صلح شرافتمندانه فقط پایان بندی «جنگ شرافتمندانه» نیست؛ حتی «در تجاوز بی شرمانه» هم «امکان» دارد!
«با بی شرفترین ها» هم «امکان» دارد!
خوب است؟!
اما صلح چگونه «شریف» یا «بی شرف» می شود؟!
فرهنگ و ادبیات پارسی، اوّلی را با فعل «کردن» صرف می کند و دوّمی را با فعل «دادن»!
«صلح کردن»، «امکانْ ساختن» است…
ولی وقتی «همه امکانها را واگذاری» و «چاره ای نگذاری»، می گویند:«تن به صلح داد»! همان صلح غیر شرافتمندانه، بی شرفی و ذلت پذیری!
«منطق بده بره» در عرف ایران معاصر همان «واگذاریِ امکانها» و «بی چاره شدن» هاست!
از حق غنی سازی تا تنگه هرمز و موشکی و…،«امکانهای ایرانی» و «چاره های ملّی» است که دادنش، تن به صلح دادن و «تثبیت تجاوز» می آورد!
اما «امکانْ ساختن» برای صلح شرافتمندانه:
یعنی آن «حقوق مسلّم» را با «امکانهای غیر آمریکایی» نگهداشتن و به تبع «جنگ را بی اثر کردن» و صلح را بر دشمن تحمیل کردن!
همه حقوق مسلّم را «در سبد آمریکا پذیرفتن» و «تنها راه را مذاکره با او شمردن»؛ امکان آمریکایی است که نتیجه ای جز «جنگ بی شرمانه» یا «سازش بی شرفانه» ندارد!
«امکانهای غیر آمریکایی» مثل:
- «تلاش دیپلماتیک» بعد از «تسلط نظامی» برای توافق با مشتریان و فروشندگان اصلی تجارت خلیج فارس بر سر حاکمیت ایران بر تنگه هرمز.
- طراحی همکاری با «همسایگان زمینی» برای کریدورهای «تامین کالاهای اساسی» و حتی «صادرات نفت».
- استفاده از خیزش بی نظیر مردم در تحقق سند اقتصاد مقاومتی و بالتبع «خنثی سازی» تحریم و محاصره.
- و…
محسن قنبریان