بایگانی دسته: یادداشت‌ها و مصاحبه‌ها

شهادت میدهم چیزی ز دینداری نمی دانم

سراپا غرق تردیدم، من آیا یک مسلمانم ؟

 

مسلمان نیست هرکس بی خبر باشد ز هم کیشش

حدیثی خوانده ام اینگونه سرگردان و حیرانم

 

دلم از آه مظلومی  نمی سوزد ، نمی لرزد

خدایا تازه فهمیدم، پر از  جهل است ایمانم

 

من آنم که نمی بینم زبیر و طلحه ی خود را

ولی در ادعایم بوذر و عمار و سلمانم

 

گهی هستم ز هرچه انقلابی انقلابی تر

و گاهی فتنه ای می سازم و بعدش پشیمانم

 

نکرده این نماز روبروی کعبه آبادم

نکرده مسجد الاقصی ویران گشته ویرانم

 

شده هر روز این دنیا غروب سرخ عاشورا

ولی من روضه را تنها برای گریه می خوانم

 

رسیده ناله ی هل معین مهدی زهرا

ولی من در هوای ملک ری سر در گریبانم

 

کویرم خشک و بی پایان, اسیر فصل یخبندان

نشد این گریه ها باران , بر این جان بیابانم

 

منم آن شاخه ی زردی که این دوران نامردی

نیاورده کمی دردی به این اعضای انسانم

 

به چشم خویش میبینم به خاک و خون کشیدن را

سحر می سوزم و افطار عبد سفره ی نانم

 

نگاه من نمی بیند  مسلمان فلسطین را

مسلمانم ولی محصور در عنوان ایرانم

 

مکرر امت اسلام واحد را نشان می داد

مکرر سوخت ، من شرمنده ی پیر جمارانم

 

چه زیبا گفت از مرگ یهود و موج بیداری

همان موج خروشانی که من یک قطره از آنم

 

شده عالم پر از فریاد و طغیان کرده استبداد

چرا در این همه غوغا سکوت افتاده در جانم

 

جهان در پیچ تاریخیست, من در پیچ گمراهی

نمی دانم که با حقم و یا در حزب شیطانم

 

 

گهی تند و گهی آهسته ام اما خدا داند

اگر سید علی فرمان دهد مانند طوفانم

 

خدا گفته است حجم با برائت میشود کامل

کمال دین خود را لعن اسرائیل می دانم

 

اگرچه دیر می گویم،  پر از تکبیر می گویم

منم سرباز و امروز است خاک غزه میدانم

 

حسین محسنات

یا حَجّاج!

از حَجّاج، سفاک تر، والی ای در تاریخ اسلام سراغ نداریم.

در زمانی که والی عراق بود، تعدادی از زنان مسلمان تاجر با کشتی و اموالشان دست دزدان قوم “مید” از “دیبل”(بندری در سند) افتادند!…

یکی از آن زنان -از بنی یربوع- از همان کشتی ندا داد: یا حَجّاج!

این دادخواهی به حجاج رسید جواب داد: یا لبیک!

از همین جا عملیاتهایی برای آزاد سازی آنها و بعد فتح سند کلید خورد… (فتوح البلدان ج۳ص۵۳۴)

تاریخ آینده بر مظلومیت امت اسلام خواهد گریست که حَجّاج هایش کودکان و زنان (یمن یا…) را به خون کشیدند اما فریاد حدود یک میلیون زنان و مادرانی که در باریکه ای بنام غزه گروگان اند را هیچ پاسخی ندادند! یا فقط برای مصرف داخلی، ژستی گرفتند و زباناً محکوم کردند!

جنایت در غزه به ضیم و ننگ رسیده است؛ همان که حسین(ع)، به قیمت کشته شدن و پیروز نشدن، عاشورا پذیرفت! (بین السله و الذله)

از اینسو در تمام این ۷۵سال اینقدر افکار عمومی جهان برای مقابله با اسرائیل فراهم نبوده است. فقط تظاهراتهای اروپایی و آمریکایی را ببینید!

بین “مقاومت اسلامی” با “حَجّاج های امت” حتما فرقی هست!

بیانیه و محکوم کردن و صرفا سخن گفتن را سازشکارها هم دارند.

