بایگانی برچسب: s

چالش مطوّعین وهابی با اخلاق سرمایه داری

مطوّعین یا پلیس مذهبی عربستان یا کمیته ترویج فضلیت و پیشگیری از منکر(cpvpv):

از نوامبر۱۹۷۹ که عده ای از نظامیان با ادعای مهدویت مسجد الحرام را اشغال کردند و روحانیون وهابی آنرا برای سعودی ها پس گرفتند؛ توافقی بین دولت و مبلغین وهابی منعقد شد و پلیس مذهبی برای نظارت بر اعمال شهروندان شکل گرفت. برخی خصائص:

  • این پلیس مذهبی به دست مبلغین وهابی است نه نیروهای پلیس!
  • زدن با چوب دستی به سبک دایره حسبه خلفاء!
  • بستن سینماها و ورزشگاه ها و… بخصوص بر زنان!
  • الزام زنان به پوشیدن عبای سرتاسری مشکی!
  • جدا سازی شدید جنسیتی اماکن عمومی
  • اصرار بر همراه داشتن محارم!
  • و…

به مرور برخوردهای آنان سوژه های مجازی شد. زنان از زدن و برخوردهای خشن آنها فیلمبرداری و در فضای مجازی بارگذاری کردند. اعتراضات بالا گرفت.

ماجرای آتش سوزی دبیرستان دخترانه مکه در ۲۰۰۲م سوژه تخریب مطوّعین را کامل کرد!

آنها متهم شدند که با بستن درها به روی دختران و جلوگیری از ورود گروه امداد و نجات به مدرسه -بخاطر نامحرم بودن و عدم پوشش مناسب دختران!- باعث تلفات (کشته شدن۱۵ و جراحت ۵۰دختر) در این آتش سوزی شدند!

مقابل این افراط، تفریط بن سلمان ولیعهد جوان قرار گرفت!

اصلاحات او از ۲۰۱۶ با سویه های اقتصادی_دیپلماسی، آزادی اجتماعی بیشتری برای زنان و دختران موجب شد؛ از اجازه رانندگی تا باز شدن سینماها و ورزشگاه ها بر آنها، حتی کنسرت های خارجی (مثل کنسرت جاستین بیبر و…) با حضور زنان!

عملاً مطوّعین منعزل و به تعبیر برخی از خودشان، “سازمان سرگرمی عمومی” جای آنها نشست!

حتی واعظان تلویزیونی مشهور مثل عبدالعزیز الشریفی بخاطر اعتراض به این اصلاحات دستگیر شدند! مطوّعین حالا دیگر پشت میزهایشان فقط کمپین های آگاهی بخش در مورد اخلاق و اقدامات بهداشتی راه می اندازند!

سیاستهای بن سلمان نمونه ی سعودیِ پیروزی اقتصاد بر احکام شریعت شد.(قبلا در مسیحیت هم تجربه شده بود)

طبقه متوسط و مرفه سعودی، سبک زندگی متظاهرانه متناسب با دنیای سرمایه داری می خواست. محدودیت های شرعی در عربستان موجب شده بود سود سرگرمی ها و تفریحات این طبقه بزرگ در جیب دولتهای دیگر بریزد؛ لذا ولیعهد خوشگذران تصمیم گرفت اقتصاد را بر احکام شرع وهابی ترجیح دهد!

گفت: برای اینکه مانعی برای ولخرجی شهروندان کشورش در دوبی و بیروت ایجاد شود و پول را در کشورشان خرج کنند، باید مجتمع های توریستی در این کشور برپا شود. بخشی از طرح ۵میلیارد دلاری اش برای توسعه مناطق تفریح عربستان به ساخت پارک و مجتمع های تفریحی در جزایر این کشور در دریای سرخ اختصاص می یابد. بهترین پاپ استارهای جهان عرب در عربستان خواهد بود!

اینگونه چهره غرب پسندش هم نمایان تر و استبداد سیاسی او با آزادی های اجتماعی-اخلاقی روتوش می شد!

در نزاع اخلاق سرمایه داری و احکام شرعی، نحوه عملکرد پلیس مذهبی هم در باخت احکام شرعی دخیل بود. احمد بن قاسم غامدی یکی از مقامات ارشد مطوعین -که در۲۰۱۵ بخاطر دیدگاه های کمی مترقیانه برکنار شد- علت انزوای پلیس مذهبی را چنین می شمارد: “بزرگترین اشتباه کمیسیون امربه معروف و نهی از منکر به دلیل اشتباهات فردی برخی افسران و نیروهای آن بود. این رفتارها تاثیر منفی و نامطلوب بر تصویر این کمیته گذاشت!”

