بایگانی برچسب: s

آیت الله سید مجتبی خامنه ای

انتخاب فرزند برومند رهبر شهید، آیت الله سید مجتبی خامنه ای را به رهبری انقلاب اسلامی به مردم عزیز تبریک عرض می کنم.
امیدوارم بتوانیم ناصری صادق و متعهد برای ایشان در تحقق آرمانهای انقلاب اسلامی و ادامه مسیر رهبر شهیدمان باشیم.
آخر دعوانا ان الحمدلله رب العالمین

کمترین محسن قنبریان ۱۴۰۴/۱۲/۱۸

نقدی بر بیانیه دکتر روحانی

جمله مربوط به خبرگان در بیانیه آقای روحانی:

«امید است مجلس محترم خبرگان با هوشمندی و زمان‌آگاهی، وظیفه خود را در زمان مناسب که به تمرکز افکار عمومی بر دفاع مقدّس آسیب نرساند و به وحدت ملی کمک کند، انجام دهد.»

ظهورش در واگذاشتن انتخاب رهبر سوم به پس از جنگ است!

در حالیکه در قانون اساسی:

اولاً قید «اسرع وقت» برای انتخاب آمده است. (اصل۱۱۱).

 گرچه اسرع وقت در شرایط جنگی و شدت حفاظت های امنیتی، «موسع تر» است؛ اما واگذاشتن تا پایان جنگ _که معلوم نیست چه زمانی است_ عملا «إهمال» اصل ۱۱۱ است؛ نه رعایت اسرع وقت در شرایط جنگی!

 ثانیاً از وظایف اختصاصی رهبری در قانون اساسی، «فرماندهی کل نیروهای مسلح» و «اعلان جنگ و صلح و بسیج نیروها» و «نصب و عزل و قبول استعفای: رئیس ستاد مشترک، فرمانده کل سپاه، فرماندهان عالی نیروهای نظامی و انتظامی» است (اصل۱۱۰)

واضح است اینها دقیقا