بایگانی دسته: یادداشت‌ها و مصاحبه‌ها

لیام، آنیلا، ملینا

در تروث‌ سوشالش به اغتشاش گران ایران نوشت:

«قفل کردیم و آماده شلیک ایم (Locked & Loaded)… نهادها را تسخیر کنید، کمک در راه است!»

دستور شلیک اش ، تیرش به آنیلای ۳ساله و ملینای ۵ ساله خورد!

در آمریکا اما معترضان را تهدید کرد. باز در شبکه اجتماعی اش نوشت:

«در مینه‌سوتا، آشوبگران، فتنه‌انگیزان و اخلالگران در اغلب موارد افراد حرفه‌ای با دریافتی‌های بسیار بالا هستند. فرماندار و شهردار نمی‌دانند چه کاری انجام بدهند، کنترل را به طور کامل از دست داده‌اند و درحال حاضر بدردنخور شده‌اند. اگر – و زمانی که – مجبور به اقدام شوم، این مسئله سریع و موثر حل‌وفصل خواهد شد. رئیس‌جمهور دونالد جی‌. ترامپ.»

دستور شلیک بر معترضان و بازداشت مهاجران در آمریکا، لیام ۵ساله را طعمه کرد تا خانواده اش را هم دستگیر کنند!

بچه ها همه جای دنیا مثل هم اند، ناز و پدری اند، از سگ می ترسند و…

خشونت آمریکایی هم همه جای دنیا یک جور است، کرمانشاه و اصفهانِ ایران باشد یا مینه سوتای آمریکا!

محسن قنبریان

خدای ایران، خدای شن های طبس!

روز بزرگداشت زینب کبری(س)، فقط روز گریه و عزا نیست؛ «روز تصغیر و توبیخ مستکبران» است.

روز بلندکردن این شعارش هست که علیرغم مصائب بزرگش، به مستکبر زمانش فرمود:

«انی لاستصغر قدرک، و استعظم تقریعک و استکثر توبیخک»

«من قدر و منزلت تو را کوچک، سرزنش و سرکوفتت را بزرگ و توبیخت را زیاد می کنم»!

 

سالی که «مستکبرِ دوران» به پایتخت همسایه اش تجاوز می کند و رئیس جمهور قانونی اش را با تحقیر می دزدد و در نیویورک می چرخاند و هم زمان برای ایرانِ حسین خط و نشان می کشد؛ روز بزرگداشت بزرگْ معلم عاشورا باید روز تصغیر و توبیخ یزید زمان باشد!

 

پ.ن:

ویدئو: ماجرای تحویل جنازه های سوخته کماندوهای آمریکایی که آمده بودند جاسوس هایشان را آزاد کنند، اما شن های طبس، «مأمور خدای ایران» شدند، همه در طوفان سوختند؛ مثل بسته ای شکلات تلخ به رئیس جمهورشان تحویل داده شدند!

 

محسن قنبریان

«ایستادگی» ، «ایستایی» نیست!

«تحجّر» (از «حَجَر»:سنگ) یعنی سنگ شدن!
جستجوی عقل و فطرت را بستن و پاس نداشتن سنّت تکامل اجتماعی و «ایستا ماندن» است.

«جَبَل» هم یعنی کوه، اما کوه شدن، نه ایستا ماندن بلکه «ایستادگی کردن» بر سر یافته ها و تکامل هاست.
«انَّ الْمُؤْمِنَ اَعَزُّ مِنَ الْجَبَل…: مؤمن، از کوه محکم تر است؛ زیرا از کوه با ضربات تیشه کم مى شود اما با هیچ وسیله اى از دین مؤمن نمى توان کاست».

جان آدمی یک تصلّب (سفتی و سختی) و یک تذلّل(پذیرش و نرمی) با هم می خواهد تا «نماد ایستادگی» شود نه «نمود ایستایی»:
«نَفْسُهُ أَصْلَبُ مِنَ الصَّلْدِ وَ هُوَ أَذَلُّ مِنَ الْعَبْدِ»
سفت تر از سنگ خارا (مقابل باطل، طمعِ استکبار و…) و ذلیل تر از برده (مقابل حق، حقوق مردم و…)!

