بایگانی دسته: یادداشت‌ها و مصاحبه‌ها

تسلیم اراده دشمن نشدن

ستاد تبلیغات جنگ شهید نصرالله تقدیم می‌کند:

مقام معظم رهبری:
«نکته‌ای که من میخواهم به عنوان یک نقطه‌ی اساسیِ عرایضم عرض بکنم این است که رئیس‌جمهور آمریکا در یکی از بیاناتش و اظهاراتش گفت ایران باید تسلیم بشود. «تسلیم بشود»! … «تسلیم» برای یک چنین کشوری مایه‌ی استهزاء کسانی است که ملّت ایران را می‌شناسند.»

تیم محتوایی ستاد تبلیغات جنگ شهید نصرالله با مشورت از اساتید حوزه مکتب امام و رصد محتواهای ارائه شده، محور بحث تبلیغی خود را در دهه اول تسلیم اراده دشمن نشدن قرار داد.

با توجه به نیاز مبلغین برای دهه اول محرم، فیش‌های منبر متناسب با شرایط کشور تهیه شده است و تقدیم می‌گردد.

حمله و ترک حمله را زبان سگ تعیین نمی کند!

قرآن:

فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الکَلبِ إِن تَحمِل عَلَیهِ یَلهَث أَو تَترُکهُ یَلهَث ۚ (۱۷۶ اعراف)

“لهث” آن است که سگ زبانش را از عطش یا رنج یا خستگى با تنفس شدید بیرون آورد.

ترجمه آیه: “مثَل او مثلی سگی است که از خستگی زبان را بیرون انداخته؛ به او حمله کنی یا ترکش کنی!”

 

توئیت تهدید ترامپ مثل توئیت فریب اوست.

فقط وقتی بهترین پاسخ را می دهیم که همه پیام های او را “لهث” بدانیم و بی نسبت با مواضع او تصمیم بگیریم!

 

 

محسن قنبریان

عملیات فریب جامعه‌شناختی بر روی نتانیاهو

میثم مهدیار

در سال‌های اخیر تصویرسازی‌هایی از جامعه ایرانی توسط برخی اصحاب دانشگاه و فعالان سیاسی صورت گرفته که ایران  را “جامعه‌‌ای رو به زوال” ، “جامعه‌ای در حال فروپاشی اجتماعی”، ” جامعه ای دو قطبی” و … توصیف می‌کند.

به نظر می‌رسد این تصویرسازی‌ها از جامعه ایرانی باعث شکل‌گیری خطایی شناختی در میان غربی‌ها و صهیونیست‌ها شده، چرا که از مصاحبه‌های برخی سران رژیم صهیونیستی در ساعات و روزهای اول حمله‌ی غافلگیرانه می‌توان دریافت که آن‌ها در پس حمله‌‌های ابتدایی خود به فرماندهان نظامی ایرانی، انتظار داشتند این «جامعه در حال فروپاشی» گرفتار هرج و مرج و آشوبی عمومی شود.

از همین رو بود که در دو روز اول حمله حتی از تغییر نظام سیاسی ایران یا لزوم تغییر مرزهای سیاسی ایران سخن می‌گفتند.

اما انتشار تصاویر و پیام‌هایی از همدلی جمعی ایرانیان با یکدیگر و با حاکمیت در مقابل دشمن متجاوز نشان داد جامعه ایران علی‌رغم فشارهای اقتصادی و سیاسی و فرهنگی که در سال‌های اخیر از جانب غرب و نیز از جانب برخی کژکارکردی‌های داخلی بر آنان عارض شده، پایداری اجتماعی قابل ملاحظه‌ای از خود بروز داده و خطای محاسباتی دشمن از این جهت خنثی شده است.

در واقع صهیونیست‌ها در اثر فریب از این ادبیات، ادراک درستی از واکنش ملتی تاریخی چون ایران نداشتند و تجربیات مقاومت ایرانی‌ها در چند دهه گذشته در برابر تهاجم‌های نظامی-امنیتی، اقتصادی- اجتماعی و فرهنگی-تبلیغاتی را دست کم گرفته بودند.