در این ایام رئیس مجلس شورای اسلامی دوبار و وزیر ارشاد یک بار بازبینی رویه های موسوم به پلیس امنیت اخلاقی را وعده داده است.

گشت ارشاد وجوه مشترک و هم متمایزی با مطوّعین سعودی دارد!

شباهت اصلی همان چالش اخلاق سرمایه داری با اجرای اجتماعی احکام شرعی است! که ممکن است از چشم مسئولین مخفی بماند، در اقتصاد سرمایه دارانه، سکان داری کنند و در احکام، مفتیانه!

– هم جریاناتی که اجرای احکام فرعی رساله ها را بدون لحاظ اقتضائات جدید، بلغ ما بلغ، بشکل خطی و بسیط، مطالبه می کنند حضوری در قدرت سیاسی دارند!

– هم دیدگاه های اصلاحی بن سلمانی و تفوّق دادن “اقتصاد و توسعه” بر “شریعت” در لایه های تصمیم ساز و تصمیم گیر کشور نماینده دارند!

فقه جواهری شیعه تمایز اصلی ما با مفتیان سعودی است. در فهم امام خمینی این فقاهت، “برنامه اداره انسان از گهواره تا گور است”. ولایت فقیه نه صرفاً مجری احکام است(چه رسد به فهم و اجرای سلفی آن) و نه از نسبت “اقتصاد سرمایه داری” با “اخلاق سرمایه داری” می تواند بی تفاوت باشد.

ولایت مطلقه، ولایت بر احکام اولیه برای رساندن جامعه به عدالت اجتماعی و فضایل اخلاقی است[۱].

از اینرو الزام در حوزه حجاب:

– بدون دیدن اقتضائات اقتصادی نیست. تکاثر ثروت در دست طبقات بالا و فاصله طبقاتی، سبک زندگی سرمایه داری را از قله به دامنه ها جاری می کند؛ دیروز بدحجابی، امروز سگ گردانی، فردا…

نمیشود در اقتصاد لیبرال بود و در احکام سلفی و متصلب!

 – نه جانب “قانون عرفی” می ایستد و نه “احکام فرعی رساله” را قانون کشور می داند.

فرآیند قانونگذاری و جمع بین “حکم شرعی” و “رضایت و همراهی مردمی” حرف نوی انقلاب اسلامی [۲] به پرچمداری ولایت مطلقه فقیه بوده است که آنجور که باید برای متدینان و متعهدان به جمهوری اسلامی هم تبیین نشده است.

در مجالی به تفصیل دراینباره توضیح خواهم داد.

محسن قنبریان ۱۴۰۱/۷/۱۲

[۱] “و کیف کان: بعد ما علم بالضروره و مرّت الإشاره إلیه: من أنّ فی الإسلام نظاماً و حکومه بجمیع شؤونها، لا یبقى شکّ فی أنّ الفقیه لا یکون حصناً للإسلام- کسور البلد له إلّا بأن یکون حافظاً لجمیع الشؤون؛ من بسط العداله، و إجراء الحدود، و سدّ الثغور، و أخذ الأخاریج و الضرائب، و صرفها فی مصالح المسلمین، و نصب الولاه فی الأصقاع، و إلّا فصرف الأحکام لیس بإسلام بل یمکن أن یقال: الإسلام هو الحکومه بشؤونها، و الأحکام قوانین الإسلام، و هی شأن من شؤونها، بل الأحکام مطلوبات بالعرض، و أُمور آلیّه لإجرائها و بسط العداله. کتاب البیع (للإمام الخمینی)؛ ج۲، ص: ۶۳۲

[۲] رهبر انقلاب: “جمهوری اسلامی حرف نوئی دارد این حرف نو عبارت است از مردم و ارزشهای الهی؛ این دوتا باید باهم توأم بشوند و حرکتها و جوامع را شکل بدهند”.(۹۰/۱۰/۷) “اینکه دین باید حاکم شود و در این حاکمیت،‌ مردم باید حضور داشته باشند از متن اسلام برمی‌آید”(۱۴۰۰/۳/۱۴) و…

جنگ حجابِ دولتها در کشور زنان!

یک آگاهی لازم برای دختران و زنان مان، روایت مستند و مصور و با لنز باز از صحنه جهانی درباره “حجاب/کشف حجاب” است.

پسند یا ناپسند، جنگی جهانی بر سر این دو شکل گرفته است؛ جنگی بین دولتها و احزاب سکولار با احزاب اسلام گرا بخصوص اسلام سیاسی! جنگی که قلمرو آن تن و سر زنان است! بخواهند یا نخواهند دیگر “حجاب/کشف حجاب” یک انتخاب آزاد فردی نیست! انتخابی دولتی یا سیاسی است که دارد قانون و الزام میشود و هر روز کشورهای وسط (آزاد در پوشش) به نفع یک طرف کاسته میشوند!

