بایگانی برچسب: s

بمناسبت ۸شوال و ویرانی بقیع توسط آل سعود

  • چرا امام خمینی در تعمیر بقیع در زمان آل سعود با علمای نجف همراه نشد؟!
  • در اجتهاد انقلابی ایشان چرا باید آثار آتش زدن مسجدالاقصی توسط صهیونیست ها در سال ۴۸باقی می ماند؟!

در این روزهای جنگ با صهیونیست ها و اسلام سفیانی شاید خواندنی و شنیدنی تر شده باشد.

اینجا بخوانید!

اینجا بشنوید!

اندیشکده‌های ایرانی درباره شروط آتش‌بس چه می‌گویند؟

  • نظرسنجی | اندیشکده حکمرانی هوشمند: نتیجه نظرسنجی با شرکت ۱۲۶۵ پژوهشگر و کارشناس اندیشکده‌های ایرانی درباره شرط پذیرش آتش‌بس از طرف ایران، طی ۵ روز، از ۲۲ تا ۲۶ اسفند برگزار شده است.
  • از ۵ گزینه پیشنهادی برای پاسخ سوال این نظرسنجی، اخراج آمریکا از منطقه ۲۷ درصد، رفع همه تحریم‌ها ۲۲ درصد، دریافت غرامت ۲۰ درصد، حکمرانی بر تنگه هرمز ۱۹ درصد و نابودی نیروی هوایی اسرائیل ۱۲ درصد رأی آورده است.

با شهادت، بیشماریم!

روایت

«موته» اولین جنگ با امپراطوری روم شد!

امیر عربهای مسیحی در غسّان، سفیر تبلیغی پیامبر (حارث بن عمیر) برای دعوت به اسلام را کشت!

سفیرکُشی در دنیای قدیم هم زشت و ننگ بود.

پیامبر سپاهی ۳هزار نفری فرستاد. شرحبیل (امیر غسّان) از روم کمک خواست و عملا جنگ، با «امپراطوری روم» شد!

پیامبر(ص) برای فرماندهی، سه نفر جانشین از هم معلوم کرده بود:

فرمانده اول: زید بن حارثه فرزند خوانده محبوبش؛ که از ۸سالگی نزدش بزرگ شده بود. شهید شد…!

فرمانده دوم: محبوب دیگر رسول خدا(ص) بود. زعیم مهاجران حبشه، که تازه برگشته بودند. قبل از علی اکبر حسین(ع) _به تصریح خود پیامبر(ص)_ خَلقاً و خُلقاً شبیه پیامبر بود! «جناب جعفر» فرزند ابو طالب و برادر امیرالمومنین(ع). او هم شهید شد؛ آن هم چه شهادتی!

اول دست راستش قطع شد، پرچم به دست چپ گرفت، آن هم قطع شد به سینه چسباند و آنقدر پایداری کرد تا با بیش از ۹۰ زخم تیر و شمشیر شهید شد. لقب «جعفر طیّار» و «ذوالجناحین» گرفت؛ چون خدا دو بال بجای دو دست در بهشت به او دارد.

فرمانده سوم: عبدالله بن رواحه بود از نقبای ۱۲گانه پیامبر(ص) قبل از مهاجرت حضرت به مدینه بود. صاحب بیان، شعر و رجز سرا هم بود و در همه میادین قبل و بعد هجرت نقش آفرین.

جانشین جعفر طیّار بود و شهید شد!

موته، سرآغاز فتوحات اسلامی در روم شد.  لشکر معروف اسامه در ماه آخر عمر پیامبر به «همان موته» اعزام بود. «اسامه»، جوان ترین فرمانده اسلام، فرزند همان زید بن حارثه فرمانده شهید موته بود!

شهادت عجیب جعفر، «سلسله جعفرها» را در شهدا رقم زد؛ ابالفضل در کربلا و…

شهادت نقیب، نقابت و حلقه میانی را قداست داد تا «موجب ولائها» و «زمینه ساز ولایت ها» در تاریخ شوند.

