بایگانی برچسب: s

مردم در صحنه، جزء فرشتگان زمین اند

آیت‌الله جوادی آملی: پرچم یک شرفی است. اول کسی که در مبارزات، پرچم به دست گرفت و روی پرچم نوشته شده بود: «لا اله الا الله» ابراهیم خلیل بود. شما مردم هم ابراهیم‌زاده‌اید، پیغمبرزاده‌اید، رسول‌زاده‌اید، بزرگ‌زاده‌اید، بزرگوارید. ما اگر در برابر شما خضوع می‌کنیم، اگر در برابر شما اظهار کوچکی می‌کنیم، برای این است که شما خیلی بزرگید. من هر وقت این صحنه شب‌ها را می‌بینم، واقعاً احساس کوچکی می‌کنم.  و این پرچم

«لا اله الا الله» امروز به دست شماست.

 

ویدئوی کامل را ببینید.

نظام، مظلوم تر از حماس؛ مظلوم تر از غزه!

حماس در فلسطین هم مخالفینی داشته و دارد. اما هیچکس ندیده از فلسطینی های مهاجر در اروپا و آمریکا هنگام جنایات رژیم در غزه خوشحالی کنند؛ چه رسد به اینکه از او بخواهند حمله کند!

 

اما مخالفین خارج نشین جمهوری اسلامی برای حمله بیگانه به کشورشان رقص و شادی کرده، و حتی تقاضای حمله کردند!

از این حیث نظام سیاسی ایران از حماس و فلسطین مظلوم تر است!

 

به نظرتان دلیلش چیست؟!

 

پرونده پاسخ را برای تخصص های دیگر باز می گذارم و فقط یک دلیل الهیاتی طرح می کنم:

کسی که از جور و ظلمی هجرت کرده مثل کسی که از عدل و حقی گریخته نیست!

 

مهاجران فلسطینی _ولو مخالف حماس_ نوعاً از ظلم و جنایات اسرائیل ناچار به مهاجرت شده اند؛ پس علیه آن و با هر حق و عدلی _ولو ناقص_ جمع می شوند.

 

اما مخالفین جمهوری اسلامی _بعضاً_ از حق و عدل آن گریخته اند!

برخی دنباله پهلوی و ساواک و گروهک های منحرف و مردم کُش بوده و برخی از اجرای احکام اسلام به سرای لاابالی گری گریخته اند و…

طبعاً اینها با بدترین کافران و جانیان عالم هم علیه نظام اسلامی جمع می شوند!

 

آن بعض دیگر که پی علم و رفاه یا دموکراسی و توسعه ای از اینجا رفته و حداکثر مخالف سیاسی و فکری جمهوری اسلامی بودند، از قضا علیه تجاوز بیگانه و آن وطن فروشان موضع گرفتند.

 

چون به تعبیر امیرالمومنین (ع):« کسی که حق را بجوید و خطا کند، مثل کسی نیست که باطل را بجوید و آن را بیابد»!(خطبه ۶۱)

 

محسن قنبریان ۱۴۰۵/۱/۱۱

 «جنگجویان به میدان بازگشته‌اند»

یزله حماسی ماهشهری‌ها
این ملت شکست‌ناپذیر است. این ملت میدان نبرد را خالی نمی‌کند…

 «صدای مردم، صدای خدا»؛ از آمریکا تا ایران!

