- «تجمعات شبانه» و متعلقاتش (مثل کاروان خودرویی)، یک «مقاومت نشان دارِ» بجا و مردمی است که «باید توسعه یابد».
هنوز درصدی از مردم در این تجمعات شرکت نکرده اند!
آنها را چگونه همراه و داخل کنیم؟! - وقتی جنگ به شهرها می کشد، چهره ی دیگر مقاومت، «زندگی» می شود!
خودِ زندگی کردن، یعنی مغازه داری و کسب و تحصیل و حتی تفریح و…، زیر ارعاب و تهدید دشمن، «مقاومتِ بی نشان» است!
از بعدِ تعطیلات اینها هم باید رونق بگیرد.
بخصوص که عده ای با آسیب به کسب و قطع درآمدشان، مقاومت از دست می دهند! - یک «جامعه زنده» و «در پیوند با هم»، یک جنگل درخت نیست؛ یک اکوسیستم است؛ با هم به انواع خلاقیت ها تبادل می کنند!
دو تبادل لازم این روزهایمان:
الف) دادن حس و حال «مقاومت نشان دارِ» شبانه به غائبین!
ب) رونق زندگی (مقاومت بی نشان) در کسب و کارها و… بین همه صنوف! - گروهی «برپا کننده» مقاومت نشان دار و «گستراننده» آن اند.
از روایات آموخته اند: «هرکه به عمل گروهی راضی شود، داخل در آنان است».
اوّل کسب و تحصیل و تفریح مردم را مقاومت بی نشان می بینند؛ بعد با «جلب رضایت»، آنها را ذهناً و قلباً داخل در مقاومت نشان دار خود می کنند.(میانداری این جوان از کیلومتری کردن کاروان کمتر نیست) - چگونه «دعوت به اعتصاب» در حوادث ۱۴۰۱ و…، یک «مقاومت منفی» بود؟!
حالا «فراخوان عملی به کار» و به رخ کشیدن «مظاهر زندگی»، «مقاومت مثبت» است.
«پایان بخشی به تعطیل»، «زوال تهدید» و جوانه امید هم هست!
به خلاقیت ها در این تبادل ها نیازمندیم!
محسن قنبریان