مفهوم «شهادت» اگر بدون مفهوم «خون خواهی» در جامعه طرح شود، مخدّر شده و به ضد خود تبدیل می شود!

شهادت در اسلام به حیّ و حیات گره خورده است.  قرآن می فرماید: «نه بگویید» و «نه گمان کنید» که شهدا مُرده اند، آنها زنده اند!

این حقیقت عرفانی در جامعه انسانی، تجربه می شود و زنده بودن آنها در تاریخ شفاهی روایت ها می گیرد و آرزوی سالکان زیادی می شود…

 

اگر «خون خواهی» آن شهید _علیرغم حیات جاودانه اش_ به شکل جدی طرح نشود، خوف این هست که زیبایی های روحانی آن حیات، ارزش خون شهید کاسته و کشتن نفوس پاک را آسان کند.

انگار رخنه و ثلمه ای رخ نداده!

«روح سلطانی ز زندانی جست».

اصلا وقت عزا نیست؛ بلکه «وقت شادی شد چو بشکستند بند»!

«عرفان منهای حماسه» به این خوانش بیشتر دامن می زند!

 

«عزاداری» برای شهید و «خون خواهی» او باطل السحر این خوانش های ناقص و تخدیری است!

لذا در مذاق عصمت برای سید و سالار شهیدان از اوّل «عزا» و «ثار» تعبیه شد.

 

از حقیقت عرفانی حیات شهید چیزی نکاهیم؛ خون به ناحق ریخته او را هم عادی سازی نکنیم! و این با عزاداری و خون خواهی ممکن است!

 

مرتبط: بررسی ۴قرائت از شهادت سید مقاومت و تمایز قرائت اصیل از نااصیل

 

محسن قنبریان ۲۰تیر۱۴۰۵

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *