استاد: حجتالاسلام قنبریان
زن تراز فقط در حاشیهٔ خانواده یا جامعه تعریف نمیشود؛ او وقتی در جای اصلی خود مینشیند که با حفظ تعالی معنوی و اصالت خانواده، نسبتش را با مقدرات اساسی زمانه روشن کند.
متن داخل اسلایدها را بخوانید!
استاد: حجتالاسلام قنبریان
زن تراز فقط در حاشیهٔ خانواده یا جامعه تعریف نمیشود؛ او وقتی در جای اصلی خود مینشیند که با حفظ تعالی معنوی و اصالت خانواده، نسبتش را با مقدرات اساسی زمانه روشن کند.
متن داخل اسلایدها را بخوانید!
حتماً این دو دستور دینی را لحاظ کنید:
جماعت بزرگ مردم، خود تعدیل کننده هم اند و مانع افراط و تفریط در کُنش اند.
در اینباره خطبه ۱۲۷ را حتما بخوانید.
چاره افراط و تفریط ملازمت با جمعیت انبوه مردم ( در عهد ولایت) است:
«همواره با بزرگ ترین جمعیّت ها باشید که دست خدا با جماعت است. از پراکندگى بپرهیزید، که انسان تنها بهره شیطان است آنگونه که گوسفند تنها طعمه گرگ خواهد بود».
«نتانیاهو و ترامپ» را با جلوگیری از تفرقه و «مردم زداها و محفلی ها» را با متانت و اتحاد شکست دهید!
مرتبط: تذکری راجع به تفاوت «اختلاف» و «تفرقه»
محسن قنبریان ۱۴۰۵/۳/۲۴
وقتی به هر دلیل( مجاز یا نامجاز) از «متن یادداشت تفاهم» سخن گفته نمی شود و متن های موجود تکذیب می شود، رد و ابرام ها فقط شکاف و اختلاف داخلی می سازد که بی خطر نیست.
پس بنای خود را روی مفاد منتشره نمی نهم؛ اما
آیا نقایص فقط در صورت اطلاع از مفاد، قابل کشف و طرح است؟!
تفاهم نامه یک فرامتن عیان و علنی دارد که از قضا بزرگترین اشکال، به همان است:
تفاهم (حتی با بُرد) درون نظم آمریکایی منطقه انجام می شود که آمریکا هم «طرف مذاکره» است هم «ناظم نظم منطقه»!
اِشکال به «مفاد نادیده» نیست!
به «مطلق مذاکره با آمریکا» نیست!
به «امتیازهای داده شده» نیست!
به مشروعیت بخشی به تعارض دو نقش آمریکاست: نقش طرف مذاکره/ نقش ناظم منطقه!
اقلا از جنگ با افغانستان و عراق به این سو برای همه ثابت شده آمریکا، ناظم بلامنازع این منطقه است. در اموری که ذاتا به او مربوط نیست «به خاطر منافع اش» دخالت می کند و برای تحمیل خواست خود،«جنگ»(جنگ کویت)، «اشغال»(افغانستان و عراق)، «تحریم» و «تجاوز» و «آشوب داخلی»( ایران) راه می اندازد.
این یک «تعارض جدی» است!
آمریکا بعنوان «طرف مذاکره» باید چیزهایی را بپذیرد که به عنوان «ناظم منطقه»، اقل آنها را هم نباید بپذیرد!
به بیان دیگر، ما پس از پیروزی در «جنگ بقا» و شکست دادن آمریکا در اهداف براندازی و فروپاشی و تجزیه و… دنبال «عدم تکرار تجاوز» و شکستن سیکلِ جنگ_مذاکره_جنگ بودیم.
این «کف» بدون یک «سقف» محقق شدنی نیست. آن سقف، اخراج آمریکا اقلا از پایگاه های نظامی منطقه است.
طرح اداره تنگه هرمز هم اهرمی برای تحقق این بود.
ماه های اخیر بنده کوچکترین هم به تکرار گفته ام:
برای آن «نظمِ کمتر آمریکایی» می شد این «امکان های تازه» را بنا نهاد:
این امکان های تازه:
اما تفاهم نامه جدید _مفادش هرچه باشد_ درون نظم آمریکایی جلو رفت و صورت بندی شد!
همه پایان بندی را به مذاکره آن هم با آمریکا ( ناظم/ طرف) گره زد!
حتی مذاکره با قطر و… درباره آزاد سازی دارایی ها،«سناریویی موازی» درون همان نظم است؛ نه از سنخی که شمرده شد و برای به هم زدن نظم آمریکایی.
این گونه تعهدات عربی درون آن نظم آمریکایی نه فقط «ضمانت کافی» ندارد و تا «سطح اخراج نظامی آمریکا» بُرد ندارد؛ بلکه فقط لیست اهداف نظامی ما علیه آمریکا در تجاوز محتمل بعد را می کاهد!
از نخبگان و گویندگان می خواهم اگر اصل این توجه را درست می دانند جای نقد و ابرام مفاد تفاهم که مورد تکذیب مسئولین است در این موقف بیشتر تبیین کنند.
محسن قنبریان ۱۴۰۵/۳/۲۳
صحبتهای یک ماه پیش حجتالاسلام قنبریان دقیقا به درد امروز میخورد خصوصا امروز که فردی از ملت ایران میخواهد ترامپپرست شود.
زمان مطالعه: ۳ دقیقه
امیرالمؤمنین میفرمایند: «من قضی حقَّ من لا یقضی حقَّه فقد عبده». اگر کسی حقِ فردی را ادا کند که او به ادای حق متقابل پایبند نیست، در واقع او را پرستش کرده است. آیا امروز ترامپپرستی نیست؟
تنها ملت رشیدی در کره زمین که ایستاد و به ترامپ گفت «نه» ملت ایران بود. این یعنی ایستادن در برابر پرستش غیر خدا. این توحید سکینه و آرامش میآورد.
ملت ایران با بیعت با کسی که ترامپ او را نمیخواست با خدا بیعت کردند و اینجاست که سکینه دوم اتفاق میافتد.
وقتی دنبال هویت مستقل خود باشید و نخواهید در هویت مشرکانه دیگران ذوب شوید، دست خداست بالای دست شما قرار میگیرد.
پرخاش های خیابان به دیپلماسی، «ریشه ای» دارد؛ تا حل نشود، توصیه های اخلاقی به خویشتن داری جواب نمی دهد و «خطر شکاف اجتماعی» را افزایش می دهد!
در ادبیات دینی یک «شفای غیظ» داریم و یک «کَظْم غیظ»!
«شفای غیظِ قلوب»، مقابل جراحت و جنایتی است که دشمن زده است. پس جای دشمنی، «دشمن» باید زایل شود. شفای غیظِ سینه ها به انتقام از دشمن جنایتکار است.(۱۴توبه)
اما «کظم غیظ»، فرو بردن خشم ها و کدورتها مقابل خودی است. اینجا جای دشمن گرفتنِ خودی،«دشمنی» را باید از بین برد!(۱۳۴آل عمران)
جنگ رمضان در کنار انسجام ملی، با جنایت علیه رهبر و کودکان، غیظ و جراحتی عظیم به سینه مردم نهاد که در گروه هایی سوزناک تر است.
آتش بسْ بدون انتقام و شفای سینه ها، بحث ها درباره توافق را از «اختلافات کارشناسی»تجاوز می دهد. دم زدن از توافق و «پایان بندیِ منهای انتقام» و شفای صدور، غیظ و درد سینه ها را شعله ورتر کرده، جای کظم غیظ با خودی، خشم و پرخاش نثار او می کند و شکاف اجتماعی می زاید!
«اخلاق سیاست» حکم می کند حکمرانان و تریبون های رسمی، جای دعوت به کظم غیظ و آرامشِ هسته های بیشتر جراحت دیده، به فکر شفای سینه ها با انتقام و اقلا قصاص جانیان باشند.
نه «دفاع و جنگِ بقا» پاسخ این درد است؛ نه «پایان بندی حتی با لحاظ حقوق مسلم»!
«محاکم بین المللی» هم عملا نتیجه بخش نیست!
