بایگانی دسته: یادداشت‌ها و مصاحبه‌ها

دهه فجر امسال با جایزه نوبل دانش آموزی

رامتین قاسم پور دانش آموز پایه دهم قزوین برنده جایزه نوبل دانش آموزی شد.

مسابقات جهانی جایزه نوبل دانش آموزی  زیر نظر بنیاد نوبل در سوئد تحت عنوان kid Nobel و داوران آن از برندگان نوبل هستند که به پرسش گری برتر دانش آموزان جایزه می دهند[۱].

وقتی بنیاد نوبل از رامتین عکس برای دریافت جایزه نوبل اش خواست، او پرچم پرافتخار کشورش ایران را اینگونه به خود پیچید و در بنای تاریخی سعد السلطنه قزوین عکس انداخت و ارسال کرد.

رامتین پیش‌ از این، در تحقیق ساخت ژل ضدعفونی‌کننده بهبود یافته با نانو ذرات نقره، رتبه اول المپیاد علوم پایه و در سایر عرصه‌های علمی همچون جشنواره جابربن‌حیان برگزیده استانی، در جشنواره ابن‌سینا و جشنواره دانشگاه شریف نیز با ساخت یک پهپاد رتبه اول را کسب کرده بود.

 

پ.ن:

  • اینگونه موفقیت های علمی با چنین ابراز هویت ایرانی-اسلامی در آستانه دهه فجر از دانش آموز دهه هشتادی بسی دلنشین تر از صوت قطار و کشتی برای شروع دهه فجر انقلاب اسلامی است و جا داشت بیشتر شنیده شود.
  • مقامات و مسئولان با ارجمند کردن علم و تعهد به هویت اسلامی-انقلابی بهتر می توانند با معدود سلبریتی های وطن فروش، موازنه بسازند.

 

محسن قنبریان

[۱] دانش آموز نخبه قزوینی: پژوهش باید از مدارس شروع شود + فیلم

معرفی کتاب/ انقلاب ما

اول بگویم بزرگترین خسارت، “رفتن امر سیاسی از مدرسه” است. بدون آن نسلی تربیت میشود که تمتعات شخصی اش بر مسائل اجتماعی اش پیشی گرفته است. تنوع دلبستگی های شخصی از مد و فشن تا دیگر باشی ها و… ممکن است یک دهه بعد آنها را خودآگاه و منسجم کند؛ نیم طبقه ای اجتماعی بسازد و حتی جنبش های اجتماعی موجب شود! اینبار سیاسی می شود اما برای چیزهایی غیر از آرمانهای اصیل یک انسان مسلمان!

«کتاب انقلاب ما »، مجموعه داستان بازی هایی برای دوم ابتدائی هاست؛ که با تلاش جمعی از نویسندگان خانه همبازی تالیف و انتشارات دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی آنرا منتشر کرده است.

از ماجراهای انقلاب اسلامی (کاپیتالاسیون، اعتصاب کارگران صنعت نفت، فرار شاه، طوفان شن، تحریم و…) موقعیت ساخته می شود و به کمک ارزشهایی مثل “نه به قوانین ناعادلانه”، “همبستگی برای اعتراض”، “کارآمدی نظریه حکومت اسلامی”، “نصرت الهی”، “تغییر محاسبات ذهنی بعنوان یک مانع حرکت انقلابی” و…

بازی هایی طراحی می شود که آن داستان واقعی را برای کودکان عینی می کند.

اول روش کار کامل توضیح داده شده است و بعد در ۱۲فصل، ۱۲ماجرا با داستان و بازی به آموزش و تربیت در می آید.

قطعا اجرای این کتاب توسط مربیان آگاه نقاط قوت و ضعف کتاب را بیشتر معلوم می کند و می تواند این راه را تکمیل و تعالی دهد.

مطالعه و اجرای این کتاب را در دهه فجر به مربیان دبستان پیشنهاد می کنم.

