بایگانی برچسب: s

چرا «محاربه و بغی»، مفاهیم رسایی برای «تبیینِ» ناآرامی های اجتماعی-سیاسی نیست؟!

نه به خاطرِ «اسلام رحمانی» و نفی مطلقِ خشونت، با دگراندیشی دینی یا مصلحت بافیِ سیاسی!

نه به خاطر اینکه در اعتراضات و ناآرامی های دهه ی اخیر ایران هیچ کس متهم به این عناوین نمی شود!

 بلکه بدین خاطر که:

 ناآرامی ها، اوّل «پدیده های اجتماعی- سیاسی»و بعد «قضائی-فقهی» اند. اول نیازمند «تبیین و توصیف» و بعد نوبت «حُکم یا مجازات» است.

برای توصیف هم «مفاهیم خاصی» در سیره و سنت وجود دارد.

اندراج یک «پدیده» ذیل «مفهوم پایه اش»، بزرگترین خدمت به «تبیین» درست آن است.

مفهوم «بغی و محاربه» برای پهنای این پدیده، نه «جامع» است و نه «مانع»!

لذا بیشتر به کار قاضی می آید تا مبلّغ!

جامع نیست؛ چون:

  1. در دوره حضرت امیر(ع) هم «تجمعات اعتراضی» داریم(+ نامه۱۹) ، هم نا آرامی هایی نوعاً شبانه که بعضاً کشته هم دارد و ایشان «الهائشات» می نامد. اینها «حکم بغی یا محاربه» نمی گیرند، بلکه دیه مقتول هم از بیت المال پرداخت می شود!
    سه صنف کردن کشته های آبان ۹۸ و توشیح رهبری برآن هم بر این اساس است که دسته ای دیه گرفتند.
  2. «بغی» اگر «مقاتله» دارد، امکانِ «حکمیت» هم دارد؛ چنانچه اولین پیشنهاد حکمیّت به باغیان را خود امیر المومنین(ع) قبل از«حکمیتِ تحمیلیِ صفین» در «جمل» داد(نامه۵۴)
    اما «غارات» و عملیاتهای تروریستی با سازمان بخشیِ دشمن (نحو دیگر ناآرامی ها) چنین نیست.
    اگر امیر(ع) غارات را هم با مفهوم بغی و محاربه می دید، مسبب اصلی (معاویه) «ردیف اول» دیده نمی شد[۱]؛ در حالی که تمرکز حضرت در تبیین بر اوست. علمیاتهای تروریستی ۶گانه را به او نسبت می دهد:«انّ ابن ابی سفیان یدعوا الاراذل و الاشرار فیجاب…». در خطبه ۲۷ ( عملیات تروریستی سفیان بن عوف غامدی به یمن) خطبه را با عنوان «جهاد علیه معاویه» و در واقع احیای صفین، صورت بندی می کند و میدانید تفاوت کجا تا کجاست؟!
  3. در بیان تبیینی قرآن از «بغیِ اقتصادی» (إِنَّ قَارُونَ کَانَ مِنْ قَوْمِ مُوسَىٰ فَبَغَىٰ عَلَیْهِمْ) و «محاربه نظام پولیِ ربوی»(۲۷۹بقره) هم سخن است. لکن اقلاً فقه و قضا متداول «قارونی گری» -که الزاماً اختلاس و اخلال اقتصادی مصطلح هم نیست- را «بغیِ مصطلح فقه» نمی داند، «رباخواری» هم حکم «محاربه مصطلح»ندارد!
    این در حالی است که ممکن است گاهی «بغی و تجاوز اقتصادِ قارونی» و «محاربه نظام ارزی و پولی» عاملیتی برای اعتراضات و ناآرامی ها شود.
    (نمونه ای از تبیین بغی اقتصادی توسط رهبر انقلاب اسلامی)

وقتی «جهادگر تبیین» هم از عینک قاضی،«از آخر و حُکم» ماجرا را ببیند و با مفاهیم بغی و محاربه، پدیده را توضیح دهد، آخرین قربانی (مباشرین) وزن بیشتر می گیرد و «زمینه سازان اصلی» کم رنگ می شوند!

