بایگانی دسته: یادداشت‌ها و مصاحبه‌ها

انتظار در تراز ندبه ۲

منتظر واقعی از “حیرتی” رهیده و به “حیرتی” رسیده است!
*وقتی عملت پشت سر درکها و کشفهایت ندود دچار حیرت میشوی. حیرتی مذموم از بی تحرکی و بی عملی. امام صادق(ع) فرمود: “طول التسویف حیره: فردا فردا کردنت طولانی شد، دچار حیرت میشوی”. وقتی”دانسته” را “به کار نبستی”، بار بعد مرددتری که انجام دهی یا ندهی؟!
تیزهوش ترها و بفهم تر ها بیشتر در معرض این اختلالند(پژوهش دانشگاه میشیگان بر اعضای انجمن بین المللی تیزهوشان)!
*اگر دانسته ها را بکار بستی و عازم شدی و پشت هر علم-عملی دنبال آرمانت بودی و دیدی انگار نمیرسی، “حیرتی دیگر” می آید. حیرت است اما جنسش متفاوت از قبلی. مادری که بچه اش را در شلوغی گم کرده، پرتحرک است اینسو و آنسو می دود نه “اطمینان” که “هر گمان” را پی میگیرد در پشت هر دودیدن و سرکشیدن امید، پیدا کردن بچه اش را دارد وقتی نمیرسد، “حیرت” می کند میداند در امتداد یکی از همین راههاست که رفته اما کدام است؟!
این “حیرت” منتظر است! و دوباره شروع می کند از اول…
وقتی به این حیرت رسیدی که امام ات پشت همین اعمال فردی و اجتماعی لازم و مکارم و فضایل ضروری است اما انجام همه، تو را به او و روزش نمی رساند، “حیرت” می کنی اما از جنس آن مادر… و دوباره از سر میگیری…
“الی متی احار فیک یا مولای…؟!”
تا کی در حیرت و سرگردانت باشم آقای من؟!

انتظار در تراز ندبه ۱

برای سؤالها و نیازها، دلتنگی ها و ناکامی ها، آرزوها و آرمانهایت وقتی از سوی هیچکس جواب داده نمی شوی، چه حالی داری؟!

-احساس می کنی راه نفست بسته است و پا روی گلویت گذاشته اند!

 

حال وقتی برای همانها، آدم های معمولی، بزرگترهای فقط مسن تر، جامعه غیر آرمانی به تو توجه کنند و در حد و قواره خودشان جوابت دهند و سرگرم و آرامت کنند، چه؟!

آیا اینجا هم احساس می کنی راه نفست بسته است…؟!

 

آدمهایی که جوابها و قضاء حوائج را ناقص و ناخالص دیده و کامها و آمال جدید را سرگرمی دیدند و باز راه نفسشان بند آمد و چشمشان به افق برتر دوخته شد، آنها دارند در تراز دعای ندبه، منتظر می شوند:

عزیز علی أن اجاب دونک و أناغی

“برمن سنگین شده غیر تو جوابم می دهد و مثل حرف زدن با نوزادان سرگرمم می کنند!”

سخن‌نگاشت| معضل آقازادگی

می شد بعد از ۴۰ سال نهضتی راه بیفتد برای حق آقازاده ها! بگویند گناه مصطفی های رجال سیاسی کشور چیست که پدرشان “آقا” است و به خاطر آن باید حتی از اشتهار درس و بحث و منبر هم محروم باشند. اما متاسفانه فقط چند مصطفی چنین ماندند و حالا جنبش فرزندت کجاست جایش شکل گرفته است!

تجربه از تاریخ می گوید برای جلوگیری از معضل آقازادگی در جامعه، باید غیر از فضای اخلاقی و روحیه انقلابی خانواده، ضمانت بیرونی هم درست کرد. چنانچه در سیره معصومین شاهد هستیم.

مطلب مرتبط:

همه ی دخترانش مجرد!

بین ۱۹تا۳۷ دختر امام هفتم (به حسب اختلاف نقل) چرا یکی ازدواج نکرد؟!

اصلا این همه دختر چرا؟!

باورت می شود گاه حفظ نسل بزرگترین تکلیف باشد؟!

وقتی سیاست عباسی، “نسل کشی” از علویان است هیچ کاری مهمتر از بقاء نسل فاطمه(س) و علی(ع) نیست.

باورت می شود نوار غزه را تاکنون عمل به همین تکلیف، اسرائیل نکرده است؟!

باورش سخت نیست در اوج اختناق و خفقانی این چنین -که پدر انقلابی خانواده اغلب در زندان یا تبعید یا متواری است- ، کسی جرأت پیوند با خانواده او نکند و همه دخترانش مجرد بمانند!

تو باشی اینان را “نسل سوخته” می نامی اما برفراز تاریخ آنها را “نسل ساخته” می بینی.

دختر وقتی تربیتش الهی بود چه در حجاز بدوی، چه در بغداد رؤیایی، چه با ازدواجش چه با تجردش، کوثر خواهد بود. مهم آن است که دختر، “معصومه” (=پاکیزه ومصون از آلودگی های زمانه) باشد.

پ.ن: درک معماهای زندگی اهلبیت(ع) بدون فهمیدن رسالت و تکلیف تاریخی آنان میسر نیست و

کار خوبان را قیاس از خود مگیر!

قاچاقچیان حجاب و بدحجابی!

۲۱تیر روز حجاب و عفاف است.

آیا وقتش نرسیده تقابل باحجاب-بدحجاب با راهپیمایی واقعی چادری ها و کشف حجاب مجازی طیف مقابل، به وحدتی علیه قاچاقچیان حجاب -چه چادر و چه ساپورت- بدل شود؟!

آیا وقتش نرسیده جوانان خوب حزب اللهی بجای نمایشگاه های بی اثر یا کم اثر حجاب و عفاف (یا کلیشه های دیگر)، روشنگری درباره ورود ۵۰۰%قاچاق این حوزه از مجاری قانونی و در پوشش قانونی(گزارش سالهای قبل مرکز پژوهشهای مجلس) هم بپردازند؟!

آیا وقتش نرسیده در کناردستگیری دختران خیابان انقلاب، مطالبه ی دستگیری آنانی که در این قاچاق بزرگ در سطح معاون وزیر و مدیر کل(مصاحبه معاون پیشگیری ستاد مبارزه با قاچاق با تجارت فردا) دست دارند هم بشود؟! و تجمعات بجای مراکز عمومی حضور زنان در خیابان به آن سمتها برود؟!

آیا وقتش نرسیده بجای -یا کنار-اعتراف گیری از رقاصه ی ۱۷ساله ی اینستاگرام در صدا وسیما، انحصار داران واردات چادر هم آورده شوند و راز شکست کارخانه های چادر بافی در ایران از آنها پرسیده شود؟! با صورت شطرنجی و معرفی با حروف اول اسم و فامیل هم قبول داریم!

اگر علیه تزویر تقابل آفرینی که صبح با خانواده ی شهدا از قیام مسجد گوهرشاد علیه کشف حجاب می گوید و همان روز عصر در جمع جوانان بهشت زوری را سخره گرفته و گشت ارشاد را جک میکند و سوت میگیرد، شعار داده شد هم اجازه تجمع عفاف و حجاب داده خواهد شد؟!

چادری و ساپورت پوش هردو قربانی این تقسیم کار کثیف در قاچاق و انحصار کالای بد حجابی و عفافند و تا عدالت در برخورد -نگویم اولویت برخورد با ریشه ها- نیاید احکام شرع مقدس جان نمی گیرد که العدل حیاه الأحکام.

وقتی توقع مردم محروم و معترض با حضور روحانیون بخصوص ائمه جمعه کاهش و تلطیف می یابد، آیا حضور مردمی بر آنان واجب نمی شود؟!
آیا تجبر و دوری از مردم با ماشین های دودی و محافظان بر آنها جایز است؟!

مشارکت و هم دوشی در سختی های روزگار با مردم خود وظیفه زعمای دین است(نامه ۴۵نهج البلاغه)

آفرین بر امام جمعه خرمشهر که در اعتراض مردمش، همراه و حرفشان را شنید و خود هم دست به کار شد. زیر گرمای ۵۰درجه برای روحیه دادن به کارگران سخت کوش در جهت تسریع آبرسانی، نیم ساعتی هم جوشکاری کرد.

بهتر از سوت قطار و زنگ مدارس!

