بایگانی ماهیانه: فروردین 1405

تمـام قدرت ها آمدند امّا چـه شد

«بسیج ۲۰میلیونی»، بیش از «سازمان»،«میدان» می خواست!

دهه ۶۰با جمعیت ۳۰میلیونی، امام ایده بسیج ۲۰میلیونی را طرح کردند. در پایان دفاع مقدس هم همان رقم تمدید شد و بیان شد هنوز محقق نشده است.( اینجا)

در جامعه ۹۰میلیونی هم تحقق نیافت ولو بسیاری دارای ویژگی بسیجی اند بدونی که عضو سازمان بسیج باشند!(اینجا)

 

در ماجرای دفاع مقدسِ سوم، ظرف مدت کوتاهی، با یک پویش، بدون سازمانی خاص عدد ۲۰میلیون متقاضی در حد #جانفدا ثبت شد!

حتی اگر در سازمان بخشی، ریزش اتفاق افتد هم این عدد حیرت انگیز است!

 

درس بزرگ ماجرا این است که خصلت «بسیج شوندگی ایرانی» بیشتر و پیشتر از «سازمان»، نیازمند میدانِ «عینی»، «عمومی» و «اولویت دار» است.

 

«سازمانِ بسیج» علیرغم خدمات خالصانه و بی دریغش نتوانسته بود چنین میدانی را خَلق کند!

  • اگر «تهاجم» و «جهادی» بود، نتوانسته بود مثل جهاد این روزها عینی اش کند. تا آخر برخی «توهم» پنداشتند!
  • اگر «ضرورتی ایرانی اسلامی» مثل پیشرفت و عدالت و… بود نتوانسته بود از «تیپ خاص» و «جناح خاص» جدایش کند و مثل این روزها عمومی اش کند!
  • اگر اولویت های اولِ جامعه کانونِ بسیج شوندگی نشد، مساله های «فیک» یا «درجه چندم» نمی تواند میدان ۲۰میلیونی خلق کند!

 

فرصت خوبیست بیاندیشیم:

چنین بسیج عمومی چگونه قابل نگهداری است؟

چگونه سازمان ها بر نقش آفرینی مردم سیطره نیابند؟

چگونه مردم، «رهبر» و «مبعوث» بمانند؛ تا بسیج ۲۰میلیونی و بیشتر واقعی شکل بگیرد؟!

 

مرتبط: بسیج‌شوندگیِ ایرانی و سازمانِ بسیج

 

محسن قنبریان

تنظیم دید قرآنیِ مردم

در مواجهه جبهه حق با جبهه مستکبران، قرآن دستگاه واژگانی عجیب و منظر توصیف خاصی دارد.

 

منظر تماشای جبهه حق و ایمان

قرآن وقتی «دوربینِ روایت» خود را درون آنها قرار می دهد، واژگان محوری اش «جهاد» (به انواعش) و «قتال» است؛ «نصر» و «هزم» و «سِلم» و «فتح» و… را ذیل این دو به کار می گیرد.

قوانین مقابله به مثل مومنان یا فنِ رقیب الهی در کِیْد و مکرِ جبهه استکبار را همه در  پارادایم جهاد و قتال توضیح می دهد.

 

منظر تماشای جبهه کفر و استکبار

قرآن وقتی دوربینِ روایت خود را پشت جبهه آنها قرار می دهد با وجودی که قتال و جنگ و… هم دارند؛ اما کلید واژه اصلی روایت آنها را «مکر» و «کید»  قرار می دهد. عاملیت آنها را با این واژه ها توضیح می دهد که «جنگ» و ظلم های دیگرشان مثل «نکث» و پیمان شکنی، «حبس» و حصر و تبعید و «اخراج» و…  هم ذیل آن دو، روایت می شود.

 

عاملیت اصلی و ابتدائی آنها در مکر و کید است:

«قد مکروا مکرهم»

«و مکروا مکراً کُباراً»

«و إن کان مکرهم لتزول منه الجبال»!