حکمت ۱۹۴ «در قبال خودی» به خوبیِ عفو دلالت دارد؛ اما «در قبال دشمن»، ترجمه اش: حواله دادن شفای غیظ به صبر راهبردی در ضعف یا ادامه ندادن جنگ و انتقام در وقت دست برتر است!
محسن قنبریان
مبعوث به جمهوری سوم یا ارتجاع به رضاخان ( حزب اللهی)؟!
را نخبگان با لینک هایش ملاحظه فرمایند!
ائتلاف چهار به ظاهر ضد، علیه مردمسالاری دینی!
پیشنهادی هذیان وار در این روزهای بعثت مردم!
مردمسالاری دینی و دشمنان با رسم شکل!
به حسب همه پیمایش ها بیشتر از ۵۰٪ مردم، اقلا یکبار در بعثت خیابانی حضور یافته اند! (حتی ۳۴٪ از غائبین انتخابات های کم مشارکت اخیر)!
٪۴۱ از جمعیت شرکت نکرده ها نیز ذهنیت همراه داشته اند[۱]!
این ظرفیتی برای ساخت جمهوری سوم با احیای «حکمرانی مردمی تر» است یا…؟!
اخیراً برخی در مقام تجویز،«دولت مقتدر بناپارتی» را پیش کشیده به نام سپاه موجّه اش کرده اند!
پیش از این هم کسی دیگر در مقام توصیف چند سال از همین پروژه گفته بود!
متاسفانه روشنفکر ایرانی نه فقط «اقتدار مردم پایه» را نمی شناسد[۲]؛ بلکه نمی داند ایده مشکل گشایش در نظام سلطه ، پرویز مشرّف و عاصم منیر و پاکستان را سهم او می کند نه بناپارت و فرانسه استعماری!
بخشی از نیروی مذهبی هم به لحاظ ذهنی با این ایده ها مشکلی ندارند:
همانها که دهه ۷۰ ولایت فقیه را «دیکتاتور مصلح» تفسیر و دهه ۸۰ دنبال «رضا خان حزب اللهی» با انتخاباتی اقلی می گشتند!
توجه ندارند که به تعبیر رهبر شهید، «داعش» شکل افراطیِ همین نظرهای دینمدارِ غیرِ مردمسالار است[۳]!
ضلع سوم این «ائتلافِ اضداد علیه مردم»، بخشی از نظام دیوانی و خصولتی هاست:
برای تحقق «توسعه غیر بومی و فرمایشی» (مقابل «پیشرفت مردم پایه»)، «اقتدارپلیسی» ضروری است!
قبلا رئیس وقت سازمان برنامه و بودجه در مجلس با مثال از سرکوب اعتراضات دانشجویی و کارگری علیه توسعه سرمایه داری در کره جنوبی آن را تئوریزه کرد[۴]!
خصولتی ها _که بزرگترین سهم اقتصاد واگذارشده را برده اند_ نیز موافق ایده اند!
مقابل تحریم ها، «راهبردْ»، خنثی سازی بود و دور زدن تحریم، «تاکتیک موقت» اعلام شد[۵].
خنثی سازی، تحقق کامل اقتصاد مقاومتی می خواست که اصول اولیه آن(۵،۴،۳،۱) «مردمی سازی اقتصاد» را نشان کرده بود.
اما همدستی بخش دیوانی و خصولتی دو دهه جای تحقق راهبرد اساسی، تاکتیک را مستمر کرد که لازمه اش، «کاسب تحریم» و «تراستی بازی» شد…!
اینها با یک «دولت نظامیِ ضد آمریکایی» منتفع ترند؛ تا «ملتی برخاسته» علیه نظم آمریکایی و اسلام آمریکایی!
اما اینها هذیان است نه نسخه درمان!
مردم چنانچه بارها این بازی را به هم زده اند، باز هم به هم می زنند…
آنها یاد گرفته اند درون «نظام انقلابی امت و امامت» چگونه مبعوث شوند!«کمال سیاسی» ای یافته اند که جای درست اعتراض را بیابند و مانع ارتجاع بشوند[۶]!
محسن قنبریان ۱۵خرداد۱۴٠۵
[۱] ر. ک پیمایش های اسفند ۴۰۴و فروردین۴۰۵ مرکز تحلیل اجتماعی ( متا)
[۲] رهبرشهید مکرر از چنین اقتداری حرف می زد. «اقتدار برخاسته از اختیار و انتخاب مردم» با «مشارکت سیاسی و انتخابات پرشورتر»،« حضور پر شورتر مردم در صحنه و اجتماعات انقلابی» با «اتحاد ملی» و…
[۳] ر. ک: سخنرانی ۱۴خرداد۴۰۰
[۴] ر. ک: اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی ص۲۲۶
[۵] ر. ک: سخنرانی رهبرشهید ۹۸/۸/۲۸
[۶] ر. ک: سخنرانی رهبر شهید ۹۶/۱۱/۲۹
یک روی ولایت،«مُطاع»(مورد اطاعت) بودن اوست.
اما روی دیگری هم دارد:«ضامن تأمین اجتماعی معیشت بندگان» بودن ولیّ!
که کمتر گفته می شود!
امام صادق(ع) از پیامبر(ص) : «من نسبت به هر فرد مومن از خود او سزاوارترم و علی(ع) پس از من نسبت به وی سزاوارترین است.
از معنای این سخن رسول الله پرسیدند؛ فرمود: یعنی کسی که بدهکاری یا عائله ای را از خود بجای گذاشته و از دنیا رفته، رسیدگی به آن بر عهده من است و کسی که مالی را از خود بجا گذاشته، از آنِ ورثه اوست. پس در صورتی که کسی مالی ندارد، برخود ولایتی ندارد و آنگاه که برای عائله خویش مالی نگذاشته و نفقه ای به آنان نمی دهد بر آنان امر و نهی ای ندارد. پیامبر و امیرالمومنین و امامهای بعد از آنها را، خداوند ملزم فرموده که این وظیفه را برعهده بگیرند پس به همین جهت آنان نسبت به خود شخص سزاوارترند. چیزی جز همین گفتار پیامبر سبب اسلام آوردن عامه یهود نگردید؛ زیرا آنان برخویش و بر عائله خود اطمینان یافتند»(اینجا).
قاعده : مال بدون وارث دست ولیّ امر باشد و متقابلا کسی که هیچ راه تٲمینی ندارد هم خرجش با اوست(اینجا)
ویدئو/ امام خمینی:
«ما که امیدواریم یک جلوه ولو بسیار ناقص از ولایت علی(ع) در کشور ما شده باشد، باید توجه کنیم کافی ندانیم اینکه ما تظاهر می کنیم و شعار می دهیم اینها کافی نیست؛ دولت باید با تمام قدرت همانطور که علی(ع) برای محرومین دل می سوزاند، این هم با تمام قدرت دل بسوزاند برای محرومین…!»
محسن قنبریان/ ۱۴خرداد۱۴۰۵
حجتالاسلام والمسلمین محسن قنبریان، استاد حوزه و دانشگاه:
در نامه ۵۳ نهجالبلاغه آمده است:
«وَ إِنَّمَا عِمَادُ الدِّینِ وَ جِمَاعُ الْمُسْلِمِینَ وَ الْعُدَّهُ لِلْأَعْدَاءِ الْعَامَّهُ مِنَ الْأُمَّهِ».
«جِماع» در لغت به معنای پناهگاه و تکیهگاه است. در این تعبیر، حضرت علی (ع) مردم (جمهور) را پناهگاه مسلمانان میخوانند.
بسیاری از استکشافها و برداشتهای این «جمهور» در تطبیقات و تعیین مصادیق، صحیح است. این مردم هم به لحاظ نظری و هم به لحاظ عملی، پناهگاه امت هستند
در این بعثتی که رخ داده است، باید توجه داشت که هر خیزشی سطوح و متعلقات مختلفی دارد. گاهی مسئله، جنگ، بمباران و دفاع است؛ در این شرایط، بدیهی است که جنگ به مسئلهی اصلی مردم تبدیل میشود. اما «بعثت برای عدالت و پیشرفت» نیازمند تنبه و آگاهیبخشی بیشتری است.