درایت

شهادت فن آوری ای اجتماعی در افق مُلک و ملکوت است؛ یک لنگه آن در ملکوت و «نزد خدایی» است و یک لنگه آن در مُلک و «نزد مایی»!

رمز نامیرا بودن شهید همین است.

همه روح ها زنده اند؛ اما زنده بودن شهید،  تصرفش در عالم مُلک است؛ که قرآن «اَحیاء» می خواند.

تصرفش در عالم مُلک هم عجیب است، در «عالم انسانیِ» دنیاست؛ نه جمادی و حیوانی اش!

«خود» را در ما امتداد می دهد؛ نه جایمان بجنگد! (یستبشرون بالذین لم یلحقوا بهم)

پس انگار مجاهد با شهادت، روئین تن می شود!

مکتبی که شهادت دارد، پیروز است.

فرماندهی را بزنند، جانشینی دارد + خود او؛  جانشینش را بزنند، جانشینی دارد + آن دو!

دسترسی به پادگان ملکوت (جنود مُجنّده) فقط در اختیار این مکتب است.

هیچ بمب سنگر شکنی هم به «جنود مجنّده» نمی رسد.

ما بیشماریم!

محسن قنبریان ۱۴۰۵/۱/۶

نتایج نظرسنجی پیو آمریکا (تا ۲۲ مارس)

نحوه مدیریت ترامپ در جنگ ایران
 تایید ۳۷٪
 رد ۶۱٪
تصمیم استفاده از زور علیه ایران درست بود:
 آری ۳۸٪
 خیر ۵۹٪

«میراث خامنه‌ای»

متن کامل بیانیه تحلیلی صد نفر از اندیشه‌ورزان و فعالان جبهه فکری انقلاب اسلامی پیرامون جنگ امروز و ایران آینده.
نوشتاری گفتمانی – راهبردی درباره مقاومت برای پیشرفت در زمانه جمهوری اسلامی ایران که با تمرکز بر جنگ رمضان، موقعیت امروز و چشم انداز فردا را ترسیم می‌نماید.

بیانیه تحلیلی صد نفر از اندیشه‌ورزان و فعالان جبهه فکری انقلاب اسلامی پیرامون جنگ امروز و ایران آینده منتشر شد.

در این بیانیه آمده است:

گفتار سیاسی «نه به آتش‌بس» به معنای نه گفتن به ایده‌ی «توقف جنگ، به هر قیمتی»، سخن حقّی است؛ آتش‌بس زودهنگام، بدون تامین بازدارندگی کامل و تحقق اهداف مشخص در ساخت معادله جدید منطقه‌ای و جهانی ما را وارد چرخه‌ی فرسایشی خطرناکی خواهد کرد که با توجه به همراهی عمومی ملت ایران لازم است با هرگونه ندای آتش‌بس زودهنگام و بدون تامین اهداف، مقابله کرد.

در بخش دیگری از این بیانیه تحلیلی آمده است:

نیروی اجتماعیِ فاتح خیابان‌های ایران می‌بایست وارد مرحله جدیدی از فتوحات اجتماعی در ایران بشود: «برانگیختن وجدان عمومی و فتح قلوب و اذهان مردم ایران». فوران عاطفه و احساسی که در خیابان‌ها جریان دارد را باید به نیروی موثّری برای «تبیین» تبدیل کرد و به کمک آن، انرژی نهفته‌ی بدنه‌ی خاموش ایران را فعّال ساخت. رهبر شهید انقلاب دوست داشتند «طوفانی در اقیانوس ملّت ایران» به راه بیافتد و «همه‌» مردم ایران به میدان بیایند. «جهاد خیابان» اگر به «جهاد تبیین» پیوند بخورد، هیچ مانعی نمی‌تواند جلوی دستیابی به افق‌های ملّی و منطقه‌ای و بین‌المللی جمهوری اسلامی را بگیرد.

این بیانیه را حجج اسلام محمد قمی، محسن قنبریان، مصطفی رستمی و آقایان وحید یامین‌پور، سیدمحمد صاحبکار خراسانی، میثم ظهوریان، سجاد صفارهرندی، روح‌الله ایزدخواه، مرتضی فیروزآبادی، مسعود معینی‌پور، مسعود براتی و …. امضا کرده‌اند.