«أم یریدون کیداً»

 

خداوند در عکس العمل آنها کید و مکر می کند نه در عاملیت اوّل:

«إنّهم یکیدون کیداً و أکیدُ کیداً»

«أم یریدون کیداً فالذین کفروا هم المکیدون»

«إنّ الله موهن کید الکافرین»

«ما کید الکافرین الا فی ضلال»

«مکروا و مکرالله والله خیر الماکرین»

«فللّه المکر جمیعاً»

 

مکر آنها بر جنگ و سایر نقشه هایشان چتر می اندازد:

«اذ یمکر بک الذین کفروا لیثبتوک أو یقتلوک أو یخرجوک»

والا در قتال دائمی با جبهه حق خواهند بود:

«لایزالون یقاتلونکم…»

 

نکات و معارف فوق العاده ای در مواجهه با این توطئه های جامع جبهه استکبار در آیات الهی بیان شده است:

از «کید مَهین» کفار و «کید متین» الهی («أُملی لهم اِن کیدی متین»)

از «مکر سریع» الهی («قل الله أسرع مکراً») و…

تا تدارک ها و تدابیر ایمانی جبهه حق مقابل این عاملیت مکارانه مثل «صبر و تقوا» («إن تصبروا و تتقوا لایضرکم کیدهم شیئاً»)

 

اما مهمتر از همه این است که جبهه حق نباید فقط در عکس العمل با این عاملیت کید قرار گیرد؛ بلکه باید موضع خود را بر «جهاد»( اصغر و کبیر و اکبر/ با جان و مال و…) و بطور خاص تر در «قتال» قرار دهد.

«جاهد الکفار»

«فلا تطع الکافرین و جاهدهم به جهاداً کبیراً»

«إن قوتلتم لننصرنکم»

«لئن قوتلوا لا ینصرونهم»

«فقاتلوا ائمه الکفر إنّهم لا أیْمان لهم»

و…

 

نکته طلایی تبلیغ در این روزها این است که مبلغین گرامی و جهادگران تبیین وقتی در «سکوت جبهه نظامی» هستیم «دوربین تبیین» را در جبهه استکبار قرار داده در «پارادایم کید و مکر» هم جنگ و هم آتش بس دشمن را تحلیل و توضیح دهند.

 

محسن قنبریان ۱۴۰۵/۱/۲۱

سخنرانی/ رهبریِ مردم

دانلود سخنرانی «رهبریِ مردم»

رهبریِ مردم

از انتخاب رهبر تا رهبری مذاکرات!

 

حجت الاسلام و المسلمین قنبریان

۲٠ فروردین ۱۴۰۵/ چهلم رهبر شهید / سر در دانشگاه شریف

( سخنرانی قبل از انتشار پیام رهبر انقلاب بوده است/ از ضبط نشدن چند دقیقه اول عذرخواهیم)

 

الهیات مردم در مقوله رهبریِ مردم

رهبریِ مردم نه یعنی بی نیازی از رهبر و گذار از ولایت فقیه!

 

تصویر و تطبیق رهبری مردم در یک هفته اول جنگ و انتخاب رهبر جدید

 

تصویر مطلوب از رهبری مردم در مذاکرات پیش رو!

چگونه می شود به جای تماشاگری که مردد و مأیوس می شود،  بازیگری موثر بود؟!

 

مرتبط

 

قدر این مرتبه نشناخته ای یعنی چه؟!

«اصل حرف» قاضی زاده درست است؛ که همان «رهبری مردم» است؛ لایق فحشش خود اوست!

 

مردم انقلابی باید «قدر این مرتبه» را بشناسند و از «بازیگری در ساخت سیاست» (بلکه رهبری مذاکرات) به «تماشاگری» تنزّل نکنند؛ که در آن صورت بین میدان نظامی و دیپلماسی با توئیت بازی های ترامپ، متحیر، مردد و بدبین می شوند و جنگ برده را می بازند!

