بایگانی برچسب: s

«ملت مبعوث»، رهبران را «مَقُود» نمی کند!

«ملت مبعوث»، رهبران را «مَقُود» نمی کند!

«رهبری مردم»، «وَزَعه» شدنشان نیست!

رهبران را از «قائد» به «سائق» می رساند!

 

ابتدا حکمت ۲۶۱ نهج البلاغه را بخوانید!

این حکمت بیش از فراز خطبه ۲۱۶برای غلبه رعیت بر والی ،«تعبیر سازی» می کند:

 

«هنگامى که به او خبر رسید که یاران معاویه بر شهر انبار تاخته اند، خود پیاده از کوفه بیرون آمد تا به نخیله رسید. در آنجا مردم بدو پیوستند و گفتند: یا امیر المؤمنین، ما تو را در نبرد با آنان کفایت مى کنیم. على (ع) گفت: به خدا سوگند، شما مرا از زیان خود نگاه ندارید. چگونه مى توانید از آسیب آنها نگه دارید؟ اگر زین پیش، رعیت از جور حاکمان مى نالید، من امروز از جور رعیتم مى نالم.»

سپس فرمود: کَأَنَّنِی الْمَقُودُ وَ هُمُ الْقَادَهُ، أَوِ الْمَوْزُوعُ وَ هُمُ الْوَزَعَهُ: گویى ایشان پیشوا هستند و من پیرو ایشانم یا من فرمانبرم و ایشان فرمانده».

در اینجا حضرت پس از سه جنگ می خواهد مردم را علیه غارات و گروه های تروریستی معاویه، بسیج( بخوان: مبعوث) کند اما کُندی و «عدم انبعاث» آنها موجب گلایه اش می شود که چنین بفرماید.

 

الْقَادَه: جمع «قائد» یعنی رهبر، پیشوا/ و الْمَقُود: پیرو.

الوَزَعَه جمع «وازِع» یعنی فرمانده[۱]/ المَوزُوع: فرمان بر

چنانچه در تصریح حضرت است این در «وضعیت حیف و جور مردم» نسبت به حاکم الهی رخ می دهد!

 

اما در حالت وفاداری مردم نسبت به حاکم الهی و در عهد امامت_ امت اصلا چنین چیزی شکل نمی گیرد.

چه شباهتی بین مردم کنونی ایران با کوفه دوره غارات است؟!!

 

سائق شدن رهبر؛ رهبر شدن مردم!

 در عهد امت _ امامت، نه فقط مبعوث شدن مردم، رهبران را مَقُود نمی کند که رهبر هم از «قائد» به «سائق» بار می یابد!

 

حضرت امیر(ع)  دو جا چنین تعبیری درباره پیامبر(ص)  و جامعه نبوی دارد:

– فَسٰاقَ الناسَ حتّی بوَّأَهُم مَحَلَّتَهُم: مردم را به منزلت شایسته شان سوق داد. (خ۳۳)

– یَسُوقُهُم الی مَنجٰاتِهِم: مردم را به نجاتگاهشان سوق داد. (خ۱۰۴)

 

قائد، از جلو می کشاند، مثل اسبی که گاری را؛ اما سائق، با قوا و انگیزش های درونی شان حرکت می دهد، مثل راننده برای ماشین!

 

در «بعثت»، پیام به فطرت رسیده و «إثاره»، شکوفایی و خیزش درونی شکل گرفته؛ برای ملت مبعوث، رهبر الهی «باعث» و «سائق» است، نه صرفاً قائد.

مردم جای او قائد نشده، برایش تعیین تکلیف نمی کنند؛ تکالیف روشن را «محقق» می کنند. اهداف را «می پیمایند» و…

 

رهبری کردن مردم ایران در ۱۰روز اول جنگ[۲]، در آینه پیدا بود!

«شورای رهبری» به آنها «دستور تجمعات» نداد؛ اما چنین ابتکار بالنده و ضروری ای هم تعیین تکلیف کردن برای آنها نبود!

«مردم مبعوث» نه جای «مجلس خبرگان» نشستند و برای رهبر کردن کسی، گروه فشار شدند! و نه آرام ماندند تا هرچه تعیین شد را صرفاً تکبیر بگویند!

