بایگانی دسته: پیام‌ها و تحلیل‌ها

کدام “من زنده ام”؟!

سردار شمخانی در مصاحبه با آقای موگویی درباره نقشه ترورش توسط اسرائیل به دیالوگ فیلم پاپیون استناد کرد و گفت: حروم زاده ها من هنوز زنده ام!

در پاسخ به حواشی انتشار غیر اخلاقی فیلم عروسی دخترش در هتل لوکس اسپیناس هم همان دیالوگ را تکرار کرد: حروم زاده ها…!

من فیلم پاپیون را تا امروز ندیده بودم؛ اما این جمله (البته بدون: آهای حروم زاده ها) برایم از کسی دیگر معروف و مشهور بود.

 هردو گفتند: “من زنده ام” ؛ اما این کجا و آن کجا؟!

پاپیون تجسم فرهنگ استعماری غرب است. گاوصندوقْ زنی که به کارفرمای خود نارو می زند! مقداری از جواهرات را برای خود برمی دارد! برایش پاپوش ساخته می شود و به جرم قتل، در مستعمره گویان زندانی می شود…

بقیه فیلم تلاش چند باره برای فرار است. زنده ماندن دزدی مقابل حروم زاده بازی استعمارگرانِ گویان.

قاتل نبود؛ اما مجرم چرا!

البته تسلیم هم نمی شود و به تعبیر فیلم نمی شکند!

او هم خاطرات زندان و فرارش را منتشر می کند و کتاب پر فروش فرانسه میشود.

“من زنده امِ” دوم ، انسان انقلاب اسلامی و فرزند خمینی است.

 دختری اسیر حزب بعث در دفاع مقدس که او هم خاطرات خود را به نام من زنده ام کتاب کرد.

شهید سلیمانی شیفته کتاب او شد و دو تقریظ برآن نوشت. اولی را در بغداد:

«خواهرم، مثل همان برادرهای اسیرت همه جا با تعصب مراقبت می کردم کسی عکس روی جلد کتابت را نبیند. و در تمام کتاب با ناراحتی و استرس بدنبال این بودم که آیا کسی به شما جسارت کرد؟

آخر مجبور شدم روی عکست را با کاغذ بچسبانم تا نامحرمی او را نبیند.

برادرت سلیمانی.»

اگر به آن خواهر گرامی جسارتی هم می شد او گناهی نداشت؛ لکن هیچ لکه خاکستری ای هم در پرونده او نبود؛ حتی ناخواسته!

 این از نامه دوم سردار دلها معلوم است:

«خواهر خوبم. در آن اسارت، اسارت را به اسارت گرفتی!

سعی کن در این آزادی اسیر نشوی

انشالله کتابت را به همه زبان ها ترجمه می کنم تا همه بدانند زینب بنت رسول الله چگونه بوده است وقتی کنیز او معصومه [ی آباد] اینگونه معصوم بوده است.

به تو بعنوان خواهرم، بعنوان معرف دختر مسلمان شیعه، معرف ایران اسلامی، معرف تربیت خمینی افتخار می کنیم.

حقیقتا شگفت زده شدم و هزاران بار به تو و دوستانت مرحبا گفتم».

این فرق انسان انقلاب اسلامی و مولود غربی است.

نمیدانم چرا دلم می خواست رزمنده و فرمانده دفاع مقدسِ اول و مجروح دفاع مقدسِ ۱۲ روزه، “من زنده امِ” دوم را از خود و زندگی اش نشان می داد نه دیالوگ “آهای حروم زاده ها من هنوز زنده امِ” یک متقلبِ مظلوم!

 سزاوارتر بود شمخانی معرف تربیت خمینی باشد؛ نه پاپیونِ غرب وحشی!

در تقابل با دشمن، مثل معصومه آباد ماندن یا خدای نکرده مثل پاپیون شدن، دو اثر متفاوت بر مردم و جامعه دارد:

اولی فقط کتابش را نمی خوانند، پای آن راه و مسلک همراهی و مقاومت هم می کنند!

پاپیون را ولی همان فرانسوی ها هم فقط کتابش را می خوانند و فیلمش را می بینند؛ اما راه و رسمش، مکتبی نمی شود و مقاومتی را تقویت نمی کند!

انقلاب اسلامی، آدمش اولی است نه دومی!

محسن قنبریان ۱۴۰۴/۷/۲۹

جنبش نه به پادشاه

جنبش نه به پادشاه
نمود ها و نمادها و لایه های زیرین!
حجت الاسلام و المسلمین قنبریان

شبکه ۴ / ۲۷ مهر۱۴۰۴

جامعه غزه را باید آموخت!
جامعه نابازار غزه، نه دولت شهر یونان و نه شهروند مدرن است!
فرق شهروند و اهالی
خاطره عجیب شهید حاج رمضان
حجت الاسلام و المسلمین قنبریان
شبکه ۴/ ۲۷ مهر ۱۴۰۴

مساله نماز در غبار سیاست‌زدگی!

پرداختن به “مساله نماز در ایران” دچار آفت “سیاست زدگی” شده است!

نه آن “سیاست” -که به تعبیر امام- اسلام همه چیزش سیاسی است!

و نه “خودِ نماز” (که البته سیاسی است)؛ بلکه پرداختن به “مساله نماز خواندن ایرانیان در عهد جمهوری اسلامی”!

این دچار سیاست زدگی است!

نمایشگر وضعیت نماز خواندن و نخواندن مردم، علی القاعده پیمایش های معتبر است؛ نه حباب های اطلاعات مجازی و حقیقی پیرامون تحلیل گر.

اما همین نمایه ها در سیاست زدگی موجود می افتد:

یکی روند کاهشی در برخی موارد را نشانه افول دینداری در عصر جمهوری اسلامی می خواند!

در حالیکه این تعمیم، دلالتش ناتمام است. شاخص دینداری فقط با یک عمل عبادی سنجیده نمی شود.

 در همین قسمِ مناسک هم بخش هایی با رشد بالا (بیش از ۸۰٪) وجود دارد.

در مقابل، کسی دیگر به خاطر عدم تضعیف نظام یا حذر از سیاه نمایی و… اصلا پیمایش ها را سانسور یا زیر سؤال می برد!

در حالیکه این “سؤالی حسی” از مخاطب است که نماز می خواند یا نه؟! اگر هم پاسخ، ضریبِ محافظه کاری داشته باشد در جانب خواندن است نه نخواندن!

این دو رویکرد غلط مانع کار تحقیقی و عملی دقیق و نقطه زن درباره بهبود وضعیت نماز در جامعه می شوند! عملاً کلیشه گی و شعار زدگی جای کار نقطه زن را می گیرد!

به حسب آخرین پیمایش ها (۲۲شهریور ۱۴۰۴):

 فقط ۱۵/۷٪ “هیچ گاه نماز نمی خوانند”!

در مقابل ۴۸٪ “همیشه می خوانند”.

وضعیت زنان و دختران در هردو از مردان بهتر است.

نکته جالب دیگر اینکه در مجموعِ پیمایش ها نسبت مستقیمی بین نماز خواندن و دوری از گناهان وجود دارد.

“این به خاطر تشخّص و برجستگی این فریضه‌ی پُرمعنی و حیات‌بخش در میان فرایض اسلامی است”.

جایی که به تمرکز و کار جدی نیاز دارد :