 

از هفته اولِ جنگ که بدتر نشده؛«رهبری مردم» در خیابان، به جای «مراسم عزا» چنین کرد:

  • ثبات در کشور آفرید،
  • اجزای اصل ۱۱۰ را در مدار انداخت،
  • مقابل ایده های غیر قانون اساسی (مثل تعویق انتخاب رهبر) ایستاد،
  • برای رفع شبهات، «امکان سازی» خبرگان حضوری کرد،
  • اراده ترامپ بر نتیجه را شکست،
  • نتیجه را از خبرگان مطالبه کرد!

 

حالا:

  • مطالبات مردم، در چارچوب ۱۰بندی مذاکرات آمده،
  • «ضمانت عینی» (اِعمال حاکمیت بر تنگه) باقیست و باید مراقب استمرار باشد،
  • با «نقض آتش بس» مانع مذاکره شود،
  • در «مذاکراتِ مأذون رهبر» اگر ترامپ بخواهد ۱۵ماده ای خود را هم طرح کند(متاسفانه توئیت عراقچی!)؛ «خط قرمزهای مسلّم» (موشکی، جبهه مقاومت، غنی سازی صفر) را خیابان به هیچ مذاکره کننده ای اجازه نمی دهد!(توئیت کارشناس مزدور)
  • بیش از این هم می تواند «امکان سازی» برای «نتایج بهتر» کند (طرحش در مجالی دیگر)

 

تنزل از این مرتبه یعنی:

  • پذیرش نامحرمی خود،
  • تفرقه با بازیگران دیگرِ ساخت سیاست و تصمیم،
  • تنزل به حمایت صرف،جای تأثیر در تصمیم،
  • سایش احتمالی در مطالبات و حتی تبدیل «مهادنه»(آتش بس) به «مداهنه»( سازش)!

 

محسن قنبریان

وحدت ساحات

گزارش تحقیقی | شماره ۱۷ ؛ روز سی‌ونهم | جنگ رمضان

 

وحدت ساحات

لزوم همکاری میدان‌های مقاومت

گزارش پیش رو برگرفته از یادداشت اخیر حجت‌الاسلام محسن قنبریان است.

مشاهده گزارش شناخت ۱۷

مرکز رصد بینا | ۱۹ فروردین‌ماه ۱۴۰۵

مسئولیت در قبال حس اهالی خیابان

اول گزارش یک مطالعه[۱] درباره آتش بسِ قبل( تیر۱۴۰۴):

حدود ۳۰٪ (۲۸/۱٪) مخالف بودند.

سه احساس در آنها بیشتر بود: «تعجب»،«خشم»،«نگرانی»!

حدود ۲۵٪ از موافقین آتش بس بر این باور بودند که تصمیم حاکمیت نیست و «بدون هماهنگی» بوده است!

شدت «مخالفت مذاکره با آمریکا» در مخالفین آتش بس بسیار بیشتر بود( فقط ۲۵٪ موافق مذاکره)!

معتقدین به اسلام سیاسی، بیشتر مخالف آتش بس بودند!( چون ایدئولوژیک تر به جنگ نگاه می کردند)

برای آتش بس اخیر( جنگ تحمیلی سوم)  باید منتظر مطالعات جدید ماند؛ اما آنچه داده های پیرامونی نشان می دهد، بدون تعیین درصدها، همان نتایج قبل به چشم می خورد! این به خصوص در بخش «احساسات» حائز اهمیت بیشتری است.

با توجه به این که حضورهای خیابانیِ جنگ اخیر به مرز ۵۰٪ رسید و طبعاً این «سرمایه اجتماعی بزرگی برای حاکمیت» است:

احتمال افزایش مخالفینِ موقعِ آتش بس بیشتر است!

«احساس تعجب، خشم و نگرانی» اینان اصلا مناسب شرایط کشور و نظام نیست و باید کاری کرد.