 نمی شود اینها را پررنگ کرد و حکم سخت-که مفهوم پایه تبیین شده- را به عاملِ آخر داد!

از اینروست که مفاهیم محاربه و بغی، بیشتر به کار قاضی می آید نه مبلّغ و مبیّن صحنه.

مانع نیست، چون:

بسیاری از موارد محاربه و اسلحه کشی و ارعاب اصلاً خاستگاه سیاسی (داخلی و خارجی) ندارد. راهزنی و زور گیری برای تمتعات شخصی و قبیلگی و… هم تصویر دارد.

به نظر می رسد تبیین ناآرامی های ۹۶ و۹۸ و۴۰۱و ۴۰۴ با مفاهیمی غیر از بغی و محاربه از سوی رهبر حکیم انقلاب (با وجودی که برخی حکم محارب یا باغی هم گرفتند) از همین باب است.

جالب تر اینکه ایشان در مفهوم و دایره جهاد، نوآوری فقهی دارند و متعلق آن را جای کافر، «طاغوت محارب» (داخلی یا خارجی) می دانند و از سوی دیگر «هر حرکت و تلاشی که به قصد براندازی صورت گیرد» را «شروع محاربه» می دانند!(۷۹/۱۲/۹) لکن باز این مفهوم را «پایه تبیینِ» خود برای اغتشاشات این دهه قرار نمی دهند؛ چون صحنه را لایه لایه می بینند و فقط «برخی اَشکال فتنه را محاربه می بیند» (۷۳/۶/۲٠).

محسن قنبریان ۱۴۰۴/۱٠/۳٠

[۱] در سخنرانی روز مبعث رهبر انقلاب، درباره اغتشاشات اخیر رئیس جمهور آمریکا مجرم ردیف اول است.

بغی و محاربه مفاهیم رسایی برای تبیین ناآرامی های سیاسی اجتماعی ما نیست!

برشی از ارائه حجت الاسلام و المسلمین قنبریان در مجمع خطبا اصحاب الصاحب

* فایل صوتی کامل

دانلود سخنرانی «الهیات اعتراض» | “دانلود از پیوند کمکی”

* یادداشتی در توضیح بیشتر

مطالب مرتبط:

  1. امیرالمومنین با قتل خطایی آشوبها چه می کرد؟!
  2. سبک رهبر انقلاب در جمع کردن فتنه خیابانی
  3. درس توازن از رهبر انقلاب اسلامی
  4. جلسه سی و پنجم شرح نامه ۵۳ ( فراز مربوط به خونریزی عمدی و خطایی حاکم)
  5. لوازم این نظر را آیت الله نمی پذیرد!
  6. جزوه عفو معیاری و معیار عفو
  7. جزوه بغی اقتصادی
  8. اگر جبرائیل، وزیر امنیت بود…!
  9. شورش لئیم، نجابت کریم
  10. کلیپ: جنگ قارون  /  هم انّه طغیٰ را ببین، هم انّه بغیٰ!

اوّل امنیت!

گفتگوی تلفنی فکرت با حجت الاسلام قنبریان در ایام اغتشاشات*

 

حکومت علوی بین دو اغتشاش!

  1. اعتراضاتی که به محاصره خانه خلیفه سوم و کشتن او انجامید. آن روزها با علی(ع) بیعت شد. در مقابل درخواست احقاق حق و انتقام خلیفه مقتول فرمود: «صبر کنید تا مردم آرام شوند و دلها از تب و تاب بیافتد و حق های از دست رفته به آسانی گرفته شود»(خطبه ۱۶۸)
  2. آخر حکومت ایشان هم عملیاتهای تروریستیِ غارات بود که کشورش را تجزیه کرد!

گلایه حضرت از مردم این بود: «کار را بر دوش یکدیگر نهادید و یکدیگر را تنها و بی یاور گذاشتید تا اینکه دشمن از هر طرف برشما تاخت [۶ عملیات تروریستی] و شهرها را از چنگتان در آورد»(خطبه ۲۷)

پس در زمان عملیات های تروریستی در خیابان و آماده سر مرزها، اول امنیت بعد دنبال احقاق حقوق!

