بایگانی برچسب: s

اینجا ایران است…!

  1. ایرانْ بانانِ شریف!

 

قَالَ رَسُولُ اللَّه (ص): «مَثَلُ اَلْمُؤْمِنِ مَثَلُ اَلْأَرْضِ مَنَافِعُهُمْ مِنْهَا وَ أَذَاهُمْ عَلَیْهَا:  مثَل مؤمن، مثَل زمین است که منفعت مردم از اوست، اما اذیتشان بر اوست!

 

«اهالی خیابان» در این شبها _که مومنان حقیقی انقلاب اسلامی و وفاداران صادق ایران اند_ مصداق این حدیث نبوی اند!

منفعت همه مردم از آنهاست. بدون حضور آنان، «تمامیت ارضی ایران» در خطر جدی بوده و هست.

اما اذیت ها هم بر آنهاست! از تهدید ترامپ تا ناسزای برخی وطن فروشان و غُر زدن برخی هم وطنان و…

 

این چند فراز برای/ درباره آنان _که ایران بانانِ شریفِ ایران می نامم_ می باشد:

 

گرچه بسیار زیادند؛ اما خودشان هم می دانند همه ۹۰میلیون ایرانی نیستند! در خانه ها، ایرانیانی هستند که وطن فروش هم نیستند؛ اما _به هردلیل_ با اینها در خیابان، هم نیستند!

همان ها که برایشان جزوات تبیین تدارک میکنند. در معرض همان شبهات و شوائب، اولویت های ذهنی و رفتاری دیگری دارند؛ ولو با اشغال و تجزیه ایران هم مخالف اند!

 

▫️ایران بانانِ شریف، «اهل اغاظه[۱]» و خشمگین و ناامید کردنِ دشمن ایران با راهپیمایی ها و خیابان گردی ها هستند؛ اما با غیر خود از ایرانیان، «اهل بردباری و مدارا»یند. حضور خود را در چشم هم محله ای ها و همشهری های دیگر نمی کنند!

 

در همین حدیث، ۵ گونه بردباری و مدارایِ لازم برایشان تصویر شده:

 

  1. خوار شدن در عزیزی (أَنْ یَکُونَ عَزِیزاً فَیُذَلَّ)!
    شاید بعضی همسایه ها در شهادت رهبر شهید، ذلیلشان پنداشته، از مصیبت بزرگشان خندیده و حتی شادی کرده باشند؛ اما ایران بانانِ صبور، حوصله کردند تا آنها خود ببینند موشکهای دشمنِ ایران ساختمان آنها را هم میزند و به کودکان مدرسه هم رحم نمی کند!
  2. متهم شدن در راستگویی (أَوْ یَکُونَ صَادِقاً فَیُتَّهَمَ)!
    خبر از ایران قوی و مقتدر و ضعف مستکبران می دادند، اما تکذیب می شدند!
    صبر و مدارا کردند تا همشهری های دیر باور ببینند بدون رهبرشان هم چگونه در «جنگِ ابرقدرتی»، دست بالا می شوند؟! چگونه ناو های جنگی و رادارهای پیشرفته در مقابل «اراده ایمانی یک ملت»، ضعیف اند.
  3. اهانت دیدن به خاطر دعوت به حقیقت (أَوْ یَدْعُوَ إِلَى اَلْحَقِّ فَیُسْتَخَفَّ بِهِ)!
    سالها در مقابل «متجاوزانِ زیاده خواه» چاره را مقاومت می خواندند؛ اما حرفشان پَست شمرده می شد و «موجب عقب ماندگی ایران» خطاب می شد! مدارا کردند تا بعد از هر دوْر مذاکره بمباران شوند، تا دیر باورترها هم به حقیقت برسند!
  4. آزار دیدن بدون جرم (أَوْ أَنْ یُؤْذَى بِلاَ جُرْمٍ)! به خاطر ایستادنِ بی مزد و مواجب پای ایران و انقلابش، «نماد حکومت» شدند و مسئول (زیر سئوال) کاستی ها و ناکارآمدی ها، فسادها و تبعیض ها گشتند!
    اما نیش زبان ها و آزارها _حتی به بچه هایشان_ بی طرفشان نکرد.
    پای «اساسِ برحقی که بود»، ایستادند تا بتوانند به کمک بقیه همان عیب ها و نقص ها را «ایرانی» و «اسلامی» حل کنند. از روی فریب از «چاله خودی» به «چاه اجنبی» نیافتند.
  5. مخالفت شدن بخاطر مطالبه حق (أَوْ أَنْ یُطَالَبَ بِالْحَقِّ وَ یُخَالِفُوهُ فِیهِ)!
    حق انتقامی که جنگ را به «جای بازدارنده» برساند، حق بیعتی با «رهبری قانونی» که ایران را یک دست و متحد «تا آخر مقاوم» نگه دارد، مطالبه ای است که دارند و شاید بعضی مخالفتی داشته یا طولانی شدن کار مخالفشان کند!
    اما باز چاره ای جز مدارا و همراه کردن همه ایران _همان که «ایرانْ بانَش» هستند_ ندارند!

 

این مراتب بردباری، «مدارای فعال» است؛ «هر کس به دین خود» نیست، که «تجزیه روانی ایران» و «زمینه فروپاشی» است!

 

مدارای فعال، «کنشگری مرزی» هم می خواهد! همان مرزهای لطیف با همسایه و همشهری که نباید «گسل» شود.

کنشگری مرزی یعنی:

رفت و برگشت کردن با «آن دیگران».

«چانه زنیِ نرم» بر سر نظام اولویت ها؛ که مساله اوّلِ امروز «استقلال» است یا نگرانی از آرمانی دیگر؟! و مانند آن…

سخن گفتن با زبان آنها.

شاید مصرف رسانه ای همه، رجزها و مداحی های موکب های ما نباشد، «چاووشی» ها و ادبیات های دیگر هم لازم باشد.

 

کنشگر مرزی، «وسطْ باز» و منافق نیست و نباید خطاب شود!

هسته داغ خیابان، «بیعت خون» می بندد، درستش هم همین است. اما بیعت گرفتن از دیگران «مبتنی بر قانون اساسی»، وسط بازی و «بیعت مشروط» نیست.

اصلا هر بیعت مشروطی هم الزاماً بد نیست. مهم این است در چارچوب نظام اسلامی و ایرانی مان (یعنی قانون اساسی) باشد و در طرح های دشمن ایران برای خروج از نظم قانونی نباشد.

 

محسن قنبریان ۱۴۰۴/۱۲/۲۱

[۱] «اغاظه» یعنی به خشم آوردن. اصل اغاظه متخذ از آیه ۱۲۰توبه است که: راهپیمایی ای که موجب خشم کفار شود را عمل صالح قلمداد کرده است.

اینجا ایران است…!

  1. جان یک جهان بی جان!
    فرق یک «جامعه کافر» با «جامعه مؤمن» را در «متن زندگی» آن جامعه باید دید؛ نه پستوی ذهن یا کتابخانه و کنیسه و کلیسایش.
    فرق یک «جامعه دین باز» با «جامعه دین دار» کجاست؟! دقیق تر از «متن جامعه» بگو!
    جامعه، پر از قرآن و نماز و روزه و افطار و حتی حجاب و حدود باشد، دیگر حتماً دیندار است و دین باز نیست؟!
    «مناسک و اعمال» خیلی مهم اند؛ «جامعه متنسّک[۱]» را از «جامعه متهتّک[۲]» جدا می کند؛ اما از جامعه دین باز نه!
    «إذٰا نٰادَیْتُمْ إلَی الصَّلٰاهِ اتَّخَذُوهٰا هُزُواً و لَعِباً[۳]»
    «ایمان» معیار حقیقی است.
    جامعه دیندار، اعمال و مناسکش از ایمان می جوشد، نه از رسم و عادت یا نفاق و تقلب!
    ایمان است که: «قٰامُوا إلَی الصّلٰاه[۴]» را «أقٰامُوا الصّلٰاه[۵]» و «کُسٰالیٰ» و «یُراٰؤُنَ الناس[۶]» را «معراج المؤمن[۷]» و «قربان کلّ تقی[۸]» می کند.
    سخت تر شد!
    ایمان را چطور ببینم؟!
    از کجا معلوم جامعه ای دارد و جامعه ای نه؟!
    از «توحید»!
    «جانِ ایمان»، توحید است!
    همه ایمان ها از اوست. «چنین ایمانی» فارقِ دین بازی ها از دین داری ها، می شود!
    فقط اگر «توحید به عمل بکشد» جامعه، دین دار است؛ بدون آن، هرگز!
    بدون آن حتی اگر پر از نماز و قرآن باشد، تازه می شود: «أکثر الضَجِیج و أقلّ الحَجِیج[۹]»!
    مناسک دینی، «نشانه مشترکِ» این یکتاپرستیِ عملی با دین بازی است!
    اما «نشانه های مختصه» ای هم دارد که کار را تابلو می کند و دین بازی را جا می گذارد!
    مهمترین و اساسی ترینش: «کفر به طاغوت» است!
    به قرآن نگاه کن: مثل قرینه «یُقیمُونَ الصّلٰاه و یُؤتُونَ الزّکٰاه» در مناسک، «یَکْفُرُ بِالطّاغُوتِ و یُؤمِنُ بِاللّه[۱۰]» در ایمانْ دارد!
    «علامت مختصه ی ایمانِ توحیدی»، این است؛ نه نماز و زکات و… این «فیلتر اصلیِ» دین بازی و دین سازی و… است!
    طاغوت، آن «معبودِ غیر خدایی» است که حتما از تو سجده و نذر و قربانی نمی خواهد! (که اگر رویَش دهی اینها را هم می خواهد!)؛ بلکه «پذیرش سلطه» می خواهد؛ چون «طغیان» کرده است!
    خیلی ساده و مدرن: با تو قرارداد می بندد، خودش به هیچ یک از تعهداتش عمل نمیکند، اما تو باید به بیش از تعهدات عمل کنی و الا تو را زیر می گیرد!
    مولای موحدان، دقیقاً همین را «پرستش او» می خواند:
    «مَنْ قَضیٰ حَقَّ مَنْ لاٰیَقْضِی حَقَّه فَقَدْ عَبَدَه: کسی که حقِ آنکه حقش را نمی پردازد را ادا کند، به تحقیق او را پرستش کرده است[۱۱]»
    ملت ایران با ۱+۵ قرار داد بست، همه تعهداتش را انجام داد، طرف مقابل سهم خود را رعایت نکرد و یک طرفه از قرارداد بیرون آمد! با تهدیدِ جنگ، دوباره مذاکره خواست! در بین مذاکره بمب باران کرد! دوباره «تسلیم بی قید و شرط» با روکشِ مذاکره خواست؛ و دوباره هم بمباران کرد!
    طاغوت، اگر این نیست؛ پس در عالم، هرگز طاغوتی نبوده است!
    کُرنش مقابل ترامپ اگر «فَقَدْ عَبَدَه» نیست؛ پس این حکمت هیچ مصداق عملی در دنیای واقعی ندارد!
    ملت ایران «نخستین مردم زمین» اند که «ترامپْ پرستی» را «نه» گفتند!
    از اینجا حتی از صادق ترین ایمان های معاصر در #غزه هم جلو زدند و فریب «صلحِ ترامپی» را نخوردند!
    با خودِ «شیطان اکبر» رویاروی شدند؛ تسلیم او نشدند و بمبارانش را در خیابان به سخره گرفتند! پایگاه هایش در کشورهای مثلاً مسلمان و پادگانش در فلسطین را «به ویرانی غزه» شبیه کردند!
    دقیقاً ضدِ «سلطه ترامپ»، گزینه رهبری برگزیدند!
    آنچه «تجدید سلطنت» بود، پذیرش «سلطه ترامپ» درباره رهبر بعدی بود؛ که آن هم با «امتداد خامنه ایِ ضد آمریکایی»، زیر پایشان لِه شد!
    با نفی این پرستش، کشور را «پر از خدا» و توحید عملی و ایمان کردند؛ حتی اگر هنوز روسری بعضی شان مطابق رساله نشده باشد!
    «جان ایمان» در ایران حضور دارد و ایران را «جان یک جهان بی جان» کرده است!
    اینجا ایران است!

محسن قنبریان ۱۴۰۴/۱۲/۲٠

[۱] جامعه اهل مناسک و رعایت شریعت

[۲] جامعه پرده در و هتّاک

[۳] آیه ۵۸مائده: چون بانگ نماز دهید و بدان فراخوانید، آن را به استهزاء و بازی می گیرند!

[۴] وصف منافقان درباره نماز خواندن شان در آیه ۱۴۲نساء: برای نماز بلند می شوند (نه نماز را برپا دارند)

[۵] تعبیر شایع قرآن درباره نماز مومنانه: به پا داشتن نماز با همه آثار و لوازمش

[۶] ادامه آیه ۱۴۲نساء: چون به نماز بایستند با سستی می ایستند و به مردم خودنمایی می کنند

[۷] حدیث: نماز معراج مومن است

[۸] حدیث: نماز مقرّب کننده انسان با تقواست

[۹] حدیث امام صادق(ع) درباره حجِ اسیر در اسلام اموی و عباسی: چه بسیار است ضجه کننده و چه کم است حج گزار!

[۱۰] آیه ۲۵۶بقره

[۱۱] حکمت ۱۶۴نهج البلاغه

نامش را در «کتاب» شنیدم، فقاهتش را در «حوزه» یافتم و آگاهیِ اجتماعی‌اش را در «دیدارِ معلمان» دیدم

سه مواجهه با مقام معظم رهبری، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای به روایتِ حجت‌الاسلام محسن خاکی

➖مدرسه‌ جنگ – جامع | حجت‌الاسلام محسن خاکی، معلم و پژوهشگر آموزش‌وپرورش:

من به عنوان یک معلم، سه خاطره از مواجهه‌ام با آیت‌الله العظمی سید مجتبی حسینی خامنه‌ای دارم.

اولین خاطره‌ام، مربوط به سال ۱۳۸۶ است، زمانی که دانشجو بودم. در دوران دانشجویی نمایشگاه کتاب برقرار می‌کردیم. در این بین، عنوان یکی از کتاب‌ها توجهم را جلب کرد: کتاب «پرسش‌های امروزی جوانان»؛ نام نویسنده، سید مجتبی حسینی بود. از کتاب‌فروش پرسیدم: «این سید مجتبی کیست؟» گفتند: «پسر مقام معظم رهبری است.» من آن زمان در سال اول دانشجویی‌ام بودم و آنجا بود که نام سید مجتبی حسینی خامنه‌ای را در کتابی درباره‌ی مسائل اعتقادی و فکری جوانان کشور، برای نخستین بار شنیدم.

دومین خاطره‌ام، مربوط به هفت، هشت سال پس از اولین آشنایی‌ام با ایشان است؛ بعد از درس دانشگاهم به حوزه‌ی علمیه قم رفتم. ما بچه‌های درس‌خوانی بودیم که از دانشگاه‌های خوبی فارغ‌التحصیل شده بودیم. وقتی به حوزه رفتیم، با رفقا و طلبه‌ها درباره‌ی اساتیدی که به کلاس آن‌ها می‌رفتیم، حرف می‌زدیم. من هم در کلاس اساتید خوبی از جمله آیت‌الله اعرافی، آیت‌الله شب‌زنده‌دار و خیلی از اساتید مطرح قم شرکت می‌کردم. یکی از دوستان طلبه‌ام گفت: «من درس آقا سید مجتبی می‌روم!» پس از آنکه جزوه‌های ایشان را دیدم، خواندم و کیفیت درس‌شان را سنجیدم، به‌عنوان یک طلبه‌ی درس‌خوان، کلاه از سر برداشتم و سر خم کردم که عجب جزوه‌هایی، عجب استادی، عجب کلاسی و عجب درسی!

من سید مجتبی حسینی خامنه‌ای را در سال ۱۳۸۶ در مسائل فکری جوانان شناختم، او را با دقت و احاطه‌اش بر دروس حوزه و علوم اسلامی شناختم و آخرین خاطره‌ام، یک خاطره‌ی معلمانه است.

سومین خاطره نیز دو سال پیش رقم خورد. در سال ۱۴۰۲ با ۳۰ نفر از معلمان برگزیده و فعالان مردمی آموزش‌وپرورش کشور، به محضر مقام معظم رهبری شهید رسیدیم. قبل از دیدار، وقتِ نماز ظهر بود و باید پیش از آن نماز می‌خواندیم. در همین حین، دیدم یک سید عزیزی در سمت راست من نشست و فهمیدم آقا سید مجتبی خامنه‌ای است. در کنار ایشان یک گفتگوی کوتاه و چند جمله‌ای داشتیم که سهم آن روزم بود.

بنابراین با ایشان به‌عنوان یک معلم و یک طلبه، سه مواجهه داشته‌ام: یک مواجهه‌ی فکری، یک مواجهه‌ی علمی و فقهی، و یک مواجهه‌ی اجرایی در مسائل معلمان. سید مجتبی حسینی خامنه‌ای در جلسه‌ی معلمانه‌ی ما با رهبری شهید، حرف‌های ما را می‌شنیدند و همراه با مسائل عمومی کشور بودند. می‌خواهم بگویم با کسی مواجه‌ایم که در طول این سال‌ها مسائل اجتماعی مردم را رصد کرده و مانند شاهک‌های کشورهای منطقه به‌صورت موروثی بر سرِ کار نیامده است.