به حسب اخبار دکتر صفورا نعمتی زاده از جونقان، چند روز پیش مقابل چند شعار دهنده که «جاوید شاه» می گفتند(!) فقط شعار داد: «الله اکبر، خامنه ای رهبر».
رتبه برتر دکتری فیزیک او از دانشگاه بهشتی نشان می داد «متحجّر» نیست، بلکه کارش «ایستادگی» مقابل «ارتجاع» و واپس گرایی است!

با درگیر نشدن و فقط متین سر منطق خویش ماندن، خود را مقابل «جنبش سلیطه گی» و «الگوی منحط زنِ غربی» نشان داد.

معلوم شد خصلت دیگر «مومنِ نامتحجر» اما «أصْلَب من الصَّلْد» را هم دارد:
سَهْلُ الْخَلِیقَهِ، لَیِّنُ الْعَرِیکَهِ: طبیعت آرام و برخورد نرم!

این «ایستادگی نجیبانه»، بستره بهتری برای عیان کردن، «داعش صفتی» و تحجر و ارتجاع آشوب گران است؛ اما مثل همیشه مظلوم و مدفون در جنگ روایتهاست!

محسن قنبریان

دُش مَن/ بَه مَن!

در فرهنگ پارسی، «دشمن»، نفْس شریر و بد منش و مقابل آن، «بهمن»(: نیک منش) است.

در فرهنگ اسلامی وجه تسمیه «عدوّ» (دشمن) به «تعدّی» و تجاوز برمی گردد.

 لذا وسعت معنایش، غیر از آن نفْس شریر و خبیث، شامل دوست نمایی که معایب را «ماست مالی»(مُداهنه) می کند، هم می شود[۱]!

این فرهنگ متعالی، شریر و خبیثی که دشمنی اش را آشکار می کند، «سست ترین دشمن در فریب[۲]» معرفی می کند؛ ولو هیچ وقت نباید دشمن را کوچک گرفت[۳].

اما در مقابل، بدترین دشمن ، «مخفی تر در فریب» است[۴].

برای ایران و «مردمِ بهمن» از ۵۷، دو «دُش من» مانده: آمریکا و اذنابش/ اسلام آمریکایی!

عجیب این که با «سرمایه داریِ زالو صفتِ ایرانی» _ که «امامِ بهمن»، آن را اسلام آمریکایی می خواند_ چه در چهره «بازار آزاد»، چه «خصولتی»، «الیگارشی دور زنِ تحریم» یا حتی دولتی، که ریشه نارضایتی و اعتراضِ «مردمِ بهمن» می شود، مُداهنه شده و بعضاً نتایج آن(نابرابری ها و ناکارآمدی ها) را به «انقلابِ بهمن» نسبت دهند تا مردم را دلسرد کنند!

عجیب تر وقتی است که هیچ وقت این «دشمنِ بهمن» حتی اندازه «جوانان بازی خورده اغتشاشات» جدی گرفته نشود!

محسن قنبریان ۱۴دی۱۴۰۴

[۱] .«إنَّما سُمِّی العَدُوُّ عَدُوّاً لِأنَّهُ یَعدو عَلَیکَ ، فمَن داهَنَکَ فی مَعایِبِکَ فَهُوَ العَدُوُّ العادی عَلَیک»

[۲] .«أَوْهَنُ الْأَعْدَاء کَیْداً مَنْ أَظْهَرَ عَداوَتَهُ»

[۳] .«لا تَستَصغِرَنَ عَدُوّا و إن ضَعُفَ»

[۴] .«شَرُّ الأَعْدَاء أَبْعَدُهُمْ غَوْراً وَ أَخْفَاهُمْ مَکیدَه»

امسال جشن میلاد جواد الائمه(ع) تاکید بیشتری دارد.

