- بنده حضور مکشفه ها در تجمعات شبانه جنگ رمضان را پدیده ای تهرانی و حداکثر کلانشهری و «اقتضای تیپ های متکثر تثبیت شده»، می بینم!
هنوز در شهرستانها حاضرین، محجبه ها و غائبین، مکشفه هایند. - مکشفه ها + شل حجابها هم بشوند، هنوز اقلیتی در تجمعاتند.
اگر جبهه انقلابی را پویا تر می کند، باید بگویم مکشفه ها عادتاً حدود ۲۶٪ رأی دهندگان فعال در نوع انتخاباتها بوده اند! الان قطعاً ۲۶٪ مکشفه را در «امر جامعِ» حمایت های خیابانی نمی بینید!
این از حیث خود می تواند نگران کننده هم باشد!
اگر سراغی از درصد کسانی (زن و مرد) که هنوز «روایت رسمی جنگ» را نپذیرفته یا «اصلا تجمعات نیامدند» بگیریم، این نگرانی معنای عمیق تری می گیرد و ضرورتِ «جذب حداکثری» و «جادهی در امر جامع» بیشتر هم میشود. - در همین حد مساله بودن شل حجابی یا مکشفه گی در تجمعات و حواشی ای که ساخته، این یادداشتها قابل ملاحظه است:
روایتی الهیاتی برای این حضورها
یادداشت: بی حجاب پرچم به دست
تکلیف فقهی تزاحم این گونه حضور با نهی از منکر
یادداشت: از نظر فقهی با بی حجابان در تجمعات چه کنیم؟
توصیف و توصیه با رویکرد جنسیت نگر
یادداشتهای: معادله حجاب و جنگ، زنان و خیابان؛ بعثت ضعیف الحجابها! - حضور و اثر در «امر جامع» هم «حق» و هم «تکلیفِ» «همه مردم» است.
قرارمان در انقلاب اسلامی، «هم جمهوری» و «هم اسلامی» بوده است.
پس باید همه آن مردم (با کم/بی حجابها) را در امور جامع حاضر و در عین حال «رشد» داد و «تراز اسلام» کرد؛ نه «ندید» یا «حذف» کرد!
لینک ها را بخوانید!
محسن قنبریان