محسن قنبریان

اولین تحجر پس از انقلاب در حوزه زنان

خانم منیره گرجی فرد تنها زن حاضر در مجلس خبرگان قانون اساسی است. او همسر یک کفاش ولی سخنران پرشور قبل از انقلاب، گاه همراه طالقانی و گاه حتی در مدارس یهودی است.

وقتی وعده های برخی زنان غربزده برای مجلس خبرگان را می شنود، برای حفظ انقلاب و با حمایت شهید بهشتی کاندید می شود و نزدیک ۲میلیون رای می گیرد.

اولین مواجهه خط تحجر با او در همان مجلس خبرگان است. نماینده ای می گوید: این مجلسِ گناه است! یک زن و ۷۰ مرد؟! و تهدید می کند اگر این زن بیرون نرود ما می رویم!

خانم گرجی پشت تریبون می رود و می گوید: من مطمئنم گناه نمی کنم هرکس فکر می کند مجلس، مجلس گناه است تشریف ببرد!

می گوید آن مجلس سه ماهه، اندازه ۵۰۰سال رنجش داده است! و البته از حمایت یاران صدیق امام هم گفته است.

درباره اش گفته اند اصول مربوط به زنان با تلاش و کوشش او بود.

حتی برای حذف قید “رجل” در شرایط رئیس جمهور تلاش می کند پیش امام می رود و امام می فرماید شما نماینده اید بگویید چه کنیم؟!

* قسمتی از مصاحبه شان را اینجا بخوانید: ناگفته‌های خواندنی تنها زن تاریخ خبرگان

* پ.ن: در ویدئو خانم گرجی فرد از تحقیر زنان می گوید که خداوند سرّ الهی را به یکی از آنان گفت اما در رادیو و تلویزیون گفته میشود: اسرار خود را به زنانتان نگویید!

محسن قنبریان

حرف نو و نامیرای انقلاب اسلامی چیست؟!

نانو، سلول بنیادین، موشک نقطه زن و… نوآوری هستند اما حرف نوی انقلاب اسلامی نیستند؛ اینها را بخاطر عقب نماندن از دنیا بدست می آوریم اما با حرف نوی انقلاب آمده ایم دنیای جدیدی بسازیم!

رهبر انقلاب تاکنون ۳۵بار از این حرف نو اساسی و بنیادین سخن گفته اند:

حرف نو جمهوری اسلامی

تعابیر ازحرف نو انقلاب: جمع بین مردم و ارزشهای الهی و معارف اسلامی/ جمع توحید و کرامت انسان/ جمع بین پیشرفت های مادی و رضای الهی و حفظ ارزشهای الهی/ جمع بین مردم و خدا در حکمرانی/ تلفیق آراء مردمی با افکار اسلامی/ مردم سالاری دینی/ جمهوری اسلامی/ و…

توجه۱: این حرف نو، نه فقط در پیدایش حکومت، بلکه در حل همه مسائل حکمرانی مطرح است. مردم سالاری یعنی براساس دین و اسلام، سالار زندگیِ جامعه خود مردمند”.

راه حلهای بسیاری از محافل انقلابی برای معضلات حکمرانی این استاندارد را ندارد!

توجه۲: این حرف نو، دو رقیب و دیگری دارد که از محافل تصمیم سازی نظام دور نیستند بلکه هریک در ادواری سهمی از دستگاه تصمیم سازی یا بدنه حزب اللهی و جناح های سیاسی را تحت تاثیر قرار داده اند:

الف) اسلام لیبرال، غربگرا و… که جانب دنیا، مردم و… می ایستد و ارزشهای اسلامی را کم اهمیت می شمارد

ب) اسلام تحجر، واپسگرا و… که جانب ارزشهای اسلامی می ایستد و مردم و همراهی آنها را کم اهمیت می شمارد!

در حل هر مساله، این دو رقیب را هم باید توجه کرد!

این مجموعه فیش را در دهه فجر مطالعه و مداقه کنید.

محسن قنبریان

جبران پولی!

اینکه مقایسه آقای وزیر از اساس خیالی و کاریکاتوری است بماند.

