اگر مقاومت را میخواهیم، قوی شدن دولت مقاومت (جمهوری اسلامی) شرط آن است.
روایت حجتالاسلام قنبریان از راهبردهای منطقهای جمهوری اسلامی را بشنوید؛ از ایده تشکیل جماهیر مستقل اسلامی تا شکلگیری هستههای مقاومت و جبهه مقاومت.
اگر مقاومت را میخواهیم، قوی شدن دولت مقاومت (جمهوری اسلامی) شرط آن است.
روایت حجتالاسلام قنبریان از راهبردهای منطقهای جمهوری اسلامی را بشنوید؛ از ایده تشکیل جماهیر مستقل اسلامی تا شکلگیری هستههای مقاومت و جبهه مقاومت.
![]() |
![]() |
عناصر سه گانه هویت ملی از دید رهبرانقلاب: “ریشه داری تاریخی”، “اسلام” و “انقلابی بودن” است!
پس هم غدیر در هویت ایرانی است؛ هم ریشه های تاریخیِ مقاومت مقابل زورگویان؛ هر دو هم سزاوار جشن یا تجلیل اند.
بزرگان نظام، جشن ده کیلومتری غدیر را -علیرغم خوب بودن- “شیرین کاری” خواندند! (طراحان و برگزار کنندگان حتماً شنیده اند)؛ جشن میدان انقلاب و رونمایی از مجسمه شاهپور ساسانی که از آن بیشتر نیست!
آنچه واقعا انسجام و اتحاد مردم را -حتی بیش از تجاوز دشمن- ایجاد و “تثبیت” می کند، چیز دیگری است.
صاحب این ایام، فاطمه زهرا(س) دو بار در خطبه اش بدان توجه داد :
جعل الله … العدل تسکیناً [تنسیقاً] للقلوب
… والعدل فی الاحکام ایناساً للرعیه!
عدالت اجتماعی عمیق ترین لایه مردم -یعنی دلها- را یکی می کند.
احکام عادلانه حکومت هم موجب انس مردم با حاکمیت می شود!
عدالت اجتماعی از برترین نمودهای انقلابی بودن (عنصر سوم هویت ایرانی) هم هست.
به نصاب نرسیدن آن، خدای نکرده رابطه مردم-مردم و مردم-حاکم و اتحاد مقدس را تهدید می کند.
افزون شدن فاصله غنی و فقیر که در تبرّج ها و خودنمایی های منتفعان هم بروز می کند، یکدستی و آرامش قلوب را نشانه گرفته است.
به اشتراک گذاشتن بی حجابی با دختران پایین شهر و ساختن ائتلاف های جنسیتی نمی تواند، وحدت پایدار بسازد.
ضریب بالای “درک فساد” نیز انس مردم و حکومت را آسیب می زند.
جشن های مذهبی و ملی، هرچقدر هم متعالی و پر ثواب باشند، بدون عدالت، اتحاد مقدس را نمی توانند تثبیت کنند.
محسن قنبریان ۱۴۰۴/۸/۱۷
پیوست یادداشت : ” شیرین کاری” ، اتحاد مقدس نیست ؛ این دو را ببینید:
سردار شمخانی در مصاحبه با آقای موگویی درباره نقشه ترورش توسط اسرائیل به دیالوگ فیلم پاپیون استناد کرد و گفت: حروم زاده ها من هنوز زنده ام!
در پاسخ به حواشی انتشار غیر اخلاقی فیلم عروسی دخترش در هتل لوکس اسپیناس هم همان دیالوگ را تکرار کرد: حروم زاده ها…!
من فیلم پاپیون را تا امروز ندیده بودم؛ اما این جمله (البته بدون: آهای حروم زاده ها) برایم از کسی دیگر معروف و مشهور بود.
هردو گفتند: “من زنده ام” ؛ اما این کجا و آن کجا؟!
پاپیون تجسم فرهنگ استعماری غرب است. گاوصندوقْ زنی که به کارفرمای خود نارو می زند! مقداری از جواهرات را برای خود برمی دارد! برایش پاپوش ساخته می شود و به جرم قتل، در مستعمره گویان زندانی می شود…
بقیه فیلم تلاش چند باره برای فرار است. زنده ماندن دزدی مقابل حروم زاده بازی استعمارگرانِ گویان.
قاتل نبود؛ اما مجرم چرا!
البته تسلیم هم نمی شود و به تعبیر فیلم نمی شکند!
او هم خاطرات زندان و فرارش را منتشر می کند و کتاب پر فروش فرانسه میشود.
