بایگانی دسته: یادداشت‌ها و مصاحبه‌ها

حسینی تر از ریسه و چراغ ، اولویت دار تر از تکثیر ایوان طلا!

بعد از طرح درمان رایگان شهروندان عراقی با درمانگاههای سیار از نوامبر۲۰۲۱ ، عتبه حسینی مصادف با میلاد سید مظلومان(ع)، بازسازی منازل قشر کم درآمد عراق را سرلوحه کار قرار داد.

نقشه راه روشن است:

اَرِنی فِی آلِ محمَّد علیهم السلام مَا یَامُلوُن…

خدایا به من بنمایان درباره خاندان محمد(ع) آنچه آنان آرزو دارند…

دو پیوست بر ماجرای ویلای وزیر سابق کشور

  1. نمی شود با دستی مصوبه محرمانگی اموال مسئولین (مصوبه ۱۸مهر۹۴مجمع تشخیص) را نگه داشت و برای افشاکننده اش تعزیر شلاق بست و با دست دیگر هر از چند گاهی از تصرف ویلای۱۰۰۰۰متری یک سردار بازنشسته یا ویلای ۱۸۰۰متری یک وزیر سابق رونمایی کرد! همین جا هم “هرآنکه هست گیرند” اتفاق نمی افتد!
    معاونت حقوقی ریاست جمهوری گفته تصرف وزیر از اول قانونی نبوده و ۹۵/۱۲/۱۴ سازمان بازرسی اینرا اعلام کرده اما تاکنون(چند ماه بعد از پایان وزارت) هم تخلیه نشده بود!
    آیا همین مورد صدای بلندی برای لزوم شفافیت اموال و متصرفات مسئولین برای مردم و برداشتن قید محرمانگی نیست؟!
    آنوقت می دیدند آیا همین فضای مجازی علیرغم ناتوانی دستگاه های مسئول همان سال ۹۵ تخلیه را محقق میکرد یا نه؟!
    نهضت و آرمانهایش را به مردم بسپارید بهتر حفاظتش می کنند.
  2. یک ویلای ۱۸۰۰متری با تجهیز رایگان برای یک وزیر صرفا یک نمونه و یک مصداق از دهها صنف رفاهیات است که برای مقامات و برخی مدیران و پرسنل دستگاه های خاص در نظر گرفته میشود.
    وقتی از لزوم تحول اساسی و عادلانه در نظام پرداخت حقوق و مزایای دولتی سخن گفته میشود، صرفا نگاه به مبلغ حکم حقوقی نیست و اینگونه رفاهیات تبعیض آمیز (و غیر رفاهیات) را هم شامل است.
    متاسفانه مقابل آن تحول اساسی در نظام پرداخت، همواره رویکردی بوده که با تغییر مکانیسم پرداخت (درصدی یا پلکانی یا…) و بازی با ضرایب پرداخت، مساله عدالت در حقوق و مزایا را تقلیل و به تاویل برده است!
    در مورد اخیر قانون مصوب ۸۷/۲/۲۵ مبنی بر فروش این منازل و واریز به حساب خزانه کل و ممنوعیت واگذاری به مقامات و مسئولین هم نقض شده است!
    اما آیا فقط همین یک مورد باقی مانده بود؟!
    حتی این دولت هم در عمل به ماده ۲۹ قانون برنامه ششم توسعه، علیرغم تصریح قانون، پرداخت ها را برای عموم مردم شفاف نکرد و سامانه را در حد یک داشبورد مدیریتی مختص خود تقلیل داد!

محسن قنبریان

 

یک نکته فلسفی!

  • منطقی که “ذات فعل” را از حُسن و قُبح خالی کند و خوبی و بدیِ کارها و کنش ها را ذیل “علت فاعلی”(اراده ها) یا “علت غائی”(نتیجه ها) ببرد، منطقی کهن در کلام و فلسفه است.
  • امامیه و عدلیه قرنها مقابل این منطق، به حُسن و قبحِ خود افعال هم (در کنار حسن و قبح فاعلی و غائی) قائل بوده است.
  • این منطق استوار بدانجا رسیده که فعل قبیح را از “آدمی با نیت خوب” یا “در منصب و جایگاه خوب” قبیح تر هم می داند! (ر.ک:آیه ۳۰ احزاب/البرهان ج۴ص۴۴۱/ الکافی ج۱ص ۳۷۷و ۳۷۸/ و…)
  • در مقابل، “اشاعره” دیروز و آنگلوساکسون های امروز خوب و بد را تابع اراده و نتیجه معنا می کنند! (که نمونه ای از آنرا رهبر انقلاب در این ویدئو بیان می کنند).
  • متاسفانه این منطق غلط برای ارزش گذاری کنش ها و مصادیق عدل و ظلم اخیرا در بین نیروهای مدافع انقلاب و نظام اسلامی شایع تر شده است!
  • نجس شدن به منطق جاهلی دشمن، بدتر از مجروح شدن از تیر او و سهمی از مفتون شدن به دین اوست!