اثبات این ادعا در جانب کشف حجابِ اجباری شاهد می خواهد.

گزارش اروپائی اسلام هراسی۲۰۲۰ در ۸۸۶صفحه از سوی ۳۷مرکز دانشگاهی از کشورهای مختلف اروپا تهیه و به پدیده های اسلام هراسی در ۳۱کشور اروپایی می پردازد. اِعمال تبعیض علیه مسلمانان از سوی دولتهای اروپایی و قانونی کردن اسلام ستیزی توسط سیاستمداران راست افراطی از جمله این گزارشات است. از جمله موارد این گزارش تلاشها برای ممنوعیت حجاب در نهادهای عمومی اروپاست. مثلا:

  • حکم به ممنوعیت نمادهای سیاسی و مذهبی به ویژه حجاب در موسسات آموزش عالی در دادگاه قانون اساسی بلژیک در ژوئیه۲۰۲۰
  • طرح حزب راست افراطی دانمارک به پارلمان برای ممنوعیت حجاب اسلامی در تمام نهادهای عمومی
  • لایحه حزب حاکم فرانسه به پارلمان برای ممنوعیت روسری برای دختران زیر ۱۸سال در اماکن عمومی (جناح مقابل، مارین لوپن رقیب مکرون و نماینده راست افراطی متعهد شده بود که اگر رییس جمهور شد حجاب در مکانهای عمومی را مثل نبستن کمربند ایمنی در خودرو، توسط پلیس جریمه کند!)
  • تلاش چند باره گیرت ویلدرز نماینده راست افراطی هلند برای ممنوعیت حجاب!
  • و…

در هندوستان که بیش از ۶۰٪زنان هندو خود پوشش سر دارند، دادگاه عالی کاناتاکا به ممنوعیت حجاب اسلامی حکم می کند! این چالش جدید به استانهای متعدد کشید . اسلام هراسی بوسیله مقابله با حجاب در هند پس از این حکم با پویش اجتماعی تب زعفران هندوها شکل اجتماعی مدنی هم گرفت! در همان ایالت دختر و پسر هندو آزادانه با انداختن شال زعفرانی _که نماد مذهبی هندوهاست_ در مدارس حضور یافتند تا بدین شکل اعتراض خود را به حجاب دختران مسلمان نشان دهند!

این فهرست جهانی خیلی درازتر است. کشورهای اسلامی که با پذیرش سکولاریسم به سمت کشف حجاب الزامی رفتند (مثل برخی کشورهای آسیای میانه و…) را هم باید بدان افزود.

پ.ن:

  1. نویسندگان و گویندگان نمی توانند این وضعیت جهانی را ندید گرفته و حجاب را صرفا فردی یا حتی اجتماعی تحلیل کنند. باید بدانند نزاع فقط سر حجاب قانونی نیست؛ نزاع سر کشف حجاب قانونی هم هست! یعنی قانون در کشورهای سکولار هم با حجاب کار دارد و بعد از قانون گذاری کشف حجاب اسلامی، برایش پیگرد و الزام تعریف می کند.
  2. دوستان آزادی خواه و عدالتخواه و..‌. نیز نباید مساله حجاب را با سایر احکام اسلامی (حتی احکام اجتماعی اسلام) مقایسه کنند و از اهمیت آن بکاهند! وقتی مرزی محل درگیری شد نمی گویند: خوب فلان مرز هم کشور است چرا آنجا این قدر مهم نیست؟!
  3. حکومت اسلامی و گروه های مُصرّ به اجرای احکام اسلامی باید بدانند کم حجابها و مستعدین کشف حجاب، نه سربازان دشمن بلکه وطن و منطقه ی درگیری طرفین اند؛ جای مولفه قلوبهم برای جلب یاری و تحمل سختی جنگ است نه جای زمینه سازی برای جدائی طلبی و پیوستن به دشمن.
  4. نحوه مقابله با سکولاریزم جهانی و تحقق حجاب در الگوی مردمسالاری دینی (وعده انقلاب اسلامی ایران) تفاوتی با مُطوّعین عربستان سعودی و طالبان دارد که در یادداشت دیگری خواهم پرداخت.