“من زنده امِ” دوم ، انسان انقلاب اسلامی و فرزند خمینی است.
دختری اسیر حزب بعث در دفاع مقدس که او هم خاطرات خود را به نام من زنده ام کتاب کرد.
شهید سلیمانی شیفته کتاب او شد و دو تقریظ برآن نوشت. اولی را در بغداد:
«خواهرم، مثل همان برادرهای اسیرت همه جا با تعصب مراقبت می کردم کسی عکس روی جلد کتابت را نبیند. و در تمام کتاب با ناراحتی و استرس بدنبال این بودم که آیا کسی به شما جسارت کرد؟
آخر مجبور شدم روی عکست را با کاغذ بچسبانم تا نامحرمی او را نبیند.
برادرت سلیمانی.»
اگر به آن خواهر گرامی جسارتی هم می شد او گناهی نداشت؛ لکن هیچ لکه خاکستری ای هم در پرونده او نبود؛ حتی ناخواسته!
این از نامه دوم سردار دلها معلوم است:
«خواهر خوبم. در آن اسارت، اسارت را به اسارت گرفتی!
سعی کن در این آزادی اسیر نشوی
انشالله کتابت را به همه زبان ها ترجمه می کنم تا همه بدانند زینب بنت رسول الله چگونه بوده است وقتی کنیز او معصومه [ی آباد] اینگونه معصوم بوده است.
به تو بعنوان خواهرم، بعنوان معرف دختر مسلمان شیعه، معرف ایران اسلامی، معرف تربیت خمینی افتخار می کنیم.
حقیقتا شگفت زده شدم و هزاران بار به تو و دوستانت مرحبا گفتم».
این فرق انسان انقلاب اسلامی و مولود غربی است.
نمیدانم چرا دلم می خواست رزمنده و فرمانده دفاع مقدسِ اول و مجروح دفاع مقدسِ ۱۲ روزه، “من زنده امِ” دوم را از خود و زندگی اش نشان می داد نه دیالوگ “آهای حروم زاده ها من هنوز زنده امِ” یک متقلبِ مظلوم!
سزاوارتر بود شمخانی معرف تربیت خمینی باشد؛ نه پاپیونِ غرب وحشی!
در تقابل با دشمن، مثل معصومه آباد ماندن یا خدای نکرده مثل پاپیون شدن، دو اثر متفاوت بر مردم و جامعه دارد:
اولی فقط کتابش را نمی خوانند، پای آن راه و مسلک همراهی و مقاومت هم می کنند!
پاپیون را ولی همان فرانسوی ها هم فقط کتابش را می خوانند و فیلمش را می بینند؛ اما راه و رسمش، مکتبی نمی شود و مقاومتی را تقویت نمی کند!
انقلاب اسلامی، آدمش اولی است نه دومی!
محسن قنبریان ۱۴۰۴/۷/۲۹
این ناوگان با کمکهای انساندوستانه به مردم غزه، حدود ۱۲۰ مایلی غزه رسیدهاند و کمتر از ۳ ساعت تا رسیدن فاصله دارند. هماکنون ۲۰ پهپاد اسرائیلی در تعقیب این ناوگان است…
سال ۲۰۱۰ نیز بیش از ۶۰۰ نفر از فعالان حقوق بشر سوار بر کشتی میکوشند تا کمکهای انساندوستانه را به مردم غزه برسانند و حصر غزه را بشکنند اما در ۸۵ مایلی نوار ساحلی، اتفاقی تلخ رخ میدهد و…
مستند «غزه ۸۵ مایل» از این سفر پرمخاطره میگوید.
در عماریار با خانواده فیلم ببینید
ادوارد سعید شرق شناس فلسطینی-آمریکایی از جمله کسانی بود که در دهه های قبل باعثِ متداولشدنِ لغتِ عربیِ صُمود (=مقاومت، پایداری) شد.
این لغت بهمعنی خودداری ثابتقدمانۀ فرد از ترک سرزمینش است؛ آنهم صرفنظر از تلاشهای مذبوحانۀ دشمن برای اخراج فرد از سرزمین و حتی وقتی که فرد در محاصرۀ خطراتی پیدرپی است.
صُمود لغتی است که بیش از همه با مکانهایی نظیر غزه و الخلیل پیوند دارد. (سخنرانی نوئامی کلاین در همایش ادوارد سعید در لندن)
گرچه شرق شناسانی مثل سعید در توضیح این مفهوم برای غرب سهیم بوده اند تا امروز کاروان صمود از کشورهای مختلف را شاهد باشیم؛ اما مقاومت اصلی را خود مردم غزه کرده اند.