چاره حضور میلیونی مردم است!

البته مسئولان بعد آرامش موظفند اعتراضات را بشنوند نه چنانچه معمول است، به تأویل برود.

* این گفتگو در روزهای اغتشاشات و قطع بودن اینترنت و قبل از حضور میلیونی ۲۲دی بوده است!

حجاب روایتِ رسمی اغتشاشات

این که آنچه اتفاق افتاد فتنه ای آمریکایی_صهیونی و ادامه جنگ ۱۲روزه بود، جای تردید ندارد.

غیر از حمایت علنی و وعده مداخله توسط ترامپ در روز های اول، اسناد بیشتری هم دارد فاش می شود.

اما به یُمن بسته شدن کامل اینترنت (حتی پیامک) و استفاده حداکثری از تک گویی رسانه های رسمی (بخصوص برنامه های متراکم شبکه های متعدد رسانه ملی) ، روایت اغتشاشات در همان فتنه آمریکایی_صهیونی و کماندوهای موساد در ایران صورت بندی شد و تمام!

فقط رهبر انقلاب اسلامی در روز مبعث از عامل دوم اغتشاشات جدی تر سخن گفت: «نوجوانان»!

«نوجوان خامی که با رژیم صهیونیستی و فلان دستگاه جاسوسی ارتباطی نداشتند؛ اما تحت تاثیر قرارش می دهند، هیجان برایش می سازند… وارد میدان می شوند، شیطنت هایی می کنند که نباید بکنند. اینها پیاده نظام اند. آن سردسته (جاسوس و مرتبط با رژیم) اینها را جمع می کند. هر کدامشان ۱۰نفر، ۲۰نفر، ۵۰نفر را جمع می کنند، راهنمایی می کنند که باید بروید اینجا این جنایت را بکنید و متاسفانه می کنند!… اینها چند هزار نفر را به قتل رساندند بعضی ها را با شدتِ غیر انسانی یعنی کاملاً وحشیانه به قتل رساندند! (تلخیص فرمایشات رهبری)

پس رابطه، ۱به ۲۰ یا ۱به ۵۰ بین سرپل های مرتبط با بیگانه و نوجوانانِ هیجانیِ میدان بود که توانست چند هزار نفر کشته هم بگیرد!

ظاهراً دستگیر شدگان نیز عمدتاً نوجوان اند.

اما درصدی از همین نوجوانان آن جنایات عجیب را رقم زدند!

روایت رسمی با غلبه دادن دسته اول (عوامل دشمن) ، از این دسته ی دومِ حداکثری به اشاره می گذرد!

جالب این که در ناآرامی های ۱۴۰۱ هم با این پدیده (محدودتر و کمی خفیف تر) مواجه بودیم! جانشین فرمانده کل سپاه متوسطِ سِنّی دستگیر شدگان ۱۴۰۱ را ۱۵ سال بیان کرد!

عجیب تر این بود که یک سال قبل از آن (آبان۱۴۰۰) «سامانه پایش و آسیب های اجتماعی دانش آموزان» متعلق به آموزش و پرورش گزارش داده بود:

 در ۶ سال گذشته میزان خطرپذیری دانش آموزان با رشد سالانه ۵/۱٪ به رشد ۱۰ برابری نسبت به قبل رسیده است!

 آن گزارش رسمی بیان کرده بود طی ۳سال گذشته، «خشونت» رتبه اول در بین خطر پذیری دانش آموزان است!

این واقعیت در اغتشاشات ۱۴۰۱ در خیابان ها مجسم شد و دستگیر شدگانِ عمدتاً نوجوانِ آن را جلوی چشم ها آورد.

لکن جای پرداختن به علل و توجه کردنِ دستگاه های تربیتی و تبلیغی به این آسیب جدی، صرفاً شعار زده با آن مواجه شدیم.

اگر هم کسی از این آسیب سخن می گفت، پدیده «سلام فرمانده» و «اعتکاف های دانش آموزی»  و… را به سرش کوبیدیم و «سیاه نما» و «غُر زن» خطابش کردیم!