محسن قنبریان ۱۴۰۱/۷/۸

آیا حکومت‌ باید مردم را به بهشت ببرد؟ (بخش دوم)

 

امام علی(ع) می‌فرمایند: « اگر از من پیروى کنید، به خواست خدا شما را به راه بهشت حمل خواهم کرد، هر چند سخت و دشوار و پر از تلخى‌ها باشد.» (نهج‌البلاغه، خطبه ۱۵۶)

یعنی حکومت در خدمت مردم خواهد بود تا این مسیر طی شود. به عبارتی حکومت وظیفه راه‌سازی و تسهیل کردن مسیر بهشت را دارد نه اینکه رونده را به زور بهشت ببرد.

آزادی فکر و حق انتخاب را نباید از افراد گرفت؛ بهشت بردن با زور و فشار و تحمیل نیست!

آیا این وظیفه حکومت به این معنی است که هیچ حکم اجباری و الزامی در اسلام نیست؟! اگر بهشت بردن با زور و اجبار نیست پس حد شرعی و احکام اجباری دین برای چیست؟!

اجرای حدود شرعی برای بهشت بردن شخص مجرم نیست؛ برای حفاظت از جامعه و باز ماندن مسیر درست است. مجازات زناکار و دزد و قاتل برای بهشت بردن آنها نیست، برای این است که خانواده، کسب و کار حلال و حق حیات در جامعه محترم شمرده شود و محفوظ بماند.

برخی از سیاست‌ها و سازوکارها هم در مسیر بهشت مانع ایجاد می‌کنند.

قاچاقچی بی‌حجابی و انحصارگر حجاب، تولید کننده‌های بی‌حجابی در جامعه هستند. بیشتر از بی‌حجاب باید با تولیدکننده‌های بی حجابی مبارزه شود.

صوت کامل این سخنرانی را از اینجا بشنوید.

تاریخ سخنرانی ۳۱ فروردین ۱۴۰۱ است؛ ایده حجت الاسلام قنبریان برای مواجهه با مسئله بی‌حجابی را در این مطلب می‌توانید ببینید.

آیا حکومت باید مردم را به بهشت ببرد؟! (بخش اول)

حجاب اختیاری یا حجاب اجباری؟! دوگانه‌ای که این روزها بحث‌های زیادی درباره آن شکل‌گرفته است. اما برای قضاوت دقیق و غیراحساسی درباره این دوگانه لازم است به لایه‌های عمیق‌تر بحث وارد شویم. جایی که با دوگانه‌‌ی دخالت کردن یا دخالت نکردن حکومت در شئون مختلف زندگی مواجه می‌شویم؛

حالا سوال اصلی این است که آیا بهشت و جهنم افراد به حکومت هم ربط دارد یا امری کاملا شخصی است؟! آیا حکومت‌ اسلامی وظیفه دارد مردم را به بهشت ببرد؟!

پاسخ را از حجت‌الاسلام قنبریان بشنویم. (تاریخ سخنرانی: ۳۱ فروردین۱۴۰۱)

صوت کامل سخنرانی را از اینجا می‌توانید بشنوید.

تجربه فعال ایرانی_اسلامی

تجربه پیراهن عثمان!

  1. حضرت امیر(ع) از منتقدین عثمان بود و چند نوبت هم واسطه معترضین با او شد؛ اما محاصره خانه او و کشتنش را کاری جاهلی خواند(خ۱۶۸)
  2. حزب قاسطین(معاویه)، خون عثمان را بهانه کرد. اول با شعار مطالبه خلافت و حکومت نیامد بلکه با شعار انتقام خون عثمان توسط ولیّ دم (پسرعمو) با استناد به “مَن قُتل مظلوماً فقد جعلنا لولیه سلطاناً” (۳۳اسراء)، لشکر کشید (شرح ابن ابی الحدید ج۴ص۹۳)
  3. فتنه وقتی عمیق شد که در حین اشتغال حضرت امیر(ع) به جنگ جمل، معاویه به حضرت نامه نوشت که قاتلین عثمان (به ادعای او مالک، عمار، محمد بن ابی بکر و.‌‌..) را تحویل بده! (همان تاص۱۰۲)
    حداکثر تنزل میکرد: “یا خودت قصاص کن”! در سپاه حضرت هم ۲۰هزارنفر گفتند در محاصره خانه عثمان حضور داشته اند!
    کار علی(ع) سخت شده بود که نه میتوانست عقلا و شرعا آن پاکان یا آن جمعیت را تقدیم معاویه کند و نه بخاطر ناامنی و جنگ داخلی موجود میتوانست دادگاه مقصرین واقعی ریخته شدن خون عثمان را تشکیل دهد! (ر.ک: خطبه۱۶۸)

می بینید ماجراها مثل پیاز لایه لایه است، یک لایه حق یک لایه باطل! بسیط و یک خطی و ساده نیست که یک کنش واحد بطلبد.

