بایگانی برچسب: s

بعثت زن محجبه انقلابی در مقدّرات اساسی، پیشران حل بی حجابی

  1. امام جایگزین بی حجابی زنان را، تحقق مقام زن در «دخالت در مقدرات اساسی مملکت» معرفی فرمود.
    حضور مستمر اینباره زنان بر سر مقدرات اساسی(جنگ و پایان بندی اش) است.
  2. رهبر شهید راه حل تراز انقلاب اسلامی برای تحقق اهداف را «خلق اراده عمومی»(مثل بعثت اخیر) معرفی فرمود.
    اراده عمومی حول مقدرات اساسی شکل می گیرد نه فرعی!
  3. بعثت کنونی «به طرز عجیبی زنانه» است. ایجاد و بقا و جلوه های مختلف آن پیرامون مقدرات اساسی با «پرچمداری زنِ محجبه انقلابی» رقم می خورد.
  4. این «عاملیت زن محجبه انقلابی» در میادین، تا همین الان «خاستگاه حرمت سیاسی بی حجابی» را زایل کرده است!
    کشف حجاب جمعیِ۱۴۰۱ با هدایت بیگانه، «برای براندازی نظام اسلامی» طراحی شد؛لذا غیر از حرام شرعی،«حرام سیاسی» لقب گرفت!
    اینکه زنان بی حجابی به «میانداری حداکثریِ زن محجبه انقلابی» آمدند و پرچم چرخاندند،اتفاق کوچکی نیست. پاره شدن «حرمت مضاعف آن» و تقلیل آن از یک جریان برانداز به «یک انتخاب فردیِ غیر شرعی» است.
  5. مشاهدات میدانی نشان می دهد عده قابل توجهی از همان مکشفه های حاضر شده، در شبهای بعد، سبکی از پوشش سر را برگزیدند که نوعاً متمایز هم بود؛ نه حجاب شرعیِ زنان مذهبی پیشران این بعثت است و نه حتی شل حجابی سابق!
    بیشتر به نوعی «پوشش سیاسیِ متناسب» با این دخالت در مقدرات اساسی کشور در مقاومت است!
  6. ادامه اثر بر بی حجابی از این مسیر می گذرد؛ نه تقابل!

با خودآگاهی زنان این بعثت و تشدید کارکردش اتفاق می افتد؛ نه بی تفاوتی!

 

محسن قنبریان

چرا قرآن از تعبیر اقامه استفاده میکند؟

قیام کردن یعنی بلند شدن و پا کار خدا و مسائل دینی بودن.

 

برنامه آفتاب شرقی

کارشناس: حجت‌الاسلام قنبریان

«حق» یا «منافع»؛ دو پارادایم تمدنی مذاکره!

بنده در برنامه ثریا و دکتر غنی نژاد در سرمقاله دنیای اقتصاد در «مقام توصیف» هم سخن شدیم: مناسبات دنیای جدید حول «منافع» شکل گرفته نه «حق»!

 

جنگ های جهانی بر سر منافع بود؛ نه «حق و باطل» یا حتی «حقوق مسلّم»!

اما «دفاع های مقدس سه گانه» ما هم سر حق و باطل و هم سر حقوق مسلّم کشور بود!

البته مذاکراتمان همیشه در «پارادایم جاری دنیای مدرن» یعنی منافع ( به نامْ ملی) بوده است!

این «تبدیل پارادایم» از دفاع مقدس به مذاکره ای با آرزوی بُرد_بُرد، هم در «حال عمومی» مردم ، خود را نشان می داده؛ هم در «نتایج»! چرا که نوعاً «منافعِ زورگو»، تأمین و منافع ملی ما،«نسیه» و «نقض شده» رها می شده است!

 

در «مقام توصیه» ما دو تا تباین کلی داشتیم:

ایشان می نویسد «از حق مسلم» نگویید!

بنده می گویم مذاکره با چنین عهد شکنی هم مثل جنگ مان باید «ذیلِ حق» در آید و «طرحی نو در حد تغییر پارادایم» در اندازد!

 

طراحی چنین مذاکراتی «یک گام جدید تمدنی» در دنیاست و «قالبی جدید» آنرا تدارک می کند؛ نه همان کلیشه های سابق که تمدید می شود!

 

از آن حقوق ۱۰گانه بیانیه شعام، برخی با «مذاکرات موازی» با غیر آمریکا قابل پیگیری است:

– برخی با کشورهای منطقه

– برخی با مذاکره اعضای شورای امنیت

– برخی با شورای حکام

– فقط چند حق برای مذاکره با آمریکا می ماند!

ضمانت بین المللیِ حقوق در «پارادایم منافع» همان است که غنی نژاد می گوید: کاغذی!

اما «ضمانت عینی تنگه» و هم «قدرت ملی» مردم و امت اسلامی می تواند ضمانت تازه برای پارادایم جدید باشد!

 

محسن قنبریان

باید کنشی تعریف کرد که خوشبینان و بدبینان به صحنه را در بر بگیرد …

ما باید در این تجمّعات، رعایت نشدن شروط رهبری رو به تابو تبدیل کنیم تا کسی جرئت نکند در مذاکرات آن‌ها را رعایت نکند و حتی حرف از محقّق نشدن آن‌ها، بزند.