هدیه این کانال در تولد این مولود مبارک:

  1. ۲۵سال افک؛ ۲۵سال تقی!
    نمایی از مظلومیت امام جواد(ع) در سرتاسر عمر شریفشان
  2. مجاوره_محاوره های جوادالائمه(ع)
    ابتکارات امام در مقابل مدیریت تصویر اجتماعی اش توسط دستگاه مامونی و محاصره تبلیغاتی
    چکیده ؛ فایل صوتی
  3. عدالت حاکم، جود شهروند!
    کمونیست ها ضد خیریه و کاپیتالیست ها خیریه را جای عدالت می گیرند؛ تعالیم اهلبیت(ع) چه می گوید؟!
  4. سازمان وکالت و برخی تولیت های هزینه بر!
    تحلیل برخی تولیت موقوفات که خود را بر اموال آل محمد(ص) انداخته اند و موضع امام در قبال آن!

رأی اعتمادِ بورس و بانک / استیضاحِ دستمزد و عمرانی!

تیتر اصلی روزنامه دولت جالب است: رأی اعتمادِ بورس به بودجه دولت!

“رأی” از آن سرمایه است یا انسان؟! ؛ سؤالی اساسی در مکاتب اقتصادی و سیاسی است.

در “شرکت های اقتصادیِ” متداول، رأی با سرمایه است؛ یعنی: “هر سهم یک رأی”، نه “هر فرد یک رأی”!

در “دموکراسی های اقتصادی” (مثل تعاونی ها و…) بدین سو رفتند: هر فرد یک رأی ؛ نه هر سهم.

 تا اصالت انسان مقابل استثمار سرمایه لحاظ شود.

در مسائل سیاسی و ملی (مثل تصویب بودجه) که قطعا هر فرد یک رأی است؛ لذا با رأی نمایندگان مردم تصویب می شوند.

وقتی واکنش “بازار سرمایه” (بورس)، از سوی روزنامه دولت، “رأی اعتماد” خوانده می شود، موهم این است که: رأی از آن سرمایه است!

 آن هم در مسأله ای سیاسی بنام تصویب بودجه عمومی؛ نه انتخاب هیات مدیره برای یک شرکت اقتصادی!

اگر رشد شاخص بورس، “رأی اعتماد” است، چرا سرکوب دستمزد و… ، “استیضاح” نباشد؟!

وقتی با رشد ۴۰درصدی در آمدها (با افزایش۴۲٪ مالیات)، فقط ۲۰٪ بر حقوق کارمندان و بازنشستگان افزوده شود؛ این سرکوب دستمزد را هم استیضاح بودجه می خوانید؟!

۱۷۱ نماینده هم نامه زده اند!

بانکها و شرکت های دولتی را هم شریک بورس در رأی اعتماد می دانید؟!

در بودجه۱۴۰۵ ، بودجه عمرانی ثابت مانده و منابع بودجه عمومی فقط ۵٪ رشد کرده؛ اما بودجه شرکتهای دولتی و بانک ها ۳۹/۵٪ افزایش داشته است! *

انبساط بودجه شرکتهای دولتی و بانکها را هم “رأی اعتماد” بخوانید؛ تا مردم بهتر بدانند این بودجه حاصل رأی چه بنگاه هایی است!

محسن قنبریان

آیا هشدار نسبت به «شکاف طبقاتی»، ضدیت با نظام است؟

یادداشت مخاطبان

اخیراً در نقدی صوتی ادعا شد که یادداشتِ «قیمت‌های لجام‌گسیخته و مردم لجام‌زده؟!»، خطرناک و دارای محتوایی ضدّ نظام است. همچنین گفته شد که این یادداشت، زیر پای سیستم را می‌زند و با طرح این گزاره که مقاومت سودی ندارد، مردم را دلسرد می‌کند. اما بازخوانی دقیقِ عبارات نشان می‌دهد که این یادداشت، نه‌تنها علیه ساختار نیست، بلکه تلاشی دلسوزانه برای تبیینِ چراییِ صبرِ مردم و هشداری برای حفظ سرمایه اجتماعی است.

۱. در نقد صوتی گفته شد که عبارت «در شطرنجی قرارشان داده‌اید که مقاومت… فضیحت بیشتر برایشان بار کند» باعث تنفر مردم از اصل مقاومت می‌شود و القا می‌کند که سود ایستادگی فقط به جیب میلیاردرها می‌رود.

نویسنده در متن اصلی، این گزاره را در کنار یک آمار تکان‌دهنده قرار داده است: در شرایطی که «رشد قیمت‌ها ۲۲ برابر شده»، ثروت میلیاردرهای ایرانی در اوج تحریم‌ها «۲۱.۶٪» رشد کرده که ۳ برابر متوسط جهانی است. اعتراض یادداشت، به اصلِ مقاومت نیست؛ بلکه به «نحوه توزیع هزینه‌ها» است. سوال این‌است‌که چرا باید بارِ تحریم تنها بر دوش مستضعفین باشد، اما قشر خاصی (چه در تحریم و چه با انتفاعِ برجام) ثروتمندتر شوند؟. این هشدار برای آن‌است‌که عدالت برقرار شود تا مردم احساس نکنند فداکاری آن‌ها نردبان ثروت‌اندوزی عده‌ای خاص شده است.

۲. منتقد با اشاره به این جمله که «شما مردم را در موقعیتی قرار داده‌اید که اگر راست بگویند خود را مفتضح می‌کنند»، ادعا کرد که نویسنده، نظام را متهم کرده که برای مردم، دام پهن کرده است.

اگر به جملات قبل و بعدِ این عبارت دقت شود، نویسنده تصریح می‌کند که تفاوت امروز با دوران طاغوت این است که مسئولان فعلی «حاصل رأی خود مردم‌اند». مفهوم «مفتضح شدن» در اینجا برگرفته از روایت «مؤمن مُلجَم» (لجام زده) است. یعنی مردم چون نظام را «از خود» و «انتخاب خود» می‌دانند، حاضر نیستند با اعتراضات ساختارشکنانه، «نظامِ خود» را رسوا کنند و باعث شادی دشمن شوند. این تفسیر، اوجِ غیرت دینی و تعلق خاطر مردم به نظام را نشان می‌دهد، نه اینکه نظام آن‌ها را در تله انداخته باشد.

۳. در فایل صوتی ادعا شد که برآیندِ این یادداشت آن است که راهی جز براندازی باقی نمانده و متن به‌سمت عبور از سیستم سوق می‌دهد.

این ادعا با صریح‌ترین بخش یادداشت در تضاد است. در متن با استناد به پیمایش‌های اجتماعی ذکر شده است: «هنوز بیش از ۷۰٪ آن‌ها [مردم] حل و فصل مشکلات کشور را درون ساختار فعلی حکومت جمهوری اسلامی ممکن می‌دانند و چاره را براندازی آن نمی‌دانند». نویسنده این آمار را سندی بر «نجابت» مردم دانسته و مسئولان را دعوت کرده تا به پشتوانه این صبر، به «مبارزه اساسی با فساد و تبعیض» بپردازند. بنابراین، راهکارِ ارائه‌شده، اصلاحاتِ انقلابی در درون ساختار است، نه نفیِ آن.

والسلام علی من اتبع الهدی

حسنی کاتب (با دستیاری پژوهشیِ هوش مصنوعی☺️)

 ادمین:

 از انتشار پیامها یا دفاعیه های دیگر معذوریم😓

قضاوت درباره نقدهای دیگر را هم به هوش طبیعی و مصنوعی مخاطبان فهیم وامیگذاریم😊

مردم نجیب ایران

رهبر انقلاب اسلامی: “خوشبختانه ما با همه ی سختی ها و تنگدستی ها و مشکلاتی که وجود دارد، نقاط مثبت فراوانی در کشور داریم و انسان آمادگی های زیادی را در کشور مشاهده می کند، برای حرکت در جهت انقلاب، حرکت در جهت اسلام”.