حال آن که پدیده های اجتماعی را باید با هم دید؛ نه انکار آن کرد و نه این! به خصوص وقتی یکی (ولو با درصدِ جمعیتیِ کمتر) بتواند فتنه ای عظیم و خساراتی جبران ناپذیر موجب شود.

کلیشه سازی از یکی و روایت غالب کردنش وقتی با غفلت یا تغافل و فرار از مسئولیت در قبال دیگری باشد، بد و نکوهیده است.

چیزی که متاسفانه رویه دستگاه های فرهنگی، تبلیغی و تربیتیِ عریض و طویل ما شده است.

قطعاً از امتیازات ایران اسلامی یکی جوان و نوجوان آن است. ۸۵٪ نوجوانان ایرانی از زندگی در ایران اسلامی دارای احساس سربلندی اند.

 ٪۸۴ حاضرند برای کشور خود مقابل دشمن بجنگند!

 بیش از ۷۰٪ آنان مایل به مقاومت حتی به قیمت از دست دادن زندگی راحت هستند و پس از جنگ ۱۲روزه این میل افزایشی هم بوده است! (پیمایش مرکز تحلیل اجتماعی – متا)

اما در همین پیمایش، این صنف، فقط ۷۵/۴٪ در اعتراضاتِ احتمالیِ۱۴۰۴، پاسخِ «قطعاً شرکت نمی کنند» دادند! (بقیه شرکتِ قطعی و احتمالی و بی جواب)

همان پاسخِ «زیر ۲درصدْ شرکتِ قطعی» در اعتراضاتِ احتمالی، با همراهی دیگران توانست در چند روز اغتشاش، آسیب هایی به شهرها بزند که در جنگِ ۱۲روزه ی اف۳۵ ها به خود ندیدند! بعضاً جنایت های وحشیانه ای بسازند که به نام «داعش در شهر» گوشه ای از آن را پخش می کنیم؛ اما در روایت رسمی رویمان نمی شود بگوییم نوجوانان خودمان با سردستگی لیدرهای آموزش دیده چنین کردند!

باز دلمان را به معنویت و وفاداری درصد بالای دیگر خوش کرده، سرودهای آنها را کلیشه ی غالب نوجوان ایرانی می کنیم تا باز هم نبینیم و از تجربت ها درس نگیریم و بالتبع تدبیری جدی نکنیم!

محسن قنبریان ۱۴۰۴/۱٠/۲۹

سخنرانی/ نبرد تمدنی با اسرائیل

اختتامیۀ دومین دورۀ رویداد بصائر

با موضوع نبرد تمدنی با اسرائیل

حجه الاسلام و المسلمین محسن قنبریان

پنج‌شنبه ۱۱ دی ۱۴۰۴

مؤسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام، حسینیه شهید سلیمانی

دانلود سخنرانی «نبرد تمدنی با اسرائیل» | “دانلود از پیوند کمکی”

ادامه خواندن سخنرانی/ نبرد تمدنی با اسرائیل

دعوای دست چندمِ ارز!

اگر می شد سکوت کرد، مثل تمام این مدت از مساله تک نرخی کردن ارز و آزاد سازی قیمت ها می گذشتم!

راستش «دهک های اقتصادی»، ادبیات محترمانه همان «جامعه طبقاتی» است!

وقتی «دهک»، بین نسلی می شود و بچه دهکِ پایین، هم رتبه با پدر است، نمی تواند تحصیل بهتر و شغل و موقعیت بهتر از پدر کسب کند، دیگر«کلمه دهک»، بازی با الفاظ است؛ همان طبقه اجتماعی است.

در جامعه طبقاتی، فرقی نمی کند یارانه را بالای زنجیره دهید یا پایین زنجیره!

انتخاب بین «رانت و فساد» است و «گرانی و تورم»؛ و هر دو به ضرر کف جامعه!

وقتی «ابزار کار و مالکیتِ تولید برای همه» (بند۲ اصل ۴۳ قانون اساسی( محقق نشد جامعه، مخروطی می شود!

 یعنی عده ای محدود(تاجر و مالک) بالا، «سود» می برند و بقیه در قاعده ی مخروط فقط «دستمزد» می گیرند.

