بایگانی برچسب: s

حرف سوم!

در دو دستگی های رسانه ای، هژمونیک و هیجانی، حرف سوم شنیده نمیشود!

دسته اول: از انتقاد به رویه گشت ارشاد، به ضدیت با اصل آن و علیه حجاب الزامی و اسلام سیاسی (که حکومت در ارزشها دخالت کند) کشیده شده اند و با لبه مخالفین نظام ج.ا مماس شده اند.

دسته دوم: ماجراها را صرفاً یک اتفاق (آنهم قابل توجیه) دیده، همین روش را درست و عمل به قانون و شرع دانسته، حجاب الزامی و گشت ارشاد را سنگر مقاومت علیه دشمن برانداز گرفته که حتی عیب و نقص احتمالی اش هم قابل اغماض است! بلکه اصلا جنگ روایت و رسانه است که بد جلوه می دهد! و…

حرف سوم؛ نه مخالف اسلام سیاسی و دخالت حاکمیت در ارزشهاست و نه حجاب را بی اهمیت و حتی غیر قابل الزام می داند؛ لکن رویه ناقص و معیوب جاری در گشت ارشاد را تبعیضی، دین بازی و بالتبع دارای اثر معکوس می داند!

در منبرهای دهه محرم و هم سلسله مباحث برنامه علامت شبکه دو، بستره و گستره فسق و عفاف بیان شد و برای برخورد حقوقی با بد حجابی سه مرحله از سیره و سنت اسلامی شمارش شد که  رویه موجود فاقد شاخص ها و استانداردهای آن است!

اگر حوصله شنیدن این حرف را داشتید اقلا جلسات ۸و۹ برنامه علامت را ببینید!

صوت کامل جلسه هشتم، برنامه علامت با عنوان «مراحل حقوقی عفیف سازی جامعه»

صوت کامل جلسه نهم، برنامه علامت با عنوان «ربط ساخت حقیقی فضایل با ساخت حقوقی آنها»

محسن قنبریان

رعایت اقتضائات عمل عدالتخواهی

 

حجت‌الاسلام‌ و‌ المسلمین قنبریان استاد حوزه و دانشگاه:

به نظرم این ۲ مرحله پیوست‌نگاری عدالت که شما در متن آوردید خیلی معنادار و واقع‌بینانه است. پیوست عدالت در مرحله و گام اول خود «توجیه موجه بودن و هم‌راستایی هر خط‌مشی با عدالت اجتماعی» است که به یک معنا همان عدالت حداکثری است و در مرحله دوم «طراحی بسته جبرانی و کاهش عوارض بی‌عدالتی در یک خط‌مشی» است که نوعی نگاه حداقلی با خود دارد.

عمل همیشه در عالم تزاحمات است و چاره‌ای از این اقتضائات نیست. این خلط اشتباه را باید اصلاح کرد. علی‌رغم اینکه عدالت و عدالت‌خواهی یک ارزش مطلق است اما خط‌مشی عادلانه و عمل عدالت‌خواهی تابع احکام عمل است و باید مختصات زمانی و مکانی را در آن دخالت داد. پیوست عدالت برای یک سیاست ضدعدالت به این معنا که عوارض آن را کاهش دهیم اگرچه کمی معقول اما نوعی پینه‌دوزی است و نوعی توجیه برای آن می‌شود و در عمل نیز تبعات ناعادلانه بعدی در پی دارد. در این موقعیت‌ها بهتر است که عَلَم عدالت را عقب بگذاریم و اصلاً وارد پیوست‌نگاری چنین سیاست‌هایی نشویم.

در رونمایی از چهارچوب و روش شناسی پیوست عدالت حجت الاسلام قنبریان بر دو مورد دیگر غیر از نهاد دولت در پیوست عدالت بر لوایح و برنامه ها تاکید کرد:

  1. نهاد مردم
    جنبش های عدالتخواه سهم خود در پیوست عدالت هر برنامه و لایحه و طرح را در مسیر تحقق عدالت بدانند و مطالبه کنند.
  2. نهاد قضاء
    مردم ستمدیده و زیان دیده از نقض پیوست عدالتِ برنامه ها و لوایح، بتوانند به دستگاه قضاء شکایت کنند. بدون این پیگرد، پیوست عدالت ضمانت اجرا ندارد.
    مثلا وقتی با یک سیاست ارزی قریب ۷۰۰هزار نفر کمیته امدادی میشوند! چرا ستمدیدگان نتوانند از آن متصدیان شکایت کنند؟!

مبانی فقهی چنین چیزی جداگانه قابل تبیین است.

مطلب مرتبط:

  1. پیوست عدالت؛ از حرف تا عمل
  2. رونمایی از گزارش رصدخانه عدالت اجتماعی مرکز رشد دانشگاه امام صادق (ع)

(۹شهریور۱۴۰۱ مرکز رشد دانشگاه امام صادق)

رونمایی از گزارش رصدخانه عدالت اجتماعی مرکز رشد دانشگاه امام صادق (ع)

در آغاز دومین سال از روی کار آمدن دولت سیزدهم هستیم. مقام معظم رهبری در جلسه ۶ شهریورماه با دولت، درخواست و مطالبه مهمی پیرامون «پیوست عدالت» برای بخشنامه‌ها، سیاست‌ها و برنامه‌های مختلف دستگاه‌های اجرایی بیان کردند. به مناسبت یک‌سالگی این مطالبه، رصدخانه عدالت اجتماعی مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه‌السلام مراسم رونمایی از چارچوب پیوست عدالت را با حضور جناب حجت الاسلام قنبریان و محمدصادق تراب زاده برگزار کرد.

در ابتدای جلسه تراب زاده با تأکید بر سابقه طولانی مباحث فلسفی و نظری عدالت، اهمیت و جایگاه ارزش عدالت در فضای آرمان‌های انقلاب اسلامی را مورد اشاره قرار داد. از نگاه ایشان، علیرغم اذعان رهبران انقلاب بر این ارزش محوری همچنان عقب‌ماندگی زیادی در این حوزه را شاهد هستیم. به‌منظور شناخت دقیق‌تر چرایی این عقب‌ماندگی باید وضعیت عناصر و زیرساخت‌های موردنیاز برای پیشبرد و به تعبیر دقیق‌تر «اقامه» عدالت اجتماعی را مورد بررسی قرار دهیم. دعوای امروز وضعیت نا به سامان عدالت اجتماعی، دعوای نظر و عمل نیست بلکه دعوای حرف و عمل است.

تراب زاده تصریح کرد: در مورد پیوست عدالت و مطالبه رهبری از دولت نیز همچنان چیز جدی دیده نمی‌شود. خوب است در این زمینه دولتمردان گزارشی در این زمینه ارائه کنند. اعضای رصدخانه عدالت اجتماعی با همین دغدغه‌ها تلاش کردند نقاط ابتدایی را در برخی از این محورها- نظریه اسلامی، شاخص، تربیت نیرو، رسانه- برداشتند. یکی از مصادیق به‌روز حرکت در این مسیر از سال گذشته تا به امروز تولید «چارچوب پیوست عدالت» حاضر است.

نواقص فضای پیوست‌نگاری عدالت اجتماعی

وی فضای پیوست عدالت در کشور را دارای ۲ مشکل جدی دانست و گفت:بی‌توجهی مسئولان به مسئله پیوست عدالت است. حتی اگر صحبت و ادعایی هم انجام شود کمتر حمایتی از اجرا و پیشبرد آن تا به امروز مشاهده شده است.تصورات غلط و ناقص در زمینه پیوست عدالت است. تصورات گذشته از مفاهیمی چون پیوست فرهنگی امروزه پیوست عدالت را نیز دچار این سوء فهم کرده است.

 قنبریان، برخی از گزاره‌ها و تلقی‌های کلیدی راجع به پیوست عدالت را نقد کرد و گفت: پیوست عدالت داخل در سیاست‌ها است؛ نه الصاق به آن‌ها. باید پذیرفت و تصریح کرد که موضوع عدالت در باطن هر انتخاب، اقدام، مداخله و وضعیت است. موضوع هر سیاستی عدالت است و از منظر عادلانه یا ناعادلانه بودن می‌تواند محل سؤال باشد.

