بایگانی دسته: نماهنگ و تماشایی‌ها

رابطه حقوق متقابل و استیفاء حق / استیفاء حق توسط خود مردم در راستای زیان تصمیمات دولت

بخش اول:

 

رابطه حقوق متقابل و استیفاء حق

نه حق در مقابل تکلیف بلکه حق در مقابل حق

 

نکته اول: این حقوق متقابل متکافئ آیا فقط در مقام جعل هست یا در مقام استیفاء هم هست؟

در نامه ۵۰ امیر المومنین ۴ حق را می شمارند: …

در نتیجه: ::و اذا فعلت ذلک وجبت لله علیکم النعمه::

بخش دوم:

استیفاء حق توسط خود مردم در راستای زیان تصمیمات دولت

نکته دوم: استیفاء حق با کیه؟ حق جعل کردی باید بگی استیفائش کیه؟!

یه موقع حق معین هست و یه موقع حق استیفاء با خودش نیست و مخلوط با دیگران است

 

جمعه ۲۱ دی ماه ۱۴۰۳

انقلاب اسلامی آنجاست که زن در سرنوشت اساسی جلودار است!

اسلام در وقتی که ظهور کرد در جزیره العرب، بانوان حیثیت خودشان را پیش مردان از دست داده بودند؛ اسلام آنها را سربلند و سرافراز کرد، اسلام آنها را با مردان مساوی کرد. عنایتی که اسلام به بانوان دارد بیشتر از عنایتی است که بر مردان دارد…

 

اگر زنهای انسان‌ساز از ملتها گرفته بشود، ملتها به شکست و انحطاط مبدل خواهند شد. زنها هستند که ملتها را تقویت می‌کنند، شجاع می‌کنند.

بانوان در صدر اسلام با مردان در جنگها هم شرکت داشته‌اند. مقام زن مقام والاست؛ عالی رتبه هستند. بانوان در اسلام بلندپایه هستند.

ما می‌بینیم و دیدیم که زنها، بانوان محترمات همدوش مردان بلکه جلو مردان در صفِ قتال ایستادند. بچه‌های خودشان را از دست دادند، جوانان خودشان را از دست دادند، و شجاعانه مقاومت کردند…

 

زن باید در سرنوشت خودش دخالت داشته باشد…

از خیانتهای بزرگی که به ملت ما شد این بود که نیروی انسانی ما را از دست گرفتند؛ نیروی جوانان ما را به عقب راندند، نیروی بانوان ما را به عقب راندند، بانوان ما را منحط کردند؛ خیانت کردند بر ملت ما. بانوان ما را ملعبه کردند؛ بانوان ما را مثل عروسکها کردند. بانوان ما جنگجو بودند، اینها خواستند ننگجو باشند!…

 

اسلام زن را مثل مرد در همه شئون -در همه شئون- همان طوری که مرد در همه شئون دخالت دارد زن هم دخالت دارد…

(امام خمینی (ره)؛ ۱۳ اسفند ۱۳۵۷)

 

پ.ن:

سرنوشت در لبنان فعلا مقاومت سخت است و زن اش را می بینید!

“شجاع کننده ملت”، “جلوی مردان”، “جنگجو”و…

 

محسن قنبریان

تولید و عدالت!

 

اول چند دقیقه وقت بگذارید سیاستهای کلی اصل۴۴ را بخوانید!

 

چه رشد اقتصادی و پیشرفتی موجب عدالت می شود؟!

 

گفته شد پیشرفت خود به خود به عدالت نمی انجامد! عدالت توزیعیِ بعد از رشد اقتصادی هم چاره اساسی فاصله طبقاتی نیست بلکه اصلا تا کیک اقتصاد بزرگ نشود، توزیع سهم بیشتر هم میسر نیست!

 

از اینجاست که “عدالت پیش از تولید” مطرح می شود. “تقسیم عادلانه منابع تولید ثروت” یک اصل اساسی است (بند۲ اصل۴۳ قانون اساسی). پس کلمه اساسی در سیاستهای اصل۴۴: “گسترش مالکیت عمومی در جهت تحقق عدالت اجتماعی” می شود.

