بایگانی برچسب: s

سخنرانی/ تقابل اسلام قارونیِ الرشید با اسلام موسویِ امام کاظم(ع) از منظر انحطاط و تعالی خانواده

مراسم شهادت امام موسی کاظم علیه السلام در مورخه ۲۶ بهمن ماه ۱۴۰۱ به همت هیئت اصحاب الحسین علیه السلام در مسجد دانشگاه تهران با عنوان «تقابل اسلام قارونیِ الرشید با اسلام موسویِ امام کاظم(ع) از منظر انحطاط و تعالی خانواده» توسط حجت الاسلام قنبریان ایراد گردید. صوت این جلسه منتشر می‌شود.

دریافت سخنرانی «تقابل اسلام قارونیِ الرشید با اسلام موسویِ امام کاظم(ع) از منظر انحطاط و تعالی خانواده» | “دریافت از پیوند کمکی

  • پرده اول: تبعیض و اشرافیت با خانواده چه کرد؟!
    – مواجهه دو اسلام(علوی_اموی) درباره ام ولد و فرزندش
    – تولد حرمسرا
    – آسیب های سیاسی حرمسرا
    – آثار سوء اخلاقی حرمسرا
  • پرده دوم: سختی تشکیل خانواده برای محرومین تبعیض و طبقه رانده شده
  • پرده سوم: ابتکار و تدبیر امام کاظم
    – تعالی دهی به انحطاط خانواده
    – چاره امام کاظم برای تاریخ تشیع

۰۷/ سخنرانی با علی(ع) در انقلاب محمد(ص)

جلسه هفتم سلسله جلسات “با علی(ع) در انقلاب محمد(ص)”، برگزار شده در مسجد دانشگاه تهران به همت هیئت اصحاب الحسین علیه السلام، در مورخه ۲۰ بهمن ماه ۱۴۰۱، منتشر می‌شود.

یادآوری: انقلابی راسخ باید دستگاه واژگانی و منظومه معرفتی مکتب را بشناسد تا از مصادیق زمان مند به حقایق واژه ها برسد و مصادیق نو را بشناسد

 

  • بدون آن به دو ورطه می افتد:

۱. ظاهرگرایی ساده باورانه: جایی که روح از آن آموزه رفته اما فرم و کالبد مانده! و انقلابی ظاهربین در آسودگی!(مثالهای تاریخی)

۲. جمود بر گذشته و تحجر مقابل هر پدیده نو و افراطی گری از ترس به خطر افتادن مکتب(مثالها)

  • تطبیق بحث در ضمن یک مفهوم:

– مکتب اسلام جای “ارباب”(نفی در ۴آیه)، “ولایت” آورد.

– بدون درک حقیقت و هستی ولایت، پوسته حقوقی کمکی نمی کند و قابل تنزیل به ارباب میشود!

– تصویر عملی و برساخت کنشی برخی معمم از شاه، ولیّ بود و الان هم برخی افراطی از ولایت، ارباب است!

– نفی ارباب گرایی در قرآن از انبیاء و فرشتگان تا احبار و رهبان!

– در واقع نفی: استبداد دینی، دیکتاتوری سیاسی!

– موجب: استقلال و آزادی است!

  •   “ولایت”، در جوهره با “ارباب” متفاوت و نافی هر استبداد و حافظ استقلال و آزادی است.

– هشدار شهید مطهری از تنزیل تقلید به سرسپردگی (کمی از جملات ایشان)

 

حجت الاسلام قنبریان

دریافت «۰۷/ سخنرانی با علی(ع) در انقلاب محمد(ص)» | “دریافت از پیوند کمکی


۰۶/ سخنرانی با علی(ع) در انقلاب محمد(ص)

جلسه ششم سلسله جلسات “با علی(ع) در انقلاب محمد(ص)”، برگزار شده در مسجد دانشگاه تهران به همت هیئت اصحاب الحسین علیه السلام، در مورخه ۱۳ بهمن ماه ۱۴۰۱، منتشر می‌شود.

  • بعثت یک اثاره(شکوفایی درون) و یک ثوره(انقلاب اجتماعی-سیاسی) است.
  • اثاره چه وقتی ثوره میشود؟!
    وقتی شاهد غیب، به همراه مومن غیب، “سنت” می گذارد!(مثالها…)

– انقلابیگری یعنی عقلانیت، اما هرگز محافظه کاری نیست

انقلابی گریِ منحصر به فرد علی(ع) چگونه ثابت و استوار می ماند؟! فرمولش چیست؟!

وزیر در تنزیل ، امیر در تأویل
پیامبر(ص):انا اقاتل علی التنزیل و علی یقاتل علی التأویل(بحار ج۳۲ص۲۰۳)

توضیح:

  • – هر مکتب یک دستگاه واژگانی دارد. واژگان، نو می شوند و واژه های جدید می آیند(صلاه، حج/ منافق، فاسق، مومن و…/ القارعه و…)
  • – واژه ها برای “حقایق” وضع می شوند نه “مصادیق”(میزان برای وسیله سنجش وضع شده چه ترازوی دو کفه ای چه دیجیتالی و چه موجود سنجش گرِ نیّات و اعمال)
  • – مصادیق متنوع یا کاملتر واژه ها پی در پی می آیند(ائمه کفر، مصداق کاملترش طلحه و زبیر و معاویه خواهد بود)
  • – تأویل، رفتن به سمت مصادیق اکمل است!
  • – کسی که تأویل ها را نیابد، انقلابی نمی ماند؛ چون در یک مصداق می ماند و بعد ریزش می کند!
    فرمول: انقلابی باید به حقایق مکتب نو برسد و مصادیق نو را بشناسد؛ طوطی نباشد!
  • کارخواست دهه فجر: فهم عمیق اسلام ناب محمدی، اسلام آمریکایی و…
  • – دستگاه واژگانی خمینی را بشناسید!
  • – هم مباحثه می خواهد هم صفای باطن!

دریافت «۰۶/ سخنرانی با علی(ع) در انقلاب محمد(ص)» | “دریافت از پیوند کمکی


۰۵/ سخنرانی با علی(ع) در انقلاب محمد(ص)

جلسه پنجم سلسله جلسات “با علی(ع) در انقلاب محمد(ص)”، برگزار شده در مسجد دانشگاه تهران به همت هیئت اصحاب الحسین علیه السلام، در مورخه ۶ بهمن ماه ۱۴۰۱، منتشر می‌شود.

نمای اصلی انقلابیگری!

  • علی(ع) از ۱۰تا۳۳سالگی؛ هم در چهار دوره عمر: کودکی و نوجوانی و جوانی و میانسالی و هم در دو دوره: نهضت و نظام محمدی، انقلابی است!
  • غلط مشهور انقلابیگری: شعار تند و صدای بلند!
    برعکسِ انقلابیگری علی(ع): کُنتُ اَخفَضَهُم صُوتاً و اَعلاهُم فوتاً(خ ۳۷)
  • دو آسیب برخی انقلابیگرهای قبل:
    – تبدیل به ضد!
    – گفتار درمانی و رسیدن به “کَبُرَ مَقتاً عندالله”!
  • نمای تفصیلی انقلابیگری علی(ع):
    – همه جانبه نگری و پشتیبانی علم و ایمان (کالجبل…/ لم یکن لاَحد فِیَّ مَهمَز…)
    – سکوت و صبر هم دارد!
    – عنصر سبقت بجای تندروی! (فَقُمتُ بالامر حین فَشلوا…/ فَطِرتُ بعنانها…)
    – رعایت مقتضای شعارها! (الذلیل عندی عزیز…)
  • مقایسه علی(ع) با سعد ابی وقاص!
    – سعد هم از اولین اسلام آورندگان؛ اما انقلابی ای که به ضد تبدیل شد!
    – صاحب اولین ها: اولین خون! اولین تیر!…
    اما نه در احد و خندق و خیبر!!!
    – در سقیفه و شورای ۶نفره با مظلوم و حق نشد!
    – در فتوحات و بنای کوفه و… با اشرافیت و تبعیض شد!

دریافت جلسه پنجم «با علی(ع) در انقلاب محمد(ص)» | “دریافت از پیوند کمکی


۰۴/ سخنرانی با علی(ع) در انقلاب محمد(ص)

جلسه چهارم سلسله جلسات “با علی(ع) در انقلاب محمد(ص)”، برگزار شده در مسجد دانشگاه تهران به همت هیئت اصحاب الحسین علیه السلام، در مورخه ۲۹دی ماه ۱۴۰۱، منتشر می‌شود.