تجربه فعال مردم ایران!

ماجراهای ما ساده تر و سبک تر از دوران حضرت امیر(ع) شده است. بلاتشبیه بین مهسا و عثمان؛ اما پیراهن عثمان در جنگ روانی-رسانه ای امروز موجود است. کشته یا فوت معلوم نشده، کل نیروی انتظامی بلکه همه نظام مقصر خوانده شده است! گروهی خاص در خیابان دارند با آتش زدن مامور انتظامی و مسجد و زدن محجبه و… انتقام می گیرند!

بعید ندانید به حکمیت های خارجی و کمیساریای حقوق بشر هم بکشانند؛ اما سودای اصلی، برگشت به خلافت و حکومت است؛ نه حتی خون خواهی مهسا و حجاب!

ملت ایران از تکرار پیراهن عثمان ها یاد گرفته اول قاسطین را سرجایشان بنشاند.

نظام اسلامی هم با این امنیت و استقرار (غیر قابل مقایسه با حکومت نوپای علوی)، باید یادگرفته باشد بهتر از بارهای قبل کمیسیون حقیقت یاب و دادگاه برای قصور و تقصیرهای احتمالی برگزار کند و روشها را چنانچه وعده شده اصلاح کند ان شاء الله!

محسن قنبریان ۱۴۰۱/۶/۳۰

ماهم میتوانیم!

چند تجربه کوچک و محلی روایت شده در جشنواره عمار در حوزه سلامت اجتماعی را اینجا ببینید.

وقتی یک معلم روستا یا مبلّغ یا چند بسیجی میتوانند در منطقه ای آسیب های اجتماعی (اعتیاد یا ماهواره و…) را کاهش دهند، طرح های مطالعه شده و منسجم ملی هم به کمک مثل همین مردم (نهادهای اجتماعی)، شدنی است و نتایجی بهتر از ایسلند هم دارد!

در آستانه فصل سرد
مستند «در آستانه ی فصل سرد»، داستان روستای خانقا یکی از روستاهای استان کرمانشاه است، که به دلیل  آنتن‌دهی بد شبکه‌های صدا و سیما و تبلیغات دشمن به اشغال ماهواره در آمده است. در این اوضاع معلم روستا به فکر راه حلی برای جمع آوری ماهواره ها می افتد و…

 

امید در برزخ
جمعیت یک روستا از توابع «اسفراین»، نزدیک به سه هزار نفر است که بیش از ۸۰ درصد مردم آن معتاد هستند و با فقر و امکانات کم دست‌وپنجه نرم می‌کنند. شیخ «داود امیدی»، از تحصیلات حوزوی انصراف می‌دهد و به‌عنوان «سرباز طلبه» به این روستا اعزام می‌شود. این روحانی تلاش می­کند تا کلینیک ترک اعتیاد را راه­اندازی کند و ریشه این معضل را خشک کند.
شیخ نشین ها
سه محله شیخ «علی چوپان»، «کوزه‌گری» و «دهپیاله»، در دل شهر بزرگ شیراز قرار دارند. ساکنان این محله‌ها، با مشکلاتی مثل اعتیاد، نداشتن فضای تفریحی و فرهنگی مناسب و توسعه نامتوازن شهری مواجه هستند اما نقطه عطف آن‌جا، پیگیری مشکلات محله توسط پیرمردی دغدغه‌مند به نام «بهمن چاره» و دانش‌آموز دبیرستانی، «سمیه پولاد» است که درمقابل محرومیت حاصل از بی‌تدبیری مسئولان سکوت نمی‌کنند.

 

متولدین دره پنج شیر
محله پنج‌تن آل عبا از محلات قدیمی زاهدان است. مردم این منطقه مشکلات زیادی برای زندگی دارند. “مهدی رستگار نیا” ، سال ۱۳۹۰ در مسجد محله، اقدام به راه‌اندازی یک قرارگاه فرهنگی می‌کند. بسیجیان مسجد شروع به شناسایی مشکلات محله کرده و برای رفع آن‌ها تلاش می‌کنند. مردم شیرآباد در همسایگی محله، به اعتیاد مواد مخدر گرفتار شدند. آقای رستگار نیا فضایی را برای اشتغال بانوان نیازمند محله ایجاد می‌کند. ایشان با افزایش امکانات شهر، شرایط زندگی را برای مردم بهبود می‌بخشد ؛ اما این مردم نیاز به توجه مسئولین دارند تا مشکلاتشان ریشه‌ای حل شود.
اخراجی های۴
حجت‌الاسلام «محمد رنجبر»، در یکی از روستاهای چهارمحال و بختیاری، با کمپ ترک اعتیاد «پیروان همت» آشنا می‌شود. او درمی‌یابد که این مرکز در کنار برنامه‌های خود، «توسل» را کم دارد. حاج‌آقا رنجبر با درک احساسات و افکار معتادان، به آن‌ها کمک می‌کند تا در مسیر زندگی سالم گام برداند. منش و رفتار حاج‌آقا، باعث‌ شده است تا خیلی از معتادها و اشرار این کمپ، متحول شوند و دوباره با خدا ارتباط بگیرند. مستند، روایتی از فعالیت‌های متفاوت این طلبه دارد.
ایمان
اهالی منطقه احمدآباد از مناطق حومه بجنورد، با محرومیت دست‌وپنجه نرم می‌کنند. اعتیاد و بی‌سوادی در منطقه جولان می‌دهد. ایمان اشراقی، جوانی بسیجی و دردمند است که می‌خواهد راه‌حلی برای این ناهنجاری‌ها پیدا کند.
جهاد
مستند «جهاد»، روایتی از مراقبت و کمک به افرادی است که درگیر مصرف مواد مخدر شدند اما با کمک جمعی از خیرین قرارگاه جهادی امام رضا (ع)، با ترک اعتیاد به زندگی خود بازگشته‌اند.
محرمانه های مشهد
شهر مقدس «مشهد»، بیش از یک‌میلیون و دویست هزار نفر جمعیت حاشیه‌نشین دارد. خبرنگاری به تعدادی از مناطق حاشیه‌ای شهر مانند «همت‌آباد»، «شهرک شهید رجایی»، «اسماعیل‌آباد» و… می‌رود و پای صحبت فعالان فرهنگی و مذهبی آنجا می‌نشیند و مشکلات فراوان ازجمله اعتیاد، فقر، نبود امکانات ورزشی و امنیت اجتماعی و… را بازگو می­کند.
عطر سیب
مستند «عطر سیب»، در مورد فعالیت یکی از ائمه جمعه کشور بود که فراتر از حیطه کاری خود اقداماتی را در راستای بهبود فضای عمومی شهر و منطقه خود انجام داده بود. سوژه‌ای که به طور خاص در مستند به آن پرداخته شده است، اقدامات عام المنفعه و انسان‌دوستانه امام جمعه فلارد، حاج آقا بخشایش پور، در شهرستان لردگان است.

سلبریت گزیدگی!

ژان ژاک روسو _اولین کسی که مفهوم حقوق بشر را به کار برد_ قبل از دنیای دیجیتال، کاندیداشدن سلبریتی ها برای امر سیاسی را منع کرد. نوشت:

“بازیگران نباید نامزد انتخابات شوند چون شاید بدون هیچ تخصصی و صرفاً با استفاده از تکنیک های متقاعد کننده، کنترل مملکت را به دست بگیرند”!

دنیای دیجیتال و لایک جای صندوق رأی نشست و سلبریتی ها عملا کنترل مملکت ها را دست گرفتند!

به تعبیر جورج مونبیو در گاردین؛ “یکی از نتایجش این است که هیچ موضوعی، موضوعیت نمی یابد مگر زمانی که از دهان یک هنرپیشه خارج شود. فروپاشی اقلیم، آوارگان، حقوق بشر، آزارگری جنسی به نظر می رسد هیچ یک از این مسائل نمی توانند بدون اینکه به هالیوود بروند مطرح شوند”!

اولویت بندی ها و جهت دادن به خواست های عمومی را آنها با همان مقدار تخصص و تعهد شان عهده دار می شوند!

خوب چه اشکال دارد؟! وقتی برای حقوق بشر یا آوارگان و امور شریف نظرها را جلب کنند!

مشکل این است که آنها فقط مشهور نیستند؛ فقط نظرها را جلب نمی کنند؛ بلکه معمولا طبقه اجتماعی خاصی شده اند.(با پوزش از افراد شریف این طبقه)

سلبریتی در بستره سرمایه داری و در ارتباط با بازار و ذیل حمایت دولتِ بازار، متولد و رشد می کند پس نوعا علیه ارزشهای آن نمیتواند اقدام کند! برای تبلیغ ارزشهای دنیای آزاد، هویت گرفته است. پس انتقاد و خواستِ طبقات پایین را با واژگان خود و پس از درونی کردن برای خود، ترجمه و قالب بندی می کند! (اگر نگویم خواسته های طبقه خود را به فرودستان حقنه می کند)!

چاره در چنین دنیایی چیست؟!

پتانسیل های اجتماعی اگر با سلبریتی ها، جنبشی شوند که در آسمان تمنیّات آنها صورت بندی میشوند!

