بایگانی برچسب: s

چرا پیامبر(ص)، علی(ع) را ولیعهد حکومتی خود نکرد

دو دوتا، چهارتایِ اهالی قدرت می گوید اگر می خواست امر حکومت و سرپرستی سیاسی اجتماعی امت پس از خود از دست علی(ع) خارج نشود، باید از روز بعد غدیر، ایشان را ولیعهد حکومت خود می کرد. یعنی امور حکومت را به دست او می سپرد، تا انتقال قدرت در زمان حیات خودش صورت میگرفت؛ چنانچه بعدا اموی ها و عباسی ها با ولایتعهدی اینچنین، کار را در دست سلسله ای که می خواستند نگه می داشتند!

عجیب تر اینکه حکم به “وصایت” امیرالمومنین(ع) از روز “انذر عشیرتک الاقربین” تا “غدیر” بوده است! لقب وصی برای حضرت بخصوص از بعد غدیر، زبانزد بوده است[۱].

به راستی “وصایتِ پیامبر” چه فرقی با “ولایتعهدی” ای که بعداً رایج شد دارد؟!

چرا از این وصایت -که امامت است- “انتقال رسمی قدرت سیاسی” مثل دوره اموی و عباسی، استنباط و استخراج نشد؟!

باز عجیب تر اینکه اهلبیت(ع) علیرغم تصریح به وصایت حضرت امیر(ع) و سایر ائمه[۲]؛ نه تنها علی(ع) را ولیعهد حکومتی پیامبر(ص) ندانسته، بلکه اساساً ولایت عهدی را بدعت در اسلام شمرده اند!

در عهدنامه امام مجتبی(ع) با معاویه شرط می شود که: معاویه کسی را ولی عهد خود نکند! سیدالشهدا(ع) با یزید دو معارضه دارد:

  1. اصل بدعت ولایتعهدی در اسلام
  2. فسق و فقدان شرایط خلافت در یزید

واقعاً فرق وصایت با ولایت عهدی در چیست؟!

ولایتعهدی مکانیزمی برای انتقال قدرت در سلسله های خاص، یکی بعد دیگری بود. ولایتعهدی بستره ای بود که “خلافت و بیعت آزادانه مردم” را تبدیل به “سلطنت موروثی” و”بیعت تشریفاتی” می کرد!

از سالها قبل از فوت حاکم، ولیعهدی در نظر گرفته می شد و زمینه برای انتقال قدرت به او فراهم می شد! مخالفین احتمالی، خریده یا سرکوب می شدند و بعد ولایت عهدی، علنی می شد؛ برایش با زور و اقتدارِ حاکم مستقر بیعت گرفته می شد و مردم در کار انجام شده قرار می گرفتند. نپذیرفتن او، خروج تلقی شده به خون کشیده می شد. در یک کلام، مردم به کلی کنار گذاشته می شدند! مکتب اهلبیت، ولایت عهدی را بدعت خواند[۳]!

پیامبر(ص)، به حکم الهی امامت علی(ع) را ابلاغ و او را وصی خود خواند، اما ولی عهد حکومتی بشکل اموی و عباسی نکرد. اینگونه اگر مردم ابلاغ الهی را رها و حاکمی دیگر برمی گزیدند، البته آثار حاکم مفضول یا حاکم جور را در زندگی می دیدند؛ قیامت هم در محضر الهی باید پاسخگو بودند، اما امام حق، خود را به زور و غلبه بر آنها تحمیل نمی کرد. مردم باید حکومت را به امام حق، اعطاء کنند[۴]؛ نه حاکم عدل، ولیعهدی کسی را بر مردم تحمیل و برای اطاعت اجباری، آنها را ذلیل کند.

بیجا نیست رشید رضا در المنار نقل می کند: یکبار دانشمندی المانی در حضور جمعی از مسلمانان از جمله بزرگان مکه در استانبول گفت: سزاوار است که ما برای معاویه تندیسی از طلا بسازیم و آنرا در یکی از میادین برلین نصب کنیم! پرسیدند : چرا؟! گفت: زیرا معاویه بود که نظام حکومت اسلامی را از مردمسالاری به نظام استبدادی[سلطنت موروثی] دگرگون ساخت. اگر چنین نشده بود، اکنون اسلام سراسر جهان را فراگرفته و مردم آلمان و دیگر اروپائیان عرب مسلمان بودیم[۵]“!

