بایگانی برچسب: s

بصیرتِ آفلاین و آنلاین

«بصیرت» هم آفلاین و آنلاین دارد!

دفاع از اساسِ نظام، بصیرتِ آنلاین مردم بود و یادبودِ یکی از آن بصیرت‌ها، آفلاین است.

امروز، بصیرتِ آنلاین در مواجهه با اعتراضاتی به علّتِ مشکلات و گرانی‌ها؛ نقطه‌یابیِ درستِ انتقاد است؛ اگر این نقطه درست تشخیص داده نشود، انتقاد یا اعتراض می‌تواند جرقۀ فتنه‌ای شود و بهانۀ لازم برای دشمنِ متجاوزِ تازه‌ تجربه‌شده جور کند.

این موقعیت‌یابیِ انتقاد، در ملّتِ ایران تطوّراتی داشته و به‌مرور به «کمالی سیاسی» رسیده است:

نقطۀ اول: تقسیم به دو جناحِ «خادم» و «خائن»!

سیاسی‌کارانه، هر جناحی عیب‌ها و آسیب‌ها را به جناحِ دیگر نسبت می‌داد و حملِ بر خیانت می‌کرد. در ادوارِ دولت‌ها و مجالس معلوم شد سیاست‌ها و تدابیرِ جناح‌ها – به‌خصوص در اقتصاد و معیشت – با هم تفاوتِ اساسی ندارد و نتایج نزدیک به هم است. لذا طبقِ پیمایش‌ها؛ دیگر دوگانۀ اصول‌گرا-اصلاح‌طلب مسئلۀ مردم نیست و تا اردیبهشت ۱۴۰۰، فقط ۴۲٪ از مردم این تعلّقات را داشته‌اند.

نقطۀ دوّم: محاسن از رهبری است، عیوب از مسئولین!

با استمرارِ مشکلات در دولت‌های مختلف، این خطّ تبلیغی ترویجی هم شکست خورد و رهبر انقلاب هم آن را باطل اعلام کرد:

«وجودِ دوگرایشِ تبلیغاتی غلط است: یکی اینکه عده‌ای هر مشکلِ موجود در کشور را به نظام نسبت دهند که الآن وجود دارد. اگر تبعیض و فقر هست و اگر مشکل خارجی پیدا می‌کنیم، قوارهٔ نظام اسلامی و قانون اساسی را زیر سؤال می‌برند و هر مشکلِ کوچکی در هر گوشه‌ای را به مشکل نظام برمی‌گردانند! این غلط است. نقطهٔ مقابل آن که ۱۸۰درجه با این تفاوت دارد این است که عدّه‌ای نظام را – که نظام را هم در رهبری یا چیزی مثل رهبری خلاصه می‌کنند – از هر عیوب مبرّا نشان می‌دهند. هر مشکلی که هست به پای چهار پنج مسئولِ یک بخشِ نظام می‌ریزند، این هم غلط است! ما مشکلاتی داریم که این مشکلات غالباً ناشی از عمل‌کردِ مجموعهٔ خودِ ماست. باید ریشهٔ مشکلات را بشناسیم و به خودمان – همان‌طور که آقای خاتمی در صحبت اول جلسه اشاره کردند – نگاهِ نقّادانه کنیم، نقاطِ قوّت و ضعف را بیابیم و دل‌سوزانه به نقاطِ ضعف بپردازیم و آنها را برطرف کنیم. این ما را مؤفّق خواهد کرد.» [۱۳۸۲/۰۶/۰۵]

نقطهٔ سوم: تفکیک بین «نظام انقلابیِ امّت و امامت» و بینِ «تشکیلات دیوان‌سالار»

این نقطه‌یابی – که بعد از اعتراضاتِ آذر ۹۶ بود – را رهبر انقلاب، کمال سیاسی خواندند:

«ما کاملاً در جریانِ انتقادهای مردم، گِله‌های مردم، شِکوه‌های مردم هستیم؛ به ما هم می‌گویند؛ به دیگران هم می‌گویند، به ما منتقل می‌شود؛ امّا وقتی پای انقلاب و پای نظام در میان است، مردم این‌جور وارد میدان می‌شوند و حرکت می‌کنند. یک آگاهیِ انقلابی، یک #کمال_سیاسی در ملّت ایران به توفیقِ الهی به وجود آمده است که می‌توانند تفکیک کنند بینِ نظام انقلابیِ «امّت و امامت» و بین تشکیلات دیوان‌سالاری؛ [بااینکه] در یک‌جا انتقاد دارند، امّا از اصل نظامی که به‌وسیلهٔ انقلاب به وجود آمده است، با همهٔ وجود دفاع کنند. این‌که می‌گوییم انتقاد داشته باشند، نه‌فقط انتقاد از دولت یا قوّهٔ قضائیّه یا مجلس؛ نه، ممکن است کسی از شخص این حقیر هم انتقاد داشته باشد. این انتقاد هیچ منافاتی ندارد با ایستادگی پای نظام اسلامی، نظام انقلابی، نظام «امّت و امامت».» [۱۳۹۶/۱۱/۲۹]

پیمایش‌ها نیز این رویکرد را تایید می‌کند: مثلاً درحالی‌که ۴۱/۴٪ وضعیتِ معیشت را در ده‌سالِ آینده – در مقایسه با شرایط فعلی –  «تاحدّی بدتر» یا «بسیاربدتر» می‌دانند و ۲۰/۷٪ هم برای‌شان «فرقِ چندانی نخواهد کرد»؛  اما ۵۸/۲٪ به جمهوری اسلامی، «بسیار» و « تاحدّی» اعتماد دارند و ۷۴/۱٪ «مشکلاتِ کنونیِ کشور را در ساختارِ فعلیِ حکومتِ جمهوری اسلامی قابل حلّ و اصلاح» میدانند.[۱] که این تبلورِ همان آگاهیِ انقلابی و کمالِ سیاسی در آینۀ پیمایش‌هاست.

ندیدنِ انتقادات و اعتراضاتِ مردم، به اندازهٔ ندیدنِ اعتماد و حمایتِ‌شان از اساسِ نظام، بد و خطرناک است. مهم این است که با نگاهِ متوازن به این دو، سازکارِ انعقادِ انتقادات و اعتراضات در آن نقطه و موقعیت درست، طراحی و راهبری شود؛ نه اینکه فقط به انتقادات صحّه گذاشته و اذعان به «حقّ اعتراض» شود، ولی در عمل نه جوازِ «تجمّع و تشکّل» صادر شود و نه جایی غیر از خیابان مشکلات را حل کند.

محسن قنبریان | ۸ دی ۱۴۰۴

جایی بجز خیابان بگذارید!

قیمت‌های لجام‌گسیخته و مردمِ لجام‌زده؟!

[۱] پیمایشِ «مرکز تحلیل اجتماعی» (متا) – شهریور ۱۴۰۴: ٪۳۱/۸ هم وضعیت معیشت در ده‌سالِ آینده را «بسیاربهتر» و «تاحدّی بهتر» می‌دانند. نیاز به «یک ساختار دیگر» (غیر از جمهوری اسلامی)  فقط ۱۵/۸٪ بود. (مابقی: بستگی دارد، نمی‌دانم و بدونِ جواب)

سخنرانی/ “هادی” به چه؟!

همه ائمه، هادی اند(ائمه هدی) ؛ چرا لقب مشهور امام دهم نزد شیعیان، “هادی” شد؟!

چکیده سخنرانی حجت الاسلام قنبریان

شب شهادت امام هادی(ع)/۲دی۱۴۰۴

دانلود سخنرانی «”هادی” به چه؟!» | “دانلود از پیوند کمکی”

توحید اصل بود و شرک، عارض!

اول توحید بود، شرک بعدا عارض شد؛ حالا یا با شبهه یا اشتباه گرفتن برخی معارف(مثل مدبّرات امر و مقامات اولیاء).

اما دستگاه جور و طاغوت در آن دمید. شرک تئوری جامعه طبقاتی شد! تا حکومت شاهانِ نیمه خدا و نژاد الوهی(!) ، بر بندگان مشروع باشد[۱]!

 

اولیاء الهی، تنها مسیر توحید!

اولیاء الهی نه فقط از حیث پیام آوری خدا و ابلاغ احکام بلکه از حیث “وصف توحیدی از خداوند”، تنها مجرای توحیدند.

 

قرآن می فرماید: سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا یَصِفُونَ إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِینَ

یعنی خداوند منزه و مبرا از همه توصیفات است، الا وصفِ عباد مخلَص (خالص شده).

کسانی که خداوند خالصشان کرده و به کلی از غیر خداوند خالی اند. فقط خدا را می بینند و هرچیزی را با خدا می بینند. فقط توصیف اینان از خداوند درست است[۲].

آخرین مرحله وصف الهی، توصیف زبانی است. اینان اول با وجود خویش ، صفات و افعال الهی را وصف می کنند.

چون از خود و غیر خالی اند، مثل تصویر در آینه برای خدا می شوند؛ مظهر علم و قدرت، رحمت و حکمت و… او می شوند.

سایه اند، اما سایه بی نهایت. لذا عین فقر و بندگی در محضر الهی اند.

وقتی عیسی(ع) با دستش از گِل پرنده خلق و در آن می دمد و به اذن الله پرنده واقعی می شود؛ صفتِ خالق، در عینیت تجلی می کند و خالق، وصف می شود[۳].

 

نقشه دستگاه جور و گفتمان شرک!

مقابل این “اولیاءِ خدانما”، دستگاه طاغوت که تئوری خود(شرک) را در خطر می بیند دو کار می کند:

۱. مبارزه سیاسی و اجتماعی با این اولیاء برای ابقای جور و تبعیض.

۲. تحریف فکری و فرهنگی آنان برای ابقای شرک!

از جمله برنامه های آنان در قسم دوم، تاسیس یا ترویج غلو برای اولیای الهی است!

غلو، خدا خوانیِ اولیاء به جای خدانمایی آنهاست.

این گونه هم شرک می ماند، هم زمینه اتهام به اولیاء در مبارزه سیاسی با آنها فراهم می شود! (دقت کنید)

 

لذا می بینید اتهام زندانی شدن امام رضا(ع) در سرخس این میشود که او مردم را بندگان خود می داند!(روایت اباصلت)

یا در روایت ابن اورمه ، زندان بان امام هادی(ع) -بنام سعید حاجب- به او می گوید: می خواهی خدایت را نشانت دهم؟!

ابن اورمه: سبحان الله خدا که با چشم قابل دیدن نیست؟!

سعید حاجب: همو که امامش می خوانید!

یعنی دستگاه طاغوتی، امام را به خدا ترجمه کرده بود تا بتواند امام هادی(ع) را در حجره ای کنار یک قبر کَنده شده حبس کند!

این ترجمه با سوار شدن بر کار غُلات انجام می شود همانها که گاه از سر محبت، مبالغه کرده و گاه بازی می خورند یا دنیا طلبی بدان سو سوقشان می دهد.

 

دوره اوج غُلات!

دوره امام هادی(ع) یکی از ادوار اوج غُلات است.

ابن حسکه قمی، شاگردش ابن بابای قمی، فارس بن حاتم(که دوره ای وکیل حضرت هم بوده)، قاسم بن یقطینی،نُصیری و…

از غلات این دوره اند. همه امام هادی(ع) را خدا و خود را نبیّ او می خوانند!

در شرایط عدم دسترسی به امام با حصر خانگی ، اینان اول خود را  “بابِ” امام معرفی می کنند و بعد غلو بالا می گیرد ؛ امام ، خدا و اینان نبیّ می شوند!

 

کار بدان جا می کشد که از زنان هم ادعای عجیب شنیده شود. “زینب کذّابه” خود را زینب کبری(س) خواند! متوکل برایش معرکه گرفت تا امام هادی(ع) فتنه را خواباند. فرمود اگر راست می گویی در قفس حیوانات درنده برو! چون فرزند فاطمه(س) را نمی خورند.

خود رفت و شیران گرسنه سر بر آستانش ساییدند تا زینب، اعتراف به دروغ کرد.

شاهکار امام هادی(ع)

امام هادی(ع) مقابل آن نقشه دستگاه جور و بازتولید تئوری شرک و بستن راه توحید با غلو چه کرد؟!

۱) موضع گیری قاطع علیه همه غُلات:

دستور صریح به بیزاری جستن شیعیان از غلات و لعن علنی آنها. حتی دستور قتل آنها که برخی مثل فارس را یکی از شیعیان کشت!

 

۲) هدایت به اولیاء خدانما نه خدایگان:

زیارت جامعه کبیره، انشاء ایشان است. هم در جامع بودنِ زیارت، برای همه ائمه بی نظیر است؛ هم در اوج معانی. این زیارت با شهادت به توحید و نبوت خاتم، خدایی و نبوت را از ائمه دور اما مظهریت الهی و خدانمایی آنها را بانگ می زند؛ تا تنها راه توحید (که بیان شد) را تجدید کند. (تامل کنید)

 

۳. گستره عینی این نگاه توحیدی به امامت:

امام هادی(ع) نه فقط با بستن راه شرک غالیان و تاسیس زیارت جامعه، تنها راه توحید را نشان داد، بلکه خود بعنوان امامِ حاضر، نمود آن شد.

کرامات بسیار او موجب شد عمل نذر نه مختص ما شیعیان که حتی به درون دربار و در جامعه مسیحیان معاصر امام راه یابد!

مادر متوکل برای شفای متوکل ۱۰۰۰۰ دینار نذر امام هادی(ع) کرد !

یک نصرانی احضار شده توسط دربار نیز ۱۰۰دینار نذر ایشان کرد و با کرامت ایشان راه خانه و پرداخت آن را یافت !

پس نذر و توسل را عملا گسترش داد و حتی دامنه اش را فراتر از شیعیان کشاند.

این مناسک توحیدی در کنار آن مبارزه با شرک غُلات و زیارت جامعه کبیره، هادی امت می شد به تنها مسیر توحید.

 

[۱] ر.ک: طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن . آیت الله خامنه ای

[۲] ر.ک: المیزان علامه طباطبایی ذیل این آیات

[۳] ر.ک: علی(ع) مظهر اسماء حسنای الهی

آیا هشدار نسبت به «شکاف طبقاتی»، ضدیت با نظام است؟

یادداشت مخاطبان

اخیراً در نقدی صوتی ادعا شد که یادداشتِ «قیمت‌های لجام‌گسیخته و مردم لجام‌زده؟!»، خطرناک و دارای محتوایی ضدّ نظام است. همچنین گفته شد که این یادداشت، زیر پای سیستم را می‌زند و با طرح این گزاره که مقاومت سودی ندارد، مردم را دلسرد می‌کند. اما بازخوانی دقیقِ عبارات نشان می‌دهد که این یادداشت، نه‌تنها علیه ساختار نیست، بلکه تلاشی دلسوزانه برای تبیینِ چراییِ صبرِ مردم و هشداری برای حفظ سرمایه اجتماعی است.

۱. در نقد صوتی گفته شد که عبارت «در شطرنجی قرارشان داده‌اید که مقاومت… فضیحت بیشتر برایشان بار کند» باعث تنفر مردم از اصل مقاومت می‌شود و القا می‌کند که سود ایستادگی فقط به جیب میلیاردرها می‌رود.

نویسنده در متن اصلی، این گزاره را در کنار یک آمار تکان‌دهنده قرار داده است: در شرایطی که «رشد قیمت‌ها ۲۲ برابر شده»، ثروت میلیاردرهای ایرانی در اوج تحریم‌ها «۲۱.۶٪» رشد کرده که ۳ برابر متوسط جهانی است. اعتراض یادداشت، به اصلِ مقاومت نیست؛ بلکه به «نحوه توزیع هزینه‌ها» است. سوال این‌است‌که چرا باید بارِ تحریم تنها بر دوش مستضعفین باشد، اما قشر خاصی (چه در تحریم و چه با انتفاعِ برجام) ثروتمندتر شوند؟. این هشدار برای آن‌است‌که عدالت برقرار شود تا مردم احساس نکنند فداکاری آن‌ها نردبان ثروت‌اندوزی عده‌ای خاص شده است.

۲. منتقد با اشاره به این جمله که «شما مردم را در موقعیتی قرار داده‌اید که اگر راست بگویند خود را مفتضح می‌کنند»، ادعا کرد که نویسنده، نظام را متهم کرده که برای مردم، دام پهن کرده است.

اگر به جملات قبل و بعدِ این عبارت دقت شود، نویسنده تصریح می‌کند که تفاوت امروز با دوران طاغوت این است که مسئولان فعلی «حاصل رأی خود مردم‌اند». مفهوم «مفتضح شدن» در اینجا برگرفته از روایت «مؤمن مُلجَم» (لجام زده) است. یعنی مردم چون نظام را «از خود» و «انتخاب خود» می‌دانند، حاضر نیستند با اعتراضات ساختارشکنانه، «نظامِ خود» را رسوا کنند و باعث شادی دشمن شوند. این تفسیر، اوجِ غیرت دینی و تعلق خاطر مردم به نظام را نشان می‌دهد، نه اینکه نظام آن‌ها را در تله انداخته باشد.

۳. در فایل صوتی ادعا شد که برآیندِ این یادداشت آن است که راهی جز براندازی باقی نمانده و متن به‌سمت عبور از سیستم سوق می‌دهد.

این ادعا با صریح‌ترین بخش یادداشت در تضاد است. در متن با استناد به پیمایش‌های اجتماعی ذکر شده است: «هنوز بیش از ۷۰٪ آن‌ها [مردم] حل و فصل مشکلات کشور را درون ساختار فعلی حکومت جمهوری اسلامی ممکن می‌دانند و چاره را براندازی آن نمی‌دانند». نویسنده این آمار را سندی بر «نجابت» مردم دانسته و مسئولان را دعوت کرده تا به پشتوانه این صبر، به «مبارزه اساسی با فساد و تبعیض» بپردازند. بنابراین، راهکارِ ارائه‌شده، اصلاحاتِ انقلابی در درون ساختار است، نه نفیِ آن.

والسلام علی من اتبع الهدی

حسنی کاتب (با دستیاری پژوهشیِ هوش مصنوعی☺️)

 ادمین:

 از انتشار پیامها یا دفاعیه های دیگر معذوریم😓

قضاوت درباره نقدهای دیگر را هم به هوش طبیعی و مصنوعی مخاطبان فهیم وامیگذاریم😊

مردم نجیب ایران

رهبر انقلاب اسلامی: “خوشبختانه ما با همه ی سختی ها و تنگدستی ها و مشکلاتی که وجود دارد، نقاط مثبت فراوانی در کشور داریم و انسان آمادگی های زیادی را در کشور مشاهده می کند، برای حرکت در جهت انقلاب، حرکت در جهت اسلام”.

امام صادق(ع): “غَلاءُ السِّعرِ یُسِیءُ الخُلُقَ، و یُذهِبُ الأمانَهَ، و یُضجِرُ المَرءَ المُسلمَ : گرانى نرخ، اخلاق را بد مى کند، امانتدارى را از بین مى برد و انسان مسلمان را دلتنگ و بى قرار مى سازد”.

یعنی بین گرانی و تنگدستی با نقاط مثبت جامعه مسلمان (اخلاق، امانت، انگیزه های ایمانیِ حرکت و…) نزاع و رابطه معکوس است!

  1. درود بر ملت ایران که در این سالهای طولانی مشکلات و سختی ها با وجود رشد۲۲ برابریِ گرانی در ۱۴سال اخیر *، هنوز نقاط مثبت فراوان و آمادگی های زیاد برای حرکت در جهت اسلام و انقلاب دارند!
    واقعا از مردم مدینه رسول الله(ص) و کوفه امیرالمومنین(ع) بهترند.
  2. دو راه اصلی نگهداری آمادگی ها (مقابلِ: یُضجِرُ[۱] المَرءَ المُسلم) :
    الف) تقویت آنها با همین زنده نگهداریِ یاد شهداء و انگیزه های الهی آنان (که مقام بیانش همین ۱۲دقیقه بود)
    ب) مبارزه واقعی با فقر، مقابله عملی با گرانی و تدبیر عینی برای مشکلات و سختی های زندگی مردم.
    (مقام بیانش با هیات دولت بود که ۳ماه پیش، آنرا “مهمترین مساله” خواندند)

آرمان معیشت

محسن قنبریان

[۱] “ضجر” در لغت حاوی معنای ملالت و بی انگیزگی است که آدم را به ستوه می آورد.

قدرت نرم جامعه ایمانی

تهمت تحجر به مومنین مطالبه گر!

چرا برخی مومنین و بچه های انقلاب تندند؟! /جواب از امام صادق(ع)!

سه توصیه مهم در اینباره…

مثل ربانیّ امت باشیم!

 

سرمایه اجتماعی و قدرت نرم برای برخورد قضایی از کجاست؟!

 

حجت الاسلام و المسلمین قنبریان

برنامه سحرنشینی/ شبکه دو/ رمضان۱۴۰۴ / باز نشر

 

عذر خواه برخی غلط های املایی زیرنویس ها هستیم

متن روایت امام صادق (ع) از علل الشرایع/ جلد۲ / باب۳۴۶

۱۵/ درس‌های نهج‌البلاغه

درس‌های نهج‌البلاغه | شرح خطبه ۲۱۶

جلسهٔ پانزدهم (۸۴) | ۷ آذر ۱۴۰۴

محسن قنبریان | هیئت راه فاطمه | قم

دانلود سخنرانی «۱۵/ درس‌های نهج‌البلاغه» | “دانلود از پیوند کمکی”

حقّ «تشکّل» و «تجمّع» برای إصلاحِ امور

بر اساسِ آموزه‌های نهج‌البلاغه و سیرهٔ علوی، «حُسن تعاون» تنها یک توصیهٔ اخلاقیِ فردی نیست، بلکه یک دستورِ راهبردی برای «استقامت بر حقوق اساسی» است که ملازمش؛ به‌رسمیت‌شناختنِ «تشکّل‌یابی» (اصل ۲۶) و «تجمّعات/مظاهرات» (اصل ۲۷) را به‌عنوانِ ابزارهای تحقِق این استقامت، ایجاب می‌کند. حاکمیت نمی‌تواند مردم را به استقامت فراخواند اما ابزارهای جمعیِ تحقّق آن را سلب نماید.

  1. تبیین جایگاه «حُسن تعاون» در حقوق متقابل
    شمولیتِ نیاز به تعاون
    أبعاد دوگانهٔ تعاون
  2. استدلال بر «ضرورت تشکّل‌یابی» (مبانی اصل ۲۶ قانون اساسی)
    ملازمهٔ عقلانی بین «دستور به استقامت» و «ابزار آن»
    «تشکّل» به‌مثابهٔ مصداقِ «حُسن تعاون»
    خطرِ «سلطه»، در فقدانِ «تعاون»
  3. تبیین مشروعیتِ «مظاهره» و تجمّعات (مبانی اصل ۲۷ قانون اساسی)
    معنای لغوی و اصطلاحی
    تفکیکِ أحکامِ «مظاهره»
    کارکردِ مظاهره
  4. شواهد روایی و سیرهٔ امیرالمؤمنین (ع)
    ماجرای مواجه با تجمّع أهل ذمّه
    پیمان «حِلفُ الفُضول»

ادامه خواندن ۱۵/ درس‌های نهج‌البلاغه

۱۴/ درس‌های نهج‌البلاغه

درس‌های نهج‌البلاغه | شرح خطبه ۲۱۶

جلسه چهاردهم (۸۳) | ۲۳ آبان ۱۴۰۴

حجت الاسلام محسن قنبریان | هیئت راه فاطمه | قم

دانلود سخنرانی «۱۴/ درس‌های نهج‌البلاغه» | “دانلود از پیوند کمکی”

 