امام صادق(ع): “غَلاءُ السِّعرِ یُسِیءُ الخُلُقَ، و یُذهِبُ الأمانَهَ، و یُضجِرُ المَرءَ المُسلمَ : گرانى نرخ، اخلاق را بد مى کند، امانتدارى را از بین مى برد و انسان مسلمان را دلتنگ و بى قرار مى سازد”.

یعنی بین گرانی و تنگدستی با نقاط مثبت جامعه مسلمان (اخلاق، امانت، انگیزه های ایمانیِ حرکت و…) نزاع و رابطه معکوس است!

  1. درود بر ملت ایران که در این سالهای طولانی مشکلات و سختی ها با وجود رشد۲۲ برابریِ گرانی در ۱۴سال اخیر *، هنوز نقاط مثبت فراوان و آمادگی های زیاد برای حرکت در جهت اسلام و انقلاب دارند!
    واقعا از مردم مدینه رسول الله(ص) و کوفه امیرالمومنین(ع) بهترند.
  2. دو راه اصلی نگهداری آمادگی ها (مقابلِ: یُضجِرُ[۱] المَرءَ المُسلم) :
    الف) تقویت آنها با همین زنده نگهداریِ یاد شهداء و انگیزه های الهی آنان (که مقام بیانش همین ۱۲دقیقه بود)
    ب) مبارزه واقعی با فقر، مقابله عملی با گرانی و تدبیر عینی برای مشکلات و سختی های زندگی مردم.
    (مقام بیانش با هیات دولت بود که ۳ماه پیش، آنرا “مهمترین مساله” خواندند)

آرمان معیشت

محسن قنبریان

[۱] “ضجر” در لغت حاوی معنای ملالت و بی انگیزگی است که آدم را به ستوه می آورد.

زن؛ نه کارگزار، مدیر خانه

 نکته جدید بیانات امسال رهبر انقلاب اسلامی با بانوان، این بود که زن، نه کارگزار خانه، بلکه مدیر خانه است.
 مصرف این سخن هم در شرایط گرانی کشور بود؛ نه نوآوری فقهی در «الرجال قوامون علی النساء» و مانند آن (چنانچه برخی اهل فضل آنجا بردند)!
فرمودند: «پیغمبر میفرماید: اَلمَراَهُ رَیحانَه. «ریحانه» یعنی گل؛ زن در خانه گل است. وَ لَیسَت بِقَهرَمانَه؛ کارگزارِ خانه نیست که شما بگویید چرا این کار را نکردی؟ چرا آن کار را نکردی؟ چرا خانه تمیز نیست؟…
… رئیس خانه، مدیر خانه، زنان و بانوان خانه‌اند… عدم تحمیل کارهای خانه به زن؛ تحمیل نباید بشود»
این قسمت دوم هم روایتی از پیامبر(ص) دارد:
«الرَّجُلُ راعٍ على أهلِ بَیتِهِ و هُو مَسؤولٌ عَنهُم ، و المَرأهُ راعِیَهٌ على بَیتِ بَعلِها و وُلْدِهِ و هِی مَسؤولَهٌ عَنهُم.
مرد ، سرپرست #خانواده خویش است و درباره آنها باید پاسخگو باشد و زن ، سرپرست #خانه و فرزندان شوهر خود است و درباره آنها باید پاسخ دهد»
دوگانه های «کارگزار خانه _ مدیر خانه» / و «سرپرست خانواده _ سرپرست خانه» به قرینه مقابله، مساله را روشن می کند.
 مصرف سخن هم نه در فقه بلکه در تورم جاری بود؛ ادامه سخن ایشان:
« قدردانی از اینکه با وجود درآمدهای ناکافی، زنها خانه را میچرخانند؛ ماها کمتر به این نکته توجّه میکنیم. شما ملاحظه کنید، مرد مثلاً درآمد اداری ثابت دارد، اجناس گران میشود امّا خانه میچرخد؛ سر ظهر غذا حاضر است؛ چه کسی این کار را میکند؟ کدام هنرمندی است که خانه را میچرخاند؟»
محسن قنبریان