بدون گسترش مالکیت عموم، سود منابع برای طبقه یقه سفیدها و سرمایه دارها و  کاهش ارزش اسکناس برای حقوق بگیران(کارمند و کارگر) خواهد بود. فقیران فقیرتر و اغنیاء پولدارتر می شوند!

 

سیاستهای اصل۴۴ برای این گسترش مالکیت عمومی، “تعاونی های فراگیر بیکاران و سه دهک پایین” را پیشنهاد داد که تا پایان برنامه پنجم به ۲۵٪ در اقتصاد کشور برسد. ۳۰٪درآمدهای حاصل از واگذاری ها به بخش خصوصی و حاکمیتی هم به آن تعاونی ها جهت فقر زدایی و سهیم شدن در مالکیت عمومی کشور اختصاص یابد!

 

قانون اجرایی آن هم سال۸۷ تصویب و فصل سوم به آن تعاونی ها اختصاص یافت!

براساس آن باید بودجه سالانه هم برمبنای توسعه آن تعاونی ها بسته شود!

حتی مدل تعاونی توسعه و عمران شهرستانی و دهیاری هم در سال۸۹ طراحی شد!

 

لکن با گذشت ۲۰سال آن طبقات در مالکیت و سهم بری -نه به شکل تعاونی و نه کارگاه های کوچک(ایده دیگر رهبری)- مشارکتی نیافتند! هم مشارکت در رونق رشد اقتصادی کم شد، هم عدالت عقب ماند!

 

محسن قنبریان

أَنا أَکثَرُ مِنکَ مَالاً وَأَعَزُّ نَفَراً وَهُوَ ظَالِمٌ لِّنَفسِهِۦ قَالَ مَآ أَظُنُّ أَن تَبِیدَ هَٰذِهِۦٓ أَبَداً

«… پس به رفیق خود که با وى گفتگو مى کرد گفت: من از جهت مال از تو بیشتر و به عده از تو نیرومند ترم. و به باغ خود شد در حالى که ستمگر به نفس خویش بود گفت گمان ندارم که هیچ وقت این باغ نابود شود. گمان ندارم رستاخیز به پا شود، و اگر به سوى پروردگارم برند سوگند که در آنجا نیز بهتر از این خواهم یافت.

رفیقش که با او گفتگو مى کرد گفت: مگر به آنکه تو را از خاک آفرید و آنگاه از نطفه و سپس به صورت مردى بپرداخت کافر شده اى. ولى او خداى یکتا و پروردگار من است و هیچ کس را با پروردگار خود شریک نمى کنم.

چرا وقتى به باغ خویش در آمدى نگفتى هر چه خدا خواهد همان شود که نیرویى جز به تأیید خدا نیست، اگر مرا بینى که به مال و فرزند از تو کمترم؛ باشد که پروردگارم بهتر از باغ تو به من دهد، و به باغ تو از آسمان صاعقه ها فرستد که زمین بایر شود.

یا آب آن به اعماق فرو رود که جستن آن دیگر نتوانى و میوه هاى آن نابود گشت و بنا کرد دو دست خویش به حسرت آن مالى که در آن خرج کرده بود زیر و رو مى کرد که تاکها بر جفته ها سقوط کرده بود، و مى گفت اى کاش هیچ کس را با پروردگار خویش شریک نپنداشته بودم.

و او را غیر خدا گروهى نباشد که یارى اش کنند، و یارى خویش کردن نتواند.

در آنجا یارى کردن خاص خداى حق است که پاداش او بهتر و سرانجام دادن او نیکتر است …»

هُنَالِکَ ٱلوَلَٰیَهُ لِلَّهِ ٱلحَقِّ

 

آیات الهی ۳۲ تا ۴۴ کهف را اینجا بشنوید!

روایت برخورد امیرالمومنین(علیه السلام) با نجاشی یار قسم خورده حضرت