بایگانی برچسب: s

مردمی‌سازی تشکیل کابینه و مراقبت هایش!

رئیس جمهور منتخب دستورالعملی برای انتخاب اعضای کابینه صادر کرده است که قسمتی از آن را می بینید.

 

آقای خاتمی در ۷۶ سه نفر خاص (دونفرش با سابقه اطلاعاتی) را مامور معرفی کابینه کرد!

دولتهای بعد نیز از محفل ها و لابی ها یا نظرات شخصی رئیس جمهور منتخب استفاده کردند.

 

این ابتکار جدید می تواند اتفاقی واقعی در مردمی سازی باشد؛ البته در مرحله ابتدایی معرفی کابینه، نه مردمی سازی کامل دولت!

 

مردمی سازی، شعاری تکراری و دست مالی شده  است که زیاد گفته می شود و در واقعیت کمتر انجام می شود؛ در بهترین حالت “مردمی بودن دولتمرد” جای “مردمی سازی حکمرانی” نشسته است.

خدا را چه دیدی شاید پزشکیان در تحقق مردمی سازی از مدعیان و مصرف کنندگانش پیشی گرفت!

اما باید در عمل دید چقدر این آیین نامه مردمی متولد می شود؟

باتوجه به بی رونقیِ مثل اصل۲۶ قانون اساسی و فقدان تشکل های فعال و فراگیر دانشگاهی و صنفی و… احتمال دارد باز بنام مردم همان لابی های خاص قدرت و آدم های تکراری، نماینده بفرستند و همان شود که بود!

مثلا a و f همان b شود؛ یعنی نخبه و عضو ستاد فقط از همان گرایش اصلاحات گردد!

حتی c در عمل برخی چهره های b در تشکل های نیمه جان موجود شود!

 

نباید برای چند هزار تاجر، d قرار داده و اتاق بازرگانی رسما در انتخاب کابینه هم اثر کند؛ اما برای ۱۵میلیون کارگر نماینده واقعی گرفته نشود!

” نسبت کار و سرمایه” نه فقط در وزارت کار که در وزارتهای صمت و حتی بازرگانی (که اتاق بازرگانی دوست دارد وزارتش کند) موثر است.

 

محسن قنبریان

از رئیس جمهور منتخب چه بخواهیم؟!

 دکتر عبدالکریمی -از حامیان او که روی استقلال ایران خوب ایستاده است- از او مقاومت در مقابل آمریکا خواست[۱].

 

دکتر مومنی و راغفر -از حامیان و هردو از مخالفان سیاست های تعدیل اقتصادی و گران سازی ارز و انرژی و…- از او تحقق بخشی از وعده هایش را خواستند[۲]!

 

پزشکیان از نادر نامزدهایی بود که صریحا از حق بودن(مقابل کالایی شدن) آموزش و بهداشت گفت ؛ گرچه در نظر مشاوران طرفدار سیاست بازار آزادش اینها هم استثناء از بازار آزاد نیستند!

 

مطالبه تحقق این وعده ها و هم وعده های مربوط به محرومان و مستضعفان، عاقلانه ترین و بهنگام ترین کار است؛ قبل از اینکه سیاستهای تعدیل بازتولید و ادامه یابد؛ و قبل از اینکه کابینه دولت آینده همه از اقتصاددان های بازار آزاد سرمایه داری و طرفداران تعدیل اقتصادی بسته شود.

 

چنانچه دیدیم دکتر پزشکیان، بالاجمالی است که تفصیل دهنده هایش او را تعیّن می دهند و خود از آن به: “من متخصص نیستم هرچه متخصصین گفتند”؛ تعبیر می کرد.

 

آنهایی که در سلب، افراط نکرده و الان هم مشغول جنگ بی حاصل مقصر کیست؟ نیستند؛ زودتر عامه مردم -حتی ۵۰٪ رای نداده- را دریابند!

 محسن قنبریان ۱۸تیر۱۴۰۳

ما راهی جز مقاومت نداریم!

بیژن عبدالکریمی

«من از آقای پزشکیان درخواست دارم که به مسئله مقاومت علیه آمریکا توجه داشته باشد. ما راهی دیگر جز مقاومت نداریم. یعنی اگر بخواهیم فکر کنیم که برویم با آمریکایی‌ها دست بدهیم و روبوسی کنیم در واقع کار تمامه، نه! همین که دست دراز کنیم پاشو دراز خواهد کرد و از ما انتظار داره که دراز بکشیم و تسلیم مطلق بشویم و این خب سرشت وضعیت کنونی ماست…!»

انتخابات مانع دیکتاتوری!