  • علی(ع) از ۱۰سالگی تا ۳۳سالگی در نهضت و نظام محمدی(ص)
    – یعنی دوره کودکی و نوجوانی و جوانی و میانسالی
  • می فرماید هرگز پیامبر دروغی در گفتار و لغزشی در رفتار از من ندید!
    ❓ این چگونه ممکن است؟! چگونه همه اقتضائات دوره های عمر خرج یک امر مقدس شود؟!
  • ادوار ۵گانه عمر و اقتضائاتش در قرآن و حدیث
    ❗️ سبقت عامل اصلی!
    سَاع سَریِع نَجَی/ جُزنَا وَ هِی خَامِدَه

دریافت جلسه چهارم «با علی(ع) در انقلاب محمد(ص)» | “دریافت از پیوند کمکی

۰۳/ سخنرانی با علی(ع) در انقلاب محمد(ص)

جلسه سوّم سلسله جلسات “با علی(ع) در انقلاب محمد(ص)”، برگزار شده در مسجد دانشگاه تهران به همت هیئت اصحاب الحسین علیه السلام، در مورخه ۲۲ دی ماه ۱۴۰۱، منتشر می‌شود.

معمای صدّیقه
یا صدق است یا کذب؛ بسیار راستگو چه معنا دارد؟!
۶مرتبه صدق باتوجه به کلمات امیرالمومنین:

  • صدق در قول: مطابقت گفته با وضعیت الهی
  • صدق در نیت؛ صداق(مهریه) و صدقه از این قبیل است
  • صدق در عزم؛ آخربینی هرکس واقع بینانه نباشد صدق در عزم ندارد
  • صدق در وفا به عهد: رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه/ صدق های قبل این مرحله را ممکن می کند
  • صدق در عمل(قدم صدق)
  • صدق در حالات و مقامات؛ خوف و رجاء صادق

حجت الاسلام قنبریان

دریافت جلسه سوّم «با علی(ع) در انقلاب محمد(ص)» | “دریافت از پیوند کمکی

۰۲/ سخنرانی با علی(ع) در انقلاب محمد(ص)

جلسه دوّم سلسله جلسات “با علی(ع) در انقلاب محمد(ص)”، برگزار شده در مسجد دانشگاه تهران به همت هیئت اصحاب الحسین علیه السلام، در مورخه ۱۵ دی ماه ۱۴۰۱، منتشر می‌شود.

دریافت جلسه دوم «با علی(ع) در انقلاب محمد(ص)» | “دریافت از پیوند کمکی


سخنرانی/ سلسله جلسات با علی(ع) در انقلاب محمد(ص)

«سلسله جلسات با علی(ع) در انقلاب محمد(ص)»، ایراد شده توسط حجت الاسلام قنبریان در مسجد دانشگاه تهران، هیئت اصحاب الحسین علیه السلام برگزار شده است. این سلسله سخنرانی منتشر می‌شود.

چکیده سلسله جلسات با علی(ع) در انقلاب محمد(ص)

جلسه اول «سلسله جلسات با علی(ع) در انقلاب محمد(ص)» | “دریافت از پیوند کمکی

جلسه اول

  • بعثت یک انقلاب عمیق؛ هم “ثوره” و هم “اثاره”
  • سلولهای بنیادین جامعه دینی: شاهد غیب/ مومن غیب
  • چرخه مهم: تغییر رویکرد و عملکرد شاهد غیب، پیروی مومنان(سنت شدن)️، یک دنیای اجتماعی جدید

– از آنسو عمل به سنن، مومن غیب را شاهد غیب می کند.

  • شکل گیری سه جهاد:
  1. اصغر: سر مرزهای جغرافیایی
  2. کبیر: سر مرزهای فرهنگی و حفاظت از سنت
  3. اکبر: سرمرزهای معرفت و رساندن ایمان به ایقان
  • علی(ع) مومن و شاهد غیب نبوی!