مطالبی مرتبط:

محسن قنبریان

حلقه های میانی

مصاحبه انجام شده با حجت الاسلام قنبریان، با عنوان «حلقه‌های میانی» منتشر می‌شود.

دریافت مصاحبه «حلقه‌های میانی»

  • نسبت ماهیت انقلاب اسلامی با پدیده حلقه های میانی
  • فرآیند شکل گیری حلقه های میانی
  • نقش حلقه های میانی در بسط جمهوریت
  • جایگاه اعتراض در مأموریت حلقه های میانی
  • استراتژی های اصلاح نظام دیوان سالار
  • بازیابی ماهیت حلقه های میانی در تراث علمی شیعه

* اگر مفید دیدید بین اهالی انقلاب نشر دهید

چرا اعتراض ائمه جمعه و مجامع حوزوی برای یک تخلف در حوزه زنان و حجاب با صدای بلند و پرتکرار شنیده میشود اما در حوزه عدالت، اشرافیت مذهبی یا مفاسد اداری نه؟!

  1. سادگی و بساطت اولی ولی پیچیدگی و ترکیبی بودن مواردی از دومی، تخصص بیشتری را می خواهد.
  2. ولی را قشر غیر مذهبی مرتکب میشود دومی بسا متهمش از قشر مذهبی یا مقامات سیاسی-مذهبی باشد! حتی جسارت سئوال از دومی در این طیف،سخت و کمیاب است.
  3. ولی با یک صوت یا ویدئو ولو تقطیع شده ثابت میشود اما دومی بین نفی و اثبات میان رسانه های داخلی وخارجی چرخ می زند و همیشه خطر بازی در پازل دشمن را دارد پس ریسک نمی کنند!
  4. اولی در کارکرد شهروندان(رعیت)تحلیل و دومی در حوزه حکمرانی تحلیل میشود؛ فریاد وعظ بر رعیت را وظیفه خود می دانند اما حتی سئوال از دومی را تضعیف حاکمیت اسلامی می دانند! یا واعظش را غیر از خود(رهبری و…) می شمارند!
  5. ولی هزار سال ثابت حرام مانده اما بخش هایی از دومی(مثل اشرافیت مدرسه کاخ ها، مسجد کاخها و…) در دوره شاهان شیعی تئوریزه شده:قد یلیق بسلطان ما لایلیق بغیره! فرهنگ دهه اول انقلاب هم قاعده را برایشان عوض نکرد!
  6. و…

دلیل هرچه باشد نتیجه یا اثر وضعی در افکار عمومی یکی است:تبعیض دین خواهی!

خواستم از عدم همراهی عذر بخواهم که برای بسیاری دیگر غیر از این آقایان هم خانواده و ازدواج و حجاب مهم و بی بندباری و لاابالی گری مضر است؛ لکن زیادتر شدن این صدا در کنار آن سکوت و به هم خوردن توازن دین خواهی مورد ملاحظه است.الحمدلله پس از عذر خواهی هنرمند و وزیر ارشاد هم هنوز خیل اعتراض می رسد و من به الکفایه موجود است!

سهم نماز جمعه در جهاد تبیین

سواد تبیین!

منطقی ها می گویند؛ التزام به چیزی، التزام به لوازم آن هم هست.

اگر جهاد تبیین، واجب قطعی و فوری است (که هست)، لوازم آن هم باید مهیا شود.

تبیین اگر صرفاً رفع ابهامات و گره های ذهنی جوانان و جامعه هم باشد، علم و مهارت کافی در آن عرصه ها و بستره های ابهام زا را می خواهد.

نماز جمعه اگر تریبون رسمی و متیقنی برای این جهاد است، خطیبش باید قدرت رفع ابهام درعرصه های اقتصادی، روابط بین الملل و… را داشته باشد.

به شکل عجیبی خطبای پایتخت و شهرهای اصلی و بزرگ عموما اقتصاد یا روابط بین الملل و… را به شکل تفصیلی نمی دانند! لذا در ابهاماتِ مکرر این عرصه ها در حد شعار و کلیشه یا سرمقاله برخی روزنامه ها حاضر می شوند!

تبعیض در خطیب!

در رساله ها مساله ای به نام تبعیض در تقلید هست. یعنی وقتی مرجع اعلم در همه شئون زندگی پیدا نشد، مقلد، شئون خود را در هر بخش از اعلم آن بخش تقلید کند؛ مسائل عبادی از یک مرجع، مسائل اقتصادی از اعلم اقتصادی و…

به نظر می رسد در قحط الرجالِ متفکرینِ جامع مثل مطهری و بهشتی و… در مناصب، لازم باشد اقلا ترکیب و چینش خطبای شهرهای بزرگ طوری باشد که سرجمع از جامعیت آرمانهای انقلاب و اسلام دفاع شود.

محسوس و ملموس است حتی خطبه های پایتخت و قم و مشهد و… چنین پوشش متوازن و فراگیری ندارد و نوعا در جنبه های خاصی بسط دارد.

عجیب اینکه برخی مراکز مهم اصلا امام جمعه موقتی هم کنار خطیب اصلی نیست که احیانا گهگاهی از آرمانی مثل آزادی و جمهوریت و عدالت و… هم بگوید!

تکمیل جای تعویض!

وقتی مصالح امام جمعه گی های متوسط به پایین اما طولانی مدت برایم روشن نیست، نمیتوانم قضاوتی کنم؛ اما میتوان وقتی تعویض در مواردی نزدیک به محال است اقلا مطالبه تکمیل کرد.

به اقتضای جهاد تبیینی که عمدتا ابهاماتش گره خورده در بستره های اقتصادی، روابط خارجی، روشهای مدرن حکمرانی و… است؛ باید ترکیب خطبای کانون های اصلی به نفع جهاد تبیین همه جانبه تکمیل شود.

منظورم افزودن دکترحجه الاسلام های صرفا مدرک گرفته کنار خطبای مشهور نیست، بلکه صاحب نظرانی که با سواد تفصیلی و شناخت جزیی از عرصه های حکمرانی به نظرگاهی درست و انقلابی رسیده باشند.

محسن قنبریان

سائق نه قائد!

حضرت امیر(ع) رهبری پیامبر(ص) را چنین توصیف می کند:

فَساقَ الناسَ حتّی بَوَّاَهُم مَحَلَّتَهُم وَ بَلَّغَهُم مَنجاتَهُم

مردم را به منزلت شایسته شان سوق داد و به محل نجاتشان رساند.(خطبه ۳۳)

فرق یک اسبِ درشکه با راننده یک ماشین این است: اولی از جلو می کشاند و دومی سوق می دهد.

سائق، راهبری با جهت دادن است، سمت و سو دادن مجموع استعدادهاست، لحاظ مردم و اراده شان در حرکت به سوی نجات و کرامت است؛ نه صرفاً کشاندن از جلو و لحاظ استعداد و خواست نکردن(قائد)، نه هم رنگ جماعت شدن و اصلا به جایگاه شایسته و نجات راهبری نکردن(تابع)!

رهبری پیامبرانه بُعد دیگر اسلام ناب بود که در انقلاب۵۷ امام خمینی زنده اش کرد. نه مثل مراجع تابع بود و نه مثل رهبران استالینی!

محسن قنبریان

فتنه ی فاصله!

  • نتوانستم از سویه ی سخن آقای رئیسی در اولین همایش اطلاعاتی سه جانبه(وزارت اطلاعات، اطلاعات سپاه و نیروی انتظامی) و تیتر کردن جمله مهمی از آن توسط روزنامه دولت سپاسگزاری نکنم!
  • سالهاست دستگاههای اطلاعاتی بیشتر برای کشف و خنثای فتنه خوانده میشوند (که در سخنان رئیسی هم بود)/ فتنه هم کبیر و اکبر و هرسال تمدید میشود! معمولا بر سر جریانات و گروه هایی فرود می آید! جریان انحرافی، فتنه اکبر، و…!/ در همه هم گروه هدف مردم می شوند و عملا تئوری فتنه کنشگری مردم و فعالان اجتماعی را محدود و زیر سویه “فتنه ی سال” می برد!(چنانچه در بیانات برخی اعضای همایش اخیر هم اشاراتی برای پیش رو بود)!
  • اینبار آقای رئیسی در عین اشاره به جنگ ترکیبی دشمن و نیاز به پیشگری از فتنه ها، سویه را بیشتر به سمت مسئولین و کانون های قدرت و ثروت برد: جلوگیری از نفوذ در مسئولین، برخورد با سرشبکه های فساد، از بین بردن مافیای قاچاق وظیفه اصلی دستگاه های اطلاعاتی شمرده شد.