متن کامل بیانیه

بعد از موج nام…

به تصریح مقامات نظامی و سیاسی: هنوز وقت «میدان» است؛ نه «مذاکره»!

آنچه از مقام امنیتی در این ساعات پخش می شود؛ «شروط پایان جنگ» از طرف ایران است نه «شروط مذاکره»؛ درست است؟!!

سخن گفتن از مذاکره با آمریکا، «قبح شکنی» از دو بار تجاوز حین مذاکره و بدترین جنایت ممکنِ انجام شده است.

زمانی که میدانِ جنگ، «اجازه مذاکره» داد، خوب است «دیپلماسی انقلابی» اوّل «میدانِ جدید» و «طرف جدیدِ» مذاکره را «همراستا با پیروزیِ میدان» ابتکار کند؛ بعد به «مفاد» و «شروط مذاکره» بپردازد!

این بار صلح با قدرت حق ماست.

توضیح ایده برای بررسی نخبگان:

  1. دشمن متجاوزی که دو بار در حین مذاکره حمله کرده است _و حتی ثابت شده مذاکره پوشش و فریب بوده و از اوّل در قصد و تدارک حمله بوده است!_ از مصادیق قطعیِ «ائمه کفری که عهد و پیمان ندارند» می باشد.
    شرعاً مذاکره با او _در غیر شرایط اضطرار_ حرام و دستور، قتال با اوست. (قاتلوا ائمه الکفر انّهم لا اَیْمان لهم)
  2. هر وقت میدان اقتضایش را داشت، «طرف مذاکره» به جای متجاوزِ عهد شکن، «ذی نفعان و متضرران تبعیِ این جنگ» باشد.
    ذی نغعان الان «کشورهای عربی همسایه» اند؛ که دیگر خیلی هم تبعی نیستند و «کمک کار متخاصم» اند.
    «در هنگام دست برتر نظامی»، ۸ همسایه عرب را طرف مذاکره کردن، زمینه تحقق اراده مشروع و معقول ایرانی برای «ضمانت کافی» است.
    با اینها می شود از «تعطیلی پایگاه های آمریکا» در قبال «امنیت منطقه ای و بهره‌مندی عادلانه از تنگه هرمز» حرف زد.
  3. «میدانِ این مذاکره» هم باید فراتر از «یک کشور میانجی» باشد.
    شاید «سازمان کنفرانس اسلامی»، میدانی مناسب برای برگزاری چنین مذاکره ای باشد.
    از آنجا به «توافق بین المللی» هم می شود رسید.

«ابتکار چنین میدانی»:

اولاً عمل به دستور قرآن در آیه ۹ حجرات  است.[۱]

ثانیاً «گام رو به جلوی دست برترِ جنگ» برای حل و فصل های منطقه ای و مقابله با مداخلات اجانب می باشد.

ابتکار این میدان خود «پیروزی بزرگ» بعد از میدان و از لوازم اخراج آمریکا از منطقه است.

ببخشید! انقلاب خمینی، اجازه فضولی داد؛ و الا مثل همیشه با تصمیمات نهایی نظام مخالفت عملی نمی کنیم!

محسن قنبریان ۱۴۰۵/۱/۵

[۱] اگر دو گروه از مومنان با یکدیگر پیکار کنند، میان آنها صلح برقرار سازید پس اگر یکی از آن دو گروه بر دیگری ستم کرد و تعدی نمود، با آن گروهی که ستم می کند بجنگید تا به فرمان خدا باز گردد و حکم او را گردن نهد

الزامات اخراج آمریکا از منطقه ۱

توجه!

«غایت و دستاوردِ» جنگ رمضان، فقط «اخراج آمریکا از منطقه» نباید باشد!

بنده آن را «ضمانت عینی» برای هر مطالبه و دستاوردی شمردم.