  1. روند کاهشیِ طیف “همیشه می خوانیم” از ۵۸٪ در سال۱۴۰۱ به ۴۸٪ در سال ۱۴۰۴!
    همچنین روند افزایشی طیف “هیچ گاه نمی خوانیم” از ۱۱/۲٪ در سال ۱۴۰۱ به ۱۵/۸٪ در سال۱۴۰۴!
    معلوم است تمام آن ۱۰٪ به طیف “هیچ گاه نمی خوانیم”، نریخته است و بیشتر آن به طیف های وسط (کاهل نماز) ریخته است.
    تحقیق و مطالعه در شناخت عوامل این ریزش می تواند موضوع پایان نامه ها و هسته های حل مساله باشد.
    در پیام اخیر رهبر انقلاب هم گروه هایی موظفند:
    “دستگاه‌های تبلیغ دین و رجال دینی و سپس همه‌ی متدیّنین، این را تکلیف حتمی خود بشمارند و از ابزارهای نوین و مشوّقها برای آموزش نماز و ترویج نماز و تبیین ظرافتهای پُرمعنی در نماز، و سرانجام نیاز دنیوی و اخروی هر فرد مسلمان به نماز بهره‌گیری کنند”.
  2. گزینه های وسط (بیشتر اوقات می خوانیم/ گاهی اوقات و به صورت نامنظم می خوانیم/ به ندرت و یا تنها در مواقع خاص می خوانیم) نیز هرکدام درصدهایی (حول ۱۵ و ۱۰ درصد) به خود اختصاص می دهند.
    این جمعیت وسط هم معلوم است بی اعتقاد به نماز یا حتی کاملاً غیر ملتزم نیستند.
    ای بسا سبک زندگی و عادات جدید در آن بی تاثیر نباشد.
    رهبر انقلاب اسلامی هم در پیامشان به این عامل توجه دادند:
    “پدران و مادران و سپس معلّمان و معاشران و آنگاه مقرّرات و عادات زندگیِ مرتبط با نماز، در انتشار و التزام به آن نقش دارند.”

پ.ن:

درصدها براساس پیمایش مرکز تحلیل اجتماعی #متا در شهریور۱۴۰۴ بود که هنوز انتشار عمومی نیافته است!

محسن قنبریان ۱۴۰۴/۷/۱۷

توسعه عدالت در فضای آموزشی با مشارکت مردم

رئیس‌جمهور: در ماه مهر ۲هزار و ۲۰۰ مدرسه افتتاح شد که اعتبار دولتی خاصی نداشت.

هنوز مردم را باور نکرده‌ایم، اگر مردم بدانند و باور کنند که ما می‌خواهیم فرزندان آن‌ها با بهترین کیفیت و در فضا و روش مناسب آموزش دهند، حتما کمک می‌کنند.

شعار عدالت آموزشی دکتر پزشکیان و این پیگیری ها را باید قدر دانست.

  1. حق ، نه کالا!
    آموزش خوب، “حق” است نه “کالا” ؛ لذا نباید “بازاری” شود؛ تا هرکه پول بیشتر داد، جنس بهتر ببرد! ثروت، رزومه و علم و بعد قدرت بسازد!
  2. مردم ، نه سرمایه گذار!
    در “اعطاء” (= رایگان بخشی) یک حق به نسل بعد، در کنار دولت حتما خیل عظیم مردم “کمک” می کنند؛ چنانچه سابقه تمدنی در موقوفات علمی و درمانی نشان داده است.
    مردم را نباید با “بخش خصوصی” و “سرمایه گذار” ، خَلط کرد.
    سرمایه گذار، حقی اعطاء نمی کند؛ کالایی را به بازار عرضه می کند و تابع مکانیسم بازار در قیمت و سود است.
  3. مدارس پولی!
    چگونه رواج “ربا” از “اعطاء قرض” می کاهد؟[۱]؛ “مدارس پولی” و طبقاتی هم از خیر و احسان و “صنائع معروف” در بخش آموزش می کاهد!
    وقتی بتوان از مدرسه سود بُرد ، چرا “رایگان بخشی” کرد؟!!

محسن قنبریان ۱۴۰۴/۷/۱۰

[۱] الإمامُ الباقرُ علیه السلام: إنّما حَرَّمَ اللّه  عزّ و جلّ الرِّبا لِئلاّ یَذهَبَ المَعروفُ. [وسائل الشیعه ۱۲/۴۲۵/۱۰]

امام باقر علیه السلام: خداوند عزّ و جلّ ربا را حرام فرمود، تا احسان کردن از بین نرود.

ناکامی موافق و مخالف برجام؛ فرصت اجماع سازی

عقب تر از دعوا بر سر متن برجام و اسنپ بک و… دو رویکرد کلان در اردوگاه نظام (نه نظام و اپوزیسیون) وجود دارد .

