بایگانی برچسب: s

رأی اعتمادِ بورس و بانک / استیضاحِ دستمزد و عمرانی!

تیتر اصلی روزنامه دولت جالب است: رأی اعتمادِ بورس به بودجه دولت!

“رأی” از آن سرمایه است یا انسان؟! ؛ سؤالی اساسی در مکاتب اقتصادی و سیاسی است.

در “شرکت های اقتصادیِ” متداول، رأی با سرمایه است؛ یعنی: “هر سهم یک رأی”، نه “هر فرد یک رأی”!

در “دموکراسی های اقتصادی” (مثل تعاونی ها و…) بدین سو رفتند: هر فرد یک رأی ؛ نه هر سهم.

 تا اصالت انسان مقابل استثمار سرمایه لحاظ شود.

در مسائل سیاسی و ملی (مثل تصویب بودجه) که قطعا هر فرد یک رأی است؛ لذا با رأی نمایندگان مردم تصویب می شوند.

وقتی واکنش “بازار سرمایه” (بورس)، از سوی روزنامه دولت، “رأی اعتماد” خوانده می شود، موهم این است که: رأی از آن سرمایه است!

 آن هم در مسأله ای سیاسی بنام تصویب بودجه عمومی؛ نه انتخاب هیات مدیره برای یک شرکت اقتصادی!

اگر رشد شاخص بورس، “رأی اعتماد” است، چرا سرکوب دستمزد و… ، “استیضاح” نباشد؟!

وقتی با رشد ۴۰درصدی در آمدها (با افزایش۴۲٪ مالیات)، فقط ۲۰٪ بر حقوق کارمندان و بازنشستگان افزوده شود؛ این سرکوب دستمزد را هم استیضاح بودجه می خوانید؟!

۱۷۱ نماینده هم نامه زده اند!

بانکها و شرکت های دولتی را هم شریک بورس در رأی اعتماد می دانید؟!

در بودجه۱۴۰۵ ، بودجه عمرانی ثابت مانده و منابع بودجه عمومی فقط ۵٪ رشد کرده؛ اما بودجه شرکتهای دولتی و بانک ها ۳۹/۵٪ افزایش داشته است! *

انبساط بودجه شرکتهای دولتی و بانکها را هم “رأی اعتماد” بخوانید؛ تا مردم بهتر بدانند این بودجه حاصل رأی چه بنگاه هایی است!

محسن قنبریان

ارتجاع بانکی!

بازرگان (نخست وزیر موقت):

“هموطنان عزیز از آنجایی که بانک‌های خصوصی #وضع_نامساعد زیان‌باری پیدا کرده بودند، دولت لازم دانست برای حفظ حقوق و سرمایه‌های ملی و به منظور تضمین پس‌اندازهای مردم و جلوگیری از اتلاف سپرده‌ها مدیریت کلیه بانک‌های خصوصی را بر عهده گیرد. به این وسیله به اطلاع عموم می‌رسانم که با تصویب شورای انقلاب اسلامی کلیه بانک‌های کشور از تاریخ ۱۷خرداد۵۸ ملی اعلام گردید، به این ترتیب کلیه بانک‌ها در اختیار دولت و متعلق به ملت بوده، سپرده‌ها و پس‌انداز‌ها تضمین می‌شود”.

قانون ملی شدن بانکها/‌ مصوب۵۸.۳.۱۷:

 برای حفظ حقوق و سرمایه‌های ملی و به کار انداختن چرخهای تولیدی کشور و تضمین سپرده‌ها و پس‌اندازهای مردم در بانکها ضمن‌قبول اصل مالکیت مشروع مشروط و با توجه به:

– نحوه تحصیل درآمد بانکها و انتقال غیر مشروع سرمایه‌ها به خارج

– نقش اساسی بانکها در اقتصاد کشور و ارتباط طبیعی اقتصاد کشور با مؤسسات بانکی

– مدیون بودن بانکها به دولت و احتیاج آنها به سرپرستی دولت.