حالا این سخن، شیرین تر جلوه می کند که: “عید غدیر، عید دخالت مردم در امر حکومت است[۶]“.

محسن قنبریان ۱۴۰۱/۴/۲۶

[۱] ابن ابی الحدید تعدادی از اشعاری که به وصایت حضرت امیر(ع) اشاره دارد را اورده است

[۲] خطبه۲ نهج البلاغه: فیهم الوصایه و الوراثه

[۳] چرا امام حسین(ع) ولایتعهدی را بدعت اما امام رضا(ع) آنرا پذیرفت را شهید مطهری پاسخ می دهد.

[۴] حکمت۲۲ نهج البلاغه

[۵] تفسیرالمنار ج۱۱ص۲۶۰

[۶] رهبر انقلاب  ۷۵/۲/۱۸

غدیر یک سبک است نه صرفاً واقعه!

 

  1. جعل ولایتِ غدیر، “ولایت باطنی و تکوینی” نبود همین “ولایت ظاهری سیاسی-اجتماعی” بود. اولی جعل ندارد؛ نه غدیر دارد نه سقیفه! دومی است که طرح با مردم و هم غصب از ولیّ دارد. پس غدیر سیاسی را صرفا به مناقب عرفانی خوانی تقلیل ندهیم!
  2. “غدیر”، تکرار “عقبه” است. پیامبریِ محمد(ص) از خدا بود، اما مردم مدینه دو عقبه با او بیعت آزادانه کردند تا پیامبر(ص)، حاکم آنها شد؛ هرگز به زور بر آنها حاکم نشد.
    “از این حیث” غدیر یکبار دیگر در ۱۸ ذی حجه ۳۵ هجری تکرار شد وقتی “عامه مردم” به علی(ع) برگشتند و اقلا بعنوان “حاکم عادل” با او بیعت آزادانه کردند!
  3. “سقیفه”، بازتولید “دارالندوهِ” مکه است. تصمیم گرفتن بزرگان قریش برای عموم مردم؛ واسطه شدن کانون های خاص بین عموم مردم و پدیده حاکم!
  4. چه بسا عالم و شاعر و مداحِ علی باوری که غدیر را با “عقبه” پیامبر(ص) نفهمد و نگوید! کار تمام شده ی آسمان بداند و لازم باشد به زور و “سلطه” بر زمین استقرار یابد!
    و ای بسا متفکر و نویسنده ای سنّی که از سبک حاکمیتِ غدیر بگوید! تصریح بکند یا نکند، “ولایت” را متمایز از “سلطه”؛ و حکومت را حتی وقتی “جعل الهی” دارد، نیازمند “پذیرش مردمی” بداند!

شیعه و سنّی رهزنی نکند؛ غدیر، پیام سیاسی خدا برای انسان در همه زمانها و همه مکان هاست!

مطلب مرتبط: سلسله درس‌های نهج‌البلاغه

* دراینباره گفته و این روزها بیشتر می گویم!

محسن قنبریان ۲۴ تیر۱۴۰۱

مراقبه غدیریه!

شعرسپید علیرضا قزوه را با عنوان: “آن کفش های وصله دار” با صدای گرم حجت الاسلام دیانی بشنوید!

 

– خلیفه نیستی، سلطان هم! فقط امام اول مظلومانی!

– و جای پنج سال می شد که پنجاه سال حاکم باشی!

– می شد حسین و حسن را باخود همراه کرد

یکی مشاور اعظم و یکی وزیر خزانه داری کل!

– حتی عقیل را می شد سه چهار سالی

با حقوق ارزی آن روز به اندلس فرستاد!

– می شد محمد حنفیه سفیر سازمان ملل باشد!

مانند این پس خاله ها که هنوز و تا همیشه سفیرند!

– می شد بعد خود فکر پادشاهی فرزندان بود!

مثل همین ملک حسین و ملک حسن

مثل همین حیدر علی اف و اف بر این دنیا…

– می شد انبان خویش را پر کرد از شیر مرغ و جان آدمیزاد

از وعده و وعید و افطاری داد با بیت المال!

– در برج های دوبی سهمی داشت!

در بازار بورس دستی!

– برای بردن نان فرصت نیست!

این را به سازمان غله و نان بسپار!

پ.ن:

  1. کنار ریسه و شربت و اطعام، از سبک غدیری حکومت هم مذاکره کنیم!
  2. .در این ایام مبارک برای شفای بیماران بخصوص حاج آقا دیانی عزیز هم دعا کنیم!