ناوگان صُمود کاری عالی در یاری و توجه به صمودِ دائمی غزه بود.
ظاهراً اینبار هم توقیف و این نمایندگان ملتها دستگیر شوند؛ لکن صُمود واقعی خود غزه است؛ نه غرق می شود و نه همه مردم مقاومش قابل دستگیری اند!
در آستانه ۷اکتبر سخن شهیدِ صمودِ غزه یحیی سنوار بانگ میزند که:
باید در مسیری که شروع کردهایم پیش برویم… یا بگذار کربلای جدیدی رخ دهد!
مرحله جدید صُمود ، مقاومت مقابل طرح غزه ی ترامپ-بلر است.
غزه، کازینو یا منطقه توریستی و طرح ۲۰ ماده ای، پوشش برای شکست اسرائیل و اشغال به طریقی دیگر نمی شود.
غزه خانه اهالی قرآن است که مظلوم واقع شده از دیارشان اخراج شده اند؛ آنها هم به دستور قرآن، دفاع می کنند.
دفاع، مقاومت و صُمودشان نه فقط حافظ غزه و اسلام که مانع نابودی مسیحیت و یهودیت (غیرصهیونیزم) هم می شود! (۳۹و۴۰ حج)
همین قدر انسانی و متعالی!
محسن قنبریان
عقب تر از دعوا بر سر متن برجام و اسنپ بک و… دو رویکرد کلان در اردوگاه نظام (نه نظام و اپوزیسیون) وجود دارد .
هر یک موانع خارجی و داخلی ای داشته و عملا هیچکدام طرح و ایده اش موفق نشده است.
*⃣ موانع داخلی
شاید بتوان ادعا کرد هیچوقت همه ظرفیت نظام و ایران پای یکی از این راهبردها نیامده است!
آن شکاف درون نظام و جامعه، هردو را ناکام یا ناتمام گذاشته است؛ بلکه دو خط و ساخت نسبتاً موازی را موجب شده است.
رویکرد اول که توسط دکتر روحانی در دهه۸۰ تبیین شده، ۱۶سال شورای امنیت و دولت (سازندگی و اصلاحات) را داشته است؛ لکن همه لوازمِ مصرّح و ضمنی اش مورد قبول ارکان دیگر از جمله رهبری، نیروهای مسلح و… نمی شده است.
همزمان آن وزن بزرگ اردوگاهی هم ایده های اردوگاه دوم را یاری نمی کرده است؛ از عدم قبول ایده صدور انقلاب گرفته تا کاهلی در بازار مشترک اسلامی و سیاستهای اقتصاد مقاومتی و حتی اخلال در چرخش به شرق!
بدنه اجتماعی و رسانه ای جریان۱ توانسته پیوست افکار عمومی رویکرد۲ را دچار مشکل کند؛ غیر از رأی معنا دار ۹۲و۹۶، حتی پس از شکست برجام هم درصد بالایی از مردم چاره را از جنس برجام می دانند! (به نفع راهبرد۱)
البته همزمان، منوط شدن مذاکره به توقف توان موشکی، حتی ۱۰٪مخالفت بیشتر از منوط شدن به توقف انرژی هسته ای دارد (۶۸٪ به ۵۸٪)(به نفع راهبرد۲)
*⃣ موانع خارجی
برای رویکرد۱:
اعلان شکست استراتژی اروپاییِ “تغییر با تجارت” و راهبرد شراکت اقتصادی برای مهار تخاصم همزمان با جنگ روسیه و اوکراین!
بازیگریِ متفاوت آمریکا از ۱۱سپتامبر۲۰۰۱ و استفاده از اقتصاد و تجارت برای جنگ (تجارت بمثابه سلاح) که عملا شراکت اقتصادی برای تغییرات بنیادین را تبدیل به جنگ اقتصادی و تحریم برای تغییر می کند
تقارن طرح خاورمیانه آمریکایی با طرح اسرائیل بزرگ به پیشرانی رژیم صهیونی با راهبرد تقدم قدرت برای سیادت اسرائیل در منطقه
شکست کامل برجام با اسنپ بک و توافق آمریکا و اروپا در نفی غنی سازی و توان موشکی!
برای رویکرد۲:
موفقیت نسبی پروژه ایران هراسی، هلال شیعی و… در منطقه اسلامی
به حسب برخی پیمایش ها ایران با اختلاف ۴٪ بعد از اسرائیل تهدید کننده امنیت منطقه است!