نه «زوال اسرائیل» و نه «رفع واقعی تحریم» یا «قصاص جنایتکاران جنگی»، بدون آن ممکن نیست !

پس:

این باید گفتمان (یعنی سخن غالب) در ایران و سپس منطقه اسلامی شود.

بهترین نقطه شروعش همین تجمعات شبانه است.

اندیشمندان و اندیشکده ها هم سر جوانب و لوازم آن بیاندیشند و محل گفتگوی نخبگانی قرار گیرد.

قضای یک وعده ۶ساله!

اخراج آمریکا از منطقه که الان ضمانت هر مطالبه ای قلمداد می شود، ۶سال پیش در جمهوری اسلامی قانون شد!

اردیبهشت ۹۸ در مواجهه با قرار گرفتن سپاه در لیست تروریسم قانون اقدام متقابل علیه آمریکا تصویب شد!

۸ ماه بعد با ترور حاج قاسم در دی ۹۸ با یک سه فوریتی، آن قانون تکمیل شد!

طبق ماده ۲ و ۶ آن دولت و وزارت خارجه باید از همه ظرفیت ها برای «تعطیلی پایگاه های آمریکایی» و «خاتمه دادن به بهرمندی آن ها از تاسیسات و منابع مالی کشورهای منطقه» استفاده کند!!!

طبق ماده۱۱ هر ۴ماه باید همه دستگاه های مسئول گزارش عملکرد را به کمیسیون امنیت ملی مجلس ارائه کنند!

یعنی تا الان (فروردین ۱۴۰۵) باید گزارش هجدهم ارائه شده باشد!

منظور از طرح این سخن، صرفاً دست گرفتن این قانون برای مطالبه از مسئولان  _که سالهای قبل در مواقع لازم زیاد تکرار کردم_ نیست؛ بلکه پرداختن به لوازم و پیوست های تحقق آن است.

چرا که واضح است آمریکا با قانون ما نیامده که با قانون ما برود.

از «کشور ما» با انقلاب اسلامی اخراج شد. از منطقه هم با نهضت اسلامی می رود.

جنگ رمضان می تواند و باید رقم زننده این اتفاق بزرگ باشد و «پیوست ها» و «الزامات» آن از همین حالا باید تدارک شود.

این مجموعه یادداشت تلاشی کوچک صرفاً برای باز شدن این طرح بحث در میادین مردمی و محافل نخبگانی است؛ نه حرف تمام شده و نهایی.

محسن قنبریان ۱۴۰۵/۱/۴

جهادِ بی صاحبِ تبیین

  1. اقلا ۲۵میلیون نفر (۴۲٪) در تجمعات این ایام شرکت کرده اند.
  2. این تجمعات ابتدا «برای تأمین امنیت شهرها» در مقابل شورش داخلی عوامل موساد بود.
    حالا از آن موقف گذشته و باید بر سر «نحوه پایان شرافتمندانه جنگ» اثر کند.
    شعارمان این بوده «شروع کننده شمایید اما پایان دهنده مائیم»
  3. پایان جنگ (نه صرفاً آتش بس) با خروج از چرخه تکراری گذشته (جنگ_آتش بس_مذاکره_جنگ) نقطه ایمن و «ضمانت عینی» می خواهد.
  4. این ضمانت عینی به گفته کارشناسان متعدد «اخراج آمریکا از منطقه» است؛ نه وعده برداشتن تحریم ها یا حتی قصاص قاتلان!
  5. اما این ضمانت، هنوز انتخاب ۴۸٪ مردم است!
    جالب اینکه این درصدِ ناکافی هم همه اش محصول جهاد تبیین ما نیست! بلکه ۳۰٪ ماهواره بینْ ها هم خروج آمریکا را نقطه پایان جنگ می دانند!

افزایش این نسبت در افکار عمومی وظیفه کیست؟! سهم برنامه های متعدد رسانه ملی و مبلغانِ جهاد تبیین چقدر است؟!

دوْری در کانالها و گروه های جهاد تبیینی ایتا بزنید ببینید چقدر مساله، این و «روش توجه دادن عموم مردم به آن» است؟!