جبران پولی برای سنوات تحصیل(مدرک) را از دو حیث “عدالت” و “کرامت” میشود بررسی کرد؛ فقط سه اشکال از حیث کرامت:

  1. اگر مدرک تحصیلی، معیار جبران مادیِ خدمت نمی بود، آن ۱۵سال تحصیل -که او هنوز دکتر نام نگرفته بود- هم شأن مناسب به نحوی برایش تدارک میشد، تا بعد از ۱۵سال نیاز به جبران تفاضلی نباشد!
  2. حالا که استاد شده، می تواند در کنار تدریس، علمِ حامل ثروتش را به صنعت پیوند زند، در شرکت دانش بنیادی ایده پردازی کند و در دنیای مالکیت فکری از اینجا درآمد کسب کند. اما سالاریِ پول و بدیل شدنش برای همه چیز(چقدر حقوق دهیم جبران شود؟!) موجب میشود بعد از باخت از جوان دیپلم (البته به روایت وزیر) یکبار دیگر از صاحب سرمایه ببازد! سود ارزش افزوده دانش بنیادها بیشتر به جیب صاحبان سرمایه برود و استاد، کارگری فکری تلقی شود!
  3. اگر او استاد علوم انسانی شده است، کرامت او به منزلت اجتماعی اوست (که بدیل ریالی و دلاری ندارد) : او اکنون باید در ساخت و تعدیل قدرتِ سیاسی به انحاء فردی و تشکلی نقش آفرین باشد. در ترتیبات نهادیِ اجتماعی هم جزو سلسله مراتب اولیاء (در فقه) قرار گرفته باشد. یعنی مثلا کفالت او برای دانشجویانش در برخی آسیب های اجتماعی و سیاسی پذیرفته و اصلاح و تربیت بدو سپرده شود!

اگر این علوم هم سرتاسر الحادند -که استادش برای این کارها نااهل است- پس چرا با بدیل ریالی، مدرک و ارتقائاتش را قلاده و بیت المال را هرز می دهید؟!!

محسن قنبریان

ماه رجب

خابَ الوافِدونَ عَلَىٰ غَیرِک آنان که بر غیرِ تو وارد شدند ناکام شدند
و خَسِرَ المُتَعَرِّضونَ إلّا لَک و آنان که به غیرِ تو روی آوردند زیان دیدند
و ضاعَ المُلِمّونَ إلّا بِک و آنان که به درگاهِ غیرِ تو فرود آمدند تباه گشتند
و أجدَبَ المُنتَجِعونَ إلّا مَنِ انتَجَعَ فَضلَک ، و آنان که از غیرِ فضلِ تو طلب کردند، بی‌برگ‌و‌نوا شدند
بابُک مَفتوحٌ لِلرّاغِبینَ درب رحمتت بر مشتاقان باز است
و خَیرُک مَبذولٌ لِلطّالِبین و خیر تو به جویندگان عطا شده است
و فَضلُک مُباحٌ لِلسّائِلینَ و فضل و احسانت بر درخواست‌کنندگان مباح است
و نَیلُک مُتاحٌ لِلآمِلین و وصالِ تو برای آرزومندان میسّر و مهیّاست
و رِزقُک مَبسوطٌ لِمَن عَصاک و خانِ روزی‌ات برای آنکه نافرمانی‌ات کرده گسترانیده شده
و حِلمُک مُعتَرِضٌ لِمَن ناواک و بردباری‌ات بر آنکه به دشمنی‌ات برخواسته شامل است
عادَتُک الإحسانُ إلَى المُسیئین احسان و نیکی به بدکاران، روش و عادت توست
و سَبیلُک الإبقاءُ عَلَى المُعتَدین و مدارا با متجاوزان شیوۀ توست
اللٰهُمَّ فاهدِنِى هُدَى المُهتَدینَ پس خداوندا، مرا به راهِ رَه‌یافتگانْ رهنمون شو
و ارزُقنِى اجتِهادَ المُجتَهِدین و تلاش سختکوشان را روزی‌ام فرما!
و لا تَجعَلنِى مِنَ الغافِلینَ المُبعَدینَ و مرا از غافلانِ رانده از درگاهت قرار مده
و اغفِر لِى یومَ الدّین و در روز جزا مرا بیامرز!

پته‌ای کردن آموزش!

پته ای کردن آموزش، دادن کوپن و حواله هایی است که دولت برای ثبت نام در مدارس برگزیده می دهد. سرانه دانش آموز را جای مدرسه به والدین دادن و به نوعی مالکیت آموزش را واگذار کردن است.

پیشنهاد و مورد تاکید اقتصاددان نئولیبرال میلتون فریدمن بود و اکنون مورد حمایت بانک جهانی است.

طبق معمول افزایش بهره وری(نسبت پیشرفت تحصیلی دانش آموز به مخارج آن)، رقابت و بالتبع کاهش هزینه(!) توجیه اینان است؛ تا دولت را به تنظیم گر بازار آموزشی فروکاهند و موجب افزایش مدارس خصوصی شوند.

اما تجربه های عینی مطالعه شده در کشورهای در حال توسعه نشان داده، عدالت آموزشی آسیب می بیند.

اخیراً رئیس جمهور در ابلاغی در ضمن مواردی از سند تحول دولت، پته ای شدن آموزش را هم ابلاغ کرده است.

رهبر انقلاب چندین بار از منع واگذاری آموزش و پرورش در سیاستهای خصوصی سازی گفته اند: “اینکه ما مدام مدارس دولتی را مدام تبدیل کنیم به غیر انتفاعی معلوم نیست خیلی کار پخته ی درستی باشد”.(۹۵/۲/۱۳)

به لحاظ فقهی نیز تبدیل حق آموزش به کالا  اشکالات عمده ای دارد.

پس از ابلاغ رئیس جمهور، ۹۰دفتر بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان بیانیه ای خطاب به ایشان نوشتند و “از واسپاری امر تربیت رسمی و عمومی کشور به بازار آزاد و نا ایمن ساختن مدارس از آفت اختلاف طبقاتی و ترویج نگاه اقتصادی به امر مردمی و همگانی تعلیم و تربیت” انتقاد کردند. متن بیانیه را اینجا بخوانید.

مطلب مرتبط: پارادوکس پول و آموزش

پیوست ۱: ابلاغ رئیس جمهور

پیوست۲: خصوصی سازی آموزش در کشورهای در حال توسعه – شواهد و پیامدها
در این گزارش یافته‌های کلیدی تحقیقات تجربی در موضوع تأثیرات شیوه‌های خاص خصوصی‌سازی مدارس به ویژه در کشورهای در حال توسعه مروری شده است.

محسن قنبریان

اشرافی گری مسئولان در کهکشان شرعیات

  • هرآنچه مسئولان کشور می بایست درخصوص اشرافی گری بدانند.
  • مباحثی که عدالت خواهان باید پیرامون ساده زیستی مسئولان توجه داشته باشند که امهات آن را مطالبه کنند.
    همگی در کتاب؛

اشرافی گری مسئولان در کهکشان شرعیات
انتشارات میراث فرهیختگان

نویسنده: حجت الاسلام سهیل توانائی.

هزینه کتاب با۵۰ درصد تخفیف، صدهزارتومان می باشد.

جهت خریدکتاب، کلمه (اشرافی گری مسئولان + تعداد سفارش) را به شماره ۰۹۹۳۰۶۴۷۵۳۹ فقط پیامک نمایید.

جهت عضویت در کانال مترآ «مرکز تحقیقات راهبردی آسیبهای اجتماعی» را جستجو نمایید.

 

قابل توجه مجموعه های علمی، فرهنگی ومطالبه گر:

درصورت سفارش ۹ عدد کتاب، کتاب دهم به صورت هدیه ورایگان تقدیم می گردد.

کار، محلّل سودِ سرمایه!

در مکتب اقتصادی اسلام، “کار” واحد اولیِ مالکیت است. مالکیت های بعدی که با ارث و هبه و بیع و… حاصل می شود؛ مالکیت تبعی (تابع آن کار اول) است[۱].