روال انتخاب رهبر را بر اساس مُر قانون اساسی مقابل پیشنهادهای دیگر( مثل تعویق انتخاب به بعد جنگ) مطالبه کردند!

اعلام نظر نهایی و جلوگیری از «آفت تاخیر» را فریاد کردند! 

واضح است اینها یک «پیروی صرف» نیست؛ «تعیین تکلیف» برای حاکمان هم نیست!

نحوی راهبری کردن قوای حاکمه درون تکلیف قانونی شان است.

 

اساساً حکمرانی در دوره مدرن، فقط تعیین تکلیف نیست؛ راهبری کردن «بُردارهای قدرت» به سمت اهداف،«درون یک نظم و تکلیف قانونی» است! 

هم «قوای رسمی» هم «نهادهای علمی و مدنی» از بُردارهای قدرت اند و از جمله برترین اینها «قدرت توده مردم» است؛ چیزی که در این دو ماه در خیابان تجلی دارد.

 

مردم مبعوث در «این نحو رهبری» کردنشان، بدون قائد شدن یا تعیین تکلیفِ استینافی، می توانند بر «نتیجه مذاکرات» هم با «مشت» و «فریاد» شان موثر باشند[۳]!

«تابو کردنِ» خط قرمزهای قانونی، با «هنجارهای اجتماعی» ساخته میشود که کار مردم است نه دستگاه های تقنینی و اجرایی!

این هنجارسازی، مذاکرات را «راهبری» می کند؛ بدون اینکه جای قوه تقنین نشسته یا تعیین تکلیف مصطلح کرده باشد!

 

دوگانه های ساده «قائد/مقود» در غیر عهد امامت و امت و دوگانه های بسیط «تعیین تکلیف/ پیروی» در رابطه های سنتی حاکم و محکوم، برای توضیح راهبری کردن مردم در حکمرانی های پیشرفته و در عهد امامت و امت کافی نیست!

 

محسن قنبریان ۱۴۰۵/۲/۷



[۱] در اصل به معناى علاقه شدید به چیزى است که انسان را از امور دیگر باز مى دارد. سپس به معناى «بازداشتن» استعمال شده است. این تعبیر هرگاه درمورد لشکر یا صفوف دیگر به کار رود مفهومش این است که آنها را نگاه دارند تا آخرین نفرات به آنها ملحق شوند و از پراکندگى آنها جلوگیرى نمایند. از آنجا که این کار به وسیله شخص حاکم و فرمانده انجام مى گیرد، واژه «وازع» به معناى حاکم و فرمانده استعمال شده است.

 وظیفه امروز ما در قبال پرچم ایران چیست؟ 🇮🇷

دعوت به پویش مردمی «کوچه‌های ایران» توسط حجت الاسلام و المسلمین قنبریان در سردر دانشگاه تهران

اتحاد ملّی؛ سهم مردم، سهم مسئولین!

رهبر شهید:

« اتّحاد ملّی را حفظ کنید. کشور ما احتیاج به اتّحاد دارد؛ اتّحاد ملّت ایران. ملّت ایران در خیلی از امور صدای‌شان صدای واحد است، خواست‌شان خواست واحد است، [امّا] مسئولان می‌توانند این را از بین ببرند. هنر مسئولان ما این‌است که این اتّحاد را، این هم‌صدایی را تکّه‌تکّه کنند، ملّت را تکّه‌تکّه کنند، این‌ها را از بین ببرند! مسئولین کشور مراقب باشند که این اتّحاد را زیاد کنند. سه قوّه با همدیگر کار کنند و هم‌افزایی کنند؛ مخصوصاً رؤسای سه قوّه. اگر چنانچه این هم‌افزایی، این اتّحاد، این همکاری انجام بگیرد، مطمئنّاً این اتّحاد ملّی روز‌به‌روز قوی‌تر خواهد شد. خب، مذاکره؛ اختلافاتی وجود دارد، یا ممکن است وجود داشته باشد؛ با مذاکره این اختلافات را حل کنید. مگر شما نمی‌گویید با دنیا مذاکره کنیم؛ خیلی‌خب، چطور با دنیا می‌شود مذاکره کرد، با عنصر داخلی نمی‌شود مذاکره کرد؟ خب بروید مذاکره کنید، حل کنید. بعضی از حرف‌هایی که آدم این‌روزها می‌شنود، حرفهای اختلاف‌افکنی است، حرف‌های وحدت‌آفرین نیست».(۱۳۹۹/۰۹/۲۶)

[بیانات در دیدار دست‌اندرکاران مراسم سالگرد شهادت حاج قاسم سلیمانی و خانواده شهید سلیمانی]

پ. ن:

آخرین نظر سنجی ها  از مردم ایران نشان می دهد:

٪۶۴ مخالف مذاکره با آمریکا!