گذار از «توصیف» پیامدهای شومِ عدم رعایت «حقوق متقابل حکومت و مردم»، به «تجویز» راهکار: تناصح و تعاون

 

امیرالمؤمنین پس از هشدار نسبت به شکسته‌شدنِ حقوق متقابل می‌فرماید: بر شماست که در باب این حقوق، خیرخواهی (تناصح) و همکاریِ نیکو (تعاون) داشته باشید:

«فَعَلَیْکُمْ بِالتَّنَاصُحِ فِی ذَلِکَ وَ حُسْنِ التَّعَاوُنِ عَلَیْهِ»

  1. راهکار «تناصح»
    سه‌ضلعِ تناصح:
    آداب نقد حاکمان
  2. راهکار «تعاون» (تشکیلات و دین‌داری)
    تعاون به‌مثابهٔ دیانت و امانت
    ضرورتِ تشکّل و سازمان‌دهی
  3. مبانی توحیدیِ حقوق و نقد الگوی ذی‌نفعان
    حرمتِ مسلمان و پیوند آن با توحید
    نقد حکمرانیِ مبتنی بر تعادل ذی‌نفعان
    اخلاص در برابر پروژه‌محوری

ادامه خواندن ۱۴/ درس‌های نهج‌البلاغه

ماراتن یا شطرنج؟ از کیش تا مات!

آزادی اجتماعی (مقابل آزادی درونی= آزادگی) سه حوزه اصلی دارد: سیاسی، اخلاقی، اقتصادی:

آزادی سیاسی از فکر و بیان و حق تعیین سرنوشت و تامین حقوق اساسی تا مردم سالاری است. منطقاً متعلق به همه (=عامه، جمهور) است؛ اگر طبقاتی نشده و از عامه سلب نشود.

آزادی اقتصادی، اصالت و تحرک سرمایه، رقابت و بازاری سازیِ همه چیز تا پیدایش انحصارِ پسا رقابت است. بدون “عدالت پیش از تولید”، این آزادی عملاً برای اهالی ثروت خواهد بود؛ نه فروشندگان کار و مصرف کنندگان صرف.

آزادی اخلاقی هم رها سازی امیال فُرودینِ انسانی است. همه کسانی که اشتهاء و جهازش را دارد نامزد مشارکت اند! لکن با طبقاتی شدن سیاست و اقتصاد این هم طبقاتی می شود. آنها در باغ ویلا و پارتنرهای …، بازندگان در حاشیه خیابان و مصرف وی اُ دی ها و “وصف العیش نصف العیش”…

وقتی می گویند: “سرمایه داری، لیبرالیسم را بلعید”؛ منظور این است که آزادی اقتصادی (عملاً برای طبقه صاحب سرمایه) ، آزادی های سیاسی (در یک نظام مردم سالار، متعلق به همه) را تصاحب کرده است؛ یعنی ثروت، قدرت تولید کرده و کانون های ثروت، مجاری قدرت را تصاحب کرده اند.

این وسط، آزادی اخلاقی، وجه المصالحه ی طبقه برنده با خیل بازندگان می شود.

چه استبداد سیاسی (که آزادی سیاسی را می گیرد) چه استئثار اقتصادی (حاصل از آزادی سرمایه و پیدایش انحصارات پسا بازار)، عامه و جمهور را در اخلاق رها می گذارند تا سوپاپ اطمینان زیست خود در جامعه و بین جمهور را فراهم کنند.

در شطرنج قدرت و ثروت، واقعا ماراتنی سیاسی یا اقتصادی برای عامه نمی ماند! یا قدرت، ثروت را هم مال خود می کند یا ثروت، قدرت می سازد و مجاریش را تصاحب می کند.

 آری هر دو به جمهور، آزادی اخلاقی (بی بند و باری) می دهند تا وارد بازیِ بزرگان نشوند و به جای شطرنج، ماراتن های خانوادگی شرکت کنند؛ خواستند روسری هم بردارند!

اسپانسر برگزاری این ماراتن ها را کانون ثروت تامین می کند و مجوزش را قدرت می دهد!