حضور ما در صحنه در نقش ملت مبعوث شده، همان رهبری صحنه است و به هیچ عنوان تزیینی نیست، ما اون زوری هستیم که حق را از حلقوم آمریکا و اسرائیل بیرون می‌کشد.

 

حجت الاسلام قنبریان

۲۸ فروردین

خیابان پیروزی، چهارراه نبرد

میدان با ما، خیابان با شما

 

حجت الاسلام قنبریان

 

اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد

همه ایران به هم سازیم و بنیادش براندازیم

 

جمعه ۲۱ فروردین ماه

سردر دانشگاه تهران

 

هیأت دانشجویی اصحاب‌الحسین (علیه‌السلام)

گمانه های ملت مبعوث را جدی بگیریم!

 

«مومنین» حق ندارند اگر نسبت به کسی سو ظن داشتند، آن را بیان کنند « إنّ بعض الظن إثم» این را می گوید.

پس تهمت و بیان بدبینی نسبت به مسئولین ممنوع!

 

«مسئولین» هم باید یکی از محک ها و أَمارات را حس عمومی مردم مومن و در صحنه بدانند.

امیرالمومنین(ع) فرمود:« از حدس و گمانهای مؤمنان بترسید زیرا خداوند حق را بر زبانهای آنان قرار داده است» ( حکمت۳۰۹)

 

قاطبه مردم حاضر در صحنه (بدون اینکه تهمت جاسوس و خائن به کسی بزنند) از مذاکره دوباره با آمریکا بد گمان اند!

دو بار مذاکره اش به جنگ و بار اخیر هم به اقدام محاصره دریایی کشید!

پس بد گمانی شان ناموجّه نیست.

 

از رسانه های رژیم، واشنگتن پستِ آمریکایی و  شورای امنیت روسیه هم خبر می رسد که اینبار هم زیر پوشش مذاکره، احتمال حمله دوباره هست!

اینها هم مؤید آن بدگمانیِ عمومیِ میادین می شود.

 

اگر باز چنین شود، حتی احمق ها هم به ما کاپ اخلاق نمی دهند!

 

ظاهراً امکان های دیگر برای پایان بندی جنگ، غیر از میزِ مذاکره آمریکایی هم متصور است:

 

۱) اجازه نقض آتش بس درباره طرفی که «هر بار عهد شکنی می کند» و اینبار هم «خوف خیانت از او هست».( آیات ۵۶تا ۵۸ انفال)

 

۲) مذاکره عربی_اسلامی هم می تواند جای مذاکره با آمریکا بنشیند.

اگر واقعاً دست نظامی مان برتر بوده و عملا تحریم های او هم با تنگه بی اثر شده، عمده ۱۰شرط بیانیه شعام را شاید با هم پیمانان عربِ آمریکا در منطقه بهتر بتوان جلو برد.

 

وقتش نرسیده طرحی نو در اندازیم؟!

 

محسن قنبریان ۱۴۰۵/۱/۲۶

شما با مردمید یا مسئولین؟!

 

حجت الاسلام و المسلمین قنبریان

 

این دوگانه ها مال دیگران است در جمهوری اسلامی، به تعبیر امام:«ملت، دولتند» و «دولت، ملتند»!

 

در جنگ تحمیلی سوم بالنسبه هیچ صنفی بیشتر از «مسئولین» شهید نداد!

ایرادهای حکمرانی در جنگ کمتر شد!

 

بعد از جنگ باز دلسوزانه انتقاد کنیم اما حبابی که جنگ پاره کرد را دوباره نسازیم!

از دشمن نشنویم!

مشارکت در سازه پایان بندی جنگ!

 

حجت الاسلام و المسلمین قنبریان

 

منم از لحظه پذیرش آتش بس دچار اعجاب شدم به حسب حس میهنی و ایمانی دوست داشتم لحظه پذیرش بیرون از ضرب الاجل ترامپ باشد؛ اما دوست داشتن من با لحظه درست حتما یکی نیست…

 

مشارکت در سازه پایان بندی، بیش از پرسش، مسئولیت می آورد…

در پایان بندی جنگ باید به ظرفیت های تازه هم فکر کرد!

 

حجت الاسلام و المسلمین قنبریان

 

امام فرمود: اگر آمریکا لااله الا الله هم بگوید…

صرف مذاکره  قبول آمریکا نیست اما همه ظرفیت بندی پایان جنگ هم مذاکره با آمریکا نیست!

 

با خودِ کشورهای عربیِ طرف جنگ هم میشود مذاکره کرد…

رهبری کردن و بعثتِ مردم در مذاکرات یعنی چه؟!

 

حجت الاسلام و المسلمین قنبریان

سر متیقن ها ( مثل ده شرط بیانیه شعام) ایستادن، به فرضی که خائنی هم باشد، چون مردم هستند موفق نمی شود!

تماشاگری، پرسش های تمام نشدنی و اختلاف می آفریند
رهبری کردن، برعکس مسئولیت آور است!