در این مکتب، حلال کننده (محلّل) سودبری سرمایه هم کار است[۲]. یعنی یک سرمایه وقتی می تواند افزون شود که سرمایه ی کاری شود و سود ارزش افزوده ی حاصله، بین نیروی کار و سرمایه سهم بندی شود.

سودبری از دلالیِ صرف و بدون محلّلِ کار وقتی در کالاهای مصرفی مردم واقع می شود، ضربه بیشتری به زندگی مردم می زند. مصرف را گرانتر و طبقات محروم را مستضعف تر می کند.

برای نمونه: مسکن/خودرو

– مسکن:

از سال۵۵تا۶۵ ، حدود ۷۸٪ تقاضای مسکن مصرفی و فقط ۲۲٪ سرمایه ای بوده است.

اما از سال۹۵ تا ۱۴۰۰، برعکس شده و ۷۵٪ سرمایه ای و ۲۵٪ مصرفی است.

دلالی صرف و سود بردن از دست به دست کردن یا احتکار مسکن، در آن ۷۵٪ شکل می گیرد!

– خودرو:

۲۴میلیون خودرو داریم و ۲۷میلیون خانوار! اگر این شیء مصرفی بین خانوارهای ایرانی توزیع شود ۹۰٪خانوارها خودرو خواهند داشت!

اما فقط ۵۰٪ خودرو دارند! عملا ۲۴میلیون خودرو در اختیار ۱۳/۵ میلیون خانوار است!

اینجا هم سود دلالی و سرمایه ای شدن خودرو خود را نشان می دهد!

راه انتقال نقدینگی از دلالیِ صرف به تولید و چرخه واقعی کار عمدتا دو چیز است:

  1. مالیات بر عایدی سرمایه
  2. امنیت سرمایه گذاری در تولید

محسن قنبریان

[۱] ر.ک: فقه العقود سید کاظم حائری ج۱ص۲۹/ مجموعه آثار مطهری ج۲۰ص۴۳۱

[۲] الاسلام یقود الحیات شهید صدر

مادری و معاد

“باور” به معاد با “اطمینان” به آن فرق دارد. مثل تفاوت دیدن بهار و انتقال به مفهوم معاد است با زنده شدن ۴پرنده توسط ابراهیم خلیل(ع)!

ابراهیم(ع) در مسیر حشر و احیای الهی قرار گرفت و بعث و معاد را تجربه کرد.

قرآن برای رفع ریب و شک از بعث و قیامت به فرآیند مادری توجه داده است. در آیه ۵حج مراحل یک تولد از نطفه تا قرار گرفتن جنین در رحم و تولد طفل از مادر را به رخ می کشد: لِنُبَیِّنَ لَکُم: جهت تبیین برای شما!

ما تصویرش را می بینیم؛ مادر اما این بعث را درون خود دارد. تجربه درونی معاد مثل تبیین آن با عکس و فیلم هایش نیست. لحظه دمیده شدن روح و نُقِرُّ فِی الاَرحامِ، لحظه جانبخشی است؛ لحظه ای ابراهیمی است.

امام رضا(ع) این لحظه را چنین توصیف کرد: چون ۴ماه تمام شود، خدای تعالی دو فرشته صورت گر می فرستد تا جنین را صورتگری کنند…(قرب الاسناد ص۳۵۲)

این دو فرشته از سپهر جان مادر در جنین روح می دمند.

همه مادران معمولی هم از این هفته ها زنده شدن موجودی درون خود را احساس می کنند؛ مادران عارف تجربه شان ابراهیمی تر است…

بی حساب نیست که زنان و مادران بیش از مردان به معاد معتقدند. در نظر سنجی از ۹هزار بریتانیایی زیر ۴۵سال، ۶۰٪زنان معتقد به معاد و بهشت و جهنم بودند.(بی بی سی)

در جامعه ما اعتقاد به معاد بالای ۹۰٪ است.(ایسپا)

محسن قنبریان