مقاومت یا باید دیگر برای مردم شان از محو اسرائیل و… نگوید یا در این “ننگ اسلامی” و “فرصت جهانی” ، انتقام شایسته را بگیرد.

می دانم که در تدبیر و بالمرصادند و حتما به موقع اقدام خواهند کرد! و به طرح کثیف بایدن بعد از فاجعه بیمارستان تن نمی دهند.

محسن قنبریان ۲۶مهر۱۴۰۲

وا معتصماه!

در زمان معتصم عباسی، پادشاه روم، سرزمین اسلام را اشغال کرد؛ مسلمانان تحت سلطه را مُثله کرد، چشمانشان را بیرون آورد و بینی و گوشهایشان را برید. زنان و بچه ها را هم اسیر و در بند کرد. مرزنشینانی که اسب و سلاحی داشتند، بر او تاختند.

یک زن هاشمی اسیر و در بندِ رومیان صیحه زد: وامعتصماه!

خبر به معتصم رسید، پاسخ داد: لبّیک! لبّیک!

همان وقت بپاخواست و بر اسب سوار و دستور حرکت داد…

فتح عمُّوریّه از همین جا آغاز شد.

 

جنایات اسرائیل در غزه از اشغال رومیان کمتر نیست، آنچه با بمب های ممنوعه اتفاق می افتد بسی دردناک تر از مُثله کردن و گوش و بینی بریدن است. اینجا کودکان را هم می کشند و صدای #یا_للمسلمین زنان بلند است.

مرزداران امروز اسلام هرکه سلاح داشته کاری کرده و می کند؛ لکن غزه دارد ویرانه و نسل کشی، کامل میشود.

 

روشن شد شاهان عرب از معتصم بی عرضه ترند؛ ولی ولایت فقیه عادل با خلافت عباسی قابل مقایسه نیست؛ معتصمِ فاسق و جائر از خامنه ای و سیدحسن نصرالله، جوانمردتر و با غیرت تر نبود.

سال۸۰ فرمود: “من فریاد آن زن فلسطینی را که در مقابل دوربین خبرنگار با صدای گرفته خود فریاد می زد: یاللمسلمین… از یاد نمیبرم

در این ۲۰سال دست مبارزان سرحدات اسلام و فلسطین بجای سنگ، از موشک پرشد.

امروز(۲۵مهر) تهدید کرد: “بمباران های غزه باید فوراً قطع شود”!

” اگر چنانچه این جنایات ادامه پیدا کند، مسلمانها و نیروهای مقاومت بی تاب می شوند؛ کسی جلوی اینها را دیگر نمی تواند بگیرد؛ این را بدانند”!

 

یعنی روزهای آینده، نجات غزه را می بینیم؟!

 

محسن قنبریان

مگر نه اینکه همان طفل غزه طفل من است

چرا سکوت کنم سینه ام پر از سخن است

برای من اگر انسانم و مسلمانم

جوانِ جان به کف غزه نیز هم وطن است

(حسن زرنقی)

بمناسبت سالروز ورود حضرت فاطمه معصومه(س) به قم، الگوی سوم برای زن (مقابل نگاه متحجر و متجدد) در جزوه “از موءوده تا محرّره” بخوانید!

فهرست مباحث در حوزه زن و حجاب و عفاف

آنچه به انسداد می انجامد!

عده ای به انسداد و ناامیدی می رسند و اگر صدای مجازی داشته باشند، آنرا به اشتراک هم می گذارند. عده ای دیگر بخاطر جهاد امید آفرینی اینها را “طبقه” می کنند و مثلا انتهای راه عدالتخواهی موجود را انسداد می شمارند! و راه را از آنچه هست تنگ تر می کنند!

قرآن و عترت به ما نکته کلیدی ای می آموزند: هر کنشی، اثر وضعی خود را دارد.

یکی از آثار وضعی و قهری، “رسیدن به انسداد و ناامیدی” است.

 واژه “خیبه” مفید این معناست.

