بنده در برنامه ثریا و دکتر غنی نژاد در سرمقاله دنیای اقتصاد در «مقام توصیف» هم سخن شدیم: مناسبات دنیای جدید حول «منافع» شکل گرفته نه «حق»!
جنگ های جهانی بر سر منافع بود؛ نه «حق و باطل» یا حتی «حقوق مسلّم»!
اما «دفاع های مقدس سه گانه» ما هم سر حق و باطل و هم سر حقوق مسلّم کشور بود!
البته مذاکراتمان همیشه در «پارادایم جاری دنیای مدرن» یعنی منافع ( به نامْ ملی) بوده است!
این «تبدیل پارادایم» از دفاع مقدس به مذاکره ای با آرزوی بُرد_بُرد، هم در «حال عمومی» مردم ، خود را نشان می داده؛ هم در «نتایج»! چرا که نوعاً «منافعِ زورگو»، تأمین و منافع ملی ما،«نسیه» و «نقض شده» رها می شده است!
در «مقام توصیه» ما دو تا تباین کلی داشتیم:
ایشان می نویسد «از حق مسلم» نگویید!
بنده می گویم مذاکره با چنین عهد شکنی هم مثل جنگ مان باید «ذیلِ حق» در آید و «طرحی نو در حد تغییر پارادایم» در اندازد!
طراحی چنین مذاکراتی «یک گام جدید تمدنی» در دنیاست و «قالبی جدید» آنرا تدارک می کند؛ نه همان کلیشه های سابق که تمدید می شود!
از آن حقوق ۱۰گانه بیانیه شعام، برخی با «مذاکرات موازی» با غیر آمریکا قابل پیگیری است:
– برخی با کشورهای منطقه
– برخی با مذاکره اعضای شورای امنیت
– برخی با شورای حکام
– فقط چند حق برای مذاکره با آمریکا می ماند!
ضمانت بین المللیِ حقوق در «پارادایم منافع» همان است که غنی نژاد می گوید: کاغذی!
اما «ضمانت عینی تنگه» و هم «قدرت ملی» مردم و امت اسلامی می تواند ضمانت تازه برای پارادایم جدید باشد!
محسن قنبریان