سنت الهی در عالم، “مشیت الهی با همت مردم” است:

إِنَّ اللّهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ

خداوند سرنوشت هیچ ملتی را تغییر نمی‌دهد

مگر اینکه آنان خود را تغییر دهند.(۱۱/رعد)

اما صناعت تغلیب و نشستن یکی(یا یک محفل) جای همه، حالت ثانویه ای برای جامعه می سازد که تغییر، از تغییر سلطان و آن یک نفر می گذرد:

الإمامُ علیٌّ علیه السلام: إذا تَغَیَّرَ السُّلطانُ تَغَیَّرَ الزمانُ :

هر گاه سلطان تغییر کند، زمانه نیز دیگرگون شود.(نامه۳۱ نهج البلاغه)

وقتی چهره های معترض و مخالف و حتی تحریمی های پس از ۸۸ می آیند و در انتخابات رقابتی دعوت به رای می کنند، رای مردم را موثر می دانند و تغییر را ممکن؛ یعنی اراده سلطانی در کار نیست؛ اراده مردم است بعلاوه تقدیر الهی.

 این دقیقا بنیادی ترین مبنای الهیاتیِ مردم سالاری دینی است؛ و رساترین اعتراف عملی به بودنش در ایران.

 همان است که رهبر انقلاب در سخنرانی مهم ۲دی۱۴۰۲ درون نظام اسلامی ایران تبیین کرد که: “آن چیزی که جلوی بُروز دیکتاتوری را در کشور می گیرد، انتخابات است” .

و رقابتی بودن و مشارکتی بودن و… را برای آن انتخابات شرط کردند.

یکبار دیگر جمهوری اسلامی و رهبرش هم بُرد؛ مخصوصا که مشارکت را هم ۱۰درصدی ترمیم کرد.

محسن قنبریان ۱۶تیر۱۴۰۳

مردم آرمان‌های انقلاب ۵۷ را می‌خواهند، اما همه را با هم.

اما جریان‌های سیاسی هر کدام به سمت بعضی از آن‌ها می‌روند.

سه طریق برای افزایش مشارکت.
حجت الاسلام والمسلمین قنبریان

نامزد عوام یا رئیس جمهور عامه؟!

دکتر پزشکیان وقتی ساده و بی پیرایه سخن می گوید، عوام می فهمند. همان حرفهای عوام در تاکسی و اتوبوس را می زند حتی بدون چتر تحلیلی عمیق:

– آمده ام تا مردم را از تنگنای تحریم برهانم/ هیچ کشوری با بستن مرزها به رونق و رشد نمی رسد/ تنش زدایی و حل مساله تحریم ها راه حل مسائل اقتصادی و توسعه ایران است.

– بهداشت و آموزش، کالا نیست و حق همه است/ مداخلات دولت باید به نفع محرومین تمام شود.

– ارجاع به امر کارشناسی وظیفه من است…

– در ایران وحدت و انسجام ایجاد و دعواها را حل کنیم …

اما آیا خیرِ رئیس جمهور شدنش مثل همین همه فهم بودن حرفش، به “همه” می رسد؟!

“عامه مردم” از برنامه های متخصصانش -که ترجیع بند حرفهای اوست- بهره می برند؛ یا تئوری های آنها برای “طبقه خاص” منفعت آور است؟!

چند مورد را می شود بررسی کرد:

  1. تعامل برجامی با دنیا

کاملا حرف درستی است که با مرز بسته نمی شود به رشد و رونق رسید؛ ولی در این ۴۵سال کی مرز بسته بوده؟! در دوره شهید رئیسی روابط خارجی بسیار هم گسترش یافته است.

 اما با همان چند کشور خاص(۱+۵) هر مطلعی می داند دعوا سر اصل مذاکره و توافق نیست؛ دعوا سر شکل مذاکره و صورت نهایی تعامل و توافق است!

آقای پزشکیان و ستادش با پرچم داری سردار برجام موافق توافق با صورت بندی برجام اند.

دو سؤال مهم در اینباره:

  1. برجام در ایام اجرایش در دولت روحانی، خیرش به کدام طبقه رسید؟ نفع عامه از آن چه بود؟
  2. خروج آمریکا از برجام (علیرغم ضمانت سابق جان کری و…) خسارتش را بر چه طبقه ای نهاد؟!

به حسب اسناد دولت آقای روحانی جواب هردو سؤال یکی است: هم اجرا و هم نقض برجام به ضرر عامه و طبقات محروم، به نفع طبقه برخوردار!

