تنظیم و تدوین چند یادداشت حجت الاسلام قنبریان درباره حوادث اخیر توسط روزنامه وطن امروز
دریافت «یادداشت حجت الاسلام قنبریان درباره حوادث اخیر»
خواندن متن مصاحبه در ادامه مطلب
تنظیم و تدوین چند یادداشت حجت الاسلام قنبریان درباره حوادث اخیر توسط روزنامه وطن امروز
خواندن متن مصاحبه در ادامه مطلب
راهپیمایی کیپا ابتکاری برای حمایت از اسرائیل مقابل روزجهانی مظلومیت فلسطین (قدس) می شود؛ اما عمامه پرانی مقابله با جمهوری اسلامی است و باز به نفع اسرائیل!
محسن قنبریان
[۱] حبس انفرادی برای طوطیهای فحاش در بریتانیا
[۲] هزاران آلمانی به «راهپیمایی کیپا» برای محکومیت یهودیستیزی پیوستند
توصیه می کنم تحلیل آقای وحید جلیلی از اغتشاشات اخیر را بخوانید.
محوری این حقیر در محافل مختلف مردمی و دانشجویی در این ایام نشان دادن دو دیگری گفتمان انقلاب اسلامی یعنی تحجر و غربزدگی بوده است. این تحلیل تبارشناسی خوبی از جریان غربزدگی تا اغتشاشات اخیر دارد و غیر از خطابه های دلنشین، از اسکلت بندی قابل دفاعی برخوردار است.
محسن قنبریان
محسن قنبریان
[۱] ر.ک: علل الشرایع ج۱ص۷۷و۷۸/المیزان ج۱۴ص۶۳
۵ ایده مردم محور برای شرایط جاری:
سرمایه اصلی انقلاب اسلامی، مردم است نه هیچ چیز دیگر. هرچه ایده هایی برای نقش آفرینی و مشارکت فعال مردم و پیشران های مردمی بیشتر بررسی و اجرایی شود، سهم نیروی امنیتی و سنگینی فضای امنیتی کاسته میشود. راه حل ها متناسب تر با آرمان های انقلاب و بخصوص مردم سالاری دینی خواهد شد و تهدید به فرصت تبدیل می شود.
محسن قنبریان
یک ایده (شاید هم تاریخ گذشته!) برای مقابله با خبرسازی های رسانه های معاند؛ و باز یادآوری اصل مشارکت دهی فعال به مردم
![]() |
![]() |
دربرابر سخنان ۱۳ آبان مولوی عبدالحمید مراقب باشیم:
حِذر در آیه ۷۱ نساء(خُذُوا حِذرَکُم) به معنى بیدارى و آماده باش و مراقبت در برابر خطر است (گاهى به معنى وسیلهاى که به کمک آن با خطر مبارزه مىشود نیز آمده است).
حذر، در این روزهای ما :
محسن قنبریان
حمید پارسانیا:[۱]
وقتی که فقاهت، وضعیت مطلوب و آرمانی را برای امت اسلامی در نظر میگیرد، کار اجتماعی و جمعی را یک فرد نمیتواند انجام دهد. کار جمعی را باید عموم مردم انجام دهند و فرهنگ باید کشش آن را داشته باشد. اگر این کشش وجود نداشت و انجام نشد، به زور نمیشود دیگران را وادار کرد.
انسانها باید بتوانند به کمالاتی که حقشان است برسند و این کمالات بهصورت یکسان در دسترس آنها قرار گیرد. اموال باید به گونهای در جامعه چرخش و دوران داشته باشد که بین گروه خاصی دست به دست نچرخد.
ما بین فقه و قانون فاصلهای داریم. قانون عمدتاً تدبیر و مدیریت اجرای آن مطلوبهایی است که دین میخواهد؛ اما این تدبیر و مدیریت مطلوبها توسط خود فقه انجام نمیشود؛ بلکه توسط دانشهایی است که شرایط اجرا را نشان میدهد و معرفی میکند.
یوسف اباذری:[۲]
از پی درگذشت مهسا امینی، یکی از مهمترین غلیانهای اجتماعی در ایران رخ داده و در فضایی لبالب از احساس یگانگی، مردمانی از گروهها و اقشار متفاوت را به هم پیوسته است. غلیان اجتماعی پدیدهای متناقض است: از یکسو اندوهگذاریای عظیم است و از سوی دیگر شادی بیکران.
هیئت حاکمهی ایران نیز هر کنش اجتماعی را به تنش فرهنگی بدل کرد تا مانع پرداختن مردم به مسائل حقیقی زندگیشان شود.
این خیزش، کلیهی ابعاد زندگی ایرانی را در برمیگیرد، زندگیای که هماکنون در خطر انهدام قرار دارد. اگر ایران را خانه متصور شویم، باید اعتراف کنیم که این خانه در معرض نابودیست.
آرش حیدری:[۳]
شعار «زن، زندگی، آزادی» مسئله مرکزیاش خیلی روشن، خود زندگی و حق زندگی شاد است. فروکاست این حرکت اعتراضی به شکاف نسلی و آن تحلیلهای عجیب و غریب درباره گیمر بودن، مجازی بودن و خیالاتی بودن جوانان، ندیدن حداقل دوهزار سال تاریخ و دستکم ندیدن مشروطه به این سو است. این تحلیلهای فروکاستگرای پوزتیویستی با نگاهی غیر تاریخی پدیدهها را مبهمتر میکنند تا آشکارتر.