سخنرانی/ هیئت اصحاب الحسین علیه السلام

مراسم دهه دوم محرم ۱۴۰۱ هیئت اصحاب الحسین علیه السلام، مسجد دانشگاه تهران، از مورخه ۲۲ الی ۲۶ مرداد ماه به سخنرانی حجت الاسلام قنبریان برگزار شد. صوت سخنرانی این شب‌ها منتشر می‌شود.

دریافت شب اول مراسم مسجد دانشگاه تهران | “دریافت از پیوند کمکی

دریافت شب دوّم مراسم مسجد دانشگاه تهران | “دریافت از پیوند کمکی

دریافت شب سوّم مراسم مسجد دانشگاه تهران | “دریافت از پیوند کمکی

دریافت شب چهارم مراسم مسجد دانشگاه تهران | “دریافت از پیوند کمکی

دریافت شب پنجم مراسم مسجد دانشگاه تهران | “دریافت از پیوند کمکی”

آیا قیام حسینی مردم سالار هم بود؟!

(مرحله نیابت مسلم(ع) در کوفه)/ شب عرفه۱۴۰۱/ مسجد دانشگاه تهران/ حجت الاسلام قنبریان

ادعا:

  • در نپذیرفتن ضیم (ننگ) و مقاومت در مقابل حکومت یزید، “نه گفتن” سیدالشهدا(ع) منوط به رأی و نظر مردم نیست.
  • اما در پذیرفتن حاکمیت آنها و حکومت جایگزینِ یزیدِ نامشروع، منوط به خواست عمومی آنهاست.

سه سند برای مرحله دعوت کوفه

  1. نامه به نائبش مسلم بن عقیل:
    “ان رایتَ الناسَ مُجتَمعینَ علی بیعتی فَعَجِّل لی بالخبر حتی اَعمَل علی حسبِ ذلک[۱]
    اگر دیدی همه مردم بر بیعت با من مجتمع اند در خبر دادنم عجله کن تا براساس آن عمل کنم.
    در “نه گفتن” به یزید منتظر اهل کوفه نمانده، نه گفته و از مدینه خارج و الان در مکه بر همان “نه” است. اما برای حاکم کوفه شدن (که در نامه ها نوشته بودند: امامی نداریم و منتظر شماییم)، “اجتماع مردم بر بیعت” را شرط می کند.
  2. احتجاج با عبدالله بن زبیر در مکه:
    “اَتَتنِی بیعهُ اربَعینَ الفاً یَحلِفونَ لی بالطَّلاقِ و العِتاقِ من اهل الکوفه[۲]
    به من بیعت ۴۰هزار کوفی (با نامه) رسیده که قسم به طلاق و عتاق خورده اند!
    این قبل از ارسال مسلم(ع) است. ۴۰هزار نفر با نامه های متعدد بیعت کرده اند؛ اما باز مسلم را فرستاده تا “رایت الناس مجتمعین” را گزارش دهد. این نباید صرفاً از ترس بیعت شکنی تحلیل شود؛ بلکه برای تحقق بیعت حداکثری و آزادانه چنین می کند.
    نکته دیگر تعبیر “یحلفون بالطلاق و العتاق” است که جا دارد ما شیعیان در احتجاج سر دستش بگیریم! “حلف به طلاق و عتاق”، نوعی سوگند بود که کسی می گفت چنین کاری می کنم(مثلا حسین(ع) را یاری می کنم)، اگر نکردم زنم طلاق و برده ام آزاد! این سوگند دیگر صیغه طلاق و عتاق(آزاد کردن) نمی خواست!
    عجیب اینکه بنظر ائمه(ع) و بالتبع فقهای شیعه این سوگند باطل است و اینگونه زن مطلقه و برده آزاد نمیشود؛ اما اهل سنت آنرا صحیح دانسته اند. فقه رایج کوفه همان فقه خلفای قبل بود (شیعیان عقیدتی و احکامی اکثریت نبودند ولو شیعه سیاسی زیاد بود). حالا اباعبدالله(ع) در احتجاج با ابن زبیر آنرا -که بنظر او درست است- به رخ می کشد که ۴۰هزار بیعت با حلف به طلاق و عتاق دارم!
  3. نامه ی حضرت به اهل کوفه پس از آن نامه ها( و حلف به طلاق ها) همزمان با فرستادن مسلم(ع):
    “فَاِن کَتبَ اِلَیَّ: اَنَّه قد اَجمَعَ رَایُ مَلَئِکُم و ذَوی الفَضلِ و الحِجَی منکم عَلی ما قَدِمَت عَلیَّ به رُسُلُکُم و قَرَاتُ فی کُتُبِکُم اَقدِمُ علیکُم وَشیکاً ان شاءالله[۳]
    اگر مسلم به من نوشت: که بزرگان و فرزانگان و شایستگانتان اجماع دارند بر همان چیزی که نمایندگانتان نزد من گفتند و در نامه هایتان نوشته بود؛ آنگاه اقدام کرده به زودی سمت شما می آیم ان شاء الله.
    نکته در این شرطیه است: فان کتب الیَّ… اقدم علیکم؛ یعنی اگر مسلم خبر از اجماعتان داد می آیم و الا نمی آیم!
    بدون خواست و بیعت اکثری مردم، خود را حاکم کوفه نمی کند. متاسفانه همه اینها صرفاً سیاسی تحلیل میشود که چون اهلبیت از بیعت شکنی آنها در خوف بوده اند، اینها برای راستی آزمایی است. همین هم که باشد باز بیعت عمومی شرط شده است.
    – نکته بعد تفاوت تعبیر سند ۳ با سند ۱ است:
    – سند ۱: ان رایت الناس مجتمعین…
    – سند۳: انه قد اجمع رایُ ملئکم و ذوی الفضل..‌.
    اجماع و اجتماع همه مردم، یا بزرگان و نخبگان؟!!
    به لحاظ فقهی و علمی، دومی طریق برای اولی است. یعنی اصالت برای رای و نظر همه مردم است(سند۱) اما آنچه از این رای همگانی کشف می کند، در نظام عشیره ای سابق، رای بزرگان و شیوخ و شایستگان قبایل بود(سند۳).
    به تعبیر دیگر راه های کشف نظر عمومی و همگانی مردم در قرن ها، مصادیق متعدد می پذیرد: در نظام قبیله گی، نظر شیوخ و شایستگان _که به نوعی نمایندگی مردم قبیله در امور مهم (جنگ و صلح، طلاق و ازدواج و دیه، بیعت و…) بودند_ مصداق و طریق بود؛ در نظام شهروندی _که دیگر مناسبات خونی و قبیله گی نیست_ صندوق رای، مصداق و طریق کشف رای همگانی شده است.