رسانه ملیِ یک انقلاب فرهنگی، قرار بود دانشگاه شود!

یعنی “اندیشه ها” را مقابل “چهره ها”، ضریب رسانه ای دهد و عملا مقابل سلبریتی زدگیِ انتقادها و خواست ها قرار گیرد.

بدون محافظه کاری مساله های جامعه را با تضارب آراءِ صاحبان اندیشه به جامعه بکشاند و با راهبری آنها جنبش های اجتماعی را در نظام ارزشی مقبول، سامان دهد.

پ.ن:

– مساله چگونگی مواجهه درست با نحوه پوشش در اتمسفر سلبریتی ها، آزادی جنسی و علیه مطلق حجاب ترجمه میشود!

– هیچ مواجهه علمی بین صاحبان اندیشه در رسانه های فراگیر ضریب نمی گیرد. (حتی برنامه ای کم بیننده بدین خاطر تعطیل میشود!)

– پلیس و بدنه انقلابی، جلوداران قافله را خط شکنان هنجارهای جامعه (عده ای از سلبریتی ها) می بینند؛ پس گشت ارشاد را سنگر مقاومت گرفته، برآن اصرار می کنند!

– رسانه های دشمن از سوژه های رویه های جاری، سریال ساخته و به جنگ اصل نظام می برند!

– بخاطر حفظ نظام، کل پروژه، امنیتی می شود!

حالا دیگر سؤال از رویه ی ناقص یا معیوب ارشاد، بهانه برای زدن نظام جلوه می کند!

* این چرخه در مسائل دیگر (بنزین و…) تکرار میشود

آنچه جایش بین:

سلبریتی_رسانه‌دشمن / امنیتی_رسانه‌ملی؛ خالی است: دانشگاه تلویزیونی_مجازی است تا نیاز و تقاضای مردم را بشکل اصیل و معقول برای سیاستگذار صورت بندی و مردم را هم اقناع کند.

محسن قنبریان ۱۴۰۱/۶/۲۹

تبار گشت ارشاد مسئولین!

اولین بار ۳۱تیر۵۸ امام خمینی بود که گشت ارشاد مسئولین را مطالبه کرد!

اداره امر به معروف در فهم امام خمینی، اول ناظر به اعمال دولت و ادارات دولتی (حتی رهبر و رئیس جمهور) بود؛ بعد هم اقشار ملت. (صحیفه امام ج۹ص۲۱۳)

اما جالب اینکه دستور امام هم درباره نهی از منکر دولت اجرا نشد (لابد به همین سازمانهای ناظر دولت و مجلس و قضائیه که بعدا در قانون اساسی آمد، بسنده شد) ؛ اما برای اقشار ملت (البته نوعا در پوشش و…) در لباس های مختلف: کمیته انقلاب و ستاد امر به معروف و گشت ارشاد انجام شد!

مرحوم سید احمد خمینی دلیل مخالفت با فرمان امام از سوی دولت موقت و برخی اعضای شورای انقلاب را: نبودن تشکیلات لازم / و هرج و مرج شدن، می شمارد! (همان/ پاورقی)

جادارد بعد از ۴۰ سال، تشکیلات و سازمانهای مدعی جلوگیری از جرم یا مجازات مسئولین را با تشکیلات نهی از منکر اقشار مردم (گشت ارشاد)، در روش و نتیجه مقایسه کنیم و نهی از منکرِ متوازن و نتیجه بخش را پی ریزی کنیم.

«انقلاب اسلامی همچون پدیده‌ای زنده و با اراده، همواره دارای انعطاف و آماده‌ی تصحیح خطاهای خویش است، امّا تجدیدنظرپذیر و اهل انفعال نیست. به نقدها حسّاسیّت مثبت نشان میدهد و آن را نعمت خدا و هشدار به صاحبان حرفهای بی‌عمل میشمارد، امّا به هیچ بهانه‌ای از ارزشهایش که بحمدالله با ایمان دینی مردم آمیخته است، فاصله نمیگیرد.» (بیانیه گام دوم)

محسن قنبریان

ناهنجاری های پوشش از اعتیاد به الکل و مخدر سخت تر نیست!

ایسلند در مصرف مواد مخدر و الکل بدترین کشور اروپایی بود که با یک برنامه منظم و پیگیر به بهترین تبدیل شد

مجموع تحقیقاتی دقیق که به تاسیس “مرکز تحقیق و تحلیل اجتماعی ایسلند” انجامید و با استفاده از داده های پیمایش ها و برداشت های حاصل از تحقیقات مختلف به یک طرح ملی بنام “جوانان در ایسلند” انجامید.