چون نیروی ارزشی و هسته ایدئولوژیک نظام به حساب می آیند، توجیه آنان ضرورت بیشتری دارد.

برخی علل و چاره ها

  1. دُوْز بالای شعارها نسبت به تدبیرها:
    جنگ که می شود، «رسانه» و «تجمعات» دست مداحان و شاعران و مجریانی می افتد که در مبالغه ی رجز و «افق گذاری ها» با هم مسابقه می گذارند! ولی از درون جنگ با «عقل سردِ» استراتژیست ها توافقی در می آید که با آن شعارها فاصله زیاد دارد!
    طبعاً «احساس خشم» در هسته کانونی مصرف کنندگان آن رجزها شکل می گیرد!
    اگر میدان نظامی یا دیپلماسی به هر دلیل نمی تواند آن سقف بلند رجز و افق گذاری های حماسی را پاس کند، بار بعد به این سیره امیرالمومنین(ع) عمل کنیم:
    «کُنْتُ أَخْفَضَهُمْ صَوْتَاً و أَعْلاٰهُمْ فَوْتَاً:[در شعار] صدایم از همه آهسته تر بود،[ ولی در مقام عمل] از همه برتر بودم»!(خ۳۷)
    به تعبیر امروزین بین «قلب گرم» و «عقل سرد» تناسب بسازیم!
  2. انباشت شایعات و صرفاً تکذیب قرائت رسمی:
    در حین جنگ خبرهایی از مذاکرات پنهانی یا چیزی کمتر از آن شایع می شود که معمولا «قرائت رسمی» با شدّت تکذیب می کند و بخشی از «جنگ روانی دشمن» قلمداد می شود!  هر آتش بسی، «زود هنگام» و خیانت خوانده می شود! و…
    اما یکباره (هر دو بار)  «بدون سریان خبری در رسانه»، غافلگیری اتفاق می افتد!
    این روند طبعاً «حس تعجب» در حامیانِ جدیِ  مقاومت  می سازد!
    حتی تأیید اخبار قبلِ دشمن ( که بسا هنوز هم کذب باشد) در حافظه ها شکل گرفته،  «بی اعتمادی» می گستراند!
    چاره روشن است: در کنار قرائت رسمی،  «احتمالات دیگر» هم در باریکه ی رسانه ها  اجازه طرح و بررسی یابد. همه چیز با برچسب «مخالف وحدت» و یکپارچگی طرد نشود!
    طرح و بررسی احتمالات دیگر اگر درست تدبیر شود یا «اقناع» می سازد یا «زمینه پذیرشِ بعدی» را فراهم می کند؛ الزاماً نه «تفرقه» می زاید، نه چنین «حس های مخرّبی» بر جا می نهد.
  3. تجارب ناموفق گذشته در مذاکرات:
    بار قبل حتی اسم آتش بس هم رویش نگذاشتیم؛ امّا دیدیم دیگر نه آتشی شروع کردیم، نه مذاکرات به نتیجه رسید! تازه برای بار دوم حین مذاکره ترورهای بزرگتر و تجاوز گسترده تر اتفاق افتاد!
    مذاکرات، قبلا هم «داشته ها» یی ( مثل میزان غنی سازی و…) پای میز برده؛ اما جایش «نسیه بر کاغذ» گرفته، که عمل نشده و تازه پوشش جنگ بعدی هم شده است!
    طبعاً مخالفین مذاکره ( که به حسب پیمایش ها افزایش هم یافته است)  «حس نگرانی»  داشته باشند!
    چاره: نگهداری جدی تر «ضمانت» خود است!
    ضمانت، اینبار نباید از «اِعمال حاکمیت بر تنگه هرمز» به «ضمانت چین» و…  تقلیل یابد!  «گزارش شفاف و روزانه به مردم» در اینباره حس نگرانی هسته مقاوم را کم می کند.

بیش از این هم می شود گفت؛ اما نمیخواهم توقع را بالا ببرم!

