بایگانی برچسب: s

مسئولیت در قبال حس اهالی خیابان

اول گزارش یک مطالعه[۱] درباره آتش بسِ قبل( تیر۱۴۰۴):

حدود ۳۰٪ (۲۸/۱٪) مخالف بودند.

سه احساس در آنها بیشتر بود: «تعجب»،«خشم»،«نگرانی»!

حدود ۲۵٪ از موافقین آتش بس بر این باور بودند که تصمیم حاکمیت نیست و «بدون هماهنگی» بوده است!

شدت «مخالفت مذاکره با آمریکا» در مخالفین آتش بس بسیار بیشتر بود( فقط ۲۵٪ موافق مذاکره)!

معتقدین به اسلام سیاسی، بیشتر مخالف آتش بس بودند!( چون ایدئولوژیک تر به جنگ نگاه می کردند)

برای آتش بس اخیر( جنگ تحمیلی سوم)  باید منتظر مطالعات جدید ماند؛ اما آنچه داده های پیرامونی نشان می دهد، بدون تعیین درصدها، همان نتایج قبل به چشم می خورد! این به خصوص در بخش «احساسات» حائز اهمیت بیشتری است.

با توجه به این که حضورهای خیابانیِ جنگ اخیر به مرز ۵۰٪ رسید و طبعاً این «سرمایه اجتماعی بزرگی برای حاکمیت» است:

احتمال افزایش مخالفینِ موقعِ آتش بس بیشتر است!

«احساس تعجب، خشم و نگرانی» اینان اصلا مناسب شرایط کشور و نظام نیست و باید کاری کرد.

چون نیروی ارزشی و هسته ایدئولوژیک نظام به حساب می آیند، توجیه آنان ضرورت بیشتری دارد.

برخی علل و چاره ها

  1. دُوْز بالای شعارها نسبت به تدبیرها:
    جنگ که می شود، «رسانه» و «تجمعات» دست مداحان و شاعران و مجریانی می افتد که در مبالغه ی رجز و «افق گذاری ها» با هم مسابقه می گذارند! ولی از درون جنگ با «عقل سردِ» استراتژیست ها توافقی در می آید که با آن شعارها فاصله زیاد دارد!
    طبعاً «احساس خشم» در هسته کانونی مصرف کنندگان آن رجزها شکل می گیرد!
    اگر میدان نظامی یا دیپلماسی به هر دلیل نمی تواند آن سقف بلند رجز و افق گذاری های حماسی را پاس کند، بار بعد به این سیره امیرالمومنین(ع) عمل کنیم:
    «کُنْتُ أَخْفَضَهُمْ صَوْتَاً و أَعْلاٰهُمْ فَوْتَاً:[در شعار] صدایم از همه آهسته تر بود،[ ولی در مقام عمل] از همه برتر بودم»!(خ۳۷)
    به تعبیر امروزین بین «قلب گرم» و «عقل سرد» تناسب بسازیم!
  2. انباشت شایعات و صرفاً تکذیب قرائت رسمی:
    در حین جنگ خبرهایی از مذاکرات پنهانی یا چیزی کمتر از آن شایع می شود که معمولا «قرائت رسمی» با شدّت تکذیب می کند و بخشی از «جنگ روانی دشمن» قلمداد می شود!  هر آتش بسی، «زود هنگام» و خیانت خوانده می شود! و…
    اما یکباره (هر دو بار)  «بدون سریان خبری در رسانه»، غافلگیری اتفاق می افتد!
    این روند طبعاً «حس تعجب» در حامیانِ جدیِ  مقاومت  می سازد!
    حتی تأیید اخبار قبلِ دشمن ( که بسا هنوز هم کذب باشد) در حافظه ها شکل گرفته،  «بی اعتمادی» می گستراند!
    چاره روشن است: در کنار قرائت رسمی،  «احتمالات دیگر» هم در باریکه ی رسانه ها  اجازه طرح و بررسی یابد. همه چیز با برچسب «مخالف وحدت» و یکپارچگی طرد نشود!
    طرح و بررسی احتمالات دیگر اگر درست تدبیر شود یا «اقناع» می سازد یا «زمینه پذیرشِ بعدی» را فراهم می کند؛ الزاماً نه «تفرقه» می زاید، نه چنین «حس های مخرّبی» بر جا می نهد.
  3. تجارب ناموفق گذشته در مذاکرات:
    بار قبل حتی اسم آتش بس هم رویش نگذاشتیم؛ امّا دیدیم دیگر نه آتشی شروع کردیم، نه مذاکرات به نتیجه رسید! تازه برای بار دوم حین مذاکره ترورهای بزرگتر و تجاوز گسترده تر اتفاق افتاد!
    مذاکرات، قبلا هم «داشته ها» یی ( مثل میزان غنی سازی و…) پای میز برده؛ اما جایش «نسیه بر کاغذ» گرفته، که عمل نشده و تازه پوشش جنگ بعدی هم شده است!
    طبعاً مخالفین مذاکره ( که به حسب پیمایش ها افزایش هم یافته است)  «حس نگرانی»  داشته باشند!
    چاره: نگهداری جدی تر «ضمانت» خود است!
    ضمانت، اینبار نباید از «اِعمال حاکمیت بر تنگه هرمز» به «ضمانت چین» و…  تقلیل یابد!  «گزارش شفاف و روزانه به مردم» در اینباره حس نگرانی هسته مقاوم را کم می کند.

بیش از این هم می شود گفت؛ اما نمیخواهم توقع را بالا ببرم!

محسن قنبریان ۱۴۰۵/۱/۱۹

[۱] نگرش مردم به جنگ اسرائیل علیه ایران ( بررسی افکار عمومی ایرانیان در جنگ ۱۲روزه).  مرکز تحلیل اجتماعی (متا)  تیرماه۱۴۰۴

تله روایت؛ لزوم درایت!

( فوری ترین بایسته آتش بس موقت برای تجمعات خیابان)

  1. هر امری در عالم امکان، نسبی است. از حیثی تا حیثی حکمی دارد.
    چون کلاً سر دوْر روایتیم، احتمالا به خاطر جلوگیری از یأس و سرخوردگی، جهاد تبیین شروع می کند به شمارش دستاوردها، اهداف محقق نشده دشمن، تقریر پیروزی از زبان رسانه های دشمن و …!
    درست هم هستند؛ اما شاید بی موقع باشد! الان وقت درایت است نه روایت!
    با «نگرانی»، «عاقبتِ صحنه نیمه تمام» را درایت کردن؛ بهتر از «راضی»، «نتیجه مبهم» را روایت کردن است!
  2. شروط ۱۰ گانه برای مذاکرات،«دستاوردهای تثبیت شده» نیستند؛ پیشنهادات چارچوب مذاکره اند.
    چیزی که باید ساخته شود، درایت بیشتر لازم دارد تا روایت!
    «مذاکره»، آزمون چند باره ما بوده است. یکبارش به پارگی برجام و دوبارش به غافلگیری در جنگ انجامیده است!
    این واقعیت، تمرکز و اولویت را سر درایت و تیز بینی می برد یا روایت کردن اطراف و اکناف قابل تحسین؟!
  3. تنها «وجه نقد» ماجرا همان «تسلط و کنترل تنگه هرمز» است.
    اجازه دهید راستی آزمایی ها با همان سنجش شود؛ بقیه شروط فعلا «چک و حواله» است تا کی نقد شود!
    به همین خاطر هم درایت ارزش مضاعف دارد.
    اگر چنانچه در بیانیه شعام آمده: «عبور کنترل شده از تنگه هرمز با هماهنگی نیروهای مسلح ایران که جایگاه منحصر بفرد اقتصادی و ژئوپلتیکی به ایران اعطا می کند»؛ در این دو هفته اِعمال شود، امیدی به تحقق و تثبیت بقیه شروط هست؛ والا از الان تکلیف بقیه هم معلوم است!
    استمرار این وجه نقد، درایت و نظارت و پیگیری مردم انقلابی در صحنه را می خواهد.
  4. پس ظاهرا حضور خیابانی باید «لبالمرصاد» ادامه داشته باشد!
    اگر مردم یا فعالان انقلابی از خود «یأس و سرخوردگی» و ناامیدی و «بی اعتمادی به مسئولان» بروز ندهند، احتمالا بتوان فضا را در درایت و نظارت صورت بندی کرد و پیروزی نهایی را با اتکای به خدا و مردم ساخت؛ والا تجویز روایت های پیروز و امید آفرین ضروری می شود. بالتبع سرکوب هر نگرانی با برچسب یأس و بی اعتمادی و وحدت شکنی قطعی  خواهد شد!
    پس همان قدر که نگران «بد عهدی دشمن» یا «سایشی در تحقق شروط» هستید، نگران «جوّ  بی اعتمادی» و «یأس آفرینی و تفرقه» هم باشید.

درایت اصیل و نظارت انقلابی درون چارچوب های قانونی، در این تعادل شکل می گیرد.

محسن قنبریان ۱۴۰۵/۱/۱۹

کنیسه های بی گناه!

این آیه چه می گوید:

«… وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِیَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ یُذْکَرُ فِیهَا اسْمُ اللَّهِ کَثِیرًا  وَلَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ  إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ

… اگر خدا برخی از مردم را به وسیله برخی دیگر دفع نمی کرد، همانا صومعه ها و کلیساها و کنیسه ها و مسجدهایی که در آنها بسیار نام خدا ذکر می شود به شدت ویران می شدند؛ و قطعاً خدا به کسانی که او را یاری می دهند یاری می رساند؛ مسلماً خدا نیرومند و توانای شکست ناپذیر است».

 

دعوای کنیسه و مسجد نیست؛ سخن از جنگِ بعضُ الناسی است که کنیسه و کلیسا و مسجد درش ویران می شوند!

 

این کدام بعض الناس اند؟!

لابد همانهایی اند که اهالی کنیسه و کلیسا و مسجد در اتحاد با هم علیه آنان دعوت شده اند:«اربابهای غیر الهی زمین»!(۶۴ آل عمران)

فرمود اگر دفعشان نکنید نه فقط اسلام و مسجد، که کنیسه و کلیسا را هم ویران می کنند!

 

ما این بعضُ الناس رامی شناسیم!

غرب وحشی!

تمدن نفت!

آنها که اقتصاد را جای اعتقاد نهادند!

مذهب: تساهل در اعتقاد و ارزش؛ جنگ در اقتصاد و منافع!

جنگ های جهانی نه سر حق و باطل که سر کشمکش منافع بر جهان تحمیل شد!

حالا این مذهب دست ساز جدید میتواند از ادیان هم بدزدد:«صهیونیزم جای یهود»،  «اوانجلیس جای مسیح» و «سفیانیِ آمریکایی جای اسلام محمدی»!

 

الان همه اینها باهمند!

وقتش نرسیده که همه مستضعفان مسیحی و یهودی و مسلمان هم با هم باشند در مذهب مقاومت!

 

محسن قنبریان

 

ما وارث عیسی (ع)؛ تو وارث چنگیز!

اینجا ایران است…

پروفسور دیوید میلر، جامعه‌شناس سیاسی بریتانیایی:

«ویدئوهای امروز از روستاییان ایرانی که تفنگ به دست گرفته‌اند تا به سمت بالگردهای آمریکایی شلیک کنند، یادآور این نکته است که مقاومت یک سازمان یا تشکیلات نیست که بتوان آن را نابود کرد، بلکه یک خصلت بنیادین انسانی در برابر تهاجم و اشغال است که زمان و مکان نمی‌شناسد»

 

دین کین ژنرال نیروی هوایی آمریکا:

«هر ایرانی که تفنگِ کوچکی داشت به سمتِ ما شلیک می کرد».

 

در طول طوفان الاقصی زیاد از مقاومتِ مردم پایه و الگوی غزوی آن گفتم و نوشتم که در این کانال قابل جستجوست.

آن ایام از تک سایزی کنش های مردمی در ایران با راهپیمایی های جمعه های خشم و روز قدس گله داشتیم.

خاستگاه اصلیِ مردم پایه گی هرچیز این است که مردم در جای خود قرار گیرند از آنجا به بعد دیگر می جوشد و هر سلول کار مقتضی خودش را می کند.

جنگ و تجاوز اجنبی، قهراً این کار رامی کند؛  کاش حاکمیت و حکمرانی در امنیت و صلح، اختیاراً  مردم را در موقف اقتصاد و سیاست جامعه قرار دهند و اقتصاد مردم پایه هم ببینند.  ببینند بیش از راهپیمایی ۲۲ بهمن ها و انتخابات ها در سیاست ورزی چقدر ظرفیت در مردم هست.

 

محسن قنبریان ۱۴۰۵/۱/۱۸

چند ساعت به عصر هجر!

فقط چند ساعت تا تکذیب این مردک کذّاب توسط ملتی کالجَبَل الرّاسخ مانده است!

خیابان می گوید: این مردم نستوه را تندبادهای ریشه کن، نترسانده؛ تو که باد معده ای!

«ایران» عالم را به عصر جَبَل وارد کرد!

 قله ی سلسه جبالی خواهد بود که مقابل مثل تو قد کشیده و ایستاد.

سَلَف ناپاکت را شریک خود کن!

از نیکسون تا کارتر؛ از ۱۶آذر تا طبس!

از ریگان تا کلینتون؛ از ناوچه پیکان تا پرواز۶۵۵ !

از بوش تا بوش؛ تجاوز بعد تجاوز!

از اوباما تا بایدن؛ تحریم ها و بدعهدی ها!

همه را شریک جشنت کن؛ که ما را به عصر هَجَر بردید!

به: «وَ الرُّجْزَ فَاهْجُرْ[۱]»؛ به هجرت از همه پلشتی های آمریکا و اسلام آمریکایی!

به: «هَجْراً جمیلاً[۲]» ؛ از شرک تان و بَعْل پرستی و خداستیزی تان!

۴۷ سال زیر رَجْم ها و ترکشهایتان از خباثاتتان هجرت کرده و دوری گزیدیم؛ چون وارثِ «یاٰ ابراهیمُ لئِنْ لَّمْ تَنْتَهِ لَأَرْجُمَنَّکَ وَ اهْجُرْنِی مَلِیّاً[۳]»  بودیم!

مقاماتمان در الواطیِ اپستینی شما و هم پیاله هایتان در نیامدند، وارث لوطِ پاک شدند و «إِنِّی مُهٰاجِرٌ إِلیٰ رَبِّی[۴]» سرودند!

چند ساعت مانده تا همه دنیا عصر هَجَر ما و حَجَر تو را ببیند و شکستنت را جشن بگیرد!

محسن قنبریان

[۱] آیه ۵مدثر: از زشتی ها دوری گزین!

[۲] آیه ۱۰مزمل:(از مشرکان)  به نیکویی دوری گزین!

[۳] آیه ۴۶مریم:( آذر:) ای ابراهیم اگر از رویگردانی خود باز نایستی تو را سنگسار خواهم کرد اینک برای مدت طولانی از من کناره گیری کن!

[۴] آیه ۲۶عنکبوت: من به سوی پروردگارم رهسپارم!