به تصریح مقامات نظامی و سیاسی: هنوز وقت «میدان» است؛ نه «مذاکره»!
آنچه از مقام امنیتی در این ساعات پخش می شود؛ «شروط پایان جنگ» از طرف ایران است نه «شروط مذاکره»؛ درست است؟!!
سخن گفتن از مذاکره با آمریکا، «قبح شکنی» از دو بار تجاوز حین مذاکره و بدترین جنایت ممکنِ انجام شده است.
زمانی که میدانِ جنگ، «اجازه مذاکره» داد، خوب است «دیپلماسی انقلابی» اوّل «میدانِ جدید» و «طرف جدیدِ» مذاکره را «همراستا با پیروزیِ میدان» ابتکار کند؛ بعد به «مفاد» و «شروط مذاکره» بپردازد!
این بار صلح با قدرت حق ماست.
توضیح ایده برای بررسی نخبگان:
- دشمن متجاوزی که دو بار در حین مذاکره حمله کرده است _و حتی ثابت شده مذاکره پوشش و فریب بوده و از اوّل در قصد و تدارک حمله بوده است!_ از مصادیق قطعیِ «ائمه کفری که عهد و پیمان ندارند» می باشد.
شرعاً مذاکره با او _در غیر شرایط اضطرار_ حرام و دستور، قتال با اوست. (قاتلوا ائمه الکفر انّهم لا اَیْمان لهم) - هر وقت میدان اقتضایش را داشت، «طرف مذاکره» به جای متجاوزِ عهد شکن، «ذی نفعان و متضرران تبعیِ این جنگ» باشد.
ذی نغعان الان «کشورهای عربی همسایه» اند؛ که دیگر خیلی هم تبعی نیستند و «کمک کار متخاصم» اند.
«در هنگام دست برتر نظامی»، ۸ همسایه عرب را طرف مذاکره کردن، زمینه تحقق اراده مشروع و معقول ایرانی برای «ضمانت کافی» است.
با اینها می شود از «تعطیلی پایگاه های آمریکا» در قبال «امنیت منطقه ای و بهرهمندی عادلانه از تنگه هرمز» حرف زد. - «میدانِ این مذاکره» هم باید فراتر از «یک کشور میانجی» باشد.
شاید «سازمان کنفرانس اسلامی»، میدانی مناسب برای برگزاری چنین مذاکره ای باشد.
از آنجا به «توافق بین المللی» هم می شود رسید.
«ابتکار چنین میدانی»:
اولاً عمل به دستور قرآن در آیه ۹ حجرات است.[۱]
ثانیاً «گام رو به جلوی دست برترِ جنگ» برای حل و فصل های منطقه ای و مقابله با مداخلات اجانب می باشد.
ابتکار این میدان خود «پیروزی بزرگ» بعد از میدان و از لوازم اخراج آمریکا از منطقه است.
ببخشید! انقلاب خمینی، اجازه فضولی داد؛ و الا مثل همیشه با تصمیمات نهایی نظام مخالفت عملی نمی کنیم!
محسن قنبریان ۱۴۰۵/۱/۵
[۱] اگر دو گروه از مومنان با یکدیگر پیکار کنند، میان آنها صلح برقرار سازید پس اگر یکی از آن دو گروه بر دیگری ستم کرد و تعدی نمود، با آن گروهی که ستم می کند بجنگید تا به فرمان خدا باز گردد و حکم او را گردن نهد