محسن قنبریان ۱۴۰۵/۱/۱۹

[۱] نگرش مردم به جنگ اسرائیل علیه ایران ( بررسی افکار عمومی ایرانیان در جنگ ۱۲روزه).  مرکز تحلیل اجتماعی (متا)  تیرماه۱۴۰۴

تله روایت؛ لزوم درایت!

( فوری ترین بایسته آتش بس موقت برای تجمعات خیابان)

  1. هر امری در عالم امکان، نسبی است. از حیثی تا حیثی حکمی دارد.
    چون کلاً سر دوْر روایتیم، احتمالا به خاطر جلوگیری از یأس و سرخوردگی، جهاد تبیین شروع می کند به شمارش دستاوردها، اهداف محقق نشده دشمن، تقریر پیروزی از زبان رسانه های دشمن و …!
    درست هم هستند؛ اما شاید بی موقع باشد! الان وقت درایت است نه روایت!
    با «نگرانی»، «عاقبتِ صحنه نیمه تمام» را درایت کردن؛ بهتر از «راضی»، «نتیجه مبهم» را روایت کردن است!
  2. شروط ۱۰ گانه برای مذاکرات،«دستاوردهای تثبیت شده» نیستند؛ پیشنهادات چارچوب مذاکره اند.
    چیزی که باید ساخته شود، درایت بیشتر لازم دارد تا روایت!
    «مذاکره»، آزمون چند باره ما بوده است. یکبارش به پارگی برجام و دوبارش به غافلگیری در جنگ انجامیده است!
    این واقعیت، تمرکز و اولویت را سر درایت و تیز بینی می برد یا روایت کردن اطراف و اکناف قابل تحسین؟!
  3. تنها «وجه نقد» ماجرا همان «تسلط و کنترل تنگه هرمز» است.
    اجازه دهید راستی آزمایی ها با همان سنجش شود؛ بقیه شروط فعلا «چک و حواله» است تا کی نقد شود!
    به همین خاطر هم درایت ارزش مضاعف دارد.
    اگر چنانچه در بیانیه شعام آمده: «عبور کنترل شده از تنگه هرمز با هماهنگی نیروهای مسلح ایران که جایگاه منحصر بفرد اقتصادی و ژئوپلتیکی به ایران اعطا می کند»؛ در این دو هفته اِعمال شود، امیدی به تحقق و تثبیت بقیه شروط هست؛ والا از الان تکلیف بقیه هم معلوم است!
    استمرار این وجه نقد، درایت و نظارت و پیگیری مردم انقلابی در صحنه را می خواهد.
  4. پس ظاهرا حضور خیابانی باید «لبالمرصاد» ادامه داشته باشد!
    اگر مردم یا فعالان انقلابی از خود «یأس و سرخوردگی» و ناامیدی و «بی اعتمادی به مسئولان» بروز ندهند، احتمالا بتوان فضا را در درایت و نظارت صورت بندی کرد و پیروزی نهایی را با اتکای به خدا و مردم ساخت؛ والا تجویز روایت های پیروز و امید آفرین ضروری می شود. بالتبع سرکوب هر نگرانی با برچسب یأس و بی اعتمادی و وحدت شکنی قطعی  خواهد شد!
    پس همان قدر که نگران «بد عهدی دشمن» یا «سایشی در تحقق شروط» هستید، نگران «جوّ  بی اعتمادی» و «یأس آفرینی و تفرقه» هم باشید.

درایت اصیل و نظارت انقلابی درون چارچوب های قانونی، در این تعادل شکل می گیرد.