این ذهنیت مانعی بزرگ برای همکاری های جدی منطقه ای مقابل بیگانگان است.
مشکل روز افزون هسته های مقاومت با دولتهای ملی شان و فشارها برای خلع سلاح آنها از لبنان تا عراق.
حتی مرجعیت اعلای عراق هم از شعار “سلاح فقط دست دولت” حمایت می کند!
ناتمام ماندن پیوست های اقتصادی برای بی اثر کردن تحریم های غربی؛ از همکارهای بزرگ اقتصادی منطقه ای و اقتصاد مقاومتی تا چرخش به شرق!
*⃣ چاره: زمان اجماع سازی
ارزیابی این است که رویکرد اول معیوب و رویکرد دوم ناقص است.
رهبر انقلاب اسلامی اخیراً وضعیت هم فکری و همدلی قوای سه گانه و بخشهای تصمیم گیر و تصمیم ساز را فرصت اجماع سازی دانستند(۱۴۰۴/۶/۱۶)
شکست پروژه برجام در دوره دولتهای دارای رویکرد۱ (چه خروج ترامپ، چه خروج کامل اروپا و بازگشت تحریم ها) میتواند به درنگ جدی در رویکرد۱ بیانجامد؛ البته رویکرد۲ هم در پیوست های اجتماعی و اقتصادی اش، نقصان دارد که باید بازتولید و از سوی نخبگان سیاسی جناح های موجود برای مردم تبیین شود.
تهدید جنگ دوم رژیم، اجماع بر سر این رویکرد با اضافه پیوست هایش را از هر زمان دیگری ممکن تر کرده است!
محسن قنبریان ۱۴۰۴/۷/۸
حتما ببینید
استراتژیهای قرن۲۰، نوین نیست!
۰۴۰۶۰۱ – جنگ فقر و غنا در ادبیات قرآن و اهلبیت
۰۴۰۶۰۲ – جنگ فقر و غنا در ادبیات قرآن و اهلبیت
شعار البقیه البقیه (یعنی باقیمانده را دریاب) چه نتیجه ای به بارآورد؟!
یادی از فرماندهانشهـــــــــــــــــــــــید
حجت الاسلام والمسلمین قنبریان
شب سوم روضه آخر صفـــــــــــــــــــر
▪️هیئتلبیک – حســینیه هنر مشهد
![]() |
![]() |
از “ارضکم” و “دیارکم” تا “وطن” راه بسیار است.
زمین و خانه هم محترم است. نباید اجازه ویرانی اش یا اخراج از آن داد؛ لکن وطن بیشتر از اینهاست.
دیار و بلاد تازه با حب وطن است که عمارت و آبادانی می یابند (عمرت البلدان بحب الأوطان)
کششی خدادادی به آن در کرامت انسان وجود دارد (من کرم المرء … و حَنینُهُ إلى أوطانِهِ)!
وطن، دیار و خاک است به علاوه ی درکی رضایت بخش از سکنی در آن.
اول در جهان اجتماعی انسان، “توطن” شکل می گیرد تا دیار و خاکی برای انسان “وطن” شود.
عرفانی تر اینکه: وطنِ خاکی، نمودی از وطن مأوایی است؛ همان که “حب الوطن من الایمان” است؛ به تعبیر شیخ بهایی:
این وطن مصر و عراق و شام نیست
این وطن شهرى است کانرا نام نیست.
آن وطن، عکسش در جان ایرانی، با ایران و برای عراقی با عراق جلوه می کند و کششِ وطن شکل می گیرد.
نتایج:
۱. وطن، همیشه “نمود” یک “بود” است و حتما از ایمان به معاد می گذرد؛ چه خود آگاه چه ناخودآگاه!
۲. ذهنیت، بسیار موثر در درک وطن یا تقلیل به ارض و دیار است.
متولد هر خاک، حس وطن ندارد و نفی بلد شده هم حتما بی وطن نیست!
اصلا درک وطن است که نفی بلد را مجازاتی هم عرض کشتن می کند! (۳۳مائده)
ذهنیت سازی را باید جدی گرفت؛ یک سال کاری می کنند که با پیروزی هم در زمین ورزش سرود ملی نخوانند و یک سال احترام به پرچم، ژست فراگیر می شود! خاک همان خاک، مردم و نظام سیاسی همان، رقیب و حریف همان اما حس وطن متفاوت!
۳.کُشتی گیران امسال فقط قهرمان جهان ورزش نشدند؛ در جهان اجتماعیِ ایرانیان درک وطن را هم پررنگتر کردند.
