ماحزب اللهی ها هم جمله دوم پیامبر(ص) را نمی گوییم یا برنامه ریزی برایش نکرده ایم!
حجت الاسلام والمسلمین قنبریان
شب دوم روضه آخر صفــــــــــــر
ماحزب اللهی ها هم جمله دوم پیامبر(ص) را نمی گوییم یا برنامه ریزی برایش نکرده ایم!
حجت الاسلام والمسلمین قنبریان
شب دوم روضه آخر صفــــــــــــر
رئیس جمهور اسبق آقای حسن روحانی نزدیک دوماه بعد از جنگ، نطق ۳۵دقیقه ای ارائه داد که ۲۰دقیقه اش روایت رسمی از جنگ و عدم پیروزی اسرائیل و آمریکا، ۱۰-۱۲دقیقه اش توصیههایی تکراری از سوی ایشان یا دیگران بود.
اما چنان که حدس میزدم جان کلامش در ۳دقیقه آخر است؛ چنانچه روزنامههای اصلاح طلب هم همان را برجسته کردند: توسعه و تکمیل استراتژی ملی یا استراتژی نوین ملی!
در شرایط خاص منطقه و آنچه بر هستههای مقاومت میگذرد این ۳دقیقه معنای جدیتری دارد.
البته تغییر استراتژی ملی هم در بیان ایشان جدید نیست و اقلا از سال۸۵ بدان پرداختهاند.
این ۳دقیقه بدون بیانات قبل، خوب فهم نمیشود.
بیان ایشان در ماهنامه راهبرد شماره۳۹:
![]() |
![]() |
یکی از مباحث مهم و زیربنایی در کشور ما -و سایر کشورها- این است که آیا استراتژی ملی باید مبتنی بر تأمین قدرت ملی و به دست آوردن قدرت و تأمین آن و یا ثروت ملی باشد؟ بسیاری از اختلافات در داخل کشور و میان جناحها، به همین مسئله زیربنایی برمی گردد. یکی از مشکلات ما در طول این ۲۷سال، این بوده که نتوانستهایم در زمینه «استراتژی ملی» به اجماع نظر برسیم که یکی از مباحث مهم آن این است که آیا اولویت با «ثروت ملی» است و یا «قدرت ملی»؟ آیا میخواهیم فضای ایران در روابط بین الملل همچنان فضای امنیتی باشد یا روزی میخواهیم به فضای سیاسی و فضای اقتصادی تبدیل کنیم؟
ایامی که تیم مذاکره کننده هستهای اول با اروپا مذاکره میکرد، یکی از اهدافش این بود که در کنار حفظ و نگهداری فناوری هستهای، به روابط جامع اقتصادی با اتحادیه اروپا برسد و فضای امنیتی را به تدریج به فضای سیاسی اقتصادی تبدیل کند. امروز هر قراردادی که بخواهیم با یک شرکت خارجی منعقد نماییم، بحث ریسک مطرح است. اگر بحث سرمایه گذاری خارجی مطرح است و با مشکل مواجه ایم، به این دلیل است که جهان، فضای کشور ما را امنیتی میبیند. ما همواره هزینه بسیار بالایی را از لحاظ اقتصادی پرداخت میکنیم. سؤال این است که بخش اقتصادی ما تا کی میخواهد برای بخش سیاسی و امنیتی یارانه پرداخت کند؟!»
اما انتخاب یکی از اینها برای استراتژی ملی، فرع بر پاسخ به یک سؤال بنیادیتر است که ایشان در ذیلش طرح میکند:
یکی از مباحث مهم و زیربنایی در این زمینه، همان بحثی است که کم و بیش هنوز در فضای ذهن نخبگان ما خلجان میکند، اینکه آیا میخواهیم «جمهوری اسلامی ایران» باشیم یا میخواهیم «انقلاب اسلامی» باشیم؟!
اگر بناست انقلاب اسلامی باشیم، رسالت بسیار بزرگی بر دوش داریم. یعنی ما انقلاب اسلامی هستیم و میخواهیم این فرهنگ را در سطح منطقه و جهان نشر بدهیم و قاعدتاً قدرت و ثروت خودمان را هم در سایه آن میبینیم. بر این مبنا هر مقدار انقلاب اسلامی بسط و گسترش پیدا کند، به طور طبیعی بر قدرت و حتی ثروت ما افزوده خواهد شد. اما اگر میخواهیم «جمهوری اسلامی ایران» باشیم، رسالت اولیه و اولویت ما جمهوری اسلامی ایران است. پس باید مسیر دیگری را بپیماییم و با اقتدار نظام جمهوری اسلامی ایران در سایه تأمین قدرت و ثروت به استحکام آن برسیم و هدف محوری ما هم حفظ و تکامل این نظام خواهد بود. از این دیدگاه بسط انقلاب اسلامی نیز منوط به پیشرفت کشور و قدرت نظام و الگوسازی آن خواهد بود. در واقع انقلاب کردیم تا به جمهوری اسلامی برسیم و دیگر نباید به گذشته رجعت کنیم. پس ما هنوز در مورد برخی مسائل اساسی اختلاف نظر داریم.
ما به صدها نشست و تحقیق و بررسی و همفکرهای گسترده نیاز داریم تا به نظر واحدی برسیم. همه ما مسلمان و ایرانی و دلسوز این کشور و نظام هستیم و باید کوتاهترین راه را انتخاب کنیم. زمان و فضای زیادی در اختیار ما نیست که اختلاف نظرها را ادامه دهیم. ما در یک میدان مسابقه هستیم. یا همپای دیگران میدویم یا دیگران جلو میزنند و ما در آینده نیازمند به آنها خواهیم بود.
البته در جنگ هشت ساله، فضاهای امنیتی و نظامی بر ما تحمیل شد و ضرورت داشت که مقاومت و ایستادگی کنیم. بعد از پایان جنگ هم غرب همچنان فشار خود را بر ما ادامه داد تا ما هم وادار به عکس العمل شویم و فضای امنیتی کشور ادامه یابد. آیا در شرایط فعلی ما نباید تلاش کنیم تا به اتفاق نظر برسیم؟ آیا ما نباید ببینیم که در چه مقطعی باید ثروت ملی را به عنوان اولویت مدنظر قرار دهیم؟»
چنانچه میبیند در تلقی ایشان:
نخبگان شرقی و اسلامی جای استفاده از این قدرت نرم افزاری برای آفریدن نظم عادلانهتر بین المللی، به علت غربزدگی، درون همان نظام سلطه دنبال جایابی ملی اند!
ترجیح میدهند انقلاب مردمی و حرف نوی آن را با تغییر از طریق تجارت، سایش و سازش دهند به جای اینکه آموزههای فطری و جاودانهاش را جهانی کنند!
در حالیکه آقای روحانی خود تصریح کرد:
(در صورت تقدم انقلاب اسلامی هم) بر این مبنا هر مقدار انقلاب اسلامی بسط و گسترش پیدا کند به طور طبیعی بر قدرت و ثروت ما افزوده میشود!
مشکل این است که احیای امت و اتحاد اسلامی را ممتنعتر از گرفتن احترام متقابل از غرب مستکبر میبینند!
لذا برای ایدههایی مثل بازار مشترک و پول مشترک اسلامی و هم پیمانی نظامی مشترک تلاش جدی ای نمیکنند.
از قدرت نرم افزاری و تمدنی خود برای خلق قدرت و ثروت ملی ابتکاری نمیکنند.
محسن قنبریان ۱۴۰۴/۵/۲۶
آسیب دو فروکاست
در این نشست از دو تقلیل گرایی و فروکاست خطرناک سخن گفته می شود:
* گوش دادن تفصیل این ارائه کوتاه و پرسش و پاسخ های عینی و کاربردی اش را به فعالان تعلیم و تربیت توصیه می کنیم!
آنچه خواهید شنید
| ۳:۰۰ چگونگی به وجود آمدن مسأله | ۴۲:۲۵ سلول بنیادین اندیشه اسلامی |
| ۰۵:۳۵ چرا در این چهل سال مسائل حل نشده /نامساله ها | ۵۲:۰۰ عدالت توحید است.. |
| ۰۸:۱۸ گردنه های انقلاب | ۵۴:۳۰ ماموریت ما چیست !؟ |
| ۱۰:۱۰ تعریف عقلانیت | ۵۵:۱۹ اهمیت شعارهای انقلاب و دشمنی دشمنان با آن ها |
| ۱۱:۵۷ فرق سوال و مسأله و تعریف آن | ۵۸:۲۰ جنس دانش و اندیشه چیست؟! |
| ۱۵:۵۹ دانش اندیشه عقلانیت | ۵۹:۳۰ اهمیت بی شمار قانون اساسی و فتوی رهبری |
| ۱۹:۰۰ تعریف استاد از اندیشه | ۱:۰۲:۰۰ تجمعات قانونی |
| ۲۲:۲۲ اندیشه از منظر دیگر و تبیین اهمیتش | ۱:۰۳:۵۰ نظام اسلامی و قانون اساسی |
| ۲۵:۲۰ استنطاق دانش | ۱:۱۱:۱۱ دوگانه ها |
| ۱:۱۳:۱۲ ارکان عقلانیت اسلامی در اندیشه امام | ۱:۱۴:۲۰ جهاد تبیین |
| ۱:۱۵:۰۰ معجزه انقلاب |
حجت الاسلام و المسلمین قنبریان؛ شهادت امام صادق علیه السلام
چهارشنبه، ۳ اردیبهشت ۱۴۰۴؛ مسجد دانشگاه تهران؛ هیأت دانشجویی اصحاب الحسین(ع)
هیچوقت “نظریه دولت” در دنیا به این خفت نرسیده بود!
در دوره تجارت دریایی، بازار برای امکان تجارت [ : استعمار] نیازمند پول واحد، رانت صادرات و واردات و ایمنی راه ها و… بود پس به ساخت “دولت مرکزی” روی آورد؛ لویاتانش را هم پدید آورد!
بعد از شکل گیری تجار بزرگ بین المللی، دولت مرکزیِ مداخله گر، مزاحم تلقی شد. دولت ناچار باید بخاطر امنیت جامعه، برای سرکوب دستمزد کارگری توسط بازار هم کاری می کرد و این هزینه تولید [ : کاهش سود سرمایه] را افزایش می داد پس به لسه فر حکم شد؛ “جدایی دولت از بازار”!
بازار در مرحله بعد به خدمات عمومی و حق ها دست دراز کرد، بهداشت و آموزش و… کالا شد! بعد بانک خصوصی نوبت “پول خصوصی” شد! و…
شهروندان دیدند چیزی نمانده که دولتها برایشان حفاظت کنند؛ حالا [از ریگان و تاچر] دیگر بازار، دولت می ساخت!
بازار، سیاستهای بین المللی، جنگ و صلح ها را هم در پوشش دولت دست گرفت. “تجارت جنگ” سهم بازار و “جنگ تجاری”[تحریم] هم هزینه بازار بود!
از تجارت بمثابه جنگ، دولتها به اندازه ای میتوانستند استفاده کنند که بازار آسیب نبیند!
ترامپیسم را باید مرحله نو “بازار دولت” خواند. رسما “معامله” (بجای “مذاکره”) گفتمان ترامپ و شرکای الیگارش بازاری اش هست: خرید جزیره گرینلند و کانال پاناما، معامله حمایت از اوکراین در مقابل واگذاری معادنش و از همه بدتر تسلط بر غزه با مهاجرت اجباری برای یک سرمایه گذاری بزرگ تفریحی در کنار مدیترانه؛ چیزی که ترامپ رسما “یک معامله املاکی” می خواند!
دیگر پوششی هم در کار نیست خود بازار دولت است!
محسن قنبریان
اسلام سیاسی، با نهاد مدنی و هم سازمان حاکمیتی کار می کند ولی به اسلام اجتماعی تنزل نمی کند!
اون چیزی که امام عزیز برای ما آورده،
اسلام سیاسیه… .
فرق فرمول و الگوی امام خمینی
در مقابل دیگران… .
![]() |
![]() |
گاهی در شرایط دو قطبی جناحی، کسی در خودبرگزیدگی افراط یا برایش افراط می کنند؛ در مقابل علیه اش هم افراط میشود!
در تصادم این دو افراط، حرف حق و جریان متعادل است که ذبح میشود!
در روزگار علی(ع)، عثمان آن خودبرگزیده ای بود که افراط کرد؛ مقابلش اهل جزع و فریاد هم افراط کردند تا کار به اعدام کشید!
حضرت در خطبه۳۰ به این معضل اجتماعی_سیاسی می پردازد و تنگنای کنشی خود -بعنوان امیر حق و عدل- را باز می شمارد:
اگر به کشتن او فرمان داده بودم، [نزد طرفدارانش] قاتل بودم!
و اگر از آن باز مى داشتم [نزد مخالفانش] از یاوران او به شمار مى آمدم!
کسى که او را یارى کرد، نمى تواند بگوید که از کسى که دست از یارى اش برداشت بهترم!
و کسى که دست از یارى اش برداشت نمى تواند بگوید، یاورش از من بهتر است!
من قضیه اش را برایتان جمع بندی می کنم: خودبرگزیدگی (استئثار) کرد و بد هم چنین کرد!
و شما بى تابى کردید و بد بی تابی کردید!
و خداوند برای هر دو (تندروی) حکم دارد: هم برای مستأثر (خودبرگزیده) و هم جزع کننده!
بلاتشبیه همین زبان حال جمعی از دلسوزان عقلانیت انقلابی است: بی چاره بین “پیراهن عثمان” یا “امارت عثمان”!
درباره برخی رجال سیاسی، گروهی طوری در تمجید افراط می کنند که عیوب فاحشی از او را نمی بینند!
و گروهی هم در تنقیص او افراط و او را خائن و ساواکی خوانده و حکم اعدام می خواهند!
این وسط، آنچه بین هیاهو گم میشود، جریان اصیل تری است که نقص او را برای آن منصب می بیند و افراط را هم پازل دشمن می بیند!
محسن قنبریان ۱۴۰۳/۱۱/۱۶
ترامپ در پیام تازه اش برای آتش بس غزه نوشته:
We will continue promoting PEACE THROUGH STRENGTH throughout the region
“ما به ترویج صلح از طریق قدرت در سراسر منطقه ادامه خواهیم داد”!
در ادامه: “و بر اساس نیروی حرکت این آتشبس، توافقهای تاریخی ابراهیم را گسترش خواهیم داد.”
صغرویا واضح است تجاوز و تحمیل نظم آمریکایی است که صلح خطاب میشود؛ اما مهم کبرای ادعاست که: صلح با قدرت شکل می گیرد؛ نه هیچ چیز دیگر.
این قاعده، آموزه ای وحیانی در قرآن و انجیل هم هست!
در قرآن در ۶۱انفال:
“و إنْ جَنحوا لِلسَّلْم فَاجْنَحْ لها…: اگر به صلح گراییدند، تو [نیز] بدان گراى”!
اما در ۳۵محمد:
“فَلا تَهِنوا وتدعوا إِلَى السَّلْم وَأنتمُ الْأعْلَوْنَ واللَّهُ مَعَکُمْ وَلَنْ یَتِرَکُمْ أَعمالَکم: پس سست نشوید و به آشتی و صلحی [که برای شما خفّت بار است] دعوت نکنید، در حالی که شما برتر هستید و خدا با شماست و هرگز از اعمالتان نمی کاهد.”
یعنی صلح از سر قدرت، آری؛ سر سستی، نه!
در انجیل هم در متّی ۵، ۹ آمده: “خوشا به حال صلح جویان زیرا آنان فرزندان خدا خوانده خواهند شد”.
اما در متّی ۱۰، ۳۴ آمده: “گمان مبرید که آمده ام تا صلح به زمین بیاورم. نیامده ام تا صلح بیاورم بلکه تا شمشیر بیاورم”!
در الهیات مسیحی از آن تعبیر به صلح زیر شمشیر می کنند.
تعجب از مسلمانی است که حتی به انجیل و ترامپ(!) هم مومن نیست و صلح را منهای قدرت نظامی می خواهد و حتی از قبول خلع سلاح حرف می زند!
محسن قنبریان ۱۴۰۳/۱۰/۲۷