هر یک موانع خارجی و داخلی ای داشته و عملا هیچکدام طرح و ایده اش موفق نشده است.

  1. راهبرد تقدم ثروت ملی که به برجام انجامید.
    خلاصه اش:
    پذیرش (عدم مقابله با) نظم موجود در دنیا و منطقه؛ یعنی عدم درگیری با طرح های خاورمیانه جدید (چه ورژن اشغال افغانستان و عراق، چه با پیشرانی داعش، چه پیشرانی رژیم صهیونی)
    شراکت اقتصادی درون این نظم و عقب نیافتادن از بقیه (عربستان، قطر، امارات و…)؛ بلکه رقابت با آنها درون آن نظم برای سرمایه گذاری متقابل خارجی با اروپا (و حتی آمریکا).
    قبول پیوست های لازم اجتماعی، سیاسی، نظامی برای آن ایده مرکزی؛ از نفی شعار مرگ بر آمریکا تا کاهش حضور منطقه ای و آزمایش های تنش زای موشکی(برجام موشکی) و…
  2. راهبرد تقدم قدرت ملی (ایران قوی)
    اول با صدور انقلاب و ایده جمهوری های مستقل اسلامی خود را بیان کرد بعد به هسته های مقاومت درون دولت ملتهای موجود راضی شد!
    خلاصه اش:
    نقش آفرینی در نظم منطقه و جهان و رقابت با نیروهای بیگانه بر سر نظم منطقه اسلامی. درگیری با طرح های خاورمیانه آمریکایی و اسرائیل بزرگ در همه بروزاتش.
    ایده هایی مثل بازار و پول مشترک اسلامی و نیروی نظامی مشترک برای این مقاومت تا چرخش به شرق در مقابل تحریم های غربی و مقاوم سازی اقتصاد داخلی(اقتصاد مقاومتی)، پیوست های اقتصادی این راهبرد بوده است؛ که برخی اصلا و برخی تا حدودی محقق شده است.

* موانع داخلی
شاید بتوان ادعا کرد هیچوقت همه ظرفیت نظام و ایران پای یکی از این راهبردها نیامده است!
آن شکاف درون نظام و جامعه، هردو را ناکام یا ناتمام گذاشته است؛ بلکه دو خط و ساخت نسبتاً موازی را موجب شده است.
رویکرد اول که توسط دکتر روحانی در دهه۸۰ تبیین شده، ۱۶سال شورای امنیت و دولت (سازندگی و اصلاحات) را داشته است؛ لکن همه لوازمِ مصرّح و ضمنی اش مورد قبول ارکان دیگر از جمله رهبری، نیروهای مسلح و… نمی شده است.

همزمان آن وزن بزرگ اردوگاهی هم ایده های اردوگاه دوم را یاری نمی کرده است؛ از عدم قبول ایده صدور انقلاب گرفته تا کاهلی در بازار مشترک اسلامی و سیاستهای اقتصاد مقاومتی و حتی اخلال در چرخش به شرق!

بدنه اجتماعی و رسانه ای جریان۱ توانسته پیوست افکار عمومی رویکرد۲ را دچار مشکل کند؛ غیر از رأی معنا دار ۹۲و۹۶، حتی پس از شکست برجام هم درصد بالایی از مردم چاره را از جنس برجام می دانند! (به نفع راهبرد۱)

البته همزمان، منوط شدن مذاکره به توقف توان موشکی، حتی ۱۰٪مخالفت بیشتر از منوط شدن به توقف انرژی هسته ای دارد (۶۸٪ به ۵۸٪)(به نفع راهبرد۲)

* موانع خارجی

برای رویکرد۱:

اعلان شکست استراتژی اروپاییِ “تغییر با تجارت” و راهبرد شراکت اقتصادی برای مهار تخاصم همزمان با جنگ روسیه و اوکراین!