نکته دیگر اینکه خواست و رجوع به آراء مردم شرط است اما کافی نیست. حاکم غیر از رضایت مردم باید رضایت الهی هم داشته باشد(همین فرق مردمسالاری دینی با غربی است) یعنی اگر حاکم نامشروع را همه مردم هم بخواهند، او حاکم مشروع نمیشود. لذا در همین نامه حضرت در جمله بعد می نویسد: “فَلَعَمری ما الامامُ الا العاملُ بالکتاب، و الآخذُ بالقسط و الدائنُ بالحقِّ و الحابسُ نفسه علی ذات الله”

به جانم سوگند امام نیست الا کسی که عمل کننده به قرآن، عدالت گستر، دیندار حقیقی و وقف کننده خودش در راه خدا باشد.

این دو عنصر برای حاکم (معیارهای الهی + خواست همگانی مردم) سوغات انقلاب اسلامی برای دنیای جدید بود و در بیانات امام و رهبر انقلاب و متفکران صدر انقلاب موج می زند.

به شدت باید بر این مهم مراقبت و نظارت کرد.

این شروط حاکم شدن است اما سیدالشهدا در ذلت ناپذیری و مقاومت در مقابل خواست یزید تنها هم بماند نه می گوید. بین ایندو نباید خلط کرد.

(ظرائف و نکات بیشتر در فایل صوتی بود که متاسفانه دچار نقص فنی شده است و قابل استفاده نیست/ این موضوع و تعقیب آن در سایر سخنان حضرت و بقیه مراحل نهضت حسینی را برای محرم به مبلغین پیشنهاد می کنیم)

[۱] الفتوح ج۵ص۵۳/ مقتل خوارزمی ج۱ص۱۹۶

[۲] تاریخ ابن عساکر ص۱۹۴ ح۲۴۹

[۳] الارشاد ص۳۸۰و۳۸۱