان | هیئت راه فاطمه | قم
حقّ «تشکّل» و «تجمّع» برای إصلاحِ امور
بر اساسِ آموزههای نهجالبلاغه و سیرهٔ علوی، «حُسن تعاون» تنها یک توصیهٔ اخلاقیِ فردی نیست، بلکه یک دستورِ راهبردی برای «استقامت بر حقوق اساسی» است که ملازمش؛ بهرسمیتشناختنِ «تشکّلیابی» (اصل ۲۶) و «تجمّعات/مظاهرات» (اصل ۲۷) را بهعنوانِ ابزارهای تحقِق این استقامت، ایجاب میکند. حاکمیت نمیتواند مردم را به استقامت فراخواند اما ابزارهای جمعیِ تحقّق آن را سلب نماید.
درسهای نهجالبلاغه | شرح خطبه ۲۱۶
جلسه چهاردهم (۸۳) | ۲۳ آبان ۱۴۰۴
حجت الاسلام محسن قنبریان | هیئت راه فاطمه | قم
گذار از «توصیف» پیامدهای شومِ عدم رعایت «حقوق متقابل حکومت و مردم»، به «تجویز» راهکار: تناصح و تعاون
امیرالمؤمنین پس از هشدار نسبت به شکستهشدنِ حقوق متقابل میفرماید: بر شماست که در باب این حقوق، خیرخواهی (تناصح) و همکاریِ نیکو (تعاون) داشته باشید:
«فَعَلَیْکُمْ بِالتَّنَاصُحِ فِی ذَلِکَ وَ حُسْنِ التَّعَاوُنِ عَلَیْهِ»
جلسه سیزدهم / ۲آبان۱۴۰۴
حجت الاسلام قنبریان
ادامه پیامدهای عدم تحقق حقوق متقابل مردم و حکومت / بسته دوم توالی های سوء:
شرح خطبه ۲۱۶؛ جلسه دوازدهم / ۱۸مهر۱۴۰۴
حجت الاسلام قنبریان
یادآوری
تعاقب ها و ترتب های اجتماعی دو صورتِ ادای حقوق متقابل والی و رعیت و عدم ادای آن
وقتی رعیت بر والی غلبه کند یا والی به حقوق رعیت اجحاف کند!
– غلبه نه یعنی براندازی یعنی غلبه از حیث عدم ادای حقوق حکومت/ تسخیر است نه تغییر حکومت
– این غلبه رعیت هم الزاما اکثریت متشکل نیست !
پیامدهای این صورت:
– ۴ پیامد مباشر/ ۳پیامد ترتبی و تعاقبی از آن/ دو پیامد تعاقبی بعد (دومینوی انحطاط جامعه)
شرح : کَثُرَ الادغالُ فی الدین
– در صورت اجحاف والی / سه نمونه تاریخی
– در صورت غلبه رعیت/ دو نمونه
شرح: تُرِکَت مَحاجُّ السنن
– در صورت غلبه رعیت/ مثال
– در صورت اجحاف والی / مثال
پرداختن به “مساله نماز در ایران” دچار آفت “سیاست زدگی” شده است!
نه آن “سیاست” -که به تعبیر امام- اسلام همه چیزش سیاسی است!
و نه “خودِ نماز” (که البته سیاسی است)؛ بلکه پرداختن به “مساله نماز خواندن ایرانیان در عهد جمهوری اسلامی”!
این دچار سیاست زدگی است!
نمایشگر وضعیت نماز خواندن و نخواندن مردم، علی القاعده پیمایش های معتبر است؛ نه حباب های اطلاعات مجازی و حقیقی پیرامون تحلیل گر.
اما همین نمایه ها در سیاست زدگی موجود می افتد:
یکی روند کاهشی در برخی موارد را نشانه افول دینداری در عصر جمهوری اسلامی می خواند!
در حالیکه این تعمیم، دلالتش ناتمام است. شاخص دینداری فقط با یک عمل عبادی سنجیده نمی شود.
در همین قسمِ مناسک هم بخش هایی با رشد بالا (بیش از ۸۰٪) وجود دارد.
در مقابل، کسی دیگر به خاطر عدم تضعیف نظام یا حذر از سیاه نمایی و… اصلا پیمایش ها را سانسور یا زیر سؤال می برد!
در حالیکه این “سؤالی حسی” از مخاطب است که نماز می خواند یا نه؟! اگر هم پاسخ، ضریبِ محافظه کاری داشته باشد در جانب خواندن است نه نخواندن!
این دو رویکرد غلط مانع کار تحقیقی و عملی دقیق و نقطه زن درباره بهبود وضعیت نماز در جامعه می شوند! عملاً کلیشه گی و شعار زدگی جای کار نقطه زن را می گیرد!
به حسب آخرین پیمایش ها (۲۲شهریور ۱۴۰۴):
فقط ۱۵/۷٪ “هیچ گاه نماز نمی خوانند”!
در مقابل ۴۸٪ “همیشه می خوانند”.
وضعیت زنان و دختران در هردو از مردان بهتر است.
نکته جالب دیگر اینکه در مجموعِ پیمایش ها نسبت مستقیمی بین نماز خواندن و دوری از گناهان وجود دارد.
“این به خاطر تشخّص و برجستگی این فریضهی پُرمعنی و حیاتبخش در میان فرایض اسلامی است”.
جایی که به تمرکز و کار جدی نیاز دارد :
پ.ن:
درصدها براساس پیمایش مرکز تحلیل اجتماعی #متا در شهریور۱۴۰۴ بود که هنوز انتشار عمومی نیافته است!
محسن قنبریان ۱۴۰۴/۷/۱۷