٪۷۳ مخالف آزادی تردد در تنگه هرمز به عنوان پیش شرط برای پایان جنگ یا توافق!

٪۸۲ مخالف پیش شرطی خروج اورانیوم از کشور برای پایان جنگ یا توافق!

نقش آفرینی زنان در جنگ رمضان

کانون اصلی مقاومت خانم‌ها هستند.

برنامه آفتاب شرقی؛ کارشناس: حجت‌الاسلام قنبریان

علاج در «مردم» است!

باید به ترانه چاووشی که «مردم! علاج در وطن است»؛ یک سخن نغز دیگر برای جناح ها یا هر عنصر تفرقه افکن افزود: «علاج در مردم [  با وطن] است»!

چگونه خیابانِ مردم، علاج اختلافات داخلی و تفرقه افکنی های خارجی است؟!

امروز حماسه خیابانِ مردمِ ایران واجد دو ویژگی در نهج البلاغه است:

  1. محل گردهمایی مردم (جُمّاٰعُ المسلمین[۱])
  2. پناهگاه مردم از تفرقه و تشتت( جِماٰعُ المسلمین[۲])

جِماع آن چیزی است که بدان پناه می برند[۳].  پناهگاه مردم  _طبق این فرمایش_ «جمهور مردمند» (الْعَامَّهُ مِنَ الْأُمَّه).

گفتن ندارد که این «عمومِ مردمِ گردهم آمده»، در عهد «اسلام» و «انقلاب» و «ایران» و در بیعت «نبی» و «امام» و «ولیّ» اند.

اما اینان هستند که «توصیه ها» را «تجسم» می بخشند و «خطوط قرمز» را «سدّ مقاوم» می کنند. بدون آنها، هم دین زدایی و دین بازی ممکن است و هم وانهادن یا دور زدن امام و ولیّ!

لذا فرمود: «عمود دین هم جمهور مردمند[۴]»

از این رو:

  1. «اختلافِ» نظری و فکری، طبیعیِ جامعه انسانی است. اما وقتی به صف کشی و جدایی از هم («تفرقه») کشید، خطرناک می شود[۵].
    آن «جمهورِ گردهم آمده»، علاج این صف کشی های کاذب است و حتی اجازه خشونت زبانی به هم نمی دهد.
  2. جمعیت های کوچک و پراکنده در محله و دوْر میادین وقتی جویبار همان گردهمایی های بزرگ شهرند، خوب و نافع اند. اما اگر گروهی حرف توئیتری و سرمقاله ایِ خود را در این شرایط خواستند «تجمع» کنند، «تفرقه» می شود!
    پس همه باید در گردهمایی بزرگ حاضر و آن مقدار حرف که عمومِ حاضرِ بیدار، تحمّل می کنند بزنند و بیشتر و تیزتر را تفرقه نکنند!
  3. آن گردهمایی عمومی، گِرد و بی خاصیت نشود! مطالبات اساسی مصرّح در بیان رهبر و بیانیه شعام را با «مشت»، هر شب «فریاد» کنند؛ تا دچار «سایش» و خدای نکرده «سازش» نشود.
    اینجور همان گردهمایی بزرگ، مأوا و پناهگاه نگران ترها می شود.

 هم مانع جدایی و تفرقه دلواپسان و هم مانع سایشِ مطلوب سازشگران می شود.

محسن قنبریان ۱۴۰۵/۲/۴

[۱] نامه ۶۹:«و اسْکُن الأَمصارَ العِظامَ فَإِنَّها جُمّاعُ المُسلمین…: در شهرهای بزرگ سکونت کن که آنجا محل گردهمایی مسلمانان است…».