 ارزش اسکناسِ ماهیانه اینان به «ارزش پول ملی» بند است!

در این وضعیت تزریق به بالا و پایین زنجیره فرقی نمی کند!

دادن یارانه به بالای زنجیره:

اگر «یارانه به تولید» داده شود (بند۴ سیاستهای اقتصاد مقاومتی)، باز رانتی است که «در این وضعیت»، به عده ای محدود می رسد!

اگر «دور زدن تحریم» ، به وضعیت اضافه شود، آن نوکِ مخروط، کوچکتر می شود و رانت، «فساد» هم می زاید! همین که می شنوی ارز را پس نمی دهند و…

اصولا تک نرخی کردن ارز + آزاد سازی قیمت ها + حذف نظارت دولت + تجارت آزاد جهانی

(به تعبیر imf: «گشودن اجباری درهای بازارهای ملی به سود تجارت و سرمایه») یک بسته سیاستیِ به هم مرتبط و توصیه بانک جهانی و صندوق بین المللی پول است که به «سیاست های نئولیبرال» معروف اند.

 وقتی به خاطر تحریم، تجارت آزاد جهانی ممکن نباشد و فقط عده ای محدود امکان تجارت ارزی داشته باشند، طبعا دور زدن تحریم،«کاسب تحریم» هم می سازد!

اگر بخواهی همه زنجیره ها را مثل یارانه نان تا مصرف کننده، تعقیبش کنی، «اقتصادی دولتی» می شود که سه دهه است به نام «کمونیست»، دولت از زیر بارش شانه خالی کرده است!

دادن یارانه به انتهای زنجیره:

اگر ارز را آزاد و یارانه اش به انتهای زنجیره داده شود، موجب گرانی و تورم برای کف جامعه و قاعده مخروط می شود!

چون در زنجیره، فقط مواد اولیه و آن هم فقط برای یک بار گران نمی شوند؛ بلکه به تناسب زنجیره تولید، افزایش قیمت واقعی + افزایش قیمت انتظاری خواهد بود! (اینجا بخوانید)

نه فقط زنجیره متصل(مثلا از نهاده تا مرغ، تا فرآورده ها، تا رستوران ها و…) که شغل های جانبی( مثل اجاره مکان ها و کارهای خدماتی و…) هم نیازمند افزایش قیمت می شوند!

چیزی که بارها تجربه اش کرده ایم!

اگر در انتهای زنجیره و محصولات مصرفی،  «قیمت گذاری» صورت گیرد، آن حلقه زنجیره صدمه خواهد دید. تولید آن محصول مقرون به صرفه نخواهد بود؛ پس تولید آن تعطیل یا کاهش می یابد. اینبار کمیابی، موجب افزایش قیمت و گرانی می شود!

در این وضعیت توصیف شده، قیمت ارز نیز واقعی و ثابت نخواهد ماند. چون باز به خاطر شرایط تحریم، وارد کنندگان محدودی دارد؛ پس «بازار واقعی ارز» شکل نمی گیرد و با «تبانی» در تالارها و کانال ها، قیمت گذاری می شود!

دوباره و چند باره افزایش قیمت ها بعد از «شوک اول» اتفاق خواهد افتاد!

قابل پیش بینی است پس از ارزِ تک نرخی و پیدا شدن آثار تورمی اش در شرایط تحریم،  بقیه بسته سیاستیِ نئولیبرال هم کلید بخورد!

حالا نوبت تجارت آزاد جهانی می شود! بعد از تکنوکرات ها، اینبار «دیپلمات های سازش»  وارد می شوند!

«خنثی سازی تحریم» و «دور زدن تحریم» دو بدیلِ «سازش» بود.

«راهبردِ» خنثی سازی تحریم، با مشارکت عموم در تولید و افزایش تجارت با همسایگان و مجموعه «سیاستهای اقتصاد مقاومتی» ممکن بود؛ که تعقیب شایسته نشد!

«تاکتیکِ» دور زدن تحریم هم به کاسبانی انجامید که وزیر هم می گوید: ارز را پس نمی دهند! و همین بهانه تک نرخی شدن ارز شد.

