خون خواهی رهبر شهید، یعنی رسیدن در این منطقه به نظمی که ملت ایران بتواند حق مسلم خودش را بگیرد؛
یه چیز شخصی و نفع خانوادگی نیست…!
۲۳ تیر ۱۴۰۵
حجت الاسلام قنبریان
خیابان پیروزی، چهارراه نبرد
خون خواهی رهبر شهید، یعنی رسیدن در این منطقه به نظمی که ملت ایران بتواند حق مسلم خودش را بگیرد؛
یه چیز شخصی و نفع خانوادگی نیست…!
۲۳ تیر ۱۴۰۵
حجت الاسلام قنبریان
خیابان پیروزی، چهارراه نبرد
صلح شرافتمندانه فقط پایان بندی «جنگ شرافتمندانه» نیست؛ حتی «در تجاوز بی شرمانه» هم «امکان» دارد!
«با بی شرفترین ها» هم «امکان» دارد!
خوب است؟!
اما صلح چگونه «شریف» یا «بی شرف» می شود؟!
فرهنگ و ادبیات پارسی، اوّلی را با فعل «کردن» صرف می کند و دوّمی را با فعل «دادن»!
«صلح کردن»، «امکانْ ساختن» است…
ولی وقتی «همه امکانها را واگذاری» و «چاره ای نگذاری»، می گویند:«تن به صلح داد»! همان صلح غیر شرافتمندانه، بی شرفی و ذلت پذیری!
«منطق بده بره» در عرف ایران معاصر همان «واگذاریِ امکانها» و «بی چاره شدن» هاست!
از حق غنی سازی تا تنگه هرمز و موشکی و…،«امکانهای ایرانی» و «چاره های ملّی» است که دادنش، تن به صلح دادن و «تثبیت تجاوز» می آورد!
اما «امکانْ ساختن» برای صلح شرافتمندانه:
یعنی آن «حقوق مسلّم» را با «امکانهای غیر آمریکایی» نگهداشتن و به تبع «جنگ را بی اثر کردن» و صلح را بر دشمن تحمیل کردن!
همه حقوق مسلّم را «در سبد آمریکا پذیرفتن» و «تنها راه را مذاکره با او شمردن»؛ امکان آمریکایی است که نتیجه ای جز «جنگ بی شرمانه» یا «سازش بی شرفانه» ندارد!
«امکانهای غیر آمریکایی» مثل:
محسن قنبریان
صوت کامل جلسهٔ اول دورهٔ «بانوی عاشورایی»
نقش زنان در مقدرات اساسی جامعه
استاد قنبریان
محرم فقط یادآوری یک واقعهٔ تاریخی نیست؛ فرصتی است برای خواندن مسئلههای امروز در آینهٔ عاشورا.
جلسهٔ اول دورهٔ «بانوی عاشورایی» به نسبت محرم با مسئلهٔ جنگ میپردازد؛ اینکه عاشورا چگونه میتواند الگوی روایت فتح، پایانبندی عزتمندانه، تابآوری اجتماعی و امید به آینده باشد.
محور کلیدی جلسه:
خواندن مسئلهٔ جنگ و نقش زنان در آینهٔ عاشورا
در این جلسه توضیح داده میشود که وقتی جنگ وارد شهر و خانه میشود، نقش زنان در مقاومت، مراسمداری، تابآوری اجتماعی و روایت فتح جدیتر میشود.
استاد قنبریان در این جلسه نشان میدهد چگونه میتوان سهم زنانهٔ عاشورا را از دل میدان امروز استخراج کرد و آن را به زبان تبلیغی روایت کرد.
حجتالاسلاموالمسلمین محسن قنبریان:
زبان انقلابی یکی از داراییهای نظام است و مسئول ما نباید این زبان را خاموش کند. کسی که زبان دیپلماتیک نمیفهمد باید با او با زبان انقلاب حرف زد.