[۲] نامه ۵۳:« إِنَّمَا عِمَادُ الدِّینِ وَ جِمَاعُ الْمُسْلِمِینَ وَ الْعُدَّهُ لِلْأَعْدَاءِ، الْعَامَّهُ مِنَ الْأُمَّهِ: جز این نیست که عمود دین و پناهگاه مسلمین و تجهیزات جهاد مقابل دشمنان،  عموم از امتند».

[۳] «فلان جِماعُ القوم: أی یأوُونَ الیه»/المحیط فی اللغه

[۴] نامه ۵۳:« إِنَّمَا عِمَادُ الدِّینِ وَ جِمَاعُ الْمُسْلِمِینَ وَ الْعُدَّهُ لِلْأَعْدَاءِ، الْعَامَّهُ مِنَ الْأُمَّهِ: جز این نیست که عمود دین و پناهگاه مسلمین و تجهیزات جهاد مقابل دشمنان،  عموم از امتند».

[۵] برای تفصیل به چکیده های سه جلسه بحث «اختلاف آری، تفرقه نه!» رجوع کنید
۱٫
۲٫
۳٫

خــبـــــردار!

چند ماهی است به علل متفاوت و برخی گرفتاری ها، تصمیم به تعطیل یا اقلا کاهش این فعالیت مجازی در ذهن خلجان می کرد.
شروع جنگ و ضرورت کاری( ولو اندک) در اینباره، تصمیم را به تعویق انداخت .
هنوز البته سایه جنگ و ضرورت های پیرامونی اش باقیست؛ اما ممکن است با پایان آن این سطح از حضور مجازی تعطیل یا به اقل بسنده شود.
همراهی مخاطبان عزیز حقی بر ما ثابت می کرد که عزیزان را بی خبر نگذاریم!

جزئیات نظرسنجی جدید مرکز تحقیقات صداوسیما

نزدیک به ۷۲ درصد از پاسخگویان یک نظرسنجی سراسری مرکز تحقیقات صدا و سیما معتقدند آینده ایران پس از جنگ بهتر از قبل خواهد شد. بر اساس یافته‌های این نظرسنجی، که هفته گذشته به‌صورت حضوری و میدانی از شهروندان بالای ۱۵ سال در مراکز استان‌ها، شهرستان‌ها و روستاها انجام شده است، ۷۱.۷ درصد از شهروندان ایرانی بر این باورند که آینده ایران پس از جنگ تحمیلی سوم بهتر خواهد شد.

۶۴.۲ درصد از پاسخگویان اعلام کرده‌اند که یا با مذاکره با آمریکا موافق نیستند یا در حد کم یا خیلی کم موافقند. همچنین، ۸۵.۷ درصد از پاسخگویان معتقدند اگر آمریکا شرط توافق و پایان جنگ را محدود کردن صنعت موشکی ایران قرار دهد، ایران نباید این شرط را بپذیرد. ۸۲.۶ درصد نیز با پیش‌شرط آمریکا مبنی بر خروج اورانیوم غنی‌شده برای توافق یا پایان جنگ مخالف‌اند.

۷۹.۴ درصد از پاسخگویان تأکید کرده‌اند که اگر آمریکا پایان جنگ و توافق را مشروط به تعطیلی غنی‌سازی اورانیوم کند، ایران نباید این شرط را بپذیرد. ۷۳.۷ درصد نیز با آزادی بی‌قید و شرط تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز به عنوان شرط آمریکا برای پایان جنگ و توافق مخالفت کرده‌اند.

همچنین، ۶۸.۱ درصد مردم قطع همکاری ایران با جبهه مقاومت را در صورت مشروط شدن توافق و پایان جنگ رد کرده‌اند.

از نظر ۶۶ درصد پاسخگویان، ایران پیروز قطعی جنگ بوده است، در حالی که تنها ۶.۱ درصد آمریکا و رژیم صهیونیستی را پیروز جنگ ارزیابی کرده‌اند.