شکاف میان ایدئولوژی رسمی و زندگی روزمره انسان ایرانی است. ایدئولوژی رسمی از فقه سنتی تغذیه میکند، سیاستهای فرهنگی رسمی رابطهای تقابلی با زندگی روزمره و قیوداتش دارند و پیشاپیش بخش بزرگی از جریانهای معمول زندگی را ذیل نوعی ابتذال و آسیب میفهمند.
برهنگی به معنای جنسیکردن همهچیز مسئله اصلی منتقدان این حرکت اعتراضی بوده است، نه فعالان آن. اتفاقا اینجا مسئله دارد وارونه میشود. مسئله خود زندگی، بدن زنده و طبیعی و حق زندگیشاد است. مسئله بر سر بدن متحرکطبیعی است، نه بدن تحریککننده. این تیپ تحلیل نوعی فرافکنی بنبستهای گفتمانی جریانغالب سیاستفرهنگی در ایران است. مسئله بر سر انسان بدنمند ذیحق است.
علیرضا شجاعیزند:[۴]
با تحلیلهای طبقاتی در باب جامعه ایران خیلی موافق نیستم.. منازعه «سبک زندگی» در ایران بیش از آن که ماهیت طبقاتی داشته باشد، مضمون گفتمانی دارد و بیش از آن که بنیانهای معرفتی- اعتقادی داشته باشد، ریشههای نفسانی دارد؛ همان که وبلن هم از آن با عنوان «تنآسایی» یاد کرده است.
شکاف بنیادی و اصلی جامعه ما که شکافهای دیگر را نیز فعال میسازد، شکاف اسلام و مدرنیته است. اعتراض و آشوبهای اخیر را نیز بر پایه این شکاف، بهتر از شکافهای قومی و نسلی و جنسیتی میتوان تحلیل کرد.
مساله ما با غرب، بر سر زندگی است؛ بر سر سبک زندگی است که خود برخاسته از نگاه هریک به هستی و بهمعنایی که از زندگی دارد. مساله ما با غرب بر سر فرهنگ است، بر سر سویههای فرهنگ. زن و بدن و حجاب و موسیقی و ورزشگاه و فضای مجازی از فروعات و تبعات آن هستند
جامعهشناسی اسلامی
[۱] تحلیل جامعهشناختی اعتراض و اغتشاش
[۴] منازعه «سبک زندگی» در ایران مضمون گفتمانی دارد نه طبقاتی
امام حسن عسکری(ع) فرمود:
«سخت تر از یتیم جدا شده از پدر، یتیمی است که از امامش جدا شده و توانایی دستیابی به وی را ندارد. و حکم امامش را درباره مسائل دینی مورد ابتلا نمیداند. آگاه باشید هر فرد ناآگاه به شریعت ما که از دیدار ما محروم است، یتیمی است که در دامن عالمان شیعه جای دارد(یَتِیم فِی حَجرِه). آگاه باشید، هرکس وی را هدایت و راهنمایی کند و شریعت ما را به وی بیاموزد، در مقام رفیق اعلی با ما خواهد بود» (احتجاج،ج۱،ص۶۶)
آرتین یتیم نیست. یتیم، ما و دختران و پسران مان ایم که از امام خود(ع) دور و برخی فرزندانمان این روزها در مخالفت با برخی ارزشها برخاسته اند؛ در سلف مختلط دانشگاه، جشن آزادی حجاب می گیرند و…! زیر نوازش پدرانه عالم دینی هم قرار نگرفته اند. همانها که امروز آیت الله خامنه ای، “بچه های خودمان” خواند که: “به دلیل برخی هیجانها و احساسات و برخی بی دقتی ها در مسائل، وارد میدان شدند”.
ای بسا علیه همین عالم دینی شعار هم بدهند/ بنویسند؛ اما ایشان امروز درباره شان فرمود: “افرادی را هم که معاند نیستند اما بر اثر غفلت یا بدفهمی و شنیدن مطالب نادرست در رسانه ها با دشمن هم صدایی می کنند، بدون دعوا کردن و با نوشتن و پیام دادن و استدلال، مراقبت و ارشاد کنید”.
بهانه تبریک ولادت امام حسن عسکری(ع) بود؛ و الا حرف در عمل به این روایت در شرایط کنونی ما بسیار است! “کان معنا فی الرفیق الاعلی” مزد کارهای کاغذی و نمایشی و حتی گاهی فرار افزا نیست!
محسن قنبریان
در این ۴۰روز عده ای از فعالین اجتماعی سیاسی، اساتید دانشگاه و حوزه، فعالین رسانه و… دیده شدند که دیدگاه نزدیکی با معترضین داشته اما اغتشاش و خشونت و فحاشی را هم تایید نمی کنند و حتی بعضا قربانی هتاکی دانشجونمایان هم شدند!
برخی متهم به وسط بازی هم شدند!
روی سخنم با این طیف است:
بدون اجماع بر خطوط قرمز، هیچ اصلاحی در رفتار معترض یا مامور انجام نمی شود!
محسن قنبریان