این شعر زیبای سعید پاشا زاده با صدای علی اکبر قلیچ حاوی گوهرهای مهمی از مکتب علوی است:
در دین علی پینه فقط روی جبین نیست!
در مُلک سلیمانی خود کارگری کرد!

اگر دست کارگر مثل سجدگاه مومن بوسیدنی شود و اگر حکّام اقلا به قدر مزد کارگری، از مُلک بردارند، به مکتب غدیر نزدیک تر می شویم!

 

من مَاتَ وَ تَرَکَ دَینَاً فَعَلَینَا دَینُهُ وَ اِلَینَا عِیَالُهُ وَ مَن مَاتَ وَ تَرَکَ مالاً فَلِوَرَثَتِهِ وَ مَن مَاتَ وَ لَیسَ لَهُ مَوَالِی فَمَالُهُ مِنَ الاَنفَال

امام صادق(ع)

وسائل الشیعه ج۲۶ص۲۴۸

کسی که بمیرد و بدهکار باشد بدهی او بر عهده ما(ولایت) است، و کسی که بمیرد و مالی بر جای گذاشته باشد برای وارث اوست، و کسی که بمیرد و هیچ ولائی[مانند ولاء عتق و ولاء جریره] نداشته باشد، مال او از انفال است.

 

پ.ن:

·         تناسب عادلانه ای در شریعت است که: “مال بدون وارث، دست ولیّ امر و متقابلاً کسی که هیچ راه تامینی ندارد هم خرجش با اوست”

·         تفصیل این مطلب در شرع و قانون اساسی ج.ا را در یادداشتهای زیر بخوانید:

روی دیگر ولایت۱

روی دیگر ولایت۲

خسارت کسبه و نهادهای مالی زیر نظر رهبری

 

محسن قنبریان

رعیت و ولیّ امر در فرهنگ غدیر:

«حکومت در نهج­البلاغه هیچ نشانه­ای و اشاره­ای از سلطه­گری ندارد. هیچ بهانه­ای برای امتیازطلبی ندارد. از آن طرف مردم در تعبیر نهج‌البلاغه رعیت‌اند. رعیت یعنی آن کسانی، آن جمعی که رعایت آنان و مراقبت آنان و حفاظت و حراست آنان بر دوش ولیّ امر است.

البته مراقبت و حفاظت یک وقت نسبت به یک موجود بی جان است این یک مفهوم پیدا می‌کند.

یک وقت مربوط به حیوانات است، این یک معنا پیدا می‌کند.

اما حراست و حفاظت یک وقت مربوط به انسان‌هاست. یعنی انسان را با همه ابعاد شخصیتش با آزادی‌خواهی با افزایش‌طلبی معنوی‌اش با امکان تعالی و اوج روحی‌اش با آرمان‌ها و اهداف والا و شریفش؛ اینها را به عنوان یک مجموعه در نظر بگیرید؛ این باید با همه این مجموعه مورد رعایت قرار بگیرد این همان چیزی است که در فرهنگ آل محمد در طول زمان مورد ملاحظه بوده؛ کمیت اسدی (درباره‌شان) می‌گوید: سیاستمدارانی که مراعات انسان‌ها را مانند مراعات حیوانات در نظر نمی‌گیرند.

یعنی انسان با انسانیتش باید مراعات شود .این مفهوم رعیت و تعبیری از مردم در نهج‌البلاغه است»

( بیانات حضرت آیت الله خامنه‌ای در اولین کنگره بین المللی نهج‌البلاغه ۶۰/۲/۲۹با عنوان «حکومت در نهج البلاغه»)

پ.ن:

ایشان در آن بیانات رعیت در «عرف نهج‌البلاغه» را از رعیت در «عرف سلطانی» اینچنین متمایز می‌کند. رعیت یعنی کسی که باید رعایتش کرد. اما رعایت انسان با آزادی‌خواهی و عدالت‌خواهی و معنویت‌خواهی اوست. رعایت اینچنینیِ انسان‌ها بر دوش ولیّ امر و حکومت اسلامی است.

