بایگانی دسته: پیام‌ها و تحلیل‌ها

چند ایده نیمه شعبانی از دوستان

  1. گروهی جهادی یا هیأت و کانونی فرهنگی برنامه جشن خود را در محرومترین نقطه شهر یا منطقه شان با تصویرکردن آن محرومیت تبلیغ کند و قبل از آن ضروری ترین نیاز اهالی را شناسایی و اطلاع رسانی کند و:

    الف)
    با جذب خیّرین مومنی به آن نیازها وعده تأمین بخشی از آن نیازها را شب جشن اعلام کنند.
    فراموش نکنیم امام زمان(ع) به علی بن مهزیار با وجود ۲۰سال سفر به تمنای دیدار امام، گله کرد که: “ولی شما به زیاد کردن اموال خود و فخر فروشی بر ضعفای مومن روی آوردید…”(۱)
    و از سوی دیگر هم امام صادق(ع) فرمود: “هرکس قادر نیست صله و هدیه اش را به ما اهلبیت برساند، به شیعیان صالح ما بدهد که ثواب صله به ما را دارد”(۲) از این بابت میشود هدایای مومنین به امامشان در شب تولدش را هم جذب به رفع نیاز شیعیان امام اختصاص داد.

    ب) 
    با مسئولین شهری درباره نیازی جدی و ضروری در آن منطقه از قبل جلسه گرفته و وعده حل اقلا یک نیاز را بگیرند که رسول الله(ص)فرمود: “هرکس حاجت نیازمندی را که توانایی ابلاغ ندارد به صاحب منصبی برساند خداوند در قیامت قدمهایش را برصراط استوار دارد”(۳).
    ج)زمینه دیدار و گردشی کوتاه برای مومنین حاضر شده در جشن را در آن منطقه محروم یا حاشیه نشین فراهم کنند تا دیدن محرومیت ضعفاء، “احساس دردمندی” در آنها پدید آورد و امام زمان خواهی را با حج و عمره تکراری (مثل ابن مهزیار)و سایر اعمال اینچنین دنبال نکنند.
    (چون خوزستانی ام پیشنهاد دیدن برخی مناطق سیل زده این استان حتی مثل عین دو در خود اهواز را هم می افزایم که قبل از سیل هم وضعیتی نابسامان تر از برخی مناطق سیل زده اخیر کشور داشته اند!)
  2. جلسات و هیأت و تکیه های بزرگ که احیانا امکان برگزاری در مناطق محروم حاشیه را ندارند میتوانند از جوانان یمن یا بحرین و…(که در دانشگاه و حوزه ایران هستند یا در رسانه ها حضوری داشته اند) دعوت تا بی واسطه استضعاف عجیب معاصر و کنار دست ما را برای مخاطبین توصیف کنند و اضطرار به ظهور ولیّ مطلق را در مخاطبین بیفزایند. شاید برخی گروههای فعال جهادی در مناطق بسیار محروم کشور خودمان هم بتوانند جایگزینی دیگر باشند .

با تشکر از ایده خوب احیاء روز جهانی مستضعفین.

۱)دلائل الامامه ص۵۴۱و۵۴۲
۲)من لایحضره الفقیه ج۲ص۷۳
۳)تحف العقول قسمت جملات قصار پیامبر(ص).

وجوب حضور مردمی!

شهید بهشتی، “احتجاب مسئولین” (دوری و پوشیده از مردم بودن آنها) را “حرام مطلق” می دانست. یعنی حتی احتمال ترور هم نمیتواند عذری برای دوری و دیده نشدن در مردم شود! گرچه “حفاظت” از ترور، مشروع است، اما نباید به “حاجب” بدل شود! (ادله فقهی این فتوا بماند فرصتی دیگر).

از سوی دیگر وجوب مردمی بودن حاکمان و در حجاب نبودنشان، واجبی “توصلی” است. یعنی مثل عبادات(نماز و روزه) نیست. قصد قربت و اخلاص شرط امتثالش نیست و بدون آن هم واجب عمل شده است(مثل امر به معروف) . البته با اخلاص، کمال یافته؛ توشه ی اخروی هم میشود.

تظاهر و تبلیغش اگر موجب تشویق دیگر مسئولین برای دوری از تشریفات زائد است، لازم و نیکو هم می باشد. دعوت به اخلاصِ بیشتر و استقامت بر رفتارهای درست هم جای خود محفوظ و یک وظیفه دیگر است.

محسن قنبریان

احیای روز مستضعفین بجای فستیوال شادی!

پیشنهادی برای جشن های نیمه شعبان:

با پیروزی انقلاب اسلامی، نیمه شعبان به روز جهانی مستضعفین نام گرفت تا نماد وعده الهیِ ائمه شدن مستضعفان زمین(۵/قصص) باشد.

اما به مرور این جهت کم رنگ، و اصلا واژه مستضعف در ادبیات سیاسی-اجتماعی کم فروغ شد. از آرزوی امام در “تشکیل حزب بزرگ مستضفین در تمام دنیا”(۱) تنزّل کردیم. در بُعد داخلی آنها را “قشر آسیب پذیر” (آدمهایی که خود آسیب را می پذیرند!) خواندیم و در بُعد خارجی هم از امپریالسیم و استکبار جهانی -بخاطر شبهات برخی بریده ها و خسته ها از مبارزه- قرائتی ملی(نه جهانی)عرضه کردیم! مثلا آمریکا و استکبار جهانی چه خسارتی به منافع ملی ما زده؟! و استکبار ستیزی چگونه تامین کننده “منافع ملی ایران” است؟!دیگر از ابعاد جهانی استکبار جز نمونه هایی در چند سرود یا سخنرانی نگفتیم. غافل از اینکه استکبار ستیزی در قواره منافع ملی ایران، مصرفش هم برای مخاطب ایرانی است نه مستضعفین جهان.(۲)

جشن های نیمه شعبان هم از ابعاد روز مستضعفین خالی تر شد و حتی در مذهبی ترین و انقلابی ترین شهرهای ما -حتی قم- به فستیوال شادی تنزّل کرد!صرف ریسه و شربت و حداکثر مولودی و کف زنی! گاهی هم با چاشنی های زهرماری! تو گویی طواف به گرد بیت المعمور بود که به “مُکاء و تصدیه”(صوت و کف) فروکاسته میشد.
غافل از اینکه به حسب روایات متکثر اولین مستضعف واقعی خود ائمه اطهار و بخصوص امام در غیبت است(۳) و به تبع آن استضعاف بزرگ و ضخیم است که بشر دچار استضعاف جبّاران واقع شده است. جایی از سیری بسیار و جایی از گرسنگی می میرند، برده داری سفید وحشتناکتر از سیاه در حال رواج است و دهها استضعاف دیگر.

یک تجربه:

در برخی حضورهای تبلیغی از برگزار کنندگان جشن نیمه شعبان خواسته شد با تبلیغات پیشینی و بخصوص مجازی از شرکت کنندگان بخواهند هر یک تصویری از یک استضعاف و قصه ای از مستضعفی را رصد و همراه بیاورند. درضمن برنامه برگزیده هایی جایزه بگیرند و همه تصاویر -جای افزون کردن ریسه های چراغ- جلوی چشم مخاطبان نمایشگاه شود. سخنران و مداح در آن راستا بگویند و بسرایند و از آن نمونه ها شاهد بیاورند تا برای یک شب هم که شده استضعافِ حاصل از غیبتِ امامِ عدل یکجا جلوی چشمها بیاید و بر ذهن ها و قلبها بنشیند و “درک اضطرار به امام” را افزون کند .

امام زمانی های عزیز یاری کنند و “احیای روز مستضعفین” را با تجربه ها و طرح های نیکو از سر بگیرند الحمدلله خندوانه های زیادی برای مردم جور است و نیاز نیست سالروز طولانی تر شدن غیبت امامِ “فرید و طرید” (تنها ورانده شده ی) بشر، بهانه جُنگ و تردستی و دلقک بازی و مطربی شود!
در نشر این یادداشت یاری ام کنید.

پی نوشت:
۱.در جستجوی راه امام کلام امام دفتر اول ص۵۵
۲.از آن بدتر برخی نه تنها استکبار جهانی را به رژیم سیاسی آمریکا فرو کاستند که حتی آن هم به ترامپ و تیم او فروکاسته شد!
۳.برای نمونه ر.ک: تفسیر برهان ج۴
ص۲۴۹ الی ص۲۵۴حدود۱۵روایت.

 محسن قنبریان
۹۸/۱/۲۲

ضرورت احیای ادبیات عدالت خواهی نهج البلاغه!

اعتراض بر گرسنگی گرسنگان و سیری اغنیاء یا ساخت و پاخت نکردن (لایقارّوا)برآن ادبیات امیر عدالت(ع) است. ضرب آهنگ آن از سال۵۳ و سخنرانی های”طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن” در سخنان رهبر انقلاب بوده است.

قبل از اینکه در مثل پیام برائت امام، سعودی ها(و ولیدهای تکفیری حاضرشان) مجسمه و مثَل اعلای “اسلام آمریکایی” شوند؛ در ادبیات امام و شاگردان اصیلش-از جمله حضرت آقا-اسلام آمریکایی، نام اسلام سیران ظالم(کظه ظالم)بود. “مرفهان بی درد”، “زالوصفتان” و ثروت اندوزانی که در بی عدالتی ها و تبعیض ها از فقرا و گرسنگان بالارفته اند…

اسدالله عسکراولادی -از اعضاء پرسابقه اتاق بازرگانی- از اینگونه روایت خوانی و یقه گیری های شهید بهشتی در بین ثروتمندان اتاق بازرگانی خاطره دارد:
فرموده بود: “شما بازرگانان باید به صورت ماهیانه ۱۵۰۰۰تومان از سود خود را نگاه دارید و باقی مانده را به حساب ۱۰۰امام واریز کنید!”
-اسدالله:”هزینه اتومبیل من۵۰۰۰تومان است!”
-بهشتی:”حق ندارید چنین خرج کنید پیکان بخرید!”
-اسدالله:”دوست ندارم پیکان سوار شوم. شریک تجاری خارجی من به ایران می آید اگر مثلا با موتور به دیدار وی بروم از من خرید نمی کند(!)وقتی خریدار خارجی را به انبارم می برم باید سوار بهترین ماشین باشم!”
-بهشتی:”انبارت را کوچک کن! ۱۰۰۰متر برایت کافی است و راننده هم نمی خواهد داشته باشی!”
-اسدالله عسکر اولادی از شهید بهشتی خواهش می کند هنگام سخنرانی در اتاق بازرگانی از اینگونه مسائل سخن نگوید!اما شهید بهشتی نپذیرفت و همان مسائل را طرح کرد…”(ر.ک:سرگذشت پنجاه کنشگر اقتصادی ایران ص۴۶۸).

دهه هایی است که دیگر مثل آن روایات خوانده نمیشود بقیه مجتهدان نگهبان و قضاء و حکومت مثل بهشتی نمی گویند! اما “صیرفی” ها توثیق شده اند! مجتهد و عامی بنام “امنیت سرمایه گذار” حق را جای بهشتی به عسکراولادی ها داده اند!

خواندن حدیثی در اینباره توسط رهبری و موعظه ای نرم از آن، تأخیر یکماه در پخش نمیخواهد! جای سایت و کانال ایشان جامعه عدالتخواه خوب است آنرا بسیار تکرار کند. از بسیاری حرفهای تکراری مهم تر است.
روایت خوانی رهبری دراینباره را بشنوید

بیانات در ابتدای درس خارج فقه درباره وظیفه‌ی ثروتمندان

 

دریافت فابل تصویری

محسن قنبریان
۹۸/۱/۱۲

ماجرای سربداران

نماهنگ تهیه شده از سخنرانی «قصه رغبت، غصه غربت» که لیالی قدر توسط حجت الاسلام قنبریان ایراد شده بود به ماجرای شکل گیری قیام سربداران پرداخته است.

بیانیه گام دوم (۴)

تجاوب نه تملق!

رهبری از تجاوب(جواب هم دادن) اقشار به بیانیه گام دوم اظهار خرسندی کردند. اما می دانیم تملّق، تجاوب نیست یا نازل ترین پاسخ دادن است.