آیت الله سید مجتبی خامنه ای

انتخاب فرزند برومند رهبر شهید، آیت الله سید مجتبی خامنه ای را به رهبری انقلاب اسلامی به مردم عزیز تبریک عرض می کنم.
امیدوارم بتوانیم ناصری صادق و متعهد برای ایشان در تحقق آرمانهای انقلاب اسلامی و ادامه مسیر رهبر شهیدمان باشیم.
آخر دعوانا ان الحمدلله رب العالمین

کمترین محسن قنبریان ۱۴۰۴/۱۲/۱۸

نقدی بر بیانیه دکتر روحانی

جمله مربوط به خبرگان در بیانیه آقای روحانی:

«امید است مجلس محترم خبرگان با هوشمندی و زمان‌آگاهی، وظیفه خود را در زمان مناسب که به تمرکز افکار عمومی بر دفاع مقدّس آسیب نرساند و به وحدت ملی کمک کند، انجام دهد.»

ظهورش در واگذاشتن انتخاب رهبر سوم به پس از جنگ است!

در حالیکه در قانون اساسی:

اولاً قید «اسرع وقت» برای انتخاب آمده است. (اصل۱۱۱).

 گرچه اسرع وقت در شرایط جنگی و شدت حفاظت های امنیتی، «موسع تر» است؛ اما واگذاشتن تا پایان جنگ _که معلوم نیست چه زمانی است_ عملا «إهمال» اصل ۱۱۱ است؛ نه رعایت اسرع وقت در شرایط جنگی!

 ثانیاً از وظایف اختصاصی رهبری در قانون اساسی، «فرماندهی کل نیروهای مسلح» و «اعلان جنگ و صلح و بسیج نیروها» و «نصب و عزل و قبول استعفای: رئیس ستاد مشترک، فرمانده کل سپاه، فرماندهان عالی نیروهای نظامی و انتظامی» است (اصل۱۱۰)

واضح است اینها دقیقا ناظر به جنگ _آن هم مهمترین جنگ ایران_ است.

معقول نیست مهمترین «وظیفه مباشر رهبری» را از رهبر، خالی گذاشت به بهانه اینکه جنگ است.

ثالثاً این ضرورات، با تحلیل های صحنه و خوف از جریانی که این سالها جانب سازش می گرفته، مؤکد هم می شود.

وجه جمع ضرورت فوق با برخی ان قلت ها در فرآیندهای انتخاب و شرط «بررسی و مشورت»(اصل ۱۰۷) _که از آن جلسه حضوری و رد و ابرام های مخالف و موافق فهمیده شده_ چیست؟!

اصل ۱۰۸:… «هرگونه تغییر و تجدید نظر در این قانون و تصویب سایر مقررات مربوط به وظایف خبرگان در صلاحیت خود آنان است».

این اصل گره گشاست و به مجلس خبرگان امکان می دهد که مثلا «جلسه مجازی امن» (یا هر طریق دیگر) را هم که برآورده کننده «بررسی و مشورت» باشد، قانونی کنند.

نکته قابل توجه این است که غیر از اینکه قوانین جاری کشور بین جلسه مجازی و حضوری فرق نمی گذارد، خبرگان هم این مصوبه را بدون حضور جمعی می تواند رأی گیری کند؛ چرا که اصل ۱۰۸ فقط قید «در صلاحیت خود آنان» دارد و مثل اصل ۱۰۷ (انتخاب رهبر)  قید «بررسی و مشورت» ندارد.

این جور اشکال دُوْر هم لازم نمی آید؛ که خود این مصوبه هم جلسه حضوری می خواهد!

جمله رئیس دبیرخانه مجلس خبرگان _که تنها مجرای رسمی اعلام نظر نهایی است_ نیز مؤید این است که معرفی رهبر سوم به پس از جنگ واگذار نشده است:

«مردم این اطمینان را داشته باشند که مجلس خبرگان رهبری به زودی گزارش نهایی فرآیند انتخاب و معرفی سومین رهبر نظام مقدس جمهوری اسلامی از طریق مجرای رسمی یعنی دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری به اطلاع عموم خواهد رساند، مشروط بر اینکه با صبر انقلابی خود بر استحکام کار بیفزایند و حتماً به شرایط کشور توجه لازم را داشته باشند.»