وی افزود: پیوست‌نگاری، فعالیتی دل‌بخواهی نیست بلکه کاملاً نظریه‌بنیان است. برای پیوست‌نگاری باید بنیان نظری خود را از عدالت به‌صورت آگاهانه و توسعه‌یافته، در این فرآیند دخیل کنیم. پیوست عدالت یک کار کاملاً فنی و علمی است نه یک کار نمایشی و تزئینی برای پیوست‌نگاری عدالت، باید برنامه‌ها و سیاست‌های مهم دولت در اولویت قرار گیرند.

قنبریان در ادامه تصریح کرد: بهتر است برای مداخلات مهم و کلان اجتماعی چون ارز، مالیات، نان، مسکن و… مورد پیوست‌نگاری عدالت اجتماعی انجام شود. «ظرفیت‌سازی پیوست‌نگاری»، بدیل گزارش‌ها و پروژه‌های رسمی پیوست عدالت است: درواقع باید نظام اداری، سیاستی و سیاسی یاد بگیرند که همواره از منظر عدالت اجتماعی به تصمیمات و اقدامات بنگرند و آن را به‌صورت ضمنی لحاظ کنند.

پیوست عدالت، توجیه ناموجه مداخلات اجتماعی نیست

قنبریان در ادامه تاکید کرد: برخی تصور می‌کنند که پیوست عدالت، یعنی اینکه هرگونه سیاست غلطی را طراحی کنیم و انتظار داشته باشیم پیوست آن‌را توجیه یا آن‌را به شکلی ماهوی اصلاح کند. پیوست یعنی طراحی مداخله یا برنامه به نحوی که مقتضی عدالت است.

وی افزود:پیوست عدالت در همه مراحل برنامه باید لحاظ و بکار گرفته شود: پیوست، از جنس قضاوت است. برنامه‌ای که طراحی شده باشد یا در حال طراحی باشد یا در حال اجراست یا اجرا شده باشد، همواره می‌تواند از منظر عدالت محل قضاوت قرار گیرد و به اصلاح جزئی یا قضاوت کلی در مورد عادلانه بودن آن برنامه رسید.

رابطه نظریه عدالت با پیوست عدالت

حجت الاسلام قنبریان در ادامه ضمن تشکر از فعالیت‌های جدی رصدخانه عدالت اجتماعی که تلاش دارد مسائل ناظر به میدان را به شکل علمی و دقیق واکاوی کند، پیرامون مسئله عدالت، پیوست عدالت و متن چارچوب تولید شده نکاتی را بیان کردند.

از نگاه وی، بحث مهم پس از ۱۰ سال آن است که چطور مقام معظم رهبری پس از ۱۰ سال از نظریه عدالت به سمت پیوست عدالت آمده‌اند؟ رابطه بین این دو چیست؟ اگر پیوست عدالت ناظر به مسائل مهمی که زیست مردم- نه لزوماً معیشت و اقتصاد مردم- را در بر می‌گیرد انجام بشود، راه برای نظریه اسلامی عدالت باز می‌شود. به تعبیر دقیق‌تر رابطه دو سویه و تعاملی بین این دو برقرار است. نباید اسیر اولویت و تقدم این مباحث شویم. هرچه پیوست نگاری عدالت بیشتر و دقیق‌تر انجام گیرد نظریه اسلامی با وضوح و دسترس‌پذیری بیشتر تولید خواهد شد. عدالت نیازمند استنطاق میدانی است. در میدان نمی‌ماند اما از میدان تراوش و تغذیه می‌کند.

از منظر قنبریان، این چارچوب توانسته تا حد زیادی مباحث نظری عدالت را به یک الگوی منسجم و عملیاتی نزدیک کند تا با آن امکان پیوست نگاری فراهم شود. این کتابچه تلاش کرده است که همانند یک دفترچه راهنمایی باشد تا سیاست‌گذار بتواند از آن استفاده کند.

این استاد حوزه و دانشگاه در ادامه مباحث خود چند نکته مهم در باب پیوست عدالت را مورد اشاره قرار داد و گفت: عدالت به‌مثابه آن ملکی است که صورت نوعیه آخر را تفویض می‌کند. صورت نوعیه هر موجود نقشه ژنومی است که همه عناصر در آن تحت آرایش خاصی قرار گرفته است. عدالت در آن صورت نوعیه، نقش آخر را بازی کرده است.

وی افزود: به تعبیر ساده‌تر- که در این کتابچه هم به درستی ذکر شده است- عدالت صرفاً یک مسئله نیست و یک مسئله در عرض مسائل دیگر هم نیست. عدالت با همه مسائل رابطه طولی دارد و مهم‌ترین و جدی‌ترین مسئله است. در همه مسائل فرهنگی، سیاسی، اقتصادی یا …. عدالت مهم و جایگاه بالایی و حیاتی دارد و باید بر آن حاکم باشد.

قنبریان تصریح کرد: پیوست عدالت وقتی جدی می‌شود که در کنار نقد برنامه و طرح، حرف ایجابی داشته باشد و علاوه بر این ضمانت اجرایی و حقوقی هم پشتوانه آن باشد. به‌طور مثال یک سیاست ارزی دولت قبل حدود ۷۰۰ هزار نفر را کمیته امدادی کرده است. این نشان می‌دهد که چنین سیاستی پیوست عدالت نداشته است. این خسارت‌های به وجود آمده از ناحیه حکمرانی باید قابل پیگرد قضایی باشد. باید انجام چنین خطاها و اشتباهاتی کم‌هزینه نشود و افراد و مسئولان تبعات تصمیم‌های خودشان را بپردازند. برخی فعل‌ها یا عدم فعل‌ها گناه و تقصیر و مستوجب تنبیه است. وجود ضمانت اجرایی حقوقی-قضایی منجر به این خواهد شد که پیوست تبدیل به پی‌نوشت نشود.

 قنبریان اصل نهاد دنبال کننده و اجرا کننده پیوست را مورد اشاره قرار داد و گفت: باید با یک هماهنگی و هم‌افزایی به سمت اجرایی کردن این مفهوم و مطالبه مهم رفت وگرنه این پیوست عدالت آن‌قدر دستمالی می‌شود که کم‌کم بی‌خیال فکر و اجرایی کردن آن خواهیم شد.

وی گفت:راه این کار  تبیین درست گفتمان این مفهوم است و درنهایت باید یک قرارگاه فکری-اجرایی واحد تشکیل شود. چنین قرارگاهی نقش عقل منفصل نهادهای دیگر است تا بتوانند با یک تعریف واحد و قابل اجماع این مطالبه را پیش ببرد. خوانش‌ها و عمل‌های متنوع و احتمالاً متناقض اصل موفقیت پیوست را زیر سؤال خواهد برد.

شایان ذکر است علاقه‌مندان می‌توانند چارچوب پیوست عدالت را از طریق سایت “رشدا” مرکز رشد دانشگاه امام صادق ع دریافت کنند.

پیوست عدالت؛ از حرف تا عمل

نشست رونمایی از جدیدترین گزارش رصدخانه عدالت اجتماعی مرکز رشد دانشگاه امام صادق (ع) با عنوان «چارچوب و روش‌شناسی پیوست عدالت» با حضور «حجهالاسلام و المسلمین محسن قنبریان» روز چهارشنبه ۹ شهریورماه ۱۴۰۱ برگزار شد.

در این نشست، آقای دکتر محمدصادق تراب زاده، پس از بیان تطورات مطالبات رهبری در زمینه عدالت اجتماعی، از مسیر طی شده رصدخانه عدالت اجتماعی، از نظریه اسلامی عدالت تا شاخص های ترکیبی عدالت اجتماعی و پیوست عدالت سخن گفتند.

پس از ایشان، استاد ارجمند، جناب حجه الاسلام و المسلمین قنبریان به بیان نکات خود در زمینه الزامات نهادینه سازی چنین رویکردی در سطح کلان پرداختند.

تهیه نسخه فیزیکی گزارش «چارچوب پیوست عدالت» با تخفیف ویژه از سایت رشدا

مشاهده گزارش تصویری نشست در اینستاگرام هسته عدالت پژوهی

مرکز رشد دانشگاه امام صادق (ع)

نشست رونمایی چارچوب و روش شناسی پیوست عدالت

صداهنگ تهیه شده از «نشست رونمایی چارچوب و روش شناسی پیوست عدالت» ایراد شده حجت الاسلام قنبریان منتشر می‌شود.

دریافت نشست رونمایی چارچوب و روش شناسی پیوست عدالت | “دریافت از پیوند کمکی

  • عدالت، فرشته ای که صورت نوعیه آخر سیاست ها را انشاء می کند؛ طرح ژنومی سیاستها را عادلانه می کند.
  • نیاز به ضمانت قضایی برای پیوست عدالت!
    فقرا باید بتواتد از سیاستهای آسیب زا شکایت کنند
  • پیوست عدالت باید سهم مردم، نخبگان و رسانه ها را هم مشخص کند؛ از تصحیح ذهنیت ها تا کمک اوردن نیروی اجتماعی مردم

آقازاده‌ی خوب؛ “آقا”، زاده نیست!

آقازاده های زعماء اگر از نقطه شروعِ فرزندان مردم شروع کنند و از اول بخاطر فامیل پدر، “آقا” زاده نشوند؛ مشروع و عادلانه اند مثل فخر المحققین، مثل مصطفی خمینی.

اما اگر از اول، انتساب، آنها را جلو انداخت؛ ناعادلانه است.

فرقی نمی کند با امکانات بیت پدر یا پدر بزرگ شاگرد برای خود بسازد و جلو بیافتد (حتی بعضا بدون طی مراحلی که فرزندان مردم برای مدارج علمی باید بگذرانند)؛ یا اعتبار اجتماعی و متعلقات پدرِ مرجع خود را یکجا به ارث ببرد و زودتر به منصب زعامت برسد!

آقازاده خوب؛ آقازاده قابل کنترل توسط جبهه حق، مرجعیت، ولایت فقیه و… نیست تا آقازاده بد؛ صرفا آقا زاده چموش، غیر قابل کنترل و هزینه ساز باشد! آقازاده خوب، “آقا” زاده نیست، شروع و اتمامش مثل بچه های مردم است.

عبرت این روزهای ماجرای مقتدی صدر برای شیعیان بیش از مقتدی و عراق و فراتر از فامیل صدر و حکیم است.

مطالب مرتبط:

محسن قنبریان

چطور از ایمان مردم به آرمان‌ها، می‌شود عمل آرمان‌خواهانه تولید کرد؟!

حجت الاسلام قنبریان در اولین جلسه کارگاه «حلقه‌های میانی و قیام مردمی برای قسط»:

چطور ایمان به عدالت و کفر به تبعیض منجر به عمل عدالت‌خواهانه می‌شود؟!

دریافت فایل صوتی «حلقه‌های میانی و قیام مردمی برای قسط» | “دریافت از پیوند کمکی


ایمان به عدالت و کفر به تبعیض فطرتاً در وجدان هر انسانی وجود دارد. اسلام نیز تاکید بیشتری بر آن دارد. و انسان شیعی به خاطر تعلق به اهل بیت ایمانش به عدالت و کفرش به تبعیض بیشتر است و بیشتر به ظلم و جور حساس است.

انواع عمل‌ها متناسب با سطح این ایمان و کفر متفاوت است:

  • صبر نجیبانه
  • عمل خیرخواهانه
  • شورش و اعتراض
  • دلسردی و سکوت

 

عدالت‌خواهان نباید صبر نجیبانه و عمل خیرخواهانه را تکفیر کنند و همه تقصیرات را به گردن ساختار بیاندازند! در بعضی از موارد خود عدالت‌خواهان هم نمی‌دانند دقیقا چه می‌خواهند!

در کنار صبر نجیبانه و عمل خیرخواهانه دو گام برای تغییر وضع موجود باید برداشته شود:

  1. در مرحله اول در سطح نظری و کارشناسی باید به اجماع در توصیف صحنه و اجماع در راه حل رسید.
  2. در مرحله دوم در سطح سیاسی و در تقابل با ذی‌نفعان، فشار اجتماعی تنها راه حل است.