متاسفانه درصدی از اظهار نظرها و بعضا از آدمهای سرشناس در همین حد بود. مانیفست خواندن و برتر از فلان و بهمان نامیدن و باید متن درسی شود و… خودشیرینی هایی بود که گفته و منتشر هم شد اما وقتی فرازی را توضیح دادند یا اینقدر سطحی و پیش پا افتاده بود که درکشان از آن تعابیر را هم معلوم می کرد! یا اینقدر انتزاعی و کلیات ابوالبقاء بود که مبیّن ابهامی نبود و مرحمی بر دردی نمی شد!(البته این ریشه در روحیه اسطوره دوستی ما و مداحی روحانیون ما دارد. درباره امیرالمومنین هم کتابهای ما از مفاخره و اثبات افضلیت حضرت بر ابراهیم و موسی و عیسی پرشد تا سنی ها و معتزلی ها نهج البلاغه او را برایمان شرح دادند و مسیحی ها علی و صوت عدالت انسانی نوشتند و بجای قرائت فرقه ای، خوانشی جهانی از بهترین ولی خدا کردند!)

تجاوب شامل پرسش و پاسخِ حتی انتقادی نسبت به این بیانیه می شود. چیزی که هنوز نمونه ای از آن اقلا در رسانه های رسمی نشر نظرات دراینباره مشاهده نشده است. اگر گوهری در این بیانیه باشد با چنین تجاوب هایی معلوم می شود نه با مفاخره و مقایسه اش با رسائل فقهاء و علماء دیگر! امروز مساله ما برگزیدن این بیانیه یا تنبیه الأمه نائینی(مثلا) که نیست!

با این بیانیه همان کار شعار سال کردن هم بسیار خطاست. خوراک پلاکارت و بنر چندماه کردن و خلاص!. بلکه با شعار سال هم اگر کار شعاری و صرفا تبلیغاتی نمی شد بعد از بیش از یک دهه شعار اقتصادی این وضع اقتصاد نبود !

با نامه ایشان به جوانان اروپا هم همین کردند و لابد الان هم آن کارهای شعاری و مفاخره ای را موجب مسلمان شدن جوانان اروپا و کاهش اسلام هراسی و تروریسیم می دانند!
بگذریم…

پرسش و بررسی هایی از این بیانیه اشاره شد و کنکاش های بیشتری باقی است.
-تعریف استقلال به آزادی و آزادی به استقلال!
-معنویت و اخلاق و نسبت نهادهای اجتماعی با حکومتی؟
-نسبت ماموریتهای ۷گانه با مقدمه سازی برای ظهور؟
-و…

شاید توفیق تجاوب شد!

ملکوت سیل!

در فرهنگ عرفانی-توحیدی قرآن هر چیزی ملکوت و باطنی دارد(۸۳/یس) که مثل روح است برای کالبد.

  • در “قوسِ نزولِ عالم” که “مدار تقدیر” و قالب گیری امور به اندازه ها و تعیّن هاست؛ سیل و هرآنچه روی زمین بلای طبیعی می شماریم، قالبِ “بما کسبت أیدی الناس” گرفته است. آنچه انسان از بدی کسب می کند، موجب ظهور فساد در زمین و آسمان می شود. و “ظلم مادر رذائل است”(غررالحکم).
    عامل سیلها و بلایا بیش از فلان جرم اخلاقی؛ محصول بی عدالتی، ویژه خواری و تعدی به طبیعت و حقوق عامه است. یعنی آنچه امروز بنام برداشت بی رویه از جنگل و اشغال انفال و… می شناسیم. امیر(ع)فرمود: “البطر یسلب النعمه و یجلب النقمه: مستی از ناز و نعمت[ویژه خوران]نعمت ها را گرفته و بلاها را عاید می کند”
  • در “قوسِ صعودِ عالم” که “مدار تکلیفِ” آدمی و تعالی او و رهائی از تقیّد ها و تعیّن هاست؛ سیل و هر ظاهرا بلای طبیعی، زمینه ای برای “شرح صدر در اسلام” و درآمدن از انانیت است. احسان و ایثار؛ “من” را “ما” می کند. همدردی، همدلی می آفریند و مردم را بیش از زبان و نژاد به هم نزدیک می کند(“أقرب القرب موّدات القلوب”). پویش ها ی کمک، همه را فرزند نیکی و برادر هم می کند(“الناس ابناء مایُحسنون).
  • پس از سیل هم می شود به مقصّرین پرداخت و بی تدبیری ها را مواخذه کرد اما در حین ابتلاء، نِقاش و درگیری های سیاسی-اجتماعی ویرانگرتر از سیل و به بدی فرصت طلبی دزدها و جیب‌بر هاست! صعود را سقوط می کند.