آن‌ها به جوهره فرهنگی تاریخی حماسی و فتوتی ایرانیان که از قضا در مواقع بحرانی تجلی بارزتری پیدا می‌کند بی‌توجه بودند و صرفا به برخی ظواهر اجتماعی که در سال‌های اخیر بروز کرده بود دلخوش بودند.

بواسطه بی‌توجهی دانشگاه و رسانه به رفتارهای ایرانیان در مواقع بحرانی، آن‌ها نمی‌دانستند ملت ایران در سال‌های اخیر در زیر فشار تحریم‌های فلج کننده اقتصادی یا همه‌گیری کرونا، سیل و زلزله و… از قضا همبستگی و یاریگری خیره کننده‌ای از خود بروز داده‌اند. آن‌ها احتمالا خبر ندارند زنان ایرانی سال گذشته برای حمایت از جبهه مقاومت طلاهای شخصی خود، به ارزش بیش از ۲هزار میلیارد تومان را در اختیار پویش ایران همدل قرار داده‌اند.

آن‌ها تصور می‌کردند با اولین حمله، جامعه ایران مقابل یکدیگر قد علم می‌کنند و از این جهت فراتر از پایگاه‌های موشکی و سایت‌های هسته‌ای تغییر نظام سیاسی و مرزهای سیاسی را آرزو می‌کردند.

جامعه شناسی مردم

با عزیزان فعال انقلابی!

این کمترین در قم و تهران دیدم “سنگرها” دارند همه “قرارگاه” و “اتاق جنگ” میشوند!!!

قرارگاه، میخواهد همه مخاطبان را نشان بگیرد؛ بخلاف سنگر!

 

سرعت پایین اینترنت و اولویت اخبار از دید مصرف کننده با ازدحام و ترافیک بالای تولید مجازی آنهم موازی و نوعا تکراری و برای یک دسته مصرف کننده، عملا دور خود چرخیدن نیست؟!

 

اقتضاء مقاومت اجتماعی، سلولی شدن و سنگری کار کردن است؛ حضوری از مجازی بهتر! بخصوص در قطع شدن شبکه های غیر خودی!

 

بین دعوتهای مختلف قرارگاهی(!) و جلسات کم ثمر و رفتن در سنگرها مخیّر شدم؛ به نظرم آمد سنگرها مهم ترند، راه افتادم در حد توان شهرهایی در استانهایی ببینم و حضوری با نیروها و مردم حرف بزنم!

 

شما هرکدام تکلیفتان بود عمل کنید.

 

محسن قنبریان

«رهبر انقلاب: زندگی را با قوت ادامه دهید.»

در لحظه ای که دشمن میخواهد با جنگ، زندگی را نابود کند بزرگترین مقاومت زندگی کردن است

و من کلام له (علیه السلام) لما خُوفَ من الغیله:

 

وَ إِنَّ عَلَیَّ مِنَ اللَّهِ جُنَّهً حَصِینَهً، فَإِذَا جَاءَ یَوْمِی انْفَرَجَتْ عَنِّی وَ أَسْلَمَتْنِی، فَحِینَئِذٍ لَا یَطِیشُ السَّهْمُ وَ لَا یَبْرَأُ الْکَلْمُ.

سال آخر وقتی حضرت امیر(ع) را از #ترور ترساندند فرمود:

من از سوى خدا سپر محکمى دارم که مرا از حوادثِ (خطرناک) حفظ مى کند و هنگامى که اجلم فرا رسد، این سپر الهى از من دور مى شود و مرا تسلیم حوادث مى کند; در آن هنگام نه تیر خطا مى کند و نه زخم بهبودى مى یابد.(خطبه ۶۲)

 

پ.ن:

شهادت، کرامت رهبران دینی است؛ لکن شهادت علوی با حسینی این فرق را دارد که اولی با وجود نظام و لشکر و امت است و دومی در نهضت و پس از شهادت یاران.