و مهمتر اینکه از آنها خواسته شد جای مردم از مسئولین مراقبت کنند تا از مردم فاصله نگیرند!

* اینجا بخوانید: https://www.president.ir/fa/134434

محسن قنبریان

انتظام نهادهای خانوده و حکومت در شریعت

هردو نهاد مبتنی بر ولایت است. در خانواده ولایت أب و جد و در حکومت ولایت امام یا نائب الغیبه.

  • ولایت در هرجا یعنی رعایت مصلحت متعلقین. در خانواده رعایت مصلحت اعضا توسط پدر و شوهر؛ در جامعه، مصلحت مردم
  • ترتیب اولیاء از مسلمات فقه است یعنی ولایت پدر و وصی در خانواده مقدم بر ولایت حاکم است.
    اگر اینها نبودند یا شرایط ولایت را از دست دادند در مواردی نوبت به حاکم می رسد که مصلحت اهل خانه را تدارک کند.

در مواجهه با معضلات مدرن مثل کودک آزاری، کودک همسری، فرار دختران و… دو رویکرد برای تصحیح رخ می نمایاند:

  1. رویکرد مبتنی بر انتظام یاد شده:
    در این رویکرد با لحاظ ولایت خانواده و ترتیب اولیاء سراغ حل معضل می رویم. در واقع ارتقاء فرهنگی واحد خانواده وجه همت است.
  2. در رویکرد دوم:
    لویاتان و دولت متمرکز و مقتدر جای ولایت خانواده را خود می گیرد و با قانون گذاریِ یکنواخت و ضمانت های اجرایی اش سراغ حل معضل می رود؛ مثل اورژانس اجتماعی، قانون منع ازدواج زیر ۱۸ سال با منع ثبت در شناسنامه و ندادن یارانه و…!(البته هنوز قانون موجود به این الزام نرسیده!)

در رویکرد اول، شاهد این نظم شرعی هستیم که بعضا متفاوت از فرهنگ های محلی ماست:

  1. لزوم اختیار و رضایت دختر در قبول شوهر؛ بلکه حتی المقدور ایجاد ازدواج عاشقانه:
    – پدر حق عَضل ندارد؛ یعنی با وجود تمایل دوشیزه به همتای خودش، حق مانع شدن ندارد و در صورت منع، ولایتش ساقط است
    – بر دختر رشیده نیز در انتخاب همسر، ولایتی ندارد[۱].
    اما فرهنگهای استبداد زده همانطور که حاکم مستبد را جای ولیّ منتخب تئوریزه می کرد از ولایت پدر و شوهر نیز خوانشی مستبد و مالکانه می کند.
  2. حفاظت از خانواده ی با اختیار و علاقه ساخته شده:
    – بخلاف اغلب فرهنگهای محلی، شریعت بر مجرد نسبت به متاهل سهل گیری حقوقی بیشتری دارد! این تسهیل در اجازه، میزان مراوده(احکام آشنایی و خواستگاری)، سطح مجازات در ارتکاب منکرات و… بین مجرد و متاهل متفاوت است.

این تنوع حقوقی یک فلسفه روشنی دارد:
– آسان گیری ها در جهت تسهیل ازدواج اختیاری و انتخابی برای مجرد است.
– و سخت گیری ها برای ضمانت بقاء و حفاظت خانواده ای است که متاهل با انتخاب و اختیار خود تشکیل داده است.

تطبیق فرهنگها و سنت های محلی به نظم و تراز شرعی، رویکرد اول حکمرانی است که با مجموعه ابزار حکمرانی باید انجام شود.

اما ورودهای لویاتانی حکومت بنام حمایت از زن و کودک، با نشستن جای متولی خانواده(که در رویکرد دوم هست) آثار منفی بسیاری دارد که از جمله آن تبدیل واحد خانواده به سلول های بریده از همِ شهروندی است.