محسن قنبریان
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
طرح انقلاب اسلامی برای مهار و حذف اسرائیل از «احیای امت اسلامی» می گذشت.
«همکاری کشورهای منطقه اسلامی» تنها راه نجات کشورهای منطقه از شرّمطلقِ اسرائیل است.
از همین جا پروژه های «ایران هراسی» از سوی دشمنان کلید خورد. تلاش هایی در دیپلماسی رسمی و عمومی و تبلیغات و سوژه یابی ها برای موجّه سازی این ایده آغاز شد.
تا حدودی اتهام «احیای امپراطوری ساسانی» یا «دولت صفوی» و تهدید بودنِ ایران، برساختِ افکار عمومی عربی شد!
در مقابل، خیرخواهی های ایران برای کشورهای منطقه معمولا بدون پیوست افکار عمومی انجام شد!
برای نمونه مرکز پژوهشها و مطالعات سیاسیِ «العربی» از مردم سوریه پرسیده: «سیاستهای کدامیک از قدرتهای منطقهای و بینالمللی، تهدیدکنندۀ امنیت و ثبات منطقه است؟»
چنانچه در نمودار ۱ می بینید: ایران با تفاوت اندک(۴٪) بعد اسرائیل، تهدید کننده امنیت منطقه است!(جمع دو گزینه اول)
نظر سنجی موسسه واشینگتن از مردم عربستان در تیر و مرداد۱۴۰۴:
باوجودی که ۸۶٪ نظر منفی درباره پیمان ابراهیمِ ترامپ دارند!(نمودار۳)
یا ۵۰٪به شهادت رساندن سید حسن را منفی می دانند!(نمودار۴)
اما ۸۷٪هم رابطه با ایران را مهم نمیدانند!(نمودار۲)
در این وضعیت، فرصت پیش آمده اخیر در منطقه می تواند، موازنه ساز باشد.
تجاوز رژیم صهیونی به قطر در زنجیره ای از تحرکاتی است که ذیل «پروژه اسرائیل بزرگ» جا می گیرد.
تحرّک بیشتر دیپلماسی رسمی و عمومی و جهت دهی های نقطه زن تبلیغاتی می تواند افکار عمومی عربی را به ایران نزدیکتر و از دشمنان منطقه اسلامی دور کند!
محسن قنبریان ۱۴۰۴/۶/۲۲
قطعاً از بیانیه گام دوم به اینسو رهبر انقلاب مشکل را “محاصره تبلیغاتی” و جهاد را “امید آفرینی” خواندهاند.
واضح است بدون امید، هیچ تحولی به سامان نمیرسد و جز ریزش و انسداد نتیجهای نمیدهد.
لذا این سالها بیش از گونههای تحول خواهی بر جهاد تبیین و امید تاکید کردهاند.
سیاه نمایی و بزرگ کردن ضعفها، البته تذکر همیشگی ایشان به گویندگان و نویسندگان بوده؛ اما عنصرِ مغفول دیگری در ناامیدی و احساس ضعف در مردم موثرتر است و در کلمات ایشان هم با “نهی از وعدههای غیر عملی” منعکس است.
“اگر یک ملت یا مسئولان آن، چگونگی برخورد با شعارها [آرمانها] را درست ندانند، به خسارتهای بزرگی دچار خواهند شد” (۷۵/۸/۹)
وعدههای توخالی در قبال آن آرمانها، اندازه بیان نقایص و کمبودها یأس آفرین است!
مثلاً نشست رئیس جمهور با اصحاب رسانه و توئیت دبیر شعام درباره گروسی، دو روی یک سکهاند!
اظهار فلاکت و بدبختی / خط و نشانهایی که انجام نمیشود دو روی القاء ضعف و زاینده ناامیدی در جامعه است!
همینها هم سوژههای آن نویسندگان میشوند!
ما پیرو امیرالمومنین (ع) هستیم که مرامش این بود: کُنْتُ أَخْفَضَهُمْ صَوْتاً وَ أَعْلَاهُمْ فَوْتاً
یعنی: در وعده و ادعا صدایم کوتاهترین اما در سبقتِ انجام و تحقق، از همه برتر بودم (خ۳۷)
“روایت قدرت موشکی” با “خط و نشانها”یی که در تزاحمات سیاسی نمیشود، تفاوت دارد!
“روایت پیشرفت” با “وعده رفاه عمومی و عدالت” تفاوت دارد!
“روایت اقتدار” با “شعارهایی که در عمل تعقیب نمیشود” ، تفاوت دارد…
محسن قنبریان ۱۴۰۴/۶/۱۹