بازیگریِ متفاوت آمریکا از ۱۱سپتامبر۲۰۰۱ و استفاده از اقتصاد و تجارت برای جنگ (تجارت بمثابه سلاح) که عملا شراکت اقتصادی برای تغییرات بنیادین را تبدیل به جنگ اقتصادی و تحریم برای تغییر می کند

تقارن طرح خاورمیانه آمریکایی با طرح اسرائیل بزرگ به پیشرانی رژیم صهیونی با راهبرد تقدم قدرت برای سیادت اسرائیل در منطقه

شکست کامل برجام با اسنپ بک و توافق آمریکا و اروپا در نفی غنی سازی و توان موشکی!

برای رویکرد۲:

موفقیت نسبی پروژه ایران هراسی، هلال شیعی و… در منطقه اسلامی

به حسب برخی پیمایش ها ایران با اختلاف ۴٪ بعد از اسرائیل تهدید کننده امنیت منطقه است!

این ذهنیت مانعی بزرگ برای همکاری های جدی منطقه ای مقابل بیگانگان است.

مشکل روز افزون هسته های مقاومت با دولتهای ملی شان و فشارها برای خلع سلاح آنها از لبنان تا عراق.

حتی مرجعیت اعلای عراق هم از شعار “سلاح فقط دست دولت” حمایت می کند!

ناتمام ماندن پیوست های اقتصادی برای بی اثر کردن تحریم های غربی؛ از همکارهای بزرگ اقتصادی منطقه ای و اقتصاد مقاومتی تا چرخش به شرق!

* چاره: زمان اجماع سازی

ارزیابی این است که رویکرد اول معیوب و رویکرد دوم ناقص است.

رهبر انقلاب اسلامی اخیراً وضعیت هم فکری و همدلی قوای سه گانه و بخشهای تصمیم گیر و تصمیم ساز را فرصت اجماع سازی دانستند(۱۴۰۴/۶/۱۶)

شکست پروژه برجام در دوره دولتهای دارای رویکرد۱ (چه خروج ترامپ، چه خروج کامل اروپا و بازگشت تحریم ها) میتواند به درنگ جدی در رویکرد۱ بیانجامد؛ البته رویکرد۲ هم در پیوست های اجتماعی و اقتصادی اش، نقصان دارد که باید بازتولید و از سوی نخبگان سیاسی جناح های موجود برای مردم تبیین شود.

 تهدید جنگ دوم رژیم، اجماع بر سر این رویکرد با اضافه پیوست هایش را از هر زمان دیگری ممکن تر کرده است!

محسن قنبریان ۱۴۰۴/۷/۸

حتما ببینید
استراتژی‌های قرن۲۰، نوین نیست!

۰۴۰۶۰۱ – جنگ فقر و غنا در ادبیات قرآن و اهلبیت

۰۴۰۶۰۲ – جنگ فقر و غنا در ادبیات قرآن و اهلبیت

جمهوری خواهی می گوید آقای اژه ای را در این حرف یاری کنید!

تصمیم شورای سران فقط برای اضطرار!

عمل گرایی و نتیجه فوری خواهی گاهی بستره ای برای دور زدن جمهوریت بلکه هر قاعده و منطق اداره ای می شود.

کارآمدی بیشتر -گرچه مطلوب- اما نوعاً پوشش می شود برای مردم زدایی و حتی پیدایش تدریجی استبداد نخبگان و برگزیدگان!

جمهوریت یک رکن مهم عقلانیت انقلاب اسلامی و مکتب امام است.

در پیشنویس قانون اساسی اصل۶ (اداره امور کشور متکی به آراء عمومی) و اصل۷ (اداره شورایی امور کشور) ابتدا در هم ادغام بود، با اصرار شهید بهشتی جدا شد؛ که هم قوای حاکمیت برآمده از رای مردم باشد و هم آن قوا، امور را به حسب «امرهم شوری بینهم» شورایی پیش ببرند.

در مشروح مذاکرات تاکید شد شوراها هم برآمده از اراده مردم نه مشاورین منصوب  باشد!

حرکت ایندو در چار چوب شریعت اسلامی، جمهوری اسلامی را می سازد.

اینکه مجلس، کوتاه قد و دولت، فشل نباشد، جای درنگ جدی دارد؛ راهش هم تصحیح قوانین و ساختارها برای رسیدن به آن است؛ نه بهانه کردن ضعف ها برای دور زدن منتخبین مردم و رفتن به سمت تمرکزگرایی بیشتر و تصمیم گیری های محفلی.

جمع بین تخصص گرایی با اراده عمومی در مجلس و دولت چنین است که: کمیسیون های تخصصی (اگر واقعی باشند) + مرکزهای پژوهشی طرح یا لایحه ای را پخته و از آنجا برای قانون یا مقررات شدن به صحن علنی (مجلس یا دولت) می آورند تا نمایندگان مردم قانونش کنند.

هماهنگی سران در حرکت عمومی کشور و اجماع سازی در امور مهم، لازم است اما درون قواعد جمهوریت نه بجای آن.

محسن قنبریان ۱۴۰۴/۶/۲۳

فرصتِ قطر

طرح انقلاب اسلامی برای مهار و حذف اسرائیل از «احیای امت اسلامی» می گذشت.

«همکاری کشورهای منطقه اسلامی» تنها راه نجات کشورهای منطقه از شرّمطلقِ اسرائیل است.

 

از همین جا پروژه های «ایران هراسی» از سوی دشمنان کلید خورد. تلاش هایی در دیپلماسی رسمی و عمومی و تبلیغات و سوژه یابی ها برای موجّه سازی این ایده آغاز شد.

تا حدودی اتهام «احیای امپراطوری ساسانی» یا «دولت صفوی» و تهدید بودنِ ایران، برساختِ افکار عمومی عربی شد!

 

در مقابل، خیرخواهی های ایران برای کشورهای منطقه معمولا بدون پیوست افکار عمومی انجام شد!

 

برای نمونه مرکز پژوهش‌ها و مطالعات سیاسیِ «العربی» از مردم سوریه پرسیده: «سیاست‌های کدام‌یک از قدرت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی، تهدیدکنندۀ امنیت و ثبات منطقه است؟»

چنانچه در نمودار ۱ می بینید: ایران با تفاوت اندک(۴٪) بعد اسرائیل، تهدید کننده امنیت منطقه است!(جمع دو گزینه اول)

 

نظر سنجی موسسه واشینگتن از مردم عربستان در تیر و مرداد۱۴۰۴:

باوجودی که ۸۶٪ نظر منفی درباره پیمان ابراهیمِ ترامپ دارند!(نمودار۳)

یا ۵۰٪به شهادت رساندن سید حسن را منفی می دانند!(نمودار۴)

اما ۸۷٪هم رابطه با ایران را مهم نمیدانند!(نمودار۲)

 

در این وضعیت، فرصت پیش آمده اخیر در منطقه می تواند، موازنه ساز باشد.

تجاوز رژیم صهیونی به قطر در زنجیره ای از تحرکاتی است که ذیل «پروژه اسرائیل بزرگ» جا می گیرد.

تحرّک بیشتر دیپلماسی رسمی و عمومی و جهت دهی های نقطه زن تبلیغاتی می تواند افکار عمومی عربی را به ایران نزدیکتر و از دشمنان منطقه اسلامی دور کند!

 

محسن قنبریان ۱۴۰۴/۶/۲۲

راویِ قدرت و امکانات؛ نه وعده‌های توخالی!

قطعاً از بیانیه گام دوم به اینسو رهبر انقلاب مشکل را “محاصره تبلیغاتی” و جهاد را “امید آفرینی” خوانده‌اند.

واضح است بدون امید، هیچ تحولی به سامان نمی‌رسد و جز ریزش و انسداد نتیجه‌ای نمی‌دهد.

لذا این سال‌ها بیش از گونه‌های تحول خواهی بر جهاد تبیین و امید تاکید کرده‌اند.

 

سیاه نمایی و بزرگ کردن ضعف‌ها، البته تذکر همیشگی ایشان به گویندگان و نویسندگان بوده؛ اما عنصرِ مغفول دیگری در ناامیدی و احساس ضعف در مردم موثرتر است و در کلمات ایشان هم با “نهی از وعده‌های غیر عملی” منعکس است.

 

“اگر یک ملت یا مسئولان آن، چگونگی برخورد با شعارها [آرمان‌ها] را درست ندانند، به خسارت‌های بزرگی دچار خواهند شد” (۷۵/۸/۹)

وعده‌های توخالی در قبال آن آرمان‌ها، اندازه بیان نقایص و کمبودها یأس آفرین است!

 

مثلاً نشست رئیس جمهور با اصحاب رسانه و توئیت دبیر شعام درباره گروسی، دو روی یک سکه‌اند!

اظهار فلاکت و بدبختی / خط و نشان‌هایی که انجام نمی‌شود دو روی القاء ضعف و زاینده ناامیدی در جامعه است!

همین‌ها هم سوژه‌های آن نویسندگان می‌شوند!

 

ما پیرو امیرالمومنین (ع) هستیم که مرامش این بود: کُنْتُ أَخْفَضَهُمْ صَوْتاً وَ أَعْلَاهُمْ فَوْتاً

یعنی: در وعده و ادعا صدایم کوتاه‌ترین اما در سبقتِ انجام و تحقق، از همه برتر بودم (خ۳۷)

 

“روایت قدرت موشکی” با “خط و نشان‌ها”یی که در تزاحمات سیاسی نمی‌شود، تفاوت دارد!

“روایت پیشرفت” با “وعده رفاه عمومی و عدالت” تفاوت دارد!

“روایت اقتدار” با “شعارهایی که در عمل تعقیب نمی‌شود” ، تفاوت دارد…

 

محسن قنبریان ۱۴۰۴/۶/۱۹

نیازِ وحدت ؛ وحدتِ نیاز!

رهبر انقلاب در کتاب “خون دلی که لعل شد” از هم سلولی ای در دوره پهلوی می گوید؛ کمونیستی که به هیچ دینی عقیده نداشت!

 اما با او در مقابل ستم پهلوی، وحدتی را ترسیم می کرد!

«گفتم سوکارنو رییس جمهور اندونزی در کنفرانس باندونگ گفت: ملاک اتحاد ملتهای عقب مانده نه وحدت دینی و نه وحدت تاریخی و فرهنگی و امثال آن بلکه وحدت نیاز است. مسائل یکی است و سرنوشت نامعلوم. و دین نباید میان من و شما جدایی بیندازد!»

این یک ائتلاف سلبی مقابل اربابهای زمین است که می شود به “تعالی” برسد؛ به “کلمه سواءِ” توحید هم برسد! (۶۴ آل عمران: قل یا اهل الکتاب تعالوا الی کلمه سواء بیننا و بینکم الَّا نعبد الا الله و لا نشرک به شیئا و لا یتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله)

کاروان صمود علیه اسرائیل از این قبیل است.

امروز از هر دینی و شاید بی دین هم درش پیدا شود؛ وحدتِ نیاز بر سر ضدیت با ظلم اسرائیل!

افتادن در مسیر اجابت این “تعالوا”، به ایمان نزدیک می کند!

اتحاد دیگری هم می تواند بین مومنین به پیامبر(ص) با اعتصام به حبل الله باشد!

اینجا هم سخن از “تعالوا” است اما تعالی به جنگیدن یا دفاع از مسلمان (ولیعلَمَ الذین نافقوا و قیل لهم تعالوا قاتلوا فی سبیل الله او ادفعوا…)

منافقین امت این “تعالوا” را اجابت نمی کنند، قرآن هم خطابشان می کند: هم للکفر یومئذ اقرب منهم للایمان! در این وقت به کفر نزدیک ترند!(۱۶۷ آل عمران)

عجیب نیست؟!

معرکه های تاریخی(مثل غزه) پیشران های کفر و ایمان هم می شوند؛ عده ای را به ایمان و عده ای را به کفر نزدیک می کند!

محسن قنبریان ۰۴/۶/۱۵