حجت الاسلام قنبریان
اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد
همه ایران به هم سازیم و بنیادش براندازیم
یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ماه؛ سردر دانشگاه تهران
هیأت دانشجویی اصحابالحسین (علیهالسلام)
حجت الاسلام قنبریان
اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد
همه ایران به هم سازیم و بنیادش براندازیم
یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ماه؛ سردر دانشگاه تهران
هیأت دانشجویی اصحابالحسین (علیهالسلام)
تلههای پایانبندی جنگ چه هستند؟
حجتالاسلام محسن قنبریان
برای نمونه، وقتی دشمن در جنگ احزاب عقبنشینی میکند، با ضربهای که امیرالمؤمنین(ع) وارد کرد و جنگ روانی ترکیبی که پیامبر(ص) در درون سپاه دشمن ترتیب داد، آن ماجرا پایان یافت. حتماً لازم نیست پس از آن ماجرا، «حدیبیه»ای رخ دهد یا سندی روی کاغذ نوشته شود.
در این حالت، شرایط «نه جنگ نه صلح» و وضعیت شمشیر آویخته حاکم نیست که دشمن همچنان پشت مرزها باشد و ما در محاصره بمانیم اما جنگ را ادامه ندهیم. در چنین وضعیتی، قهر بیمعناست و اصلاً پایانبندی اتفاق نیفتاده است. اگر حالت «نه جنگ نه صلح» برقرار باشد، یعنی پایانبندی رخ نداده است.
اکنون مشکل اصلی ما محاصرۀ دریایی است؛ اگر این محاصره را با عملیات نظامی یا با مقاومتی که عملاً آن را بیاثر کند شکستیم، محاصره جمع شده و پایان یافته است. در این صورت، به شرطی که پایگاههای نظامی دشمن دوباره احیا نشوند، اتفاق خاص دیگری نمیافتد.
دیگر از حیث نظامی نباید اتفاقی برای آمریکا بیفتد که بگوییم حالا برای پایانبندیاش، برویم با آنها مذاکره کنیم و دوباره بحث تحریمها را به میان بیاوریم. پایانبندی الزاماً دیپلماتیک نیست؛ گاهی صرفاً تَرکِ مخاصمه است، اما مخاصمه را به شکلی تمام میکنی که پایان آن عملیات باشد.
در این میان، «جنگ فقر و غنا» همچنان پابرجاست و در فاز و جبههای تازه شروع میشود؛ هم دشمن علیه تو اقدام میکند و هم تو بیکنش نیستی. اما آن عملیات خاص تمام شده و دیگر حالت «نه جنگ نه صلح» وجود ندارد.
دیپلماسی فقط مذاکرهکردن با دشمن نیست
تلۀ بعدی این است که آیا هر پایانبندیِ دیپلماتیکی، صرفاً به معنای مذاکره است؟ در نهایت، ما برای پایانبندی باید عنصر دیپلماسی، یعنی رفتوآمدها و گفتگوها را وارد کنیم؛ اما آیا تنها صورتِ دیپلماسی، مذاکره با اطراف یک مسئله است؟
خیر؛ دیپلماسی الزاماً مذاکره نیست و مذاکره تنها یکی از طرق آن محسوب میشود؛ زیرا انسان باید از همۀ داراییها و تواناییهای خود استفاده کند. تقلیلِ دیپلماسی به مذاکره موجب میشود که خروجی نهایی بسیار محدود شود و امت حزبالله شوکه شوند که با وجود دستِ برتر، چگونه به این نقطه رسیدیم.
ما دیپلماسیهای غیرمذاکرهای نیز داریم. دیپلماسی در حقیقت مجموعهای از پیمانها، عهدها، اخوتها، ائتلافها و شکستنِ ائتلافهای دشمن است.
اینکه ائتلاف دشمن را بشکنید یا ائتلاف تازهای ایجاد کنید تا گرهی را باز کنید که نمیخواهید یا نمیتوانید آن را با روش نظامی حل کنید، چون هزینۀ آن بیشتر است، عین دیپلماسی است. با این کار، به موقعیت گرهخورده پایان دادهاید.
در بحث محاصرۀ دریایی که یادداشتهای علمی متعددی نیز دربارۀ آن وجود دارد، میتوان دید که سهم بزرگی از آسیبهای این محاصره از طریق دیپلماسی با همسایگان و نه طرفهای جنگ، قابل رفع است.
اگر کالایی که از طریق دریا به ما میرسد، از طریق خشکی و از مسیر همسایگان با قیمتی ارزانتر و در زمانی کوتاهتر تأمین شود، بخشی از توان محاصره شکسته میشود. بسیاری این موضوع را فرصتی بینظیر برای تغییر کریدورها میدانند.
با این ابزار، ۵۰ تا ۶۰ درصد از فشار محاصرۀ دریایی دشمن از بین میرود. این اقدام، دیپلماسی هست، اما مذاکره نیست.
مذاکرات موازی باید به جریان بیفتد
تلۀ بعدی این است که وقتی بخشی از پایانبندی دیپلماتیک میشود و ما ناگزیر به مذاکره هستیم، آیا این مذاکره حتماً باید با متخاصم اصلی باشد؟ پاسخ اینجا هم منفی است.
ما اکنون ده درخواست را در چهارچوبی مشخص تدوین کردهایم؛ در واقع این موارد شعارهایی بودهاند که جمعآوری و توسط شورای امنیت ملی بیان شده و مبنای توافق قرار گرفتهاند تا از ایجاد فهرستهای پراکنده جلوگیری شود. اما آیا همۀ این ده مورد لزوماً از طریق مذاکره با آمریکا حل میشود؟ آیا با دیگران نمیتوان به نتیجه رسید؟
موضوع اخراج آمریکا از منطقه میتواند از طریق تعامل با هفت کشور عربی که پایگاههای آمریکا در آنها مستقر است، پیگیری شود.
اکنون شاهرگ اقتصادی این کشورها در دست ماست؛ آنها نیز مانند ما نفت میفروشند و باید از این تنگه عبور کنند.
در نهایت، آنها در مسئلۀ رژیم حقوقی تنگۀ هرمز به ما نیاز دارند و ما نیز نفع خود را در خروج آمریکا از منطقه میبینیم. برای تحقق این هدف، باید از ظرفیت ملتها، دیپلماسی عمومی و تمامی ابزارهای پیشین استفاده کرد.
اگر همۀ درخواستها صرفاً سر میز مذاکره با آمریکا برده شود، طرف مقابل بهسادگی امتیاز نخواهد داد. راهبرد صحیح این است که تا حد امکان از تعداد موارد سرِ میز مذاکره با آمریکا کاسته شود و آن مطالبات از طرق دیگر تأمین گردد؛ یعنی از مسیرهای غیردیپلماتیک، دیپلماتیکِ غیرمذاکرهای و یا مذاکره با طرفهایی غیر از آمریکا.
به نظر میرسد میتوان یک خط موازیِ مذاکراتی باز کرد؛ مسیری با کشورهای عربی منطقه از طریق سازمانهای همکاری یا واسطهای نظیر چین که جزئیات آن را متخصصان باید تبیین کنند. بخشی از کار را نیز میتوان با اعضای شورای امنیت پیش برد، بهویژه در مسائلی مانند قطعنامهها. چراکه آنها اکنون بیش از آمریکا به امنیت این تنگه نیازمندند و احتمال دریافت امتیاز از آنها بیشتر است.
با خودآگاهی زنان این بعثت و تشدید کارکردش اتفاق می افتد؛ نه بی تفاوتی!
محسن قنبریان
ارائه بسیار مختصر حجت الاسلام و المسلمین قنبریان در نشست هم اندیشی الگوی سوم زن / فروردین ۱۴۰۵
ارائه ای فشرده از حجت الاسلام قنبریان در جمع فعالان جبهه فرهنگی اصفهان /۱۴٠۵/۲/۱۱
همان هم منحصر به مذاکره با آمریکا نیست!
راهبرد خنثی سازی / تاکتیک دوْر زدن تحریم ها!
از نادرْ جملات رهبر شهید در شرط اثباتی مذاکره با آمریکا: پس از جمع کردن پایگاه های نظامی در منطقه و کنار نهادن پشتیبانی از رژیم(۱۴٠۴/۸/۱۲)!
اگر با وجود این ۴امکان، برخی اصرار بر مذاکره با آمریکا داشتند؛ سه دارایی غیر قابل مذاکره!
چگونگی تاثیر مردم بر مذاکرات با وجود کم خبری یا اخبار متعارض پشت پرده؟!
این روزها غیر از مشاغل آسیب دیده و تعدیل های نیروی کارگری، شاهد تورم نقطه به نقطه سه رقمی به خصوص در هزینه های اصلی خانوار یعنی خوراکی ها هستیم!
چقدرش آثار جنگ است و چقدرش آثار سیاستهای غلط پیشا جنگ [۱]یا جنگی پنهان برای تسلیم، مجال دیگری می طلبد!
اما نسبت تجمعات شبانه مردم با این پدیده که تاب آوری را هم تهدید می کند، چگونه باید باشد؟!
در محور دوم(بخش نهادهای مردمی و مدنی)، توجه داشته باشیم اصل این تجمعات، خودجوش و با انگیزه های الهی و میهنی شکل گرفته و می تواند بیشترین ظرفیت برای کارهای ترمیمی و تکمیلی در تاب آوری اقتصادی داشته باشد.
در اینباره برخی مراکز علمی و اندیشکده ای، ایده پردازی هایی کردند از جمله به «رویداد خانه اندیشه ورزان تهران» و «فراخوان ایده های تاب آوری اقتصادی بنیاد شیخ انصاری قم» می توان اشاره کرد.
خدا را شکر هم افزایی هایی هم بین اینها شکل گرفت. از بین ایده های متعدد، با طراحی «یک ساختار تحقق محلی و میدانی»، ایده هایی تجمیع و تکمیل شد که در «زیست بوم محله گرا» بتواند مراحل «مصرف»، «توزیع» و «تولید» را شامل می شود.
این بسته به زودی رونمایی و در ۱۰۰۰میدان و محله موجود پایلوت می شود.
قبلا هم بیان شد اگر خود این تجمعات انقلابی برای آسیب های جنگ و تاب آوری اقتصادی دست بالا نزند، کسانی با ارائه فهرست مبالغه آمیز هزینه های جنگ، نتیجه سازش می گیرند؛ چنانچه نمونه ای از آن به توئیت ترامپ مبنی بر آستانه فروپاشی هم کشید!
محسن قنبریان ۱۴۰۵/۲/۱۲
[۱] خودِ تورم نقطه به نقطه مساله اصلی نیست، روند صعودی آن در ماه های آتی مساله اصلی است. برخی کارشناسان این تورم نقطه ای سه رقمی در خوراکی ها را نتیجه حذف ارز ترجیحی دیماه دانسته که در ماه های آتی هم خودنمایی کرده و حتی بدون پیامدهای جنگ و آسیب به صنایع بالا دستی هم صعودی خواهد بود!
۳۴ ٪ از افرادی که در انتخابات ۱۴۰۳ شرکت نکردهاند، در تجمعات شبانه در ایام جنگ شرکت داشتهاند.
باتوجه به حضور مردم در شبهای اخیر در میادین و محلههای سطح شهر، در حمایت از نیروهای مسلح کشور، مرکز تحلیل اجتماعی (متا) طی پیمایشی از ایرانیان درباره شرکت در این تجمعات و گردهماییهای شبانه سوال پرسیده است.
طبق نتایج این نظرسنجی، ۵۳٪ از مردم در تجمعات شبانه (حداقل یکبار) شرکت کردهاند. همچنین ۲۶٪ از ایرانیان، هرشب یا بیشتر شبها در تجمعات شرکت کردهاند.
این نظرسنجی در ۲۹ فروردین ۱۴۰۵ از ۱۱۱۸ نفر از ایرانیان بالای ۱۸ سال سراسر کشور و در بستر پانل ملی متا انجام شده است.
۶۸٪ از مردم معتقدند در صورت عدم پذیرش شرط «برداشته شدن همهی تحریمهای اقتصادی» توسط آمریکا در مذاکرات، ایران باید آتشبس را کنار گذاشته و به جنگ ادامه دهد.
با توجه به توقف جنگ و شروع آتشبس، مرکز تحلیل اجتماعی (متا) طی پیمایشی از ایرانیان پرسیده است که درصورت پذیرفته نشدن کدام شروط توسط آمریکا در مذاکرات، ایران باید آتشبس را کنار بگذارد و به جنگ ادامه دهد؟ در این سوال، شرکتکنندگان امکان انتخاب بیش از یک گزینه را داشتهاند.
طبق نتایج این پیمایش، «برداشته شدن همهی تحریمهای اقتصادی»، «تضمین برای تکرار نشدن دوباره جنگ از سوی آمریکا» و «به رسمیت شناختن حق ایران برای کنترل عبور و مرور در تنگه هرمز» در کنار شروط دیگر بیشترین میزان اهمیت را به خود اختصاص دادهاند.
همچنین، ۳۹٪ از مردم معتقدند ایران باید تنها درصورتی جنگ را متوقف کند که همه شروط ۱۰گانه ایران توسط آمریکا پذیرفته شود.
محسن قنبریان
ایشان لابد با عنایت و دقت در تعابیر،«حضور منسجم و فعال،هوشمندانه و حماسی»مردم در این دوماه را «حقیقت مسلّم» و «زیرساخت اجتماعی_ سیاسی» خنثی سازی توطئه ها معرفی و توطئه جدید را ضربه به انسجام با اختلاف افکنی می شمارد.
«زیرساختِ اجتماعی سیاسی یک حضور منسجم و فعال و هوشمندانه» اگر با همین۴ قید بماند، بهترین حافظ انسجام است!