متاسفانه چندین سال است بخاطر ایست برنامه ریزان در حرکت انقلاب سوت قطار و بوق کشتی ها وناقوس کلیسا و زنگ مدارس یادبود شروع دهه فجر شده است!

انقلاب یک حرکت متکامل و روبه جلو و دارای اهداف وآرمانهای بلندی است که هنوز به آنها نرسیده ایم پس “نهضت ادامه دارد”.

قراربوده صدای مرگ بر آمریکا از ناقوس همه کلیساهای جهان شنیده شود! قرار بوده انقلاب ما زنگ خطر به همه مستکبران عالم باشد ! قرار بوده…

و ببین چقدر فاصله است بین اینها وآنچه کلیشه کرده ایم

امسال اما در آستانه دهه فجر امام جمعه ای نرده های حائل بین مردم ومسئولین را برداشت واین حرکت مردمی در نمازجمعه های دیگری هم انجام یا وعده داده شد. امام جمعه شهرکرد صندلی های جایگاه ویژه برای مسئولین در جشن دهه فجر راهم جمع کرد. نه!! انگار خبرهای خوشی در راه است.

همین اندک چقدر مردم را خوشحال کرد. اقلا از سوت قطار و زنگ مدارس برای تجلیل از انقلاب مردمی۵۷ بهتر است.

باز خدا را شکر این حرکتهای ابتدایی از سوی روحانیون -که منادیان انقلاب ۵۷ بودند- شروع شد ومردمی ترین نهاد حکومت(نماز جمعه) نقطه شروع شد.

روزی در جلسه ای نمایندگی شورای سیاستگذاری ائمه جمعه در استانی از مدیریت خوب رئیس شورا تمجید میکرد وشاهد چنین آورد که ایشان گفته ائمه جمعه باید در دوره امامت خود یک یادگارخوبی از خود برجای نهند.

ذهن بنده از این جمله رفت سر رسوم خوب واحیاء ارزشهای انقلاب و…که توضیحش آب پاکی روی دستم ریخت!

گفت: مثلا همانجور که صفویه چنین آثار ساختمانی زیبایی برجای گذاشته اند ….!

دیدم خانه از پای بست ویران است! من تازه ساخت مسجد روی آب در فلان جزیره توریستی را که پیگیر اصلی اش امام جمعه آنجا بود نقد کرده بودم حالا می شنیدم شورای سیاستگذاری  انگار چنین یادگارهایی میخواهد! بخاطر همین از بالا تا پایین یکی دو دهه همه افتادند در ساختمان سازی از مصلی وحوزه علمیه -بعضا لازم- تا دفاتر مفصل وچندطبقه وحتی مجتمع های تجاری و تالارهای همایش و…

یادگار خوب یک امام جمعه در شهر سنت گذاری ازدواج آسان و ارزان تلاش برای آزادی بیان ونقد خود ومسئولان و راه اندازی وسامان دهی حرکتهای خودجوش وانقلابی وکارهای جهادی برای محرومان وجلوداری برای حقوق عامه مردم وبخصوص مستضعفان و امثال اینهاست نه خطی که این دو دهه با آن دید مدیریتی تعقیب شد.

نمیدانم این حرکتهای جدید با اشاره رئیس جدید شورای سیاستگذازی بوده یا خودجوش اما هرچه باشد نیکوست.

البته صرفا نقطه شروع است وباز میگویم بهتر از سوت قطار و زنگ مدارس است وهنوز تا نماز جمعه وامام جمعه مطلوب و تراز انقلاب فاصله بسیار دارد.

هرچه بود طمع انقلابیون را از تحقق برخی آرمانهای انقلاب در نماز جمعه ها زیاد کرد:

جلیلی در اسلامشهر از استیضاح مردمی مسئولین کم کار در نماز جمعه ها گفت و ازغدی از اجرای فرمان امیرالمومنین (ع) بر شلاق زدن مسئول متخلف در نماز جمعه سخن گفت و…

جوانان انقلابی باید مراقبت نمایند این حرکات نمایشی و موقت و ایستا انجام نشود و آنرا پشیران تحولات جدید در نسبت مسئولین با مردم قرار دهند.

محسن قنبریان (دهه فجر انقلاب اسلامی-بهمن۹۶)

مطلب مرتبط:

هردم از این باغ بری میرسد!