نمیشود در مقابل ترورها و تهدیدها صرفا با زبان دیپلماتیک حرف زد. دیپلمات ما اگر در مدار شهید بهشتی حرکت کند، باید از حضور مردم در خیابان و پلاکاردهای تند علیه ترامپ، بهترین امکان و ظرفیت را برای زبان دیپلماتیک بسازد اما اگر انقلابی نباشد آن را تهدید میبیند.
یکی از ارکان اصلی اتمام چرخه جنگ، آتش بس، مذاکره و دوباره جنگ، پیگیری مسئله قصاص و خونخواهی است.
بخشی از سخنان حجت الاسلام قنبریان در هیأت «اصحاب الحسین (ع)» دانشگاه تهران درباره مطالبه عمومی خونخواهی رهبر شهید و ضرورت بهره گیری از این مطالبه در مسیر تصمیم گیریهای سیاسی
جمعه ١٢ تیر ١۴٠۵
حجتالاسلام والمسلمین قنبریان، مدرس حوزه و دانشگاه، فریاد خونخواهی
ما باید در دو سطح مطالبه سازی کنیم. مطالبه خونخواهی باید به تمام مردم ایران تسری پیدا کند تا هم هسته داغ حزباللهی همراهی کند هم عموم مردم. برای حزباللهی های مبعوث در خیابان، ما باید نسخه قصاص قاتلین را پیگیری کنیم که هم مطالبه مردمی است هم حکم شرعی اما برای عموم مردم ما نیاز به طراحی و برنامهریزی داریم.
مقایسه دیاسپورای ایرانی و فلسطینی مایه شرمندگی ماست، فلسطینی های مخالف حماس هم زبان مظلومیت غزه شدند اما بعضی از ایرانیان زمان حمله به دشمن رقصیدند و عمو فلان و عمو فلان گفتند اما تمام فارسیزبانان اینگونه نیستند و میتوان با طرح و ایده آنها را پای کار خونخواهی آورد.
یک تعریف و تفکیک لازم
در منطق دینی، خون خواهی دو سطح دارد:
۱. قصاص جانیان ( برای هر خون به ناحق ریخته).
۲. انتقام از دشمنان ( برای خونهایی که شخصیت حقوقی یک مکتب و حکومت اند).
تفکیک این دو را خلاصه اینجا ببینید و به تفصیل اینجا (https://eitaa.com/m_ghanbarian/7053) بخوانید!
منطق تعیین خون بهاء
روشن شد خون بهاء در قصاص، جان مباشران و مسببانِ اقوای از مباشر است؛ اما در خون خواهی رهبران و شخصیت های حقوقی چیست؟!
آیا هر آرزو و دل خواستی را می توان خون بهاء قرار داد؟!
مرور ثار و خون خواهی حسین(ع) تا اندازه ای «روش تعیین» را رهنمون می شود:
به حسب روایات اگر قیام حسینی به خون کشیده نمی شد، منجر به «فرج» می گشت.
امام رضا(ع) سال ۲۰۰ق فرمود:
أَوْرَثَتْنَا اَلْکَرْبَ وَ اَلْبَلاَءَ إِلَى یَوْمِ اَلاِنْقِضَاءِ:
روز حسین (ع) به ما اهلبیت(ع) کرب و بلاء ارث داد تا روزی که این کرب و بلاء منتقضی شود( یعنی روز فرج)!
اوصاف این تابعان و راضیان در مثل دعای ندبه فهرست شده است.
خون بهای هر شخصیت حقوقی و زعیم شهید( غیر از قصاص قاتلان) آن چیزی است که هدف مشروع قیام او بوده و با کشته شدن از آن باز مانده است.
با این منطق می توان خون بهای شهادت حاج قاسم و سید حسن و رهبر شهید را معین کرد.
لطیفه ای مهم در خون بهاء!
نکته لطیف و حائز اهمیت در این منطقِ تعیین خون بهاء این است که خون بهاء، موجب «خیر خواهی» است!
مثلا اگر «فرج»، خون بهای سیدالشهداست؛ فرج، فقط گشایش امر اهلبیت نیست؛ بلکه «گشایش عمومی» برای آدمیان است (فَإنَّ ذلِکَ فَرَجُکُم)!
پس خون خواهی رهبران الهی ، اسراف در قتل و هلاک حرث و نسل با مثل بمب اتم نیست؛ بلکه برداشتن ائمه کفر و نظم ظالمانه ای است که استضعاف بندگان را موجب شده اند.
قبل از این فرج عمومی _که با ظهور منتقم حسین(ع) رقم می خورد_ فقط در برخی تگناها و بلایا، برای برخی مستغیثین، گشایشی حاصل می شود که «فرج خصوصی» است؛ نه گشایش عمومی در عالم و برای همه آدمیان.( دقت کنید)
در خون خواهی رهبر شهید نیز این لطیفه باید در نظر گرفته شود که خون خواهی او ، خیر خواهیِ برای ایران و اسلام است، نه تباه کردن همه حقوق و منافع ملّی!
متاسفانه این لطیفه مهم بعضاً به عکس و در دوگانه غلط منافع ملی یا خون خواهی طرح می شود!
توضیح اینکه:
«جوهر اصلی در مکتب امام بزرگوار ما، رابطهی دین و دنیاست… دین و دنیا در منطق امام بزرگوار ما مکمل و آمیخته و درهمتنیدهی با یکدیگر است و قابل تفکیک نیست».
به تعبیر دیگر «دین نمیتواند غیر از دنیا عرصهی دیگری برای ادای رسالت خود پیدا کند. دنیا هم بدون مهندسیِ دین و بدون دست خلّاق و سازندهی دین، دنیایی خواهد بود تهی از معنویت، تهی از حقیقت، تهی از محبت و تهی از روح. دنیا- یعنی محیط زندگی انسان- بدون دین[و احکام الهی ای مثل قصاص و انتقام]، تبدیل میشود به قانون جنگل و محیط جنگلی و زندگی جنگلی».
پس در عقلانیت انقلاب اسلامی هیچ حکم دینی (مثل انتقام و خون خواهی) پیگیری نمی شود الا اینکه «دنیای مردم» یعنی حقوق مسلّم و امنیت و معیشت و اقتصاد عزتمند آنها در آن لحاظ می شود.
اگر خون خواهی رهبرشهید را «نظم اسلامی منطقه»، مقابل «نظم استعماری کنونی» بشماریم، فقط در این خون خواهی است که ملّت ایران می تواند به حقوق مسلّم خود برسد و اقتصادش را از تحریم و محاصره نجات دهد.
فراموش نکنیم «حق مسلّم» ما (مثل انرژی صلح آمیز هسته ای) در «منافع [فرا]ملی استعمارگران غاصبِ» این منطقه افتاد و این آنها بودند که تحریم و محاصره کردند. اولین تا هزارمین خون را آنها ریختند و ما را بین «تسلیم و ذلت» یا «کشته شدن نجباء و رهبران مان» به همراه کودکان بی گناه، مخیّر کردند. ما تسلیم نشدیم و رهبر و کودکانمان کشته شدند! اما باز تکرار همان سیکل است؛ اگر خون خواهی نکنیم!
و اگر به معنایی که گذشت خون خواهی بکنیم، رهبرشهید برایمان زنده نمی شود؛ اما سیادتمان بر دارائی هایمان ( مثل تنگه هرمز) و آزاد کردن اقتصادمان از محاصره را تأمین می کنیم.
می بینید باز خیرش به زندگان و به ایران برمیگردد!
محسن قنبریان ۱۴۰۵/۴/۲۲
حجتالاسلاموالمسلمین محسن قنبریان:
قصاص برای همه است؛ برای رهبر انقلاب نیز هست. خونخواهی برای شخصیتهای حقوقی که تجسم یک مکتب و حکومت هستند، امری ضروری است. پس خونخواهی، مختص به سیدالشهدا(ع) نیست؛ این یک اصل عمومی در اسلام است.
برشی از صحبتهای حجتالاسلام محسن قنبریان، مدرس حوزه و دانشگاه در اهمیت مطالبه خونخواهی و انتقام در تشییع رهبر شهید