شهادت با ترور رهبران، برای آنها کرامت؛ اما برای مردم و نظامشان ننگ است!

مردم و سپاهیان ایران چنین اجازه ای نمی دهند.

 

برای مقابله با این تهدید باید چاره ای مردمی و نظامی کرد…

 

محسن قنبریان ۱۴۰۴/۳/۲۶

شهید بهشتی:

 

ما همیشه فریاد می‌کردیم که زن در اسلام زنده، سازنده و رزمنده است.

شهید بهشتی اسطوره‌‌ای بر جاودانه تاریخ، ص۱۰۸۵

امر جامع!

اسلام چون اجتماعی است در همه مناسک و اوامرش توجه به جامعه دارد.

برای نماز جماعت -که خود اجتماعی است- “مسجد جامع” و “نماز جمعه” هم تعبیه کرده؛ تا اهم مسائل درش طرح شود!

 

در هزاران “امر” که باید مومنان در آن “مشورت”(۳۸ شوری) و “تعاون”(۲مائده) کنند، “امر جامع” هم تعریف می کند که باید برآن بمانند و هرگز از آن به امر دیگر منصرف نشوند الا به اذن ولیّ امر (علىٰ أمْرٍ جامعٍ لَمْ یَذْهَبوا حتّىٰ یَسْتَأذِنوه)!

 

“امر جامع” بر جامع های دیگر، حکومت دارد و آنها را در تسخیر خود در می آورد؛ از کوچه تا شهر و کشور تا بین الملل!

فقط لحاظ همین هندسه شریعت موجب میشود امر مهمتر به زودی گشایش یافته بقیه امور هم به مقصد برسد.

 

آیا امروز غزه ، “امرجامع” امت اسلام نیست؟!

ولی در جامع ترین کنگره امت -یعنی حج- سخن از غزه و حتی نماد آن(چفیه) ممنوع است!

 

تصورش را بکنید هر فرد شاخص (مثل #عارف) در گردهمایی ها، مقابل هر امر دارای اولویتِ بعد، یک کلام از “اولویت اول” بگوید؛ بعد به آن مساله دیگر بپردازد؛ چه می شود؟!

 

هریک از ما در گروه ها و شبکه های مجازی وقتی قصه یا قضیه ای “امر مشترک” می شود، یک کلمه بنویسم: “بعد از غزه!…”

چه میشود؟!

 

فوتبال ما و کَن، منبر و کلیپ جنجالی چیزی برای غزه ندارد؛ اما دائم قصه ای دارد که ما را از امر جامع غافل کند! برخی با قاسمیان و انصاریان ، برخی با بیرانوند و روستایی!

 

مسلمین پویش جهانی روزه برای همدردی با غزه و آزادگانی از جهان پیاده روی از قاهره راه انداخته اند!

روزه سکوت هم میشود؛ از حرفهای حواس پرت کن!

 

محسن قنبریان

مراقبت از جهان اجتماعی

 محسن قنبریان

سیاست هارونی نشان داد که حتی اگر ائمه از صحنه‌ی فیزیکی حذف شوند، از جهان اجتماعی حذف‌ناپذیرند. امام کاظم(ع) با وجود سال‌ها زندان، روز به روز پیروان بیشتری یافت. به‌همین دلیل، مأمون تصمیم گرفت به‌جای حذف فیزیکی، «امامت» را از ذهن مردم پاک کند؛ با کاخ‌نشین‌کردن امام و آوردن عالمان مختلف، می‌خواست «عصمت» و «علم» او را منحل کند.