سهم زیادی از تولید محتواها و بحث ها حول:

  • توئیت های ترامپ فریبکار! یا کلیپ های نتانیاهو!
  • بدبینی به مسئولین یا بازسازی ذهنی کودتای دی!
  • دعوا سر لقب رهبر شهید و جدید!
  • شرح لفظی و واژه شناسی «ظهور عام و خاص»، «بسته یا کنترل تنگه» و… در پیامهای رهبر انقلاب!
  • نسبت این جنگ با ظهور!

و…

در این فضا، حرفهای محدود تولیدی هم دیده نمی شود!

نباید دست فرمان عوض شود و ما هم به جامعه گزارش کار موثر دهیم؟!

محسن قنبریان ۱۴۰۵/۱/۳

٪۴۸ از ایرانیان، خروج آمریکا از منطقه خاورمیانه و کشورهای همسایه را مهم‌ترین شرط پیروزی و توقف جنگ ازسوی ایران می‌دانند.

٪۴۸ از ایرانیان، خروج آمریکا از منطقه خاورمیانه و کشورهای همسایه را مهم‌ترین شرط پیروزی و توقف جنگ ازسوی ایران می‌دانند.

تهاجم نظامی آمریکا و اسرائیل علیه کشورمان، با پاسخ سریع و مستمر نیروهای مسلح کشورمان همراه بوده است. برای بررسی دیدگاه افراد نسبت‌به ادامه‌ی جنگ فعلی، شرط پیروزی و توقف جنگ از سوی ایران مورد بررسی قرار گرفته‌است.

٪۳۰ از افرادی که اخبار جنگ فعلی را از شبکه‌های *ماهواره‌ای* فارسی زبان پیگیری کرده‌اند نیز، خروج آمریکا از منطقه خاورمیانه و کشورهای همسایه را شرط پیروزی و توقف جنگ از سوی ایران می‌دانند.

٪۴۲ از ایرانیان بالای ۱۸ سال، (بیش از ۲۵ میلیون نفر از ایرانیان) اعلام کرده‌اند که حداقل یک شب در راهپیمایی‌ها و تجمعات شبانه شرکت داشته‌اند.

این نظرسنجی در بازه ۱۳ تا ۱۵ اسفند ماه ۱۴۰۴ از افراد بالای ۱۸ سال سراسر کشور و در بستر پانل ملی متا صورت گرفته‌است.

پایانِ معوّقین!

(این یادداشت با لینکهای آن کامل فهم می شود)