شوک های اجتماعی حاصل از سوء عملکرد یا حتی جنایات برخی پدران و شوهران، زمینه سیاسی لازم برای پیشروی حکومت به سپهر خانواده را می سازد. در حالیکه این جابجایی غیر از نابودی هویت خانواده، افزایش همان آسیب ها را در پی خواهد داشت!

البته این هرگز به معنای سلب صلاحیت از فاقد شرائط و مجازات خاطیان به حقوق زنان و کودکان نیست؛ بلکه تک سایز گرفتن همه خانواده ها و وحدت رویه با روش های حکمرانیِ محدود کننده منظور است.

محسن قنبریان

[۱] ر.ک: اللمعه/و هم: ماده۱۰۴۳ قانون مدنی

شوهرْ عوضی و شوهرِ عوضی، دو روی یک سکه!

شوهرْ عوضی (عوض کردن شوهر بشکل بازی و تنوع) قطعا پدیده ای مدرن و همزاد با هم‌باشی ها و ازدواج سفید و… است. نقش آفرینان اصلی ترش ستاره های مجازی و بستره رونق اش سینما و سریال های مبتذل و حواشی اش هست.

شوهرِ عوضی (که دست به خشونت های داعشی بزند) هم ربطش به خشونت های مدرن و مبادی فلسفی اش بیشتر است تا غیرتِ جهان سنت، چه رسد به اسلام!

جای خود ثابت شده: خشونت های به سبک داعش، اثر نهیلیسم و پوچ گرایی اروپایی است نه مذهب گرچه در مثل داعش خود را در نمای مذهب نشان می دهد. به همین خاطر این نوع خشونت در جریان های سکولار اروپا هم با نماهای غیرمذهبی و حتی ضد مذهبی مثل فاشیست در حال بازتولید است.

بریدن سر همسر توسط شوهر به سبک داعش هم همینگونه است، هم ذاتی اش با نهیلیسم بیشتر از سنت یا دین است.

نشان به این نشان که قتل های به این فجیعی از متجاوزهای به عنف و خفاش شب ها هم سرمیزند آیا آنها هم روی قربانی خود غیرت دارند!

پیوست:

برای اثبات اینکه خشونت های داعشی و رادیکال محصول نهیلیسم غرب است:

 

  • مقاله اولیویه روآ در گاردین، ثابت می کند تروریست های داعشی بومی اروپا، نهیلیست های خشونت طلب اند، محورِ رادیکالیسم شان نهیلیسم است.
    -“این تروریسم، ناشی از رادیکالیزه کردن اسلام نیست، بلکه ناشی از اسلامیزه کردن رادیکالیسم است”!
    – براساس مطالعات سیاسی پاریس روی اسناد داعشی های فرانسه و بلژیک: همه تجربه به شدت دنیوی(گذران عمر در کلوب ها، نوشیدن الکل، ارتکاب جرائم و…) دارند. پیش از اسلام آوردن یا الحاق به داعش اعمال خشونت آمیز داشته اند. سلیقه سابقشان پوشیدن لباس های برند، مد و فشن های خیابانی، موسیقی رپ و پاپ، عاشق بازی های کامپیوتری و فیلم های خشن آمریکایی بوده اند. اغلب وقت در اینترنت و کمتر رابطه ای با مسجد و آموزش دینی داشته اند!
    مقاله اولیویه روآ « آن‌ها برای مُردن به خاورمیانه می‌آیند»
  • یووِل نواهراری نیز در مقاله: داعش نیز مثل گوگل شعبه ای از تمدن جهانی است، همان مضمون را ثابت می کند. می نویسد:
    “داعش حتی علیرغم شعارهای قرون وسطایی اش بیشتر در فرهنگ جهانی معاصر ریشه دارد تا در شبه جزیره عرب قرن ۷م.
    داعش خوراک ترس ها و امیدهای جوانان طرد شده و پست مدرن است…از لحاظ سازمانی نیز به بنگاه بزرگی مثل گوگل شبیه تر است تا تشکیلات خلافت اموی”!
    مقاله یوول نواهراری « داعش نیز مثل گوگل، شعبه‌ای از تمدن جهانی است»

 

خشونت های داعشی شوهر دختر اهوازی مثل خشونت های متجاوزان به عنف و خفاش شب ها است نه ربطی به غیرت دارد و نه مذهب؛ ربطش به  فرهنگ منحطی که تعویض شوهر برایش یک بازی مفرح است بیشتر است!

 

محسن قنبریان

محسن قنبریان