“وأصلح لنا خبیئه أسرارنا وأعطنا منک الأمان:نهفته های درون ما را اصلاح واز جانب خود امانمان ده”(زیارت رجبیه)

محسن قنبریان
۹۸/۱/۴

قدیما دزدها بانک “می زدند” ؛ جدیدا “بانک” می زنند!

 

قدیما دزدها بانک “می زدند” ؛ جدیدا “بانک” می زنند!
(این جمله یک مثَل بین پژوهشگران اقتصاد اسلامی شده است و قصد توهین و تطبیق بر کسی نیست!)

جوانان انقلابی اگر خواستند یک مثال و شاهد برای این ویدئو از مقام معظم رهبری بیابند، پیرامون لینک زیر بیشتر تحقیق کنند:

http://yon.ir/0gavw

رابطه بین تصاحب زمین های بزرگ (۲۱۷هزارمتر) برای ساخت یکی از ۵مگامال بزرگ جهان در تهران با تأسیس بانک خصوصی و حواشی اش را ملاحظه کنید! بانک برای “رونق تولید” زده نمی شود. برای مالی به بزرگی ترافوردسنتر انگلیس و بازار مصرفی اجناس خارجی و تجملی تأسیس می شود!

رابطه این دو با گسترش لاکچریسم و شهرک خصوصی باستی هیلز لواسان راهم ببینید! بانک برای خدمات عمومی و بالسویه به شهروندان هم تأسیس نمی شود. برای تأمین نقدینگی ملّاکی و دلّالی احداث می شود!

از اینها عمیق تر و جدی تر رابطه بانک های خصوصی با “خَلق پول” است. مقوله ای اقتصادی و پیچیده که تجریدی تر باید بدان توجه کرد: بانک مرکزی با اجازه خلق پول به بانک فرصت می دهد چند برابر پول واقعی سپرده ها برای خود خلق اعتبار کنند و سهام داران اصلی خود را بر هرکاری از جمله آنچه اشاره شد توانا کنند.  اصلاح بانک و بازنگری اساسی در نظام پولی یک ضرورت فوری است.

برای فهم روشن تر از کار بانک و خلق پول ویدئوی زیر را ببینید.

۷سین سفره ی کوچک عدالت!

  1. آیادر هیاهوی شوهای تلویزیونی و لپ لپ های بی مزه اش،خبر نتیجه جلسات مکرر شورای عالی کار درباره دستمزد کارگران برای سال ۹۸به گوش ات خورد:۱/۵۲۲هزارتومان؟!
    آیا می دانی جمعیت اینها چقدر است؟۱۳/۷میلیون کارگر که ۱۱میلیون آنها قرار داد موقت دارند! تقریبا حدود نیمی ازخانوارهای ایرانی!
    در این خبر چشمت کلمه ی”حداقل” دستمزد را نگیرد.۲۰٪کارگران قرارداد سفید امضاء دارند که ممکن است از این اقل هم محروم باشند! به رشد زیاداعتراضات کارگری سال ۹۶و۹۷ نگاه کن که ۵تا ۱۰ماه همین حداقل را هم نگرفته اند!
  2. تفاوت دستمزد را با اصناف دیگر -مثلاپزشکان-می دانی؟
    سقف حقوق پزشکان بیماستانی ۶۰میلیونی تصویب شد که تازه مورد شکایت پزشکان به دیوان عدالت واقع شد!
    تازه این کارانه شان در بیمارستان دولتی است ودستمزدشان در مطب و بیمارستان خصوصی هم جای خود دارد!؟ به نظرت تفاوت اقلا ۶۰،۷۰برابری، عدالت است؟(البته در آن کارانه بین خود پزشکان هم تبعیض هست!)
  3. می دانی روندتصویب دستمزد چنین اصناف غیر دولتی چگونه است؟!
    دستمزد کارگری با چانه زنی نمایندگان کارگری با نماینده کارفرمایان و نماینده دولت تصویب می شود؛که اینبار در آخرین جلسه ۸ساعته،رقم ۱/۵۲۲ هزار تصویب شد! اما تعیین تعرفه وحق ویزیت پزشکان را سازمان نظام پزشکی(از پزشکان)،نماینده وزارت بهداشت(پزشک)و نماینده سازمان بیمه گر تصویب می کنند.
    -آیا گرفتن حقوق خود از کارفرمایانی -که با کمترین اعتراض ماه بعد قرارداد را تمدید نمی کنند-قابل مقایسه با رایزنی پزشکان باهم برای تعیین دستمزد خود است؟! کسی پرسیده چرا در جلسه تعرفه پزشکان صاحب کاران (نمایندگان بیماران یا انجمن های حمایت از بیماران)حضور ندارند و به بیمه گران بسنده شده است؟!
  4. در سالهای گذشته خبر زندان و حتی شلاق خوردن کارگرانی برای تجمع و مطالبه همین اقل حقوق معوقه را شاید شنیده باشید (مثل کارگران معدن آق دره و…)
    -آیا تا حالاخبری از شلاق خوردن پزشکی که بخاطر حاضر نشدن بربستر مریض موجب مرگ یا وخامت حال او شده یاغیراز حقوق ،زیرمیزی های هنگفت گرفته راشنیده اید؟!آیا هرپزشک به موظفی ۱۵تا۲۰دقیقه معاینه بیمار عمل می کند؟!
    پزشک در این یادداشت یک مثال برای درک تبعیض اقتصادی و قضایی و سیاسی درباره کارگر است والا در اصناف دیگر هم مثال کم نیست!
  5. تا وقتی جامعه عدالت خواه و جوانان انقلابی تفاوت حقوق و مزایای مادی(تأکید می کنم مادی)کارگر با پزشک و مهندس را تبعیض نمی داند و پشت نیمکت نشستن و سواد را مرجح مزایای مادیِ بیشتر نسبت به بیل زدن و عرق ریختن در شرایط سخت می داند؛برای این بی عدالتی درتوزیع درآمدکاری نمی کند و مهمترین مسأله شان برای عدالت درحد ویلا وساعت مچی یک وزیر وسفیر زاده می ماند!
    -می دانید متفکر انقلاب اسلامی، استاد مطهری این تفاوت را “بی دلیل” و”ظالمانه”می خواند! ایشان هم قبول داشتند که کارهایی که نبوغ وابتکار داشته ومغزی و فکری اند،سطح عالی کارند؛اما امتیاز این کارها به همان افتخاری است که نصیب صاحب آنها می گردد و کار بدنی و سخت،مجازاتش همان سختی و بدنی بودنش است دیگر نباید مزد ومزایای مادیِ کارگر کمتر باشد؛ بخصوص که او رکن اساسی اجتماع است وهمه به کار او محتاجند و ارزش هر کار به مفید بودن آن است(ر.ک:مجموعه آثار ج۲۰ص۴۹۹)اصلا سر آن مشهورات نه حتما درست کسی فکر می کند؟
  6. بالاتراینکه: در فقه اسلامی تشخیص و درمان از سوی پزشک -به شرطی که بر او واجب عینی تعیینی باشد-بر او واجب است.مثلا در بیمارستانی که پزشک، مأمور به خدمت است و جز او برای طبابت در آن تایم نیست،درمان بیمار بر او واجب است.از سوی دیگر “اجرت”(مزد)گرفتن بر اینگونه واجبات حرام است! (ر.ک:مکاسب محرمه شیخ انصاری ج۲ص۱۴۱).پس پزشک اساسا نمی تواند”اجرت”بگیرد و برای امرار معاش باید از بیت المال”ارتزاق” کند.
    -آیا می دانید فرق “اجرت”با “ارتزاق”چیست؟ارتزاق،تأمین کفاف زندگی او- متناسب با شأن-از سوی بیت المال(بودجه عمومی)است که عادتا کمتر از ۶۰میلیون است.اما اجرت، متعلق عقد اجاره است و به تراضی طرفین است.نیازوبلکه اضطرار مریض و کمبود امکانات پزشکی و درمانی می تواند نرخ اجرت پزشک را به ویزیت ۴۰تا ۱۲۰هزار تومانی و بیشتر برساند و
    روزی چند میلیون عاید او کند!
  7. جالب اینکه کارگر،”اجیر”است وباید به او اجرت دهند.
    -آیا نرخ اجرت المثل کارگر را در کشورهای پیرامون خود می دانید؟
    دستمزد مصوّب سال۹۸ کارگران با احتساب دلار ۱۳هزار تومان میشود ماهی ۱۱۵دلار! اما اجرت کارگران در عراق ۲۹۰ دلار،ترکیه۴۷۵، عربستان۸۰۰دلار و… است!
    ظاهرا به حسب برخی محاسبات دستمزد کارگران در ایران از زمره پایین ترین ها در دنیا است!
    درحالیکه دستمزدپزشکی حتی اگر با اجرت المثل حساب کنیم،در ایران اقلا از متوسط آسیا بالاتر است!