در «جامعه مخروطی» نانِ پایین دست، همیشه دست بالادست است!

 یا باید تفاضل و رانت و فساد فرادستان را بپذیرد یا دلش را به واریزی سر ماه خوش کند که زود به وسیله تورم در جیب همان فرادستان ربایش می شود!

بالتبع عدالت اجتماعی عقب مانده و ضریب جینی روز به روز بدتر می شود!

با این تحلیل، به نظرتان اگر کسی تحقق اصل ۴۳ قانون اساسیِ ۵۸ را جای این دعواهای دست چندم سر دست بگیرد، «برانداز» نیست؟!!

 بر اساس سیاست های کلی اصل ۴۴ و «گسترش مالکیت عموم مردم در راستای تحقق عدالت اجتماعی »، مطالبه ی «مردمی کردن بنگاه های خاص»، شعاری «ساختار شکن» نخواهد بود؟!

خصوصیت دعواهای دست چندم دقیقاً همین است که آرمان اصلی و «اصل اساسی» را زدنِ زیر میز و ساختار شکن جلوه می دهد!

محسن قنبریان | ۱۴٠۴/۱٠/۱۷

کتاب «امیدبانی» منتشر شد

کتاب «امیدبانی» نوشته حجت الاسلام محسن قنبریان، نویسنده آثاری چون نهضت مقدس و اهالی تپه ندبه، اثری اندیشه‌ورزانه و تربیتی درباره یکی از بنیادی‌ترین نیازهای انسان و جامعه یعنی امید است. این کتاب تلاش می‌کند امید را از یک احساس زودگذر، به یک واقعیت قابل ساخت و پرورش تبدیل کند.

نویسنده در این اثر، امید را امری اتفاقی یا صرفاً درونی نمی‌داند، بلکه آن را پدیده‌ای می‌شمارد که باید ایجاد شود، نگهبانی گردد و رشد یابد؛ فرآیندی که از آن با تعبیر «امیدبانی» یاد می‌کند.

امید؛ واقعیتی ساختنی

کتاب «امیدبانی» نشان می‌دهد که امید، برخلاف تصور رایج، یک حالت منفعلانه یا انتظار ساده برای آینده بهتر نیست. امید، نیازمند ایمان و جد و جهد مستمر است؛ دو عنصری که به‌عنوان پایه‌های اصلی ساخت امید در این کتاب معرفی می‌شوند.

حجت الاسلام قنبریان با نگاهی دینی، اجتماعی و تمدنی، مهارت‌هایی را برای امیدبانی تبیین می‌کند؛ مهارت‌هایی که فرد و جامعه را در برابر یأس، فرسودگی و ناامیدی مقاوم می‌سازد.

جهت سفارش این کتاب میتوانید از سایت نشر معارف اقدام کنید.

یا به این آیدی در ایتا پیام دهید.

خدای ایران، خدای شن های طبس!

روز بزرگداشت زینب کبری(س)، فقط روز گریه و عزا نیست؛ «روز تصغیر و توبیخ مستکبران» است.

روز بلندکردن این شعارش هست که علیرغم مصائب بزرگش، به مستکبر زمانش فرمود:

«انی لاستصغر قدرک، و استعظم تقریعک و استکثر توبیخک»

«من قدر و منزلت تو را کوچک، سرزنش و سرکوفتت را بزرگ و توبیخت را زیاد می کنم»!

 

سالی که «مستکبرِ دوران» به پایتخت همسایه اش تجاوز می کند و رئیس جمهور قانونی اش را با تحقیر می دزدد و در نیویورک می چرخاند و هم زمان برای ایرانِ حسین خط و نشان می کشد؛ روز بزرگداشت بزرگْ معلم عاشورا باید روز تصغیر و توبیخ یزید زمان باشد!

 

پ.ن:

ویدئو: ماجرای تحویل جنازه های سوخته کماندوهای آمریکایی که آمده بودند جاسوس هایشان را آزاد کنند، اما شن های طبس، «مأمور خدای ایران» شدند، همه در طوفان سوختند؛ مثل بسته ای شکلات تلخ به رئیس جمهورشان تحویل داده شدند!

 

محسن قنبریان