«بسیج ۲۰میلیونی»، بیش از «سازمان»،«میدان» می خواست!

دهه ۶۰با جمعیت ۳۰میلیونی، امام ایده بسیج ۲۰میلیونی را طرح کردند. در پایان دفاع مقدس هم همان رقم تمدید شد و بیان شد هنوز محقق نشده است.( اینجا)

در جامعه ۹۰میلیونی هم تحقق نیافت ولو بسیاری دارای ویژگی بسیجی اند بدونی که عضو سازمان بسیج باشند!(اینجا)

 

در ماجرای دفاع مقدسِ سوم، ظرف مدت کوتاهی، با یک پویش، بدون سازمانی خاص عدد ۲۰میلیون متقاضی در حد #جانفدا ثبت شد!

حتی اگر در سازمان بخشی، ریزش اتفاق افتد هم این عدد حیرت انگیز است!

 

درس بزرگ ماجرا این است که خصلت «بسیج شوندگی ایرانی» بیشتر و پیشتر از «سازمان»، نیازمند میدانِ «عینی»، «عمومی» و «اولویت دار» است.

 

«سازمانِ بسیج» علیرغم خدمات خالصانه و بی دریغش نتوانسته بود چنین میدانی را خَلق کند!

  • اگر «تهاجم» و «جهادی» بود، نتوانسته بود مثل جهاد این روزها عینی اش کند. تا آخر برخی «توهم» پنداشتند!
  • اگر «ضرورتی ایرانی اسلامی» مثل پیشرفت و عدالت و… بود نتوانسته بود از «تیپ خاص» و «جناح خاص» جدایش کند و مثل این روزها عمومی اش کند!
  • اگر اولویت های اولِ جامعه کانونِ بسیج شوندگی نشد، مساله های «فیک» یا «درجه چندم» نمی تواند میدان ۲۰میلیونی خلق کند!

 

فرصت خوبیست بیاندیشیم:

چنین بسیج عمومی چگونه قابل نگهداری است؟

چگونه سازمان ها بر نقش آفرینی مردم سیطره نیابند؟

چگونه مردم، «رهبر» و «مبعوث» بمانند؛ تا بسیج ۲۰میلیونی و بیشتر واقعی شکل بگیرد؟!

 

مرتبط: بسیج‌شوندگیِ ایرانی و سازمانِ بسیج

 

محسن قنبریان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *