در این پست مستندات برخی سخنان حاج آقا قنبریان در برنامه ثریا منتشر می شود. ادامه خواندن مستندات مطالب برنامه ثریا
بایگانی برچسب: s
حاشیهی ثریا!
بزرگوار منتقدی در یادداشتی از موضع دیر هنگام آیت الله یزدی علیه رئیس سابق قوه قضاییه گلایه و افزوده:
“ایضاً حجت الاسلام دیگری که چند شب پیش از برنامه تلویزیونی صریح از آقای آملی انتقاد کرد یا جناب زاکانی که دست به افشاگری علیه فساد طبری زده یا دیگر اصولگرایان و پیاده نظام رسانهای شان. شما پیش از آمدن آقای رئیسی در قید حیات نبودید؟… تمام کنید این نمایش را…”!
اینکه چرا بزرگترها زودتر تذکرات جدی تر و بازدارنده ندادند؟ را قبل از رسانهای شدن فرمایشات آیت الله یزدی هم در یادداشتی بنام “دو انتظار از جامعه مدرسین در حوزه اشرافیت مذهبی” نوشته و صراحتا صدور بیانیه علیه این اقدامات و هم ضابطه گذاری برای رویه نشدن را درخواست کردم
بنده پیاده نظام رسانهای هیچ گروه و جناحی هم نیستم. در برنامه ثریا هم مثالها را بین همه جناحها توزین کردم تا با عدالت، جناحی برخورد نکرده باشم.
در حد کانال تلگرام و ایتا و سروش ۱۰۰۰نفری -که دوسال پیش کمتر هم بود- در زمان ریاست آیت الله آملی لاریجانی این نقدها را نوشتهام. در کنارش برخی محاسن ایشان هم در یادداشتهای دیگر بیان شده است. از جمله رأی قاطع فقهیشان به ابطال وقف اموال دانشگاه آزاد؛ که از آنها هم پشیمان نیستم.
دوستان برنامه ثریا هم تازه از طریق کانال و معرفی برخی دانشجویان با بنده آشنا شدند. قبل از این هم در رسانه ملّی حضوری نداشتهام؛ پس نمایشی در کار نبوده است.
چند نقد بنده در دوره ریاست ایشان:
- مسئولین و پدیده های اعتقادسوز
که در تاریخ ۹۷/۸/۳۰ نوشته و به همین مدرسه ولیعصر ایشان پرداختهام.
- جای خالی دکه القضاء
که درتاریخ ۹۷/۹/۶ نوشته و به لزوم گسیل قضات ویژه برای مقابله فوری با کوهخواری و مرتعخواری در اغلب شهرهای ایران پرداختهام.
- کاش جای دانشجوی شریف بودم!
که در تاریخ ۹۶/۹/۲۱ همزمان با حضور سخنگوی قوه در جلسه پرسش و پاسخ دانشجویی نوشته شد. آرزو این بود که از همین ساختمان مدرسه و شایعات درباره مزرعه رئیس قوه هم پرسیده شود.
- از رسول الله نشد اقلا از تأسی از پاپ!
که در تاریخ ۹۷/۲/۱۸ در اعتراض به دادگاهی کردن منتقدین اشرافیت مذهبی نوشته شد.
محسن قنبریان
۹۸/۵/۲۶
نماهنگ/ اشرافیت مذهبی
نماهنگ تهیه شده از برنامه ثریا مورخ ۲۳مردادماه۱۳۹۸ با موضوع «الگوی مدیریتی امام علی(ع) در برقراری عدالت و مبارزه با اشرافیگری؛ درسی برای امروز» با حضور حجت الاسلام قنبریان منتشر می شود.
مشروح این برنامه را به نشانی «دریافت برنامه ثریا» میتوانید دریافت نمایید.
شبکه های اجتماعی منتسب، به نشانی زیر می باشد:
سروش و ایتا: @m_ghanbarian
اینستاگرام: @ghanbarian_ir
دریافت نماهنگ [با کیفیت ۱۴۴ | با کیفیت ۲۴۰ | با کیفیت ۳۶۰ | با کیفیت۴۸۰] با لینک مستقیم
میر مردم !
مرحوم آیت الله میراحمد تقوی برای همه طلاب و روحانیت آیتی روشن برای مایحتاج آخوندی بود. این یکی بیشتر به چشمم آمد:
اثرگذاری و خدمت به مردم، انقلاب و نظام اسلامی، منحصر در گرفتن پُست اداری و قرارگرفتن در “نهادهای سیاسی” نیست تا کشمکشها و نزاعات قدرت طلبانه پیش آورد و دین مردم را تباه کند. یک روحانی-البته درس خوانده و وارسته- در “نهادهای اجتماعی” صد چندان میتواند اثرگذار و خادم ارزشهای اسلامی و انقلابی باشد. روحانیِ خود٘ ساخته بدون اینکه نسبت به قبول مناصب در نظام اسلامی، “بشرط لا” (عدم قبول مطلق) باشد؛ درباره مناصب، “بشرط شیئ” (کاری کردن درصورت منصب داشتن!) هم نیست؛ تا جایگاه معنوی روحانیت را به یک شغل و تنفّذ اداری سقوط دهد. با کاغذ و امضائی امرش راست و بدون آن رانده شود!
با دانایی و پارسائی، “میرمردم” شده بود؛ چیزی که نه با امضاء کسی نصب و نه با عزل کسی منعزل میشود پس باقی است مابقی الدهر
مردم در نهادهای اجتماعی و مدنی با “شخصیت حقیقی” و واقعی روحانی -وبالتبع علم و تقوای او- ارتباط میگیرند لذا وجدان عمومی، اصیل را از تقلبی باز میشناسد. به تعبیر امیرمطلق علی(ع): “نیکوکاران را از آنچه خداوند درباره ایشان بر زبان مردم جاری میکند، میتوان شناخت” (عهدنامه مالک اشتر).
دراین مسیر نزاع قدرت طلبی رخت بسته یا اقلا یکطرفه میشود چون زبان حال این نیکوکاران این است:
فریدون فرخ فرشته نبود
به مشک و به عنبر سرشته نبود
به داد و دهش یافت چنین نیکوئی
تو داد و دهش کن فریدون توئی!
آمیراحمد آیت عالی در اینباره بود. با وجودی که بسیاری از شاگردان راه مناصب را در پیش گرفتند؛ او خود آیتی بود که بدون حکم و منصبی حقوقی، با تقوا و زهد و زندگی مردمی خود “میر دلها”شد و بیش از هر صاحب منصبی نفوذ کلام یافت. درعین حال کاسب محبوبیت اجتماعی هم نبود. مواضعش را با بادسنج اقبال و ادبارها نمیسنجید. تقدس و علوم دینیاش از سیاست -آن که در زیارت جامعه کبیره سند خورده نه دغلکاری و تکالب شیاطین -جدا نبود؛ هر جا لازم میدید در این وادی پرتنش اثرگذاری میکرد.
درس خوانده نجف بود، آیت الله مدقق مرحوم سید محمود شاهرودی در دستخط برایش عنوان “آیت الله”برگزید اما این پیر زاهد آنرا هم قلم گرفت. سالها پیشتر برای نماز جمعهی شهرش -پس از آن مبارزات در انقلاب- پیش امام (ره) رفت؛ امام خودِ او را برگزید، اما او دیگران را ترجیح داد! برای حضور جهادی در دفاع مقدس اما کسی را برخود ترجیح نمیداد.
با دانایی و پارسائی، “میرمردم” شده بود؛ چیزی که نه با امضاء کسی نصب و نه با عزل کسی منعزل میشود پس باقی است مابقی الدهر.
این جلوه ی آمیراحمد را برای خود و همه روحانیون آن منطقه درسآموزتر دیدم.
روحش شاد وراهش پررهرو باد.
محسن قنبریان
۹۸/۵/۲۵

دو انتظار از جامعه مدرسین در حوزه اشرافیت مذهبی!
خدارا شکر رئیس محترم جامعه مدرسین بنظر موافق و مخالف، آدم صریح اللهجهای است؛ نشان داده، کسوت مرجعیت هم مانع انتقادش نمیشود. اینبار علیه مدارس علمیه اشرافی گلایه کردند از “بی وجهی تاج داشتن برخی مدارس” مجلل -که در آستانه افتتاحشان هستیم- گفتند.
اما از رئیس و اعضاء محترم جامعه مدرسین دو انتظار بیشتر هست
- صدور بیانیه!
با تفکیک قوا، صندوق رأی در دنیای جدید و نقش احزاب و گروههای مرجع، رسانهها و… در تشکیل حاکمیتها؛ گروههای مرجع و رسانهها هم رکن مردمسالاری شدهاند. از اینرو آنچه تلخی، در نامههای امیرالمومنین(ع) به کارگزاران مبنی بر دوری از اشرافیت هست، بارش را باید این ارکان مردمسالاری، کنار حاکم(ولی فقیه) به دوش کشند.
حتما در جلسات خصوصی تذکرات تند و تلخ در اینباره مثل رهبری به افراد داده میشود؛ اما نامه امیر(ع) به منذربنجارود و عثمانبنحنیف و… هم در ارثیه اینان مخفی نبوده تا به سید رضی رسیده باشد! بلکه در جامعه، فریاد شده بود و نسل به نسل گشته تابه گردآورنده نهجالبلاغه رسیده است. امروز جای این تشرها و ملامتهای بازدارندهی بعضا تند و عتاب آلود در جامعه ولایی ما خالی است. همه هم سهم رهبر نیست. هم رسانهها و هم گروههای مرجع(مثل جامعه مدرسین) سهم دارند. پس بیش از گله کردن، صدور بیانیه و اعلان محکومیت در قبال این رویههای ناموجه(به تعبیرآیت الله یزدی) لازم است. - ضابطه گذاری!
در همین دیدار(۳۱تیر۹٨)، آیت الله یزدی درباره نیاز مجتهدین به اجازه جامعه مدرسین برای چاپ رساله عملیه میگویند(تا مرجعسازی و مراجعِ خود٘ خوانده پیدا نشود). بدون این اجازه، وزارت ارشاد مجوز انتشار به آن رساله نمی دهد.
حال سؤال اینجاست آیا مدارس مجلل و خارج عرف و برخلاف سیره علماء سلف، آسیبش به دینداری مردم کمتر از یک رساله در بازار نشر است؟!
آیا ازدیاد و رویه شدن این مدارس در قم و تهران و برخی شهرستانها آن هم نه از سوی مراجع بنام و صاحب رساله بلکه اغلب از سوی رجال سیاسی همراه بااعتراض روز افزون مردم و جوانان درخور توجه جامعه مدرسین نیست؟! رئیس سابق قوه قضائیه، اسبق مقننه، رئیس جمهور فعلی، برخی از ائمه جمعه تهران و استانها همه مشغول ساخت یا بهرهبرداری از مدارس علمیه خودند! برخی، حواشی بسیار در نحوه واگذاری زمین و رعایت قوانین شهری و کشوری دارند و برخی درمنابع مالیشان حرف و حدیث است. برخی هم که تکمیل شده، دارند بهرهبرداری میشوند؛ در تجمل و تبذیر غیر لایق به شأن فقیه و مدرسه علمیه اشکالات جدی هست.
ظاهرا جامعه مدرسین -اگر شأن بررسی صلاحیت رساله دادن دارد- باید به طریق او٘لی، شأن این را داشته باشد که بررسی کند:
- آیا هر رجل سیاسی چون صرفا در لباس روحانیت بوده -حتی اگر مانند برخی سالها دور از درس وبحث بوده- میتواند با نفوذ به ارث برده از دوران ریاستش، برای دوران بازنشستگی یا برکناری از مناصبش، حوزه علمیه بزند و با امکانات بیشتر، از اهل علم و فضلِ سالها زحمت کشیده، جلو افتد؟!
- آیا جامعه مدرسین نباید ضوابطی برای بناء و معماری -با توافق مرجعیت- معلوم کند تا هنجارشکنی دراین حوزه که مستقیما با اعتقاد مردم بازی و سرمایه اجتماعی هزارساله روحانیت را به مخاطره میاندازد، به حداقل برسد؟!
آنچه از جامعه مدرسین خواسته شد قابل مطالبه از شورای عالی حوزههای علمیه هم هست و شاید برخی از وظایف ذاتی آن شورا هم باشد.
٭ اگر شایسته نشر دیدید، یاریام کنید.
محسن قنبریان
۹۸/۵/۲۴
دریافت برنامه ثریا
برنامه ثریا مورخ ۲۳مردادماه۱۳۹۸ با حضور «حجت الاسلام قنبریان» با موضوع «الگوی مدیریتی امام علی(ع) در برقراری عدالت و مبارزه با اشرافیگری؛ درسی برای امروز» از شبکه یک سیما پخش شد.
دریافت برنامه ثریا [با کیفیت ۲۴۰p؛ با کیفیت ۱۴۴p]
الگوی مدیریتی امام علی(ع) در برقراری عدالت و مبارزه با اشرافیگری؛ درسی برای امروز
اول زائر حسین، بعد حاجی عرفات!
شکوای حسین(ع) عصر عرفه پاسخ گرفت وقتی می سرود: “أشکو الیک غربتی و بُعدَ داری…”!
دیگر حسین غریب نیست و هیچ کس محبوب تر از او روی زمین نخواهد شد. کل ارض، کربلا شده؛ همه خانه ها، خانه او میشود؛ دیگر خانهاش دور نیست! از این پس هر مالک امر و سلطانی پیش او هوا و سبک است؛ تا قیامت یقهی همه را خواهد گرفت!…
اگر تماشای کربلا در دعای عرفه، مانع از دعا و درخواستت از خدا شد؛ فکر نکن عبادت عرفهات از دست رفته است که به “ثواب عظیم” ره یافتهای!
امام رضا(ع) به اباصلت فرمود:”…پس نظر کردن به انبیاء و رسولان و حجتهای الهی در درجاتشان[دقت:فی درجاتهم] ثواب عظیمی برای مومنین روز قیامت دارد”(عیون اخبارالرضا ج۱ص۱۱۶)
نظر به حجت خدا در درجاتش را یک مثال بزنم:
سیدالشهداء در دعای عرفه نمی گوید خدایا همه اعضاء و جوارحم به وحدانیتت شهادت میدهند؛ تا من و تو هم چنین باشیم و روز “نختم علی افواههم و تکلمنا ایدیهم” این شهادات را بشنویم.
نه! میگوید: خدایا من بوسیله اعضاء و جوارحم بر توحیدت شهادت میدهم! “أنا أَش٘هد ُیاالهی …!” بین این دو فرق بسیار است. ما جز با زبان چنین شهادتی نداریم! چگونه میتوانیم با پرده قلب و موها و جای روییدن دندانها به توحید شهادت دهیم؟!
اگر تأویل این فقرات را در معرکه عاشورا برای سیدالشهداء دیدی، روز عرفه به این مقام نائل شدهای که نظر به حجت خدا در درجهاش کنی.
میسراید:”خدایا گواهی میدهم با حقیقت ایمانم… و درون پوشیده نهادم و آویزههای راههای نور چشمم و چینهای صفحهی پیشانیام و روزنههای راههای نفسم و پرههای نرمه تیغه بینیام و حفرههای پرده شنواییام و آنچه ضمیمه شده و بر آن برهم نهاده دو لبم و حرکتهای سخن زبانم و جای فرو رفتگی سقف دهانم و آروارهام و محل دندانهایم و جای گورایی خوراک و آشامیدنیام و بار بر مغز سرم و رسایی رگهای گردنم و آنچه قفسه سینهام دربرگرفته و بندهای پی شاهرگم و آویختههای پرده قلبم و قطعات کنارههای کبدم و آنچه را دربرگرفته غضروفهای دندههایم و جایگاههای مفاصلم و پیوستگی پاهایم و اطراف انگشتانم و گوشتم و خونم و مویم و پوستم و عصبم و نایم و استخوانم و مغزم و رگهایم و تمام اعضایم…”!
حالا دیدی چرا باید لهوف همراهت میآوردی؟!
ببین میتوانی زائر و ناظر حسین در چنین درجه توحیدش شوی؟!
شاید همین سرّ حدیثی است که خداوند روز عرفه اول به زائران حسین نظاره میکند بعد حاجیان عرفات!
عـرفـه را با لهـوف بخوانید!
دعای عرفه، شرح انفسی عاشورا و مقتل، شرح آفاقی دعای عرفه سید الشهداست.
یعنی آنچه در این نجوای متعالی با خدا شکل میگیرد یکماه بعد در صحرای کربلا عیان میشود. و آنچه نمود مییابد باطنی دارد که در عرفه با خداوند نجوا شده است.
بدون عرفه نمیتوان عاشورا را فهمید:
“ای رها کننده اسیر دربند، ای روزی دهنده طفل صغیر، ای پناهِ هراسندهی پناه خواه” !
این فقرات برای حسین(ع) به احسن وجه استجابت شد. نا آشنای با عرفه برای دو قطره اشک تحقیرش نکند که پس چرا علی اصغر تیر خورد و زینب اسیری رفت و…؟! هیچ نوزادی مثل اصغر حسین رزق نخورد، هیچ خائف مستجیری مثل زینب و عیال حسین در عصمت خداوندی قرار نگرفت!