– لزوم هماهنگی فعالیت بانک‌ها با سایر سازمانهای کشور

– لزوم سوق دادن فعالیت در جهت اداری و انتفاعی اسلامی

‌از تاریخ تصویب این قانون کلیه بانکها ملی اعلام می‌گردد و دولت مکلف است

بلافاصله نسبت به تعیین مدیران بانکها اقدام نماید.

پ.ن:

یکبار “با توجه به:…” را بخوانید!

حال امروزمان نیست؟!

بانک خصوصی را نه انقلابی های تحت تاثیر کمونیست(!) که راست ترین دولت ج.ا ملی کرد! اما بعد، از دنده چپِ انقلابی، راست گرایانی برخواستند و ارتجاع به گذشته را رقم زدند!

محسن قنبریان

ماجرای دیوارنگار میدان ولیعصر نشان داد که اختاپوس بانکهای مال‌ساز و بنگاه‌دار زورشان به حرف رهبری هم‌ میچربد‌

محسن مقصودی، مجری و تهیه کننده برنامه ثریا در خصوص جمع کردن دیوارنگار میدان ولیعصر در مورد بانکها در توییتر نوشت:

همیشه در برابر پاسخ مردم و دانشجویانی که می‌پرسیدند چرا رهبری با فلان فساد برخورد نمی‌کند یا پیگیر تصویب فلان قانون ضد فساد نمی‌شود، باید کلی توضیح می‌دادم که فرایند مبارزه و مهار باندهای قدرت و ثروت پیچیده است، یک نفر ولو رهبر باشد بدون مطالبه مردم و عزم مسوولان تنها می‌ماند

این ماجرای دیوارنگاره کار ما را راحت کرد و مشخص شد حتی در دوران مدیریت اصولگراها بر سه قوه و شهرداری، حرف صریح و دقیق رهبر انقلاب که سالها در عرصه عمل خاک می‌خورد حتی دیگر روی بیلبورد شهری هم تحمل نمی‌شود و اختاپوس بانکهای مال‌ساز و بنگاه‌دار زورشان به حرف رهبری هم‌ میچربد‌

شاید برخی از این ماجراها ناامید شوند، اما ما با این ماجراها امید و انرژی‌مان برای مبارزه با فساد و تخلفات بانکی دو چندان می‌شود. حالا همه چیز عیان‌تر شده، مردم ماجرا را فهمیده‌اند مال سازهای تورم‌ساز دیگر نمی‌توانند با کمک به فلان مسجد و فلان خیریه و هیات و… ژست ارزشی بگیرند

“فقهای عصر از مسائل بانک و بیمه و چک و سفته به عنوان مسائل مستحدث کم و بیش بحثهایی کرده و می کنند ولی توجه ندارند که رأس و رئیس مسائل مستحدثه خود سرمایه داری است، زیرا ابتدائاً چنین تصور می رود که سرمایه داری یک موضوع کهنه و قدیمی است که شارع اسلام برای آن حدود و موازینی مقرر کرده است(…)اما اینکه مقدار سرمایه کمتر یا بیشتر باشد ربطی به مطلب ندارد. ولی حقیقت اینطور نیست؛ سرمایه داری جدید یک پدیده جداگانه و مستقل و بی سابقه است و جداگانه و مستقلا باید درباره آن اجتهاد کرد…”(شهید مطهری/ مجموعه آثار ج۲۰ص۴۷۹)

در مستند ها و پایش های اجتماعی هم به سرمایه و سرمایه دار و نقش او در برهم زدن نظم طبیعی زندگی مردم یک شهر کمتر توجه شده است!

امسال در بخش نقد درون گفتمانی جشنواره عمار مستند نیوجرسی کار علی زهیری برنده فانوس شد.