  1. از ابتدا به تبع رهبران مقاومت و دشمن، جنگ اسرائیل با مقاومت و ایران را «جنگ وجودی» می دانستم. یعنی جنگی لابد منه برای بقای یک طرف. از جدی گرفته نشدن «جنگ وجودی» توسط بخشی از جبهه انقلابی و هم روشنفکران گلایه داشتم!
  2. در جنگ وجودی چند گونه نباید بود:
    نترسی و نترسانی (المرجفون [۱])!
    سازش و امتیاز دهی فقط فرصت دادن به جسارت بیشتر دشمن است. (المدهنون)
    در اقدام هم نباید عجله کنی و ضربه را زودتر از وقت نزنی (المستعجلون)!
    أخیر و عقب انداختن بی جا هم نکنی (المعوقین)!
  3. برخی بزرگواران از بعد شهادت سردار سلیمانی و بخصوص کشتن هنیه در ایران تا ترور سید حسن، با ادبیاتی سخن می گفتند که عملا نظام (سیاسی یا نظامی) در جایگاه معوقین می نشست!
    اما به سخن رهبر شهید اعتماد می کردیم که: «نه تعلل می کنیم نه شتابزده می شویم»!
    و این موقف ایشان را تبیین می کردم.
  4. بعد از شروع جنگ دوم آمریکا_اسرائیل علیه ایران دیگر «تعویقِ جنگ» بی معنا شده؛ اما «تعویقِ ضربه نهایی» (یا اقلا ضربه کاری ای که دیگر جرأت نکند) قابل تصویر است!
    در جنگ اول (۱۲ روزه) هنگام ضربه پذیر شدنش (با ضعیف شدن پدافندش) «پیشنهاد آتش بس» آمد و به هر دلیل (نظامی یا سیاسی) پذیرفته شد و ضربه نهایی یا کاری تر به تعویق افتاد.
    این بخاطر «ترس فرماندهان» یا الزاماً «سازش سیاستمداران» نبود.
    همواره بر این نکته تاکید کرده ام که تصمیم بهتر، «ظرفیت سازی» متناسب با خودش را می خواهد و بدون آن حتما رهبران حکیم در اجرا، «به قدْرِ مقدور» بسنده می کنند.
    «ظرفیت نظامی» ادامه درگیری در جنگ ۱۲روزه را مطلع نیستم؛ اما «ظرفیت اجتماعی» ادامه بیشتر فراهم نبود!
    به حسب پیمایش ها حدود ۷۰٪ ایرانیان «موافق» آتش بس تیرماه و آن را «مفید» هم می دانستند. فقط ۲۸٪ (که نوعاً مخالفین مذاکره بودند[۲]) «مخالف» آتش بس بوده آنرا «غیر مفید» می دانستند!(مرکز تحلیل اجتماعی «متا»/تیر۱۴۰۴)
  5. در تجاوز دوباره (جنگ اخیر) و رد کردن همه خطوط قرمز (از ترور رهبرشهید تا زدن مدرسه دخترانه و…) توسط دشمن، ظاهراً آن ظرفیت اجتماعی تغییر کرده است.
    اکثریتی از جامعه به بی اثری مذاکره با دشمنِ متجاوز و لزوم برخورد قاطع رسیده اند. جمعیت های گسترده ای در خیابان بیش از ۲۰ روز است، مقاومت تا نتیجه قاطع را طلب می کنند.
    لحظات دارد به جایی که بار قبل دشمن پیشنهاد آتش بس داد می رسد!

درس بزرگ جامعه ایرانی باید این باشد که «ضربه کاری، بلکه نهاییِ» خود را در این وقت ضعف دشمن و باز شدن آسمانش، به تعویق نیاندازد.

تحلیل گران خارجی هم به نوعی از پایان تعویق و معوقین می گویند؛ اما «خصوصیات قرآنیِ معوقین» را باید یادآوری کرد و جامعه را نسبت به آن بیمه نمود.

«آیات ۱۸و ۱۹ احزاب» از آن سخن می گوید؛ که در پادکست ۱۰دقیقه ای از یک سخنرانی می توانید بشنوید!

برای چندمین بار تکرار می کنم: «ضرورت ایستادن سر این حساسیت بجا» با «همراه کردن خیل عظیم مردم»، هرگز نباید ملازم با «توهین و تهمت و خشونت زبانی» به این و آن، «بخصوص مسئولان» باشد؛ که این خود ضد مقاومت و شروع تفرقه و کم زور شدن است.

محسن قنبریان ۱۴۰۵/۱/۲

[۱] «خوفِ الهی» که «ترس از خود، نه دشمن» است و به «عدم تشخیص تکلیفِ درست» و «انجام به موقع آن» بر می گردد، «ارجاف» نیست؛ بخصوص وقتی همراه با «رجا و امید به وعده های الهی، هنگام عمل به تکلیف» باشد. برخی، مرجفون را «برچسب» برای چنین کسانی هم کردند؛ که بنده هم بی نصیب نماندم!

[۲] این ها که عمدتاً نیروهای انقلابی تر جامعه بودند، «کاسب جنگ» نبودند؛ بلکه به حسب همان تحلیل اجتماعی از قضا در ایام جنگ ۱۲روزه کسب و کارشان بیش از موافقان آتش بس دچار تعطیلی و نیمه تعطیلی شده بود! باز جالب تر اینکه در همان مطالعه معلوم شده: ۸۴٪ ایرانیان به پایبند بودن دشمن به آتش بس بی اعتماد بودند! چیزی که چند ماه بعد با جنگ اخیر هویدا شد.