گزارش دفتر امور اقتصاد کلان سازمان برنامه و بودجه در ۲۹مهر۹۹ این است:

“در مدت اجرای برجام بیشترین نفعش به خانوارهای ثروتمند رسید و با خروج آمریکا و بازگشت تحریم ها، بیشترین فشار تحریمی اش به خانوار های فقیر برگشت[۱].”

ضریب جینی این سالها هم دقیقا همین را نشان می دهد.

محاسبه دیگری نشان می دهد اجرای برجام به نفع بورسی ها تمام شد [۲]؛ نه عامه حقوق بگیر و کارگر!

دکتر ظریف در مصاحبه اش با پرس تی وی(۳اسفند۹۹) میزان خسارت عدم اجرای برجام از سوی طرف مقابل را بیان می کند:

“آمریکا یک تریلیون دلار خسارت زده است ؛ غرامت می گیریم[۳]“!

نشریه آمریکایی فارین پالسی غیر از گزارش حرف بالای ظریف، از قول روحانی هم نقل کرد:

“خسارت، تنها در ماه سپتامبر ۱۵۰میلیارد است[۴]“!

این غرامت های سنگین که برخی نمایندگان روزانه ۱۰۰۰همت شمردند[۵]! باعث شد مجلس از اختیارات خود استفاده و قانون اقدام متناسب و متقابل در اجرای برجام را تصویب کند[۶]!

کتاب “تحریم ها نگاهی از درون میدان” نوشته ریچارد نفیو با ترجمه فارسی قابل مطالعه است[۷]؛ تا نشان دهد در برجام چگونه کالاهای اساسی مورد نیاز عامه مردم، شامل تحریم بوده اما کالاهای لوکس (حتی پورشه و…) که مصرف طبقات بالاست، مشمول اعمال تحریم های هوشمند نمی شده است!

رئیس جمهور یعنی محافظ حقوق عامه و جمهور مردم ایران بودن؛ نه ضامن خیرات و منافع طبقات بالا و خاص.

نمی شود عامیانه برای عوام سخن گفت اما تئوری های کارشناسی ای در جهت منافع ویژه خواران را دنبال کرد!

شاید ادامه یافت…

محسن قنبریان ۱۴۰۳/۴/۱۰

[۱] بیشترین نفع اجرای برجام به ثروتمندان رسید

[۲] بازده بازارها پس از برجام

[۳] ظریف: آمریکا یک تریلیون دلار خسارت زد

[۴] آیا بایدن تا پیش از اتمام دوره روحانی به برجام باز می گردد؟

[۵] برجام،روزانه ۱۰۰۰میلیارد خسارت می‌زند/اختیار مجلس برای لغو تعهدات

[۶] قانون اقدام متناسب و متقابل دولت جمهوری اسلامی ایران در اجرای برجام

[۷] هنر تحریم ها

صریح و بی پرده با برادر جلیلی

همان قدر که “سهم خواهی” در یاری رسانی حق، بد است؛ “حمایت دربسته” و صرفا به اعتماد نامزد هم بد است؛ قبلا کلاه های گشادی سرملت گذاشته و سهمی از دلزدگی ها شده؛ پس تاریخش گذشته است.

دور اول به پزشکیان علیرغم برخی خصائص خوبش رأی ندادیم چون کابینه او را غیر از خود او می دیدیم و نظر منفی به آنها موجب رأی ندادن به او شد؛ برادرانه می گویم همین را برای برخی رأی ندهنده ها به خود لحاظ کنید!

درباره خود و برخی مؤثرین ستاد، درصدی از رأی دهندگان ابهاماتی دارند. تبلیغات دور اول و پاسخ های ستادی اقناعشان نساخت و الا شاید کار را تمام می کردند.

در این مرحله حساس باید آن ابهامات به “شکل جامعه پسندی” حل شود و فقط به اتقان پاسخ ها نزد طرفداران توجه نشود.

چند پیشنهاد عملی روشن در اینباره:

  1. معرفی معاون اول ریاست جمهوری خود:
    حاشیه ابهام جلیلی، توانایی و کارآمدی اش بخصوص برای تحقق یک برنامه جهشی و استفاده از همه ظرفیت هاست.
    تحقق این برنامه تحول از دو جا سیراب می شود:
    الف) “قدرت تحرک بخشی” به بدنه بزرگ دولت و دیوان سالاری سنگین موجود (مدل دولت هاشمی و شهید رئیسی).
    ب) “قدرت خلق اراده عمومی” در بیرون دولت و در صحن جامعه (مدل دولت دوم خرداد و احمدی نژاد).
    قدرت رهبری و مدیریتی ایشان در هریک از ایندو، نمره ای دارد که بسا به نظر عده ای حد کفایت نباشد!
    تعویض مدیران عملا نمی تواند حداکثری باشد و الزاما هم موجب تحرک بدنه نمی شود. نه آن اندازه مدیر با تجربه دور و بر هست و نه دیوانسالاری در واقعیتِ خود،  “یک سایه” است که راحت برنامه شما را بخواند. مقاومت و دیالکتیک آن در مقابل برنامه هایی که روتین اش نیست، در دولتهای احمدی نژاد و رئیسی تجربه شده است.
    معرفی یک مدیر دیوانسالار، کارا و قوی بعنوان معاون اول می تواند تا اندازه ای آن ابهام را در اذهان بزداید.
    قدرت راهبری اجتماعی نیز با ضمائمی راستین به خود به میزانی قابل ارتقاء است.
  2. معرفی کابینه؛ اقلا وزارت خانه های مهم:
    بطور طبیعی در حامیان و حتی ستاد، افراد گوناگونی وجود دارد. با “یک طیف” مواجه ایم که از قضا برخی از حاشیه های این طیف، “سوژه های تخریب جدی” جلیلی در دور دوم توسط رقیب است.
    اعم از راست یا دروغ بودن این نسبت ها، چنین اتهاماتی درباره برخی حامیان در جامعه مطرح است:
    – علم(مدرن) ستیزی مفرط با خوانش های خاص از اقتصاد اسلامی، طب اسلامی، پیشرفت اسلامی، مدرسه اسلامی و…
    – نگاه های خاص به زنان و حضور اجتماعی آنان و بخصوص نحوه تحقق حجاب اسلامی.
    – نگاه های متهم به تکفیری در مسائل سیاست داخلی و مواجه با مخالفین خود و…
    – و…
    اگر می خواهید اینها همه سوژه تخریب و چالش های غیر واقعی و دست چندم نشود، از الان کابینه خود را معرفی کنید!
    وزیر خارجه، ارشاد، کشور، آموزش و پرورش ، علوم و حتی معاون زنان و… معلوم می کند رویکرد و برنامه های شما در تجسم عینی کابینه چه شکلی خواهد بود.
    مخیّرید از هر سر طیف که خواستید، وزیر معرفی کنید. تمام چیزهایی که فردا مثلا در وزارت ارشادتان بین نفی و اثبات است در یک رویکرد قابل جمع است و کسی آنرا نمایندگی می کند؛ او را معلوم کنید. در این ۱۱سال لابد به آدم این برنامه ها هم فکر کرده اید.
    اینجور هم جامعه و هم آن حامیان تکلیف خود را می دانند. جمعیت رأی دهنده، فریب تخریب جلیلی هراسان را نمی خورد و حامیانِ رادیکال هم فردا علیه تان پلاکارت دست نمی گیرند که به وعده ها عمل نشد!
  3. تیم اقتصادی دولت خود را ضمیمه برنامه ها کنید!
    همه می دانیم برنامه داشتن اگر شرط لازم باشد، شرط کافی نیست.
    برنامه ها یکبار در یک “دولت سایه” شکل گرفته است برای “مصوبه و قانون” شدن باید مجاری تصمیم گیری از جمله مجلس را بگذراند. پس بسا برنامه هایی که در این سیکل تغییر کند (چنانچه برنامه یارانه ها و سهام عدالت و…).
    لذا صرفا برنامه های موثر در گشایش اقتصادی نمی تواند، “شرط ضمن عقد انتخاب” باشد؛ بلکه اقلا باید تیم هماهنگ اقتصادی دولت از الان معلوم و بتواند از لوازم این برنامه ها در جهات دیگر “اقتصاد کلان” و بخصوص “اقتصاد سیاسی ایران” دفاع کند.
    رویکردهای اقتصادی در برنامه های اقتصادی گذشته دولتها، محدود و قابل تمایز از هم می باشد؛ معلوم کردن آن رویکرد در تیم اقتصادی آینده رافع ابهامات بسیاری از نخبگان است.
    نفع بردن از ابهام این است که مثلا نامزدی در میزگرد اقتصادی یک مشاور را از اقتصاد آزاد و بازار و یکی را با گرایش سوسیال بیاورد! تعارض های تیم اقتصادی، خود مشکل جدی برخی دولتهای گذشته بوده است و عملا باری به این جهت، باری به آن جهت نتیجه داده و مردم را خسته و ناامید کرده است.

بخاطر عادلانه بودن خوب است همین ها از پزشکیان هم خواسته شود!