اگر دعای مستجاب حسین در عرفات را کمک نبری، عاشورا را به عکس این تفسیر میکنی:
“خدایا مرا بر بلاهای روزگار و حوادث شبها و روزها یاری ده. و از هراسهای دنیا و گرفتاریهای آخرت نجات ده. مرا از شرّ آنچه ستمگران در زمین انجام میدهند کفایت کن… خدایا مرا در سفرم نگهدار و در خاندان و مالم جانشین باش و مرا در آنچه نصیبم فرمودی برکت ده”!
مسافری را سراغ داری که خداوند بیش از حسین حفظش کرده باشد؟! غارت شدهای سراغ داری که بیش از او خدا جانشین مالش شده باشد؟!
و اگر به عاشورا نگاه نکنی این فرازها و دههای دیگر از مناجات عرفه برایت معنا نمیشود:
“خدایا… مرا به اعضایم بهرهمند کن و گوش و چشمم را دو وارث من گردان! مرا برآن که به من ستم روا داشته پیروز فرما و در رابطه با او انتقام و هدفم را نشانم بده و چشمم را بدین سبب روشن گردان”!
بدون روضه گودال محال است بفهمی “متِّع٘نِی بِجَوارحی” یعنی چه؟!… بماند!
بدون “انا قتیل العبرات” نمیفهمی چگونه گوش و چشم، وارث اویند و چگونه اشکها به فرج مینشیند و طلب ثار محقق و چشم حسین(ع) روشن میشود؟!
دعای عرفه، لهوف سید را با خود ببر شب و روز عاشورا هم تفسیر روضههایش را در دعای عرفاتش جستجو کن:
“انت ربی وملیک امری اشکو الیک غربتی وبُعد داری وهوانی علی مَن ملَّکتَه امری…یا مَن دعو٘تُه مریضاً فشَفانی وعریاناًفکَسانی و جائعاً فأش٘بَعَنی وعطشاناً فأر٘وانی وذلیلا فأعزّنی وجاهلاً فعرَّفنی و وحیداًفکثَّرنی …”
همه مستجاب شد! چشمها راباید شست جور دیگر باید دید!
اگر از کربوبلا میترسی و کلاس حیات حسینی را حال نمیکنی؛ دعایت، عرفه نیست چیز دیگری بخوان!
“سرمایه دار” وقتی خَیِّر میشود هم “سرمایه، داری” میکند!
از نیکول اشاف نویسنده کتاب “پیامبران جدید سرمایه” پرسیدند: در عصر منابع کمیاب و بودجه های روبه کاهش دولتها، چرا باید نگران نفوذ روبه رشد “سرمایه داران” خیرخواهی مثل گیتس، والتون ،براد و بافت بود؟!
اشاف جواب داد: “وقتی بنیاد ها کمک مالی خیرخواهانه می کنند -برخلاف مالیات دادن- آنها هستند که انتخاب می کنند در چه پروژه هایی سرمایه گذاری کنند. این پروژه ها اغلب برخی نتایج مترقیانه دارند مثلا کودکان فقیر واکسینه می شوند در حالیکه بدون این کمک ها چنین امکانی نداشتند؛ اما این کمک ها اغلب شامل اهداف محافظه کارانه هم هستند!
مثلا خانواده گیتس در عوض حمایت از مراقبت بهداشتی عمومی، طرف دار کالایی کردن خدمات بهداشتی هستند و خیلی از بنیادها، پشتیان خصوصی سازی آموزش عمومی و کاهش نقش والدین و معلم ها در نحوه اداره مدارس هستند“!
(یکبار دیگر این پرسش و پاسخ را بخوانید دارد برایمان مسأله می شود!)
پ.ن:
- مراقب خیّرین و حاتم های خود باشید، شیوع سرمایه داری، آنها را کاسبانی از خیر نکند!
- به کارهای خیر سرمایه داران(بنیادها و خیریه هایشان) خوش بین نباشید، دارند “سرمایه، داری” می کنند! طرفداری از مدارس غیرانتفاعی، بقاء کنکور و…نمونه کوچک در ایران معاصر است.
- این غیر از رانت دادن یا گرفتن برخی از این سرمایه داران بنام کار خیر(کمک به ساخت مدرسه علمیه و مسجد و… ) است که خبرش را در دادگاه های مفسدان اقتصادی می شنوید!
- سرمایه، ثروت نیست! ثروتی خودافزا که هویتش در خلق اعتبار بیشتر برای خود است و با بازارهای پولی و مالی ارتباط وثیق دارد. همیشه دنبال بازار جدید و کالا کردن ارزشی تازه است! سرمایه داری را باید عمیق تر شناخت.