چرخش موفق ایسلند هم “رادیکال” و هم “تجربه محور” بود؛ رویکردی که خودشان “عقل سلیم تقویت شده” نامیدند.

از تغییر قوانین تا همیاری های اجتماعی و بعد اعانه های دولتی(برای خانواده های فقیر جهت مشارکت در برنامه ها)

نتایج پیمایش های جدید رو به بهبود نهاد مستی جوانان از ۴۲٪ به ۵٪ رسید!

گزارش این تجربه را اینجا بخوانید: ایسلند چطور جوانانش را از الکل و مواد مخدر نجات داد؟

پ.ن:

حجاب و عفاف و جامعه ایرانی، مناشئ و پیامدهای متفاوتی از اروپا و الکل دارد؛ مقصود صرفا ارائه تجربه ای مبتنی بر تحقیق های درست و به جا و همیاری های منظم اجتماعی برای تغییر است.

برای “ایجاد فضایل” (ازجمله عفاف و حجاب) از بستره ایمان و ولاء و “نظام حقوقی حفاظت از آن” در ۱۲قسمت برنامه علامت (شبکه دو) سخن گفته ام. چارچوبه ها و دکترین های دینی با برنامه های مطالعه و تجربه شده کنار هم میتواند چالش های اجتماعی مان را کم کند.

طرح ملی جوانان در ایسلند ظرف دو دهه نوجونان ایسلند را از بدترین کشور اروپا (در مست کردن/ مواد مخدر/ سیگار) به بهترین تبدیل کرد.

این طرح در ایسلند جواب داد چون:

  • – رابطه بین مردم و دولت همواره زمینه ساز برنامه های ملی موثر بوده!
  • – تمرکز ایسلند بر همکاری والدین/ مدرسه/ اجتماع در یک طرح ملی بود.
  • – ایسلندی ها تعهد دراز مدت به پروژه های ملی دارند!

در آمریکا و انگلیس جواب نداد چون سه عامل بالا مفقود بود:

  • – قوانین ممنوعیت بخش و نظارت از سوی مردم و خانواده ها استقبال نشد!(رابطه مردم_دولت)
  • – در انگلیس عموما به مقامات محلی یا مدارس سپرده و در حد آموزش دهی ماند!
  • – در آمریکا برنامه های سلامت اجتماعی با بودجه و طرح های کوتاه مدت انجام می شود.

طرح های سلامت اجتماعی باید دقیق و مطالعه شده، منسجم و با تفاهم حاکمیت_مردم و با همیاری نهادهای مدنی انجام شود.

(این مقاله را بخوانید!: ایسلند چطور جوانانش را از الکل و مواد مخدر نجات داد؟)

محسن قنبریان

حرف سوم!

در دو دستگی های رسانه ای، هژمونیک و هیجانی، حرف سوم شنیده نمیشود!

دسته اول: از انتقاد به رویه گشت ارشاد، به ضدیت با اصل آن و علیه حجاب الزامی و اسلام سیاسی (که حکومت در ارزشها دخالت کند) کشیده شده اند و با لبه مخالفین نظام ج.ا مماس شده اند.

دسته دوم: ماجراها را صرفاً یک اتفاق (آنهم قابل توجیه) دیده، همین روش را درست و عمل به قانون و شرع دانسته، حجاب الزامی و گشت ارشاد را سنگر مقاومت علیه دشمن برانداز گرفته که حتی عیب و نقص احتمالی اش هم قابل اغماض است! بلکه اصلا جنگ روایت و رسانه است که بد جلوه می دهد! و…

حرف سوم؛ نه مخالف اسلام سیاسی و دخالت حاکمیت در ارزشهاست و نه حجاب را بی اهمیت و حتی غیر قابل الزام می داند؛ لکن رویه ناقص و معیوب جاری در گشت ارشاد را تبعیضی، دین بازی و بالتبع دارای اثر معکوس می داند!

در منبرهای دهه محرم و هم سلسله مباحث برنامه علامت شبکه دو، بستره و گستره فسق و عفاف بیان شد و برای برخورد حقوقی با بد حجابی سه مرحله از سیره و سنت اسلامی شمارش شد که  رویه موجود فاقد شاخص ها و استانداردهای آن است!

اگر حوصله شنیدن این حرف را داشتید اقلا جلسات ۸و۹ برنامه علامت را ببینید!

صوت کامل جلسه هشتم، برنامه علامت با عنوان «مراحل حقوقی عفیف سازی جامعه»

صوت کامل جلسه نهم، برنامه علامت با عنوان «ربط ساخت حقیقی فضایل با ساخت حقوقی آنها»

محسن قنبریان