محسن قنبریان / پس از اعلان نتایج قطعی مرحله اول انتخابات۱۴۰۳

هیهات از مشارکت پایین!

(این یادداشت را ستادی ها نخوانند!)

انتخابات چهارم است که مشارکت زیر۵۰٪ است!

من طلبه کوچک “مکتب سیاسی انقلاب اسلامی” نمیتوانم این ضایعه را فدای نتیجه انتخاباتها کنم.

 دیگر بهانه “کرونای۱۴۰۰” هم نیست! و متاسفانه از آن هم پایین تر شد! از مجلس هم!

دیگر بهانه “رقابتی” نبودن۱۴۰۰ هم نیست؛ همه اصلاح طلبان و اعتدالی ها هم فراخوان دادند؛ اما از غیر رقابتی ها هم مشارکت کمتر شد!

انگار جامعه گفت: از قضا وقتی “جبهه انقلاب” مقابل “جبهه اصلاحات” می شوید و دعوای راست و چپ و اصولگرا-اصلاح طلب گذشته را با نام جدید بازتولید می کنید، بیشتر پس می زنم!

بله اگر دلت خنک میشود که خاتمی و سران اصلاحات هم نمایندگیِ “مردم خاموش” را نمی کنند، شیرینی پخش کن، دیگر آنها هم تحرکی نمی بخشند!

من البته هنوز رگ بازمانده از اصولگرایی ام می گوید: اصلاح طلبان اینبار نه برای روزنه و گشایش در مردم سالاری و حتی نه برای فقط ریاست جمهوری و مواجهه بهتر با ترامپ، نیامدند!

متاسفانه بسیاری از آنها هم مسأله شان “مردمسالاری” (دینی یا حتی سکولار) نیست؛ “قدرت” است!

کسانی که خود ۸سال رئیس جمهور بوده و به جامعه القاء کرده اند: قدرت در رهبری متمرکز است و رئیس جمهور کاره ای نیست[۱]؛ اینبار شاید آمده بودند بر سر فرآیند تعیین رهبر آینده اثر کنند! نشانه های ناکافی هم بیرون زد! (از پست منتسب به خاتمی [۲]تا سخن مرعشی[۳])

سالهاست راست یا دروغ القاء کرده اند: باند قالیباف-سپاه می خواهد کسی را “رهبر آینده” کند؛ این نباید محقق شود! بلکه اگر بشود چیزی که مرحوم هاشمی می گفت جای ریاست خبرگان، روی صندلی آن باشد هم موقع نیاز انجام می دهد [۴]را محقق کنند! و این جایگاهی در “قدرت” می خواهد!

خلاصه انگار مردم از اینها هم قدرت طلبی نه نجات ایران و تحولی به نفع مردم فهمیدند!

 ترساندن از “دولت سوم روحانی” توسط به اصطلاح جبهه انقلاب هم نگرفت!

 واضح است به هر دلیل تلاش های شبانه روزیِ شهید رئیسی میوه اش در سفره مردم  نمایان نشده بود تا آن ترس، بترساند!

بگذریم که چقدر تقلیل است که ترس از تکرار گذشته، محرک رأی شود؛ نه شوق انگیزیِ باور پذیرِ تصویر آینده!

حتی نظرسنجی ها و پیمایش ها هم دیگر مردم را درست منعکس نمی کنند!

این “جامعه خاموش” و “قهر کرده با صندوق” را دوباره باید از نو شناخت که می دانم دوستان ستادی سؤال بی ربط یا اقلا الان نابجایی می شمارند؛ بماند برای بعد…

محسن قنبریان / صبح بعد از انتخابات۱۴۰۳

[۱] البته انصاف را نباید از دست داد که پزشکیان شخصا از رهبری دائم دفاع و ترجیع بند هم می گفت سیاست های کلی ایشان را اجرا می کند!

[۲] https://www.instagram.com/p/C7M9p-8orR0/?igsh=MXJ3aHlsMTdsaXA5Yw==

[۳] مرعشی در تبلیغ پزشکیان: ریاست جمهوری فایده نداره، رهبری را می‌خواهیم!
سابقا هم از ائتلاف کارگزاران با احزاب دیگر برای اثرگذاری بر انتخاب رهبر آینده و مطابقت او با سیاست هایشان گفته بود!

[۴] هاشمی رفسنجانی: در لحظه حساس حتما لازم نیست رییس باش

در انتخابات پیش رو از اینها برنگردیم..

در دولت شهید رئیسی به حکمرانی مردم، و نفوذ اراده آنها در مسائل اجتماعی و اقتصادی نزدیک شدیم