محسن قنبریان ۱۴۰۴/۱۲/۱۷

پیام مهم نایب‌رئیس مجلس خبرگان رهبری درباره فرآیند انتخاب رهبری

متن پیام آیت الله حسینی بوشهری به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و تحیات وافره و قدردانی از ملت مقاوم و آزاده ایران اسلامی و عرض تسلیت شهادت و عروج ملکوتی قائد عظیم الشٱن حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای (قدس سره)

 به استحضار مردم شریف ایران میرساند مجلس خبرگان رهبری پس از انتشار خبر شهادت رهبر معظم انقلاب (رضوان الله تعالی علیه) علی رغم جنگ تحمیلی دشمن آمریکایی- صهیونی و تهدید مستقیم این مجلس بلافاصله با تشکیل جلسه هیئت رئیسه، اتخاذ تدابیر لازم جهت انجام فرآیند رهبر جدید را در دستور کار خود قرار داده و با فراخوان اعضای محترم مجلس خبرگان رهبری از اقصی نقاط کشور در صدد عمل به تکلیف شرعی و قانونی خود می‌باشد و در این زمینه، لحظه‌ای درنگ را جایز نمی‌داند.

 هر چند ملت فهیم ایران مستحضر هستند که با توجه به جایگاه ویژه و خاص مجلس خبرگان رهبری، قطعاً شرایط جنگی و امنیتی را نمی‌توان نادیده گرفت و بر این نکته تأکید می‌کند که بحمدلله قانون اساسی پیش بینی‌های لازم را در نظر گرفته و این مجلس به استناد اصل ۱۰۸ این قانون صلاحیت تصویب مقررات مربوط به وظایف خود را داراست و امروز هم کشور طبق اصل ۱۱۱که در قانون اساسی پیش بینی شده اداره می‌شود. امید است که شورای موقت در این فاصله زمانی تا تعیین و معرفی رهبر جدید، مسؤولیت‌های خود در برابر ملت رشید و انقلابی عمل نماید و مردم را به آینده‌ای روشن امیدوار سازد.

در پایان تأکید می‌شود که مردم این اطمینان را داشته باشند که مجلس خبرگان رهبری به زودی گزارش نهایی فرآیند انتخاب و معرفی سومین رهبر نظام مقدس جمهوری اسلامی از طریق مجرای رسمی یعنی دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری به اطلاع عموم خواهد رساند، مشروط بر اینکه با صبر انقلابی خود بر استحکام کار بیفزایند و حتماً به شرایط کشور توجه لازم را داشته باشند.

سیدهاشم حسینی بوشهری

نایب‌رئیس مجلس خبرگان رهبری و رئیس دبیرخانه

توافق پایان جنگ!

جنگ ها معمولا به «ریشه کنی یک طرف» تمام نمی شود و با توافقی به سرانجام می رسد.

توافق پایان جنگ:

اولاً: با «مجمع بین المللی» باشد نه متخاصم!

ثانیاً: سر نقطه «تعهد عدم تجاوز» باشد نه مسائل قبلی (هسته ای و…).

ثالثاً: این بدون ضربه کاری در جنگ ممکن نیست.

رابعاً: «ضمانت کافی و عملیِ» آن بیش از پیمان ها و نوشته ها باشد که عهد شکن التزامی بدان ندارد.

«خروج کامل آمریکا از منطقه» تنها ضمانت عملی به نظر می رسد.

 

اگر آن خون پاک این «تبیین عمومی» و «تدبیر حکومتی» را نکند، آن را هدر داده ایم!

 

متن کامل

 

محسن قنبریان ۱۴۰۴/۱۲/۱۲

توصیه به دعا و تضرع در این شرایط از سر ضعف نیست!

خوانش توحیدی نظام امت و امامت!

دست خدا با مردم است، با دست خدا و مردم دشمن خانه خراب میشود. مردم مومن مجرای اراده الهی اند، این دعا و تضرع می‌خواهد.

خاطره زیبای بیتوته شب بدر پیامبر(ص)

امروز دو مذهب در زمین است: مقاومت و صهیونیزم!

 

برنامه ثریا ۱۴۰۴/۳/۲۹

حجت الاسلام قنبریان