از اینرو همه راهبردهای سیاسی، اقتصادی، امنیتی حکومت باید با چنین رعایتی باشد؛ تا رعیت، از فرهنگ نهج‌البلاغه و نرخ امیر غدیر تنزل نکند. (دقت شود)

در روایت مفصلی که در کتاب خصال به نقل از حضرت صادق علیه السلام ذکر شده، ایشان پس از آنکه بر «لزوم توجه به ظرفیت مردم» تاکید می‌کنند، می‌گویند: «حکومت بنی امیه دارای سه خصوصیت بود: شمشیر، بی تدبیری و ظلم! اما شیوه حکومت ما اهل بیت، بر مدارا، دلجویی، وقار، تقیه، خوش اخلاقی، ورع و کوشش است. پس مردم را به این دینی که دارید، ترغیب کنید.

الخصال، ج‏۲، ص۳۵۵

حقیقتی بر گونه اساطیر

مصاحبه روزنامه جام جم با حجت الاسلام قنبریان

مثال مدرسه علمیه بازسازی شده توسط رئیس جمهور با احداث استخر وجکوزی هم در مصاحبه بود که جام جم صلاح ندیده چاپ کند!

دریافت فایل PDF مصاحبه روزنامه جام جام با حجت الاسلام قنبریان
نشانی این مصاحبه در تارنما روزنامه جام جم

در آستانه عید غدیر سراغ کسی رفتیم که حرف های جذابی درباره ولایت می زند

این روزها ویدئوی حرف هایش در یکی از برنامه های تلویزیونی دارد در فضای مجازی دست به دست می چرخد. روحانی خوش لباسی که خیلی صریح و بدون تپق دارد از حکومت داری حضرت امیر(ع) صحبت می کند و در ضمن حر ف هایش، انتقادات صریحی هم به بعضی مسوولان کشور می کند. نوع مصادیق و اشاراتی که در بحث دارد مشخص می کند که با نهج البلاغه و سیره حضرت امیر(ع) آشنایی زیادی دارد. همین هم باعث شد که در روز عید غدیر سراغ کسی برویم که کدها و اشاراتش به حضرت علی(ع) به دل خیلی ها نشسته است. حجت الاسلام محسن قنبریان، طلبه ساکن قم به راحتی و بدون هیچ تشریفاتی پاسخگویمان بود و حرف هایش مثل همان برنامه تلویزیونی به دل نشست.

برای غدیر چه باید کرد؟

عرش اخوت-عرش ولایت

آیت الله شاه آبادی -استاد امام عزیز- در کتاب گرانسنگ شذرات المعارف، تشکیل اُخوت مومنان را شرط استقرار ولایت غدیر می‏‌خواند!

“توسعه اجتماعات مذهبی برای ارتباط و دوستی با یکدیگر” را خیط[بند تسبیح] اُخوت می‏‌نامد. اُخوت را هم “به حسب حقیقت الفت قلوب و ارتباط دل‏‌های مومنین با یکدیگر” معنا می‏‌کند.

از آیه شریفه‌‏ی “واعتصموا بحبل الله جمیعا و لاتفرقوا…” استفاده می‏‌کند که حبل الله(قرآن و عترت) از “عرش رحمان” آویخته شده بر “عرش اُخوت”؛ و تا جامعه اُخوت مومنان تشکیل نشود، ایندو مستقر نمی‌‏شود!

“لذا پیغمبر اکرم(ص) در صدر اسلام با ارتباط کثیری به مقام مقدسش به ایمان و اسلام، ممکن نشد که از وجود آنها استفاده بفرماید برای بسط و مقصد اسلام مگر به احداث خیط عرضی اُخوت [خیط طولی، همان قرآن و عترت است] که آن کثرت را به وحدت آورد… از اینجا معلوم شد که اُخوت از احکام سیاست الهیه است برای اجرای مقاصد اسلامیه”.
(حتما دوستان محقّق و موثر ، شذره اول تا سوّم این کتاب را بخوانند).

نتایج مهم:

  1. خود این اُخوت به یُمن و برکت دوستی اهل‏‌بیت بین مومنان ایجاد می‏‌شود. ذیل آیه “فاصبحتم بنعمته اخوانا” (با نعمت خداوند با هم برادر شدید)؛ روایات می‏‌فرمایند: بوسیله ما و محبّت ما با هم برادر شدید (ر.ک: تفسیر نورالثقلین ج۱ص۳۷٨).
    پس دوست داشتن بیشتر اهل‌‏بیت از خود و خویشان، موجب می‌‏شود دوستان آن‏ها را دوست بداریم ولو خویش ما نباشند و گاه علیه منافع ما باشند. این پیوند قلبی و اُخوت ایمانی، بستره می‏‌شود برای تحقّق و استقرار ولایت و حکومت ائمه اطهار که بسی بیشتر از محبت و مودّت آنهاست. (دقت کنید)
  2. احادیث بسیار اُخوت و سفارش به رعایت حقوق آنرا از مهمّ‏ترین احکام سیاسی اسلام و در راستای تحقق دولت اهل‌‏بیت ببینیم نه جزئی و شخصی.
    نخبگان مردم و مسئولین تشکل‏‌های دینی، اگر این مهمّ را رعایت کنند واحدهای پراکنده به هم می‏پیوندند و کثرت به وحدت می‏‌رسد و دست ولیّ مشروع جامعه برای پیشبرد مقاصد اسلامی باز می‏‌شود.
  3. از مستحبات عید غدیر عقد اُخوت است. با این رویکرد جدید به عقد اُخوت نگاه کنید. فعالان مذهبی و فرهنگی یک شهر که همه ولایت اهل‌بیت و جانشینان آن‏ها را پذیرفته و از دشمنان خدا و اهل‌‏بیت در زمانشان برائت دارند؛ با هم عقد اُخوت ببندند و در اصول حرکت با هم اختلاف نکنند. بزرگترین مستحب غدیر این اُخوت و فریضه غدیر عدم تفرقه است؛ غنیمت شمارید.
  4. عامل همه پیروزی‏‌ها در صدر اسلام تا کنون این بوده و عامل شکست‏‌ها، غربت‏‌ها و غیبت‏‌های اولیاء خدا هم عدم تشکیل اُخوت بین مومنان بوده و هست.
    آخرین ولیّ غیبت گزیده خدا(روحی فداه) هم به بزرگ شیعیان- شیخ مفید- پیام داد: “اگر مومنان اجتماع قلوب با هم کنند بر وفای به عهد ما” خواهد آمد (الاحتجاج ج۲ص۴۹٨).
    امام عزیز ما این حقیقت را شهود کرده فرمود: ” ما حسّ کردیم این مطلب را؛ ذوق کردیم این مطلب را که این جماعت ایران که با هم شدند، خدا پشتیبان آن‏ها بود و الان هم هست. کاری نکنید که عنایت خدا -خدای نخواسته- کم بشود. کاری نکنید که برای ولی عصر(ع) ایجاد نگرانی بکنید، تفرقه نداشته باشید با هم”.
    تفرقه=ایجاد نگرانی برای ولی عصر(روحی فداه).
    مباحثه و اختلاف در روش و عمل، به زدن و ساقط کردن هم نیانجامد.
  5. برای عدم تفرقه، فرماندهان جنگ نرم و فعّالان مذهبی ،غیر از “از جلو نظام” -که دیدن ولایت و هماهنگی با فرمان اوست- فرمانِ “از بغل نظام” هم دارند!
    یعنی هر تشکّل و گروه باید گروه بغل دستی‏‌اش در جامعه اُخوت ایمانی را ببیند وارد حریم او و کشمکش با او نشود گاه حتی با بودن او لازم است دیگر تو نیایی و همو را کمک کنی.
    چنانچه اهل‏‌بیت به فقهاء -البته کامل و با تقوا- آموزش دادند اگر یکی حکم یا حکومتی کرد دیگران -مادام که او شرایط ولایت را دارد- در حکم با او تزاحم نکنند؛ حتی اگر فتوایشان غیر او باشد. چه خوشبخت می‏‌شویم اگر افسران جنگ نرم هم این را درباره برادر خود در تشکّل و کانون دیگر رعایت کنند.

اگراین یادداشت را نیاز برجا مانده غدیر دیدید به فعّالان مذهبی و فرهنگی غدیری عیدی‌‏اش دهید!

محسن قنبریان
۹۸/۵/۲۸

برای غدیر چه باید کرد؟!

مسئولین تشکل های مذهبی و انقلابی به این سؤال فکر کنند و جواب دهند:

بهترین کاری که در رابطه با ولایت و ایام غدیر -بعنوان مسئول یک تشکّل- میتوانند کنند چیست؟!

تشکّل شان چه می کند؟ منظور نیست! برنامه چه و سفره چه وابتکار چه! همه خوب و بجا؛ شما -شخصا- بعنوان مسئول یک تشکّل اسلامی-انقلابی چه بدهکاری به غدیر داری؟!

پاسخهایتان را با ما در میان نهید، از این سؤال بسیار مهم سخن خواهیم گفت!