تلاشی برای نشان دادن موردی ساده و پرتکرار از زور سرمایه و سرمایه دار در به هم زدن نظم طبیعی کسب و کار مردم! اینکه چگونه سرمایه حتی میتواند برخی نهادهای ناظر و مسئول را هم خنثی و حتی در خدمت در آورد!

تلاش جمعی مطالبه گر موقتا نیوجرسی -بلوکهای بزرگ بتنی که شهرهای خوزستان با آن در برخوردهای انتظامی_امنیتی آشنایند- را از میدان میوه و تره بار برمی دارد؛ اما درباره سرمایه دار و سرمایه داری از کف میدان تا استنباط و تقنین و سیاستگذاری حرف ناگفته بسیار است.

* ضمن خداقوت به مدرسه اندیشه و هنر اهواز و آقای علی زهیری پیشنهاد می کنم این مستند را ببینید و امتدادهای عملی و نظری آن را دنبال کنید!

محسن قنبریان

اصول بانکداری بدون ربا

به شاگردان و وکلایش می‌گفت: «آغوش اسلام که تنگ نیست.» آنها را تشویق می‌کرد به گروه‌هایی که نفوذ بیشتری در جامعه دارند توجه کنند و منظورش روشنفکران و نویسندگان و اندیشمندان دانشگاهی بود.

خودش، در سال پنجاه‌وهفت در همایشی با موضوع بانک اسلامی، سید محمود شاهرودی را به نمایندگی به عربستان فرستاد.

کتاب البنک اللاربوی او دربارۀ بانکداری اسلامی در کشورهای دیگر شناخته‌شده بود. محمدباقر این کتاب را بعد از سفر حج واجب نوشت. نامه‌ای از کارگروه بودجۀ کویت دریافت کرده بود که نوشته بودند قصد دارند شعبه‌هایی از بانک را به شیوۀ اسلامی و بدون ربا راه‌اندازی کنند و نیازمند طرحی بودند که راهنمای کارشان باشد. نامه را برای دو نفر دیگر هم فرستاده بودند. اما فقط محمدباقر بود که جوابشان را داد. برای نوشتن این کتاب، روزانه به چند کتابخانۀ نجف می‌رفت: یک روز از صبح تا نماز ظهر، یک روز بعد از نماز عشاء. نظرش را با یکی‌دو نفر فارغ‌التحصیل حسابداری و چند نفر بازاری محک زد، یک ماه مطالعه کرد و ده‌روزه آن را نوشت.

کتاب نا، صفحه ١۵٢-١۵٣

آدام اسمیت هم اصلاح بانک را مقدم می داند!

آدام اسمیت که مبدع “دست نامرئی” برای تعادل بازار بود هم نسبت بر لیبرالیسم و آزادی عملِ بازار هشدار داشت:

– “اگر اجازه دهید بانک‌ها بسیار بیشتر از ۵٪ بهره بگیرند، لاجرم به “قماربازان اقتصادی” وام می دهند که تشدید کننده فرآیند ایجاد و ترکیدن حباب های مالی است”.

بنظرتان نظارت و مداخله دولت این روزها در فروشگاه ها و انبارهای توزیع اگر سالهای گذشته در بانکها، خلق پول درونی آنها و نحوه تخصیص اعتبارات شان انجام می شد، وضع بهتر از این نبود؟!

هدایت نقدینگی به سمت تولید، بجای بازارهای دلالی و بورس بازی (قماربازی اقتصادی به تعبیر اسمیت) و بالتبع جلوگیری از بحران های مالی موجود، مقدم بر کالابرگی کردن مصرف نیست؟!

کاش اقلا به آن مهم هم زودتر بپردازند!