۸۷.۲ درصد پاسخگویان عملکرد نیروهای مسلح کشورمان را در دفاع از کشور قوی و بسیار قوی ارزیابی کرده‌اند و ۵۷.۷ درصد آنان معتقدند نیاز آمریکا به آتش‌بس بیشتر از ایران است، در مقابل ۹.۸ درصد که نیاز ایران را به آتش‌بس بیشتر می‌دانند.

بیش از ۸۰ درصد پاسخگویان اقدامات دولت را در ایام جنگ تحمیلی سوم برای تأمین مایحتاج عمومی و کالاهای ضروری کاملاً مناسب یا مناسب ارزیابی کرده‌اند.

همچنین، ۷۶.۵ درصد پاسخگویان عملکرد رسانه ملی را در اطلاع‌رسانی حملات ایران در جنگ تحمیلی سوم کاملاً مناسب یا مناسب دانسته‌اند. ۷۳.۹ درصد از سرعت خبررسانی و ۷۲.۵ درصد از صحت و دقت اخبار رسانه ملی در جنگ ابراز رضایت کرده‌اند.

در نهایت، ۴۵.۷ درصد از پاسخگویان اعلام کرده‌اند که در تجمعات شبانه در میادین و خیابان‌ها شرکت می‌کنند و ۶۷.۸ درصد خواستار ادامه این تجمعات هستند.

تفاوت شهادت دادن با ایستادن پای شهادات

برای ادای شهادتِ حق، نباید کتمان کرد و باید از حقِّ مظلوم دفاع کرد.

 

برنامه آفتاب شرقی

کارشناس: حجت‌الاسلام قنبریان

ابرقدرتی آمریکا برای ملت ایران تمام شد.

حجت الاسلام والمسلمین قنبریان

 

شنبه ۲۹ فروردین ماه؛ سردر دانشگاه تهران

 

پ. ن:

رهبرشهید در ۹۹/۹/۲۶ از سه سیلی به آمریکا گفتند:

«مهم‌ترین سیلی به آمریکا همین حرکت مردمی عظیمی [در تشییع] بود که انجام گرفت[۱].

بعد هم که خب برادرها یک سیلی‌ای زدن[۲].

لکن سیلی سخت‌تر عبارت است از غلبه‌ی نرم‌افزاری بر هیمنه‌ی پوچ استکبار؛ این سیلی سخت به آمریکا است که باید زده بشود[۳]».

 

در جنگ تحمیلی سوم، دو سیلی اول کوبنده تر زده شده است.

شکستن هیمنه آمریکا غیر از میدان، دوماه است در خیابان موج می زند.

این شکستن هیمنه، باید به شکل غلبه نرم افزاری نهادینه شود؛ که شاید فرصت استثنائی اش سخت تکرار شود.

این هیمنه ی شکسته باید زودتر از هرچیز خودش را در «نرم افزارِ پایان بندی جنگ» و میدان دیپلماسی نشان دهد.

«نگرانی خیابان» از این حیث است که «نوآوری خاصی» در پایان بندی نمی بیند و فقط وعده «نتیجه متفاوت از قبل» می شنود!

کماکان «همه چیز» باید با آمریکا [کدخدا!] حل شود! در حالیکه برخی از حقوق ۱۰گانه ما با همسایگان، ذی نفعان آسیایی و اروپایی خلیج فارس، شورای امنیت و شورای حکّام هم قابل تعقیب است.

 

 

محسن قنبریان ۱۴۰۵/۲/۲

[۱] «حق» یا «منافع»؛ دو پارادایم تمدنی مذاکره!

[۲] بعد از موج nام…

[۳] پارادایم حق یا منافع؟!

خودتان صدا آسیب دیدگان جنگ باشید!

حجت الاسلام والمسلمین قنبریان

 

برخی جنگ و پیروزی را در سفره خود می بینند!

وقتی فولاد بخورد کارگران زیادی بیکار می شوند!

۱۲۵هزار واحد غیر نظامی آسیب دیده!

اگر شما( تجمعات)  برای این آسیب دیدگان کاری نکنید و صدایشان نشوید،  عده ای زود هزینه های جنگ را فهرست و نتیجه سازش می گیرند!

دولت از وظایفش شانه خالی نکند…

 

شنبه ۲۹ فروردین ماه

سردر دانشگاه تهران

هیأت دانشجویی اصحاب‌الحسین (علیه‌السلام)