اما چه کسی به خیبه و انسداد می رسد؟

 در سوره طه دو رقمش بیان شده است:

  1. “قد خاب من افتری”(۶۱طه): به ناامیدی و انسداد می رسد کسی که افتراء ببندد.
    واضح است افتراء، دروغ است کسی که پی دروغ و زایده گویی خود برود، واقعیتی ثابت نمی کند؛ پس چاره ای از کسی نمی بیند و به انسداد می رسد.
  2. “قد خاب من حمل ظلماً”(۱۱۱طه): به ناامیدی و انسداد می رسد کسی که با خود ظلمی را حمل کند.
    هرچه عدالتخواهی مطابق با نظام عالم است، ظلم مخالف نظم ربوبی شنا کردن است.
    اگر افشاگر و اینستابازی ظلمی با خود حمل می کند، بارش را در انسداد زمین می نهد؛ هرچه ظلم بزرگتر، ناامیدی و انسدادش غلیظ تر.

نسبت “جزء” را به” کل” دادن “افتراء” است و “افتراء بستن به اساس نظام اسلامی”، “حمل ظلم کردن” است؛ صاحبش را ناامید و دچار انسداد می کند.

قرین انسدادی ها، “هلاک شوندگان” هستند؛ که حضرت امیر(ع) در خطبه۱۶ آنها را قرینه ی انسدادی ها می کند: وزیران شعار!

:”هلک من ادعی و خاب من افتری” : مدعیان بی عمل و فیک هم هلاک میشوند…!

محسن قنبریان

ماجرای دیوارنگار میدان ولیعصر نشان داد که اختاپوس بانکهای مال‌ساز و بنگاه‌دار زورشان به حرف رهبری هم‌ میچربد‌

محسن مقصودی، مجری و تهیه کننده برنامه ثریا در خصوص جمع کردن دیوارنگار میدان ولیعصر در مورد بانکها در توییتر نوشت:

همیشه در برابر پاسخ مردم و دانشجویانی که می‌پرسیدند چرا رهبری با فلان فساد برخورد نمی‌کند یا پیگیر تصویب فلان قانون ضد فساد نمی‌شود، باید کلی توضیح می‌دادم که فرایند مبارزه و مهار باندهای قدرت و ثروت پیچیده است، یک نفر ولو رهبر باشد بدون مطالبه مردم و عزم مسوولان تنها می‌ماند

این ماجرای دیوارنگاره کار ما را راحت کرد و مشخص شد حتی در دوران مدیریت اصولگراها بر سه قوه و شهرداری، حرف صریح و دقیق رهبر انقلاب که سالها در عرصه عمل خاک می‌خورد حتی دیگر روی بیلبورد شهری هم تحمل نمی‌شود و اختاپوس بانکهای مال‌ساز و بنگاه‌دار زورشان به حرف رهبری هم‌ میچربد‌

شاید برخی از این ماجراها ناامید شوند، اما ما با این ماجراها امید و انرژی‌مان برای مبارزه با فساد و تخلفات بانکی دو چندان می‌شود. حالا همه چیز عیان‌تر شده، مردم ماجرا را فهمیده‌اند مال سازهای تورم‌ساز دیگر نمی‌توانند با کمک به فلان مسجد و فلان خیریه و هیات و… ژست ارزشی بگیرند

نهضت محمدی

مجموعه نهضت محمدی ،فیلم کامل پنج شب سخنرانی حجت الاسلام قنبریان در هیئت لبیک است که در مراسم آخر صفر امسال (شهریور۱۴۰۲) طرح بحث شده است.

لینک فیلم کامل منبر آخر صفر هیئت لبیک در عماریار

در این مجموعه با توجه به تفسیر سوره قریش ، با نگاهی از منظر جامعه شناسی نحوه تشکیل نهضت رسول الله بررسی می شود. و سپس مجموعه تلاش های رسول الله برای نظام سازی نهضت مقدس شان در ابعاد مختلف ارائه میگردد.

در شب سوم به این سوال پاسخ داده می شود که چه اتفاقاتی برای نظام نبوی رخ داد که امام مجتبی ع مجبور شد از نظام به نهضت رجوع کند.

در دو جلسه آخر با نگاه به تاریخ و سیره امام رضا ع این پرسش پاسخ داده می شود که امام رضا ع چگونه نهضت را برای همیشه تثبیت کرد؟

مواضع اصولی و انقلابی و روبه جلو و همه جانبه ی رئیس جمهور در نیویورک قابل ستایش و استقبالِ گرم از ایشان کاری انقلابی و شایسته جنبش دانشجویی است.

 

محسن قنبریان