در اینباره بخوانید:

دست نامرئی وجود ندارد

ناگفته های دکتر داودی از دولت نهم و طرح تحول اقتصادی (هدفمندی یارانه ها)

محسن قنبریان

بی قراری بر گرسنگی مظلومان[۱]، تعهد دانشمندان علوم انسانی بخصوص اقتصاددان ها هم باید باشد. آنها از راه حل و چاره هم دور نیستند اگر مقلد و مترجم صرف نباشند و ابتکار و خلاقیت هم بیاورند. محمد یونس اقتصاددان مسلمان بنگلادشی با ابتکار بانک تهیدستان و کارآفرینی برای آنان لایق جایزه نوبل صلح در۲۰۰۶شد.

  • بانک او هم بدیلی برای بانک های سرمایه داری شد و هم با چهار ابتکار در خدمتِ ریشه کنی فقر قرار گرفت:
  1. قرض دادن به گروه به جای فرد!
    تعهدجمعی به جای ضامن بانک سرمایه داری نشست. تجربه او ثابت کرد وجود احساس مسئولیت جمعی در برابر وام ها، نظم پرداخت اقساط وام ها را به شدت(۹۰٪) افزایش می دهد که با بانک های سرمایه داری و وثیقه های سنگین قابل مقایسه بود.
  2. هدف گیری زنان در پرداخت وام
    مطالعه نشان داده بود زنان در بازپرداخت این وام های ضروری صادق تر و متعهد ترند و وام را برای بهبود کسب و کار ضروری و رفع فقر مصرف می کنند.
  3. وام هایی که مرحله به مرحله افزایش می یابد
    از وام کوچک شروع و بازپرداخت منظمِ اقساط، شایسته گرفتن وام های بزرگتر می شوند. این مشوق هم موجب بازپرداخت بهتر و هم ایجاد اعتبار برای وام گیرندگان می کرد.
  4. نرخ متعارف بهره
    این موجب می شد بانک صرفا متکی به خیرین نباشد و در عین حال از بهره بانک های سرمایه داری و رباخواران محلی، بهره کمتر داشته باشد. تجربه نشان داد فقرا آنرا ترجیح دادند.

* بیشتر بخوانید:

مروری بر تجربه موفق «گرامین بانک» در بنگلادش

محسن قنبریان

[۱] خطبه۳نهج البلاغه

فراموش نکنید این افزایش سود بانکها در رکود اقتصادی محصول حق سیاسی خلق اعتبار است که از حکومت دارند ؛ پس محدود سازی پاداش و مزایای شخصی آنها بسیار ناچیز تر از آن حق سیاسی است.

یادداشت: سرمایه داری؛ انقلاب و ولایت را دراینباره بخوانید

نیاز مردم و دهان افعی!

نه پاداش ۵۰۰ میلیونی برای ۵نفر بزرگترین است، و نه مشکل، فقط پاداش است! لطف قصه این است که همه با یک صلوات، اسلامی میشود! این یک دقیقه، استعاره گویای بانکداری اسلامی ماست که می بینید!

حق سیاسیِ خلق پول درونی، نو کیسه گی عجیبی در تاریخ ایران پدید آورده است. پاداش ها نامتعارف و حقوقهای نجومی نیم رخ پیدای آن است.

مثلث شوم: [بانک]، [بورس و سرمایه داری مالی]، [اشرافیت و فاصله طبقاتی] نیم رخ پنهان تر است.
و مردمی که محتاج این منظومه فاسد نگه داشته میشوند، مالشان بلعیده یا زیر قسط کمرشان می شکند!

امام باقر(ع) فرمود:
«اِنَّمَا مَثَلُ الحَاجَهِ اِلی مَن اَصَابَ مَالَه حَدیِثاً کَمَثَلِ الدِّرهَمِ فِی فَمِ الاَفعِی: اَنتَ اِلَیهِ مُحوَج وَ اَنتَ مِنها عَلی خَطر: حکایت کسی که نیازمند نوکیسه باشد، حکایت درهمی است که در دهان افعی است؛ که هم به آن نیاز داری و هم از افعی در خطری»(تحف العقول ص۲۹۴)

محسن قنبریان