تحمیل ولایت‌عهدی به امام رضا(ع) و برپایی مناظرات علمی، بخشی از این نقشه بود؛ اما نتیجه معکوس داد: امام به عنوان «عالم آل محمد» شناخته شد. مأمون امیدوار بود این شکست را با امام جواد(ع) جبران کند؛ چرا که:

  1. امام، بسیار جوان بود و حتی برخی شیعیان در امامت او تردید داشتند.
  2. شایعه‌ی عجیب «افک» مشروعیت نسب او را زیر سؤال برده بود، تا جایی که امام رضا(ع) مجبور شد قیافه‌شناس بیاورد!

امام جواد(ع) در شرایطی بود که تصویر اجتماعی‌اش توسط عباسیان کنترل می‌شد. نه امکان مناظره‌های عمومی داشت، نه ارتباط آزاد با مردم. حتی در مدینه، رفت‌و‌آمدش را محدود کرده بودند. در همین شرایط، پدرش از خراسان برایش نوشت تا به «مجاوره و محاوره» روی بیاورد.

مجاوره یعنی همسایگی و ساختن بسترهای کوچک برای ارتباط. از دل همین مراودات روزمره، گفت‌وگو شکل می‌گیرد. این تنها راه مقابله با مدیریت رسانه‌ای خلافت بود. نمونه‌هایی از این ابتکار در زندگی امام جواد(ع) کم نیست:

  • مناظره با مأمون در کوچه، کنار
  • پاسخ کوبنده به قاضی عباسی در مراسم عقد
  • نجات فردی متهم به نبوت که در واقع طی‌الارض کرده و به زیارت رفته بود!

این‌ها تلاش‌هایی برای محافظت از «جهان اجتماعی» امامت بود؛ جایی که قدرت رسانه‌ای خلیفه هم نتوانست آن را از بین ببرد.

فکرت| گفت‌وگویی برای ساخت فردا

ترامپیسم!

بی بی سی توجه خوبی کرده:

ترامپ (در سفر عربی اش) هیچ اشاره ای به دموکراسی و حقوق بشر نکرد و جایش از بازار آزاد و عدم مداخله دولت گفت؛ یعنی ایدئولوژی نئولیبرال!

 

سرمایه داری از اول مساوی با لیبرالیسم نبود؛ خشونت و تیزی آن در تلاقی با لیبرالیسمِ سیاسی و اجتماعی گرفته می شد.

 

اما نئولیبرالیسم، سرمایه داریِ لخت بازار آزاد است.

در آن لیبرالیسمِ اقتصادی، لیبرالیسم سیاسی و اجتماعی را بلعیده است!

به تعبیر استیگلیتز آزادی استثمار کنندگان، آزادی استثمار شوندگان را گرفته؛ آنچه اصالت دارد بازار آزاد بی قید است.

سیاست زدایی چه با دولت زدایی چه با  سرکوب اتحادیه های کار و مصرف در خدمت اصالت بازار است.

در کشورهای مرکز همراه با پوپولیسم ریگانی و فاشیسم ترامپی ظهور می کند؛ در ممالک پیرامون هم با دیکتاتورها کاملا سازگار است!

 

تئوریسین های اصلی آن (هایک و فریدمن) کودتای پینوشه با آن همه خشونت و اعدام و نقض حقوق بشر را  “معجزه بزرگ اقتصادی زمانه” خواندند! “پسران شیکاگو”، شاگردان ایندو بودند که مشاوران و مدیران پینوشه شدند! آن معجزه هم دولت زدایی از بخش عمومی و خدمات آموزش و بهداشت و… بود!

 

در نئولیبرالیسم ترامپی، نه فقط دولت برآمده از بازار است؛ بلکه اصلا غول های اقتصادی جای کابینه سیاسی همراهان او در سفر خارجی اند!

یک ملّاک به جای وزیر خارجه، گفتگو کننده غزه و اوکراین و ایران است!

پادشاهی های عربی بدون صندوق رای و کمترین دموکراسی، با دهها نقض حقوق بشر بخاطر تعهد به بازار آزاد و تجارت جهانی مطلوب ترین هستند.

درست فرمود: المال یعسوب الفجار!

 

محسن قنبریان