  1. خود غربی ها مثَلی دارند که: “vox populi vox dei” (صدای مردم، صدای خداست)!
    این در الهیات اسلامی نتیجه دو اصل مهم است:
    • فطرت الهی انسان
    • حسن ذاتی عدل و قبح ذاتی ظلم
    یعنی اگر فطرت ها در «حجاب تبلیغات» و تزویرها نرود، عدل و ظلم ها را می یابد؛ یا ظلم ها چنان «عیان» شود که قابل پوشش نباشد!
    امیرالمومنین(ع) در اینباره فرمود: «قلوب الرَّعیَّه خزائنُ راعیها فما اَوْدعها من عدلٍ اَوْ جورٍ وَجَده: قلوب مردم خزینه های سرپرستان جامعه است هر عدل یا ظلمی که در آن ودیعه نهند، همان را خواهند یافت».
    آنچه برای چندمین بار علیه ترامپ در خیابان های آمریکا می گذرد ظهور این حقیقت است.
  2. به عکس در ایران _به رغم جنگ رسانه ای و فتنه ها_ خیابان ها پر است از حمایت مردم!
    این هم طبق قاعده ای است:
    امیرالمومنین(ع) فرمود: «سَلُوا القُلوبَ عنِ المَوَدّاتِ ؛ فإنّها شَواهِدُ لا تَقْبَلُ الرُّشا: سراغ  دوستی ها را از دلها بگیرید چون دلها، شاهدانی هستند که رشوه قبول نمی کنند».
«نظام ولایت»، نظام مودّت و مردم داری است.
شهادت رهبر انقلاب در خانه و مقامات ارشدی از نظام با خانواده، بسیاری از تبلیغات مسموم را خنثی کرد، قلوب را به شهادت دادن حاضر کرد و این اجتماعات بزرگ را ساخت.
مردم ایران رهبران خود را «جائر و ظالم» نمی دانند ولو از «تبعیض» هایی در زندگی شان، گله دارند.
رهبر شهید هم «قضاوت جمع بندی شده مردم» را مصداق «جریان الهی بر زبان مردم» می دانست(۹۴/۴/۲۳)
لذا تا روزهای آخر از «عقب ماندگی عدالت» گفت و «از مردم و خدا عذر خواست»!
محسن قنبریان

تَغرُّب بعد التعرُّب!

(غربزدگی بعد از تعصب عربی)

  1. «تعرّب بعد الهجره»، نکوهش اعراب بعد از ظهور اسلام بود؛ یعنی پس از هجرت به اسلام دوباره به «خوی عرب جاهلیِ» خود برگشتن!
    در حق یا باطل (فرقی نداشت) شعاری داشتند که اوج «تعصّب عربی» شان بود:
    «النّار و لَا العٰار»! یعنی آتش جهنم را می پذیریم ولی ننگ را نه!
    حضرت امیر(ع) «خطبه قاصعه» را علیه این «عصبیّتِ» احیاء شده بعد از اسلام ایراد فرمود.
  2. امروز «انحطاط عربی» به جایی رسیده که باید فانوس برداشت و همان «تعرّب» را جست؛ همان «النّار و لا العار»!
    دو سال زجر و شکنجه و نسل کشی غزه سنّی و عرب را دیدند ولی ننگشان نیامد!
    به حضیضی از انحطاط رسیده اند که می توان «تَغَرُّب بعد التَّعَرُّب» نامید؛ «غربزدگی بعد از عربیّت»!

«اسلام»، که هچ!
«لا النار»، که هچ!
«لا العار» را هم واگذاشتند!

ترامپ درباره «شاه زاده عرب ستان» بعد از دوشیدنش گفته: «فکر نمی کرد که قرار است باسن مرا ببوسد واقعا فکرش را نمی کرد! حالا باید با من مهربان باشد»!

اُف بر شما که «عُروبَت» را هم باختید؛ دیگر عرب هم نیستید!

آیا وقتش نرسیده «سیاست گردش به شرق» را در حوزه اسلامی هم پیش گیریم و جای اعراب ترامپ پرست، «دکل و نماد اسلام» را مسلمانان عجم و غیر عرب قرار دهیم؟!

همان ها که به «سنت استبدال (جایگزینی)» قرآن و وعده های آسمانی قرار است اسلام را دوباره بر اعراب عرضه کنند!

محسن قنبریان ۱۴۰۵/۱/۹

مقصرینِ استقلال؛ مارقینِ آزادی!

یک روز شریعتی در مقابل روشنفکر دین ستیزِ نِقْ زنْ می گفت:

«من به عنوان کسی که رشته کارش تاریخ و مسائل اجتماعی است، ادعا می‌کنم که در تمام این دو قرن گذشته، در زیر هیچ قرارداد استعماری، امضاء یک آخوند نجف‌رفته نیست، در حالی که در زیر همه این قراردادهای استعماری، امضای آقای دکتر و آقای مهندس فرنگ‌رفته هست. این، یک طرف قضیه. از طرف دیگر پیشاپیش هر نهضت مترقی ضداستعماری در این کشورها، همواره و بدون استثنا قیافه یک یا چند عالِم راستین اسلامی و به خصوص شیعی، وجود دارد».

(ر. ک: شریعتی/قاسطین، مارقین، ناکثین، ص ۲۴۱ الی ۲۴۴)

یعنی کسانی که «اجتهاد و عقل» با «تقوا و دین» داشتند، برای «استقلال» و «وطن» می ایستادند؛ حتی اگر لازم می شد با شاهی که قبولش نداشتند، همکاری کنند؛ مثل فتوا و حتی حضورشان در سپاه عباس میرزا مقابل روس.

اما «روشنفکر غربزده» _فرقی نمی کند مُکلّا یا در لباس آخوند_ به نظر خودش در جانب «آزادی» و «جمهوری» (لیبرال دموکراسی) ایستاد. تا «دمو آمریکا کراسی» رفت!

یعنی «اشغال آمریکایی»، «برای دموکراسی» به شکل جنگ۲۰۰۴ آمریکا در عراق را تئوریزه کرد!

لمپن اینها هم «سلبریتی» نام گرفته و همین را برای ایران جار زدند!

نمیدانم متوجهند بدون استقلال، آزادی ای هم نخواهد بود؟!

با «ترامپ کینگ» می شود «پادشاهی سعودی» داشت؛ اما «جمهوری ایرانی»، نه!

نمی دانم ساکتین استقلال و مقصرانش می دانند با کارشان، فردای جنگ، ما را با رادیکالیسم علیه آزادی [مخالف] مواجهه می کنند و آزادی را هم می کاهند؟!

محسن قنبریان

بمناسبت ۸شوال و ویرانی بقیع توسط آل سعود

  • چرا امام خمینی در تعمیر بقیع در زمان آل سعود با علمای نجف همراه نشد؟!
  • در اجتهاد انقلابی ایشان چرا باید آثار آتش زدن مسجدالاقصی توسط صهیونیست ها در سال ۴۸باقی می ماند؟!

در این روزهای جنگ با صهیونیست ها و اسلام سفیانی شاید خواندنی و شنیدنی تر شده باشد.

اینجا بخوانید!

اینجا بشنوید!

اندیشکده‌های ایرانی درباره شروط آتش‌بس چه می‌گویند؟

  • نظرسنجی | اندیشکده حکمرانی هوشمند: نتیجه نظرسنجی با شرکت ۱۲۶۵ پژوهشگر و کارشناس اندیشکده‌های ایرانی درباره شرط پذیرش آتش‌بس از طرف ایران، طی ۵ روز، از ۲۲ تا ۲۶ اسفند برگزار شده است.
  • از ۵ گزینه پیشنهادی برای پاسخ سوال این نظرسنجی، اخراج آمریکا از منطقه ۲۷ درصد، رفع همه تحریم‌ها ۲۲ درصد، دریافت غرامت ۲۰ درصد، حکمرانی بر تنگه هرمز ۱۹ درصد و نابودی نیروی هوایی اسرائیل ۱۲ درصد رأی آورده است.

با شهادت، بیشماریم!

روایت

«موته» اولین جنگ با امپراطوری روم شد!

امیر عربهای مسیحی در غسّان، سفیر تبلیغی پیامبر (حارث بن عمیر) برای دعوت به اسلام را کشت!

سفیرکُشی در دنیای قدیم هم زشت و ننگ بود.

پیامبر سپاهی ۳هزار نفری فرستاد. شرحبیل (امیر غسّان) از روم کمک خواست و عملا جنگ، با «امپراطوری روم» شد!

پیامبر(ص) برای فرماندهی، سه نفر جانشین از هم معلوم کرده بود:

فرمانده اول: زید بن حارثه فرزند خوانده محبوبش؛ که از ۸سالگی نزدش بزرگ شده بود. شهید شد…!

فرمانده دوم: محبوب دیگر رسول خدا(ص) بود. زعیم مهاجران حبشه، که تازه برگشته بودند. قبل از علی اکبر حسین(ع) _به تصریح خود پیامبر(ص)_ خَلقاً و خُلقاً شبیه پیامبر بود! «جناب جعفر» فرزند ابو طالب و برادر امیرالمومنین(ع). او هم شهید شد؛ آن هم چه شهادتی!

اول دست راستش قطع شد، پرچم به دست چپ گرفت، آن هم قطع شد به سینه چسباند و آنقدر پایداری کرد تا با بیش از ۹۰ زخم تیر و شمشیر شهید شد. لقب «جعفر طیّار» و «ذوالجناحین» گرفت؛ چون خدا دو بال بجای دو دست در بهشت به او دارد.

فرمانده سوم: عبدالله بن رواحه بود از نقبای ۱۲گانه پیامبر(ص) قبل از مهاجرت حضرت به مدینه بود. صاحب بیان، شعر و رجز سرا هم بود و در همه میادین قبل و بعد هجرت نقش آفرین.

جانشین جعفر طیّار بود و شهید شد!

موته، سرآغاز فتوحات اسلامی در روم شد.  لشکر معروف اسامه در ماه آخر عمر پیامبر به «همان موته» اعزام بود. «اسامه»، جوان ترین فرمانده اسلام، فرزند همان زید بن حارثه فرمانده شهید موته بود!

شهادت عجیب جعفر، «سلسله جعفرها» را در شهدا رقم زد؛ ابالفضل در کربلا و…

شهادت نقیب، نقابت و حلقه میانی را قداست داد تا «موجب ولائها» و «زمینه ساز ولایت ها» در تاریخ شوند.

درایت

شهادت فن آوری ای اجتماعی در افق مُلک و ملکوت است؛ یک لنگه آن در ملکوت و «نزد خدایی» است و یک لنگه آن در مُلک و «نزد مایی»!

رمز نامیرا بودن شهید همین است.

همه روح ها زنده اند؛ اما زنده بودن شهید،  تصرفش در عالم مُلک است؛ که قرآن «اَحیاء» می خواند.

تصرفش در عالم مُلک هم عجیب است، در «عالم انسانیِ» دنیاست؛ نه جمادی و حیوانی اش!

«خود» را در ما امتداد می دهد؛ نه جایمان بجنگد! (یستبشرون بالذین لم یلحقوا بهم)

پس انگار مجاهد با شهادت، روئین تن می شود!

مکتبی که شهادت دارد، پیروز است.

فرماندهی را بزنند، جانشینی دارد + خود او؛  جانشینش را بزنند، جانشینی دارد + آن دو!

دسترسی به پادگان ملکوت (جنود مُجنّده) فقط در اختیار این مکتب است.

هیچ بمب سنگر شکنی هم به «جنود مجنّده» نمی رسد.

ما بیشماریم!

محسن قنبریان ۱۴۰۵/۱/۶

نتایج نظرسنجی پیو آمریکا (تا ۲۲ مارس)

نحوه مدیریت ترامپ در جنگ ایران
 تایید ۳۷٪
 رد ۶۱٪
تصمیم استفاده از زور علیه ایران درست بود:
 آری ۳۸٪
 خیر ۵۹٪