محسن قنبریان ۱۴۰۵/۱/۱۹

گزارش جامع نظرسنجی‌های جنگ رمضان

‌ بررسی بیش از ۲۵ نظرسنجی معتبر داخلی و بین‌المللی درباره جنگ

 

‌ مهم‌ترین یافته‌ها:

‌ایران اثر تجمع حول پرچم: 🇮🇷

‌۷۵.۷٪ باور داشتند ایران توانسته به حملات پاسخ دهد (نظرسنجی صداوسیمای ایران/IRIB)

‌فقط ۲۵% مردم ایران از مذاکره حمایت می‌کنند(دانشگاه مریلند)

 

‌آمریکا الگوی بی‌سابقه مخالفت مردمی: 🇺🇸

‌۵۹٪ از آمریکاییان از ابتدا با اقدام نظامی مخالفت کردند (رویترز/ایپسوس)

‌۶۶٪ وضعیت را «به‌شدت نگران‌کننده» ارزیابی کردند (رویترز/ایپسوس)

‌۷۱٪ باور ندارند آمریکا در این جنگ پیروز خواهد شد

‌۸۳٪ نگران افزایش قیمت انرژی هستند

‌حتی ۳۴٪ جمهوری‌خواهان نیز با جنگ مخالف بودند (تحلیل Time)

 

‌اسرائیل حمایت بالا اما روند نزولی: 🇮🇱

‌۸۱٪ در ابتدا از عملیات «شیر غرنده» حمایت کردند (INSS)

‌حمایت به ۷۸.۵٪ در هفته دوم کاهش یافت

‌۷۸٪ یهودیان اسرائیلی در موج سوم همچنان حامی ادامه جنگ بودند (IDI)

‌شکاف عمیق: ۷۴٪ ائتلاف حاکم در مقابل ۲۸٪ اپوزیسیون حامی ادامه جنگ (INSS)

 

‌اروپا: 🇪🇺

‌۷۳٪ اروپاییان با حملات آمریکا و اسرائیل مخالفت کردند

‌۷۹٪ خواستار مداخله دیپلماتیک اتحادیه اروپا شدند

 

 

کاری از مرکز مطالعات راهبردی ژرفا

 

پژوهشگر محمد جواد نوروزی اقبالی

مرکز مطالعات راهبردی ژرفا

کنیسه های بی گناه!

این آیه چه می گوید:

«… وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِیَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ یُذْکَرُ فِیهَا اسْمُ اللَّهِ کَثِیرًا  وَلَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ  إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ

… اگر خدا برخی از مردم را به وسیله برخی دیگر دفع نمی کرد، همانا صومعه ها و کلیساها و کنیسه ها و مسجدهایی که در آنها بسیار نام خدا ذکر می شود به شدت ویران می شدند؛ و قطعاً خدا به کسانی که او را یاری می دهند یاری می رساند؛ مسلماً خدا نیرومند و توانای شکست ناپذیر است».

 

دعوای کنیسه و مسجد نیست؛ سخن از جنگِ بعضُ الناسی است که کنیسه و کلیسا و مسجد درش ویران می شوند!

 

این کدام بعض الناس اند؟!

لابد همانهایی اند که اهالی کنیسه و کلیسا و مسجد در اتحاد با هم علیه آنان دعوت شده اند:«اربابهای غیر الهی زمین»!(۶۴ آل عمران)

فرمود اگر دفعشان نکنید نه فقط اسلام و مسجد، که کنیسه و کلیسا را هم ویران می کنند!

 

ما این بعضُ الناس رامی شناسیم!

غرب وحشی!

تمدن نفت!

آنها که اقتصاد را جای اعتقاد نهادند!

مذهب: تساهل در اعتقاد و ارزش؛ جنگ در اقتصاد و منافع!

جنگ های جهانی نه سر حق و باطل که سر کشمکش منافع بر جهان تحمیل شد!

حالا این مذهب دست ساز جدید میتواند از ادیان هم بدزدد:«صهیونیزم جای یهود»،  «اوانجلیس جای مسیح» و «سفیانیِ آمریکایی جای اسلام محمدی»!

 

الان همه اینها باهمند!

وقتش نرسیده که همه مستضعفان مسیحی و یهودی و مسلمان هم با هم باشند در مذهب مقاومت!

 

محسن قنبریان

 

ما وارث عیسی (ع)؛ تو وارث چنگیز!