محسن قنبریان
۹۷/۱۲/۲۸

پ.ن: باور کنید زیاد تلاش میکنم در فصل سفره و سبزه و هم دعا و رجب، از اینها بنویسم اما آیا ۱/۵۰۰ هزار اجازه سفره هفت سین و خرید شب عید می دهد؟ آیا این ۱۳میلیون، توانی برای درک فضیلت روزه رجب یا حتی مجالی برای خواندن یک “یامن ارجوه” پیدا می کنند؟!
قال امیرالمومنین(ع):العدل حیاه الاحکام.(غررالحکم)

-مطالب مرتبط:

شهید مطهری هم کمونیست بود؟!

عدالت در بیانیه گام دوم

عدالت در بیانیه گام دوم

اشاره

رهبری در بخش اول بیانیه(مقام توصیف)، انقلاب را “موجب سنگین کردن کفه ی عدالت در تقسیم امکانات عمومی کشور و جابجایی خدمات و ثروت از مرکز به همه جای کشور” می شمارد.
در بخش دوم(بایسته های ۷گانه) در بخش عدالت: “تبعیض در توزیع منابع عمومی و میدان دادن به ویژه خواری و مدارا با فریبگران اقتصادی را بشدت ممنوع” اعلام می دارند.
شاه بیت عدالت خواهی نزد پژوهشگران اقتصاد اسلامی و فقهاء عدالت خواهی مثل شهید صدر همین است که: “توزیع ثروت ملی” مقدم بر “توزیع درآمد ملی” باشد.(۱)
به حسب واقعیت میدانی نیز جابجایی های ناروای حاصل از فساد و اختلاس و… در اقتصاد ملی بسیار ناچیزتر از تبعیض های ظاهرا قانونی است که موجب تملّک سرمایه ها و منابع عمومی در دست افراد و گروه های خاص می شود و بالتبع توزیع ناعادلانه درآمد و فاصله طبقاتی راهم موجب میشود.
از اینرو تأکید بیانیه گام دوم بر این مهم و حتی مقدم کردنش بر مبارزه با فساد دقت عالمانه و استمرار خط فقاهت عدالتخواه اصیل را خبر می دهد.
اما برای پیش برد انقلاب در این عرصه و تقسیم عادلانه امکانات و منابع عمومی کشور بین همه مردم و جلوگیری از “تبعیض در توزیع ثروتهای ملی” -که مادر همه بی عدالتی هاست- چه می توان کرد؟!

خوانشی تاریخی و کوتاه از ۲دوره مهم:

  1. دوره پیروزی انقلاب تا سال۶۸:
    غلبه فضای چپ گرایی و تمرکز دولتی در جوامع بلوک شرق و ایران معاصر انقلاب باعث شد که دولت بزرگ و گسترده هم در قانون نویسی ها و هم در سیاستها و برنامه ریزی ها تئوریزه و اجرا شود.
    با وجودی که فقه اسلامی صراحتا سه نحوه مالکیت: حاکمیتی(مثل انفال)/مردمی(مثل اراضی فتح شده با جهاد و مباحات عامه و برخی معادن)/خصوصی(املاک خصوصی) را به رسمیت می شمارد و بین این سه در منابع، مصرف و عوائد و امکان تبدیل شدن یا نشدن به هم فرق می گذارد(۲)؛ اما می بینیم سهم مالکیت حاکمیتی و دولتی در قانون اساسی ۵۸ بیشتر و غالبی است.
    نمونه واضحی را می توان در اموال مصادره شده اول انقلاب مشاهده کرد.
    روشن است تنها گزینه ی اسلامی، دولتی کردن آنها نبود و می شد در مقابل خصوصی سازی آنها(با فروش یا واگذاری به افراد یاگروه خاص)، آنها را مردمی و عمومی کرد. لکن چون نهاد مردمی در اقتصاد آن روز شناخته شده و مأنوس نیست به استناد اصل۴۵ قانون اساسی همه در اختیار دولت قرار می گیرد(البته در این اصل تصریح به مالکیت دولت در همه اقسام نشده اما عملا معامله مالکیت میشود)!
    به حسب آمار در سال۵۶ فقط ۱۲۸شرکت دولتی وجود داشت اما در سال ۶۸ به ۲۷۰ شرکت دولتی افزایش می یابد یعنی رشد ۱۱۱درصدی! عمده این رشد بعلت واگذاری شرکتهای مصادره شده به بخش دولتی است که حواشی و توالی خاص آن تا کنون باقی است!
    دراین دوره به مرور آثار منفی دولت بزرگ در ایران به تبع سایر دنیا مورد توجه قرار می گیرد؛ آثاری مثل کاهش کارآمدی، کسربودجه، رانتی شدن اقتصاد و فساد و…
  2. دوره پس از رحلت امام و امواج خصوصی سازی:
    از سال ۱۹۹۱موج های سه گانه خصوصی سازی در دنیا برخاسته و عمده متفکرین و برنامه ریزان کشور مارا هم بدان سو می برد. روز به روز از چپ گرایان کاسته و بسیاری دچار دگردیسی می شوند به گونه ای که در اصل واگذاری های دولتی تقریبا اتفاق نظر شکل می گیرد و اختلافات در نحوه ها و روندها و…باقی می ماند.
    کار بجایی می کشد که مجمع تشخیص با زعامت آقای هاشمی (والبته در خود داشتن عناصر کلیدی چپ مثل میرحسین و خویینی ها و…) از اختیارات ولایت مطلقه فقیه مطالبه می کند که حتی منابع و بخشهای بزرگ اقتصادی مصرح در اصل ۴۴قانون اساسی را هم از ملکیت واختیار دولت خارج و خصوصی سازی کنند. رهبری انقلاب درابتدا ماحصل ۴سال کار مجمع(۷۷تا۸۱) را با رهنمودهایی عودت می دهد. مجمع در بازنگری ۲ساله سال۸۳ دوباره سیاستها را به رهبری ارائه وایشان ۴بند از ۵بند را پذیرفته و با طرح ۴پرسش اساسی درباره خصوصی سازی بند ج را عودت می دهد و دست آخرسال ۸۵بند ج ابلاغ میشود نکته حائز اهمیت این است که در همه مراحل و ابلاغها بر “گسترش مالکیت عموم مردم” تاکید شده است(۳)

خصوصی سازی نیز در موج هایی را طی کرد در مراحل ابتدایی ایثارگران و کارگران و…در اولویت بودند(برای نمونه: قانون نحوه واگذاری سهام دولتی به ایثارگران و کارگران مصوب ۷۳/۵/۱۲در چارچوب تبصره ۴۱قانون برنامه دوم توسعه)
http://rc.majlis.ir/fa/law/show/92440
[قانون نحوه واگذاری سهام دولتی به ایثارگران وکارگران/ماده ۶ ملاحظه شود]
اما به مرور سهم بخش مردمی و طبقات محروم کم و خصوصی سازی به صاحبان سرمایه وافراد وگروه های ویژه اختصاص یافت!
به گونه ای که اینبار اتفاق نظری نسبی درباره ناموفق بودن خصوصی سازی در جامعه شکل گرفت. از بزرگان جناح راست و بازار و برخی طرفداران افراطی خصوصی سازی تا نهادهای پژوهشی قانونی مثل مرکز پژوهش های مجلس و حتی اکثریت مردم ایران در پیمایش های سنجش ارزشها و نگرشهای ایرانیان از ناکارآمدی آن سخن گفتند
[ https://fa.shafaqna.com/news/718357/
فرشاد مومنی کارنامه خصوصی سازی ]
فساد و رانت این نحوه واگذاری ها هم به مرور خود را نشان داد طوری که مسئول سازمان خصوصی سازی را ممنوع الخروج کرد
[ http://www.daraian.com/fa/news/153-econews/20389
گزارش سازمان بازرسی از تخلفات سازمان خصوصی سازی]

سرجمع می توان ادعا کرد یک اجماع مرکب بین نخبگان کشور اتفاق افتاده است:
-دولتی ماندن منابع نه!
-خصوصی سازی با این رویه و روند هم نه!

لزوم برگشت به اصول انقلاب: ادامه خواندن عدالت در بیانیه گام دوم