اوایل برای ماراتن های آزادی اخلاقی (وجه المصالحه با جمهور)، رشوه می دادند؛ مثل انتخابات های دهه ۷۰ و۸۰ ؛ که تجمعات مختلط و رقص و پایکوبی دختران کم حجاب را بنام مردم سالاری (آزادی سیاسی) فقط در ایام انتخابات مجوّز می دادند!

بعد که تمتعات اقتصادی و جلوات آزادی اخلاقیِ مقتضیِ آن، نیم طبقه ای ساخت، از رشوه به رهن در آمدند.

 “معیشت مردم”، گرو (رهن) برداشته شد تا “بده برهِ برجام” با “کاسبان تحریم”، قمار کند!

چالش آزادی کنسرت در دهه۹۰ ، پوشش بود برای ندیدن جنگ فقر و غنای داخلی و خارجی!

عجیب بود؛ چه تحریم، چه برجام هردو فقط حال یک طبقه را خوب کرد: کسانی که از تحریم تکسّب می کردند و دهکی که اجرای موقت برجام وضعش را بهتر می کرد!

جمهور اما “کیش” شد! تحریم و برجام هر دو ضرر او بود!

اخیراً از رهن به گروگان گیری رسیده اند!

“امنیت و انسجام اجتماعی” در شرایط جنگ وجودی با اسراییل، گروگانِ فوق العاده ای است؛ تا کیش را به “مات” برسانند و راهِ جمهور را کامل سدّ کنند.

آن حرکتِ آخر، آخرین حرکتِ مجموع شطرنج بازیِ قبل است: ارزشها نباید امکان امر عمومی (= سیاسی) شدن بیابد!

این چاره اصالت فردِ لیبرالیسم در تمام دنیا بوده که: وجه مشترک آدم ها را امور دارای نفع مادی (معاش و مسائل روزمره) قرار دهد و تنظیم آن را هم به دست نامرئی بازار بسپارد، لکن امور معنوی را شخصی و باطنی کرده و اجازه امر عمومی شدن را از آن بگیرد.

از همین جا تکثرها در باور و ارزشها را رسمیت داده است: حرمها برای شما، ساحل و کیش برای آنها!

امر عمومی فقط منفعت هایی است که بازار تعیین کننده اش است والسلام!

“مات شدن جمهور” دقیقاً نقطه ای است که یک مملکت مذهبی و معتقد به ارزشها وقتی برای ارزشهای مشترکش نگران شود، امنیت و انسجامش را گروگان ببیند و نگران تکرار حوادث۱۴۰۱ شود! اگر هم سکوت کند، آخرین میخ برای شخصی شدن ارزشها کوبیده و زیر ساخت لیبرالیسم اقتصادی نهادینه میشود!

(تامل کنید)

چاره اساسی ملت رشید ایران این است:

کنار زدن پوششِ کنسرت، ماراتن، ورزشگاه زنان و… از واقعیتِ جنگ فقر و غنا

توجه به اینکه شخصی سازی ارزشها، احترام به سلیقه ها نیست، نهادینه کردن لیبرالیسم اقتصادی است.

برگرداندن سیاست و آزاد و عمومی کردن آن یعنی دخالت همه مردم در مقدرات اساسی زندگی، تنها آلترناتیو و جایگزین برای ابطال وجه المصالحه های آزادی اخلاقی است.

خلق اراده عمومی (به جای صرفاً گروه های مذهبی) برای تحقق ارزشها از اینجا می گذرد.

* قلمبه گی این متن را مطالب دیگر این کانال می گیرد بخصوص :

مباحث جنگ فقر و غنا بخصوص جلسه پنجم

جزوه طبقه مرفه جدید از مجتبی نامخواه

محسن قنبریان ۱۴۰۴/۹/۱۸

سیاست زدایی از مدرسه و دانشگاه!

استقامت بر سر حقوق اساسی نه فقط موضع گیری علیه این و آن!
حتی اگر دانشجو خطا کند این معرکه نباید تعطیل شود!
در موضع گیری ها تقوا و بینش را رعایت کنیم
حجت الاسلام و المسلمین قنبریان
دانشگاه فرهنگیان/ آبان۱۴۰۴