شکل گیری طبقه متوسط در برخی کشورهای اروپایی، به محدود کردن اشراف و سلطنت و رخ دادِ “مشروطیت” انجامید.
این، شعار شد که “بدون بورژوازی، دموکراسی نداریم”!
غربزده های ایران این حرف را رها نکردند و به زبان های مختلف تکرار می کنند. اخیراً دکتر سریع القلم با لحنی توهین آمیز و دفاع روزنامه سازندگی از ایشان!
- در حالیکه در همان تاریخ اروپا هم ثابت شد: طبقه متوسط، “همیشه دنبال منافع خود” هست؛ اما منافعش همیشه از “دموکراسی” نمی گذرد.
مثلا از ترس کمونیسم، موتورِ فاشیسمِ هیلتر و موسولینی و فرانکو هم میشود!
حالا اشمیت تئوریزه می کند: “تنها یک دولت اقتدارگرای قوی [بخوانید: هیتلر] می تواند حافظ دارایی های طبقه متوسط باشد”!
[بخوانید!]
موتورمتحرکِ “استعمار” نیز همین طبقه بود!
در آسیا هم حافظ “الیگارشی های عربی”، همین طبقه است!
پس هیچ ملازمه ای بین طبقه متوسط و مردمسالاری نیست!
از لیبرالیسم، فقط آزادی اقتصادی و بالتبع اخلاقی اش برایشان مهم است؛ با آزادی سیاسی بشود یا سلطنت و فاشیسم فرقی نمی کند!
دقیقا از اینجا هم “ضد انقلاب”اند؛ چون برای انقلاب، آزادی سیاسی مهم است و بر آزادی اخلاقی (بی بند و باری) و اقتصادی قیدهایی می زند!
مشکل این روشنفکران فقط در انتخاب مسئولان از طبقات محروم نیست، بلکه انتخاب کردن و “رای دادن طبقه محروم” هم هست!
انتخابات ۸۴ و ۸۸ را دقیقا از هر دو جهت بد می دانند.
انتخاباتهایی با کاهش مشارکت محرومین و رای دادن بیشتر بالاشهری ها (برخی انتخابات های پس از آبان۹۶) برایشان دموکراسی تر است ولو مشارکت زیر ۵۰٪ باشد!
محسن قنبریان
ما و طبقات اجتماعی: طبقه متوسط و طبقه مرفه جدید
جزوه بالا تحریر و تکمیل گفتاری است که به کنکاش درباره چیستی طبقه، طبقه متوسط و طبقه مرفه جدید پرداخته و نسبت نیروی اجتماعی معطوف به انقلاب اسلامی با طبقات اجتماعی را به بحث میگذارد
وقتی دو دهه قبل، رهبر انقلاب از تشکیل «طبقهی مرفه جدید» سخن میگفتند، باید منتظر میبودیم که کوههای ثروتِ مترفینِ «طبقه جدید»، این چنین جامعه را به عقبماندگی در عدالت بکشاند و درهای از «فقرای جدید» بزاید.
آیا اقتصاد مقاومتی به معنای مقاومت در برابر سرمایهداری زیادهخواه، ناکارآمد، ظاهرالصلاح، رفاقتی و فاسد داخلی نیست؟
سوال ما این است: مسئولیت کوههای ثروت به جای خود، اگر علما و همهی نخبگان و اهالی فرهنگ به مسئولیت خود عمل میکردند امروز در این شهر و جامعه، درههای فقر این چنین آشکارا برپا بود؟
آیا این وضع قابل تغییر است؟
آیا امیدی به بهبود است؟
جواب حتماً مثبت است.
ما مردمی هستیم که طاغوتی بزرگ را سرنگون کردیم،
این طاغوتهای کوچک، این طبقهی مرفه برآمده از دل انقلاب، این سرمایهداران زالوصفت که چیزی نیستند.
مسئله اما این جاست که دیروز، مسئلهی کارگران، برای دیگران مسئولیت میآفرید و امروز این طور نیست.
مسئله این جاست که امروز ما میپنداریم مسئله کارگران، مسئلهی کارگران است و ما اهالی فرهنگ و کتاب و شعر و داستان و رسانه، باید از گل بگوییم و….
درباره سیاست فرهنگی، مهار قدرت، جامعه چرا، سرمایهداری مستغلاتی و کنشگری خیابانی + جزوه
https://eitaa.com/joinchat/895680767C071280ea7f