 

بدون گذشتن از خاکریز اول نباید به سراغ خاکریز دوم رفت، چرا که باعث شکست و ناامیدی می‌شود. دو لبه‌ی قیچی برای تولید ناامیدی و دلسردی:

  • تجمع و عملِ بدون کار علمی و کارشناسی
  • برخورد قهری و امنیتی با اعتراضات

تفصیل را در صوت جلسه بشنوید.

پویش ۴۸_۴۸!

توفیق شد دهه سوم محرم در بوشهر و شهرستان ها و بخش های آن باشم!

روز ورود با پویش ۴۸_۴۸ مواجه بودم! پویشی از زمان انتخاب شورای شهر تا کنون: ۴۸ماه خدمت، ۴۸حضور و پاسخگویی در ۴۸مسجد!

به همت جوانان و میانداری برخی روحانیون جوان راه افتاده بود. روحانی جوانی که در آبپخش با شغل گل فروشی ارتزاق و وقتش را صرف فعالیت های اجتماعی می کرد. در هر شهر تعدادی فعال اجتماعی از کاندیدهای شورای شهرشان پاسخگویی ماهانه + شفافیت را مطالبه و برخی اختیاراً پیوسته بودند.

حالا حدود ده نوبت پاسخگویی توسط رای آوردندگان در هریک از شهرهای پویش شکل گرفته بود؛ با محوریت مسجد!

سخنرانی بنده در جلسه رونمایی از سند شفافیت شورای شهر بود که پویش در یک سالگی به شوراها پیشنهادش می کرد: شفاف کردن تفریغ بودجه ها تا معاملات و قردادها و حتی مصوبات و پخش زنده جلسات!

گرچه بیشتر از همه میخواستند که از امید به تحول و نا امید نشدن بخاطر مشکلات بگویم لکن تجربه مدنی_انقلابی شان خود مثالی از امید بود.

محسن قنبریان

به میر حسین!

میرحسین موسوی نوشته: “بوی ستم شاهی به مشام می رسد. می گویند اگر سایه آقا نباشد بحمدالله فرزندانی تربیت کرده اند که با رای اکثریت خبرگان، رهبری شیعیان جهان را برعهده خواهند گرفت. زبانشان لال. مگر سلسله های ۲۵۰۰ ساله باز گشته اند که فرزندی پس از پدرش به حکومت برسد؟! «اگر شاهنشاهی هستید بگویید» این جمله عتاب آمیز از مرحوم امام است. آن جان بیدار اگر امروز حضور داشت چه واکنشی نشان می داد؟”(مقدمه بر چاپ عربی بیانیه های جنبش سبز)

آقای موسوی! جنبش سبز شما به “آن جان بیدار”(امام خمینی) هم تهمت قصد موروثی کردن حکومت یا سکوت و سازش با چنین قصدی زد! چگونه عتاب او را می خواهید؟!

دو نمونه:

  1. مهدی خزعلی دوست میرحسین و حامی جدی جنبش سبز او درباره سیداحمد آقا همین اتهام را تکرار می کند که ایشان قرار بود جانشین امام شود بخاطر عدم آمادگی [علمی و…] قرار شد آیت الله خامنه ای رهبر موقت باشد تا ایشان آماده شود!(ویدئو پیوست)
    آقای موسوی! این خوانش نائب السطنه ای از رهبری را قبول دارید؟!
    اگر واقعاً چنین بوده چرا در جایگاه نخست وزیر، مطلع و ذی نفوذ، اعتراض امروزتان را بیان نکردید؟! اگر اینها تهمت به امام و یادگار مرحومشان است، چرا دوستانتان را نهی نمی کنید و بعنوان یک مطلع شهادت بر کذب نمی دهید؟!
  2. احمد منتظری از حامیان جنبش سبز در کینه آشکارش با سید احمد آقا به تفصیل بیشتر این اتهام را تکرار می کند.
    وقتی از او پرسیده میشود: شما در صحبت هاتون گفتید که مرگ زود هنگام آیت الله خمینی باعث شد که برنامه سید احمد خمینی برای جانشین شدن او به هم بریزه؛ مثلا حالا اگر آیت الله خمینی چند سال بیشتر زنده بود قرار بود چه اتفاقی بیافته که احمد خمینی جانشین او بشه؟!
    پاسخ احمد منتظری: در محافل اون وقت گفته می شد به صورت متواتر که اون ائمه جمعه مشخصا از سراسر کشور چون که در ارتباط با بیت حرف شنوی داشتند، آنها قرار بود که نامه هایی بنویسند به امام خمینی و مطرح کنند که حالا که رهبری آینده مشخص نیست بهترین شخص و عزیزترین شخص به تعبیری که نوشته بودند و گفته بودند، احمد خمینی هست. همانطور که امام جواد(ع) در جوانی به امامت رسیدند، هیچ اشکالی نداره که در جوانی کسی امام مسلمین باشه و این متن رو گفت وگو می شد که چیزهایی در حال تنظیم و ارسال بودند و چون امام خمینی را معالجه می کردند اونها فوت ایشان را شهریور۶۸ پیش بینی کردند بعد این رخ داد و در واقع نقشه ای که بود، نقش بر آب شد”(رادیوفردا۹۶/۱۱/۲۵)
    اگر این ادعاهای بی سند، راست است؛ آقای موسوی می تواند ادعا کند از آن بی خبر بوده؟!
    ائمه جمعه در حال گفت وگو و تنظیم نامه به امام برای رهبرشدن سیداحمد بوده اند آنوقت نخست وزیر و نزدیک به بیت امام و سید احمد از کل ماجرا بی خبر بوده است؟!
    اگر راست بوده چرا درباره آن موروثی سازی، دیروز سکوت کرده؟! و اگر دروغ است چرا از امام و سید احمد آقا در مقابل این حامیان، امروز سکوت می کند؟!
    اینکه انحاء انتقال قدرت در حین تسلط و قدرت از پدر به پسر؛ چه به شکل ولایتعهدی و سلطنت موروثی و چه به شکل بازتولید شوراهای گزینشی و مهندسی شده(مثل شورای ۶نفره) در شریعت اسلام نا مشروع است محل تردید نیست.
    شهادت سید مظلومان اول مقابل بدعت ولایتعهدی بود، بعد ولیعهد فاسق!
    اما جرم رهبر انقلاب در اینباره چیست؟جرمش غیر از این بود که در ۸۸ مقابل بدعت ابطال انتخابات -که اصرار شما بود- ایستاد؟!
    برکناری جمهور مردم و تحمیل کسی بر آنان، استبداد است؛ چه با ولایتعهدی و جانشینیِ موروثی باشد چه تحکم بر ابطال انتخابات!
    فعلا آیت الله خامنه ای برای این مردم، مدافع رای جمهور مردم مقابل استبداد شماست!

ادعای دوستان سبزی شما درباره قصد سید احمد آقا برای جانشینی امام، که هیچوقت ثابت نشد؛ اما این سخن سید احمد قابل تکذیب نیست که: پس از انتخاب آیت الله خامنه ای عده ای خواستند مرا مقابل ایشان قرار دهند که به دهن آنها زدم[۱]!

 منظور از مقابله کردن با ولایت فقیه توسط فرزند امام، لابد نفی رهبر منتخب و بعد اثبات خود به جای او بوده است.

امیدوارم شما(با سابقه اختلاف دیرین تان با آیت الله خامنه ای) جزء آن عده نبوده باشید، و الا علیرغم قصد سید احمد آقا، دنبال موروثی کردن حکومت در فامیل خمینی بوده اید!

در آنصورت شما در جایگاه متهم هستید نه مدعی! متهم نه فقط بخاطر مقابله با ولی فقیه مشروع و مقبول، بلکه متهم به ایجاد خط ولایت موروثی علیرغم مخالفت امام و فرزندش خواهید شد!

به امید آنکه انقلاب اسلامی و ضد استبدادی مردم ایران هیچوقت بخاطر گندم رأی در انتخاباتها یا جانشینی در رهبرها دچار استبداد و تحکم نشود!

محسن قنبریان ۱۴۰۱/۵/۱۹

[۱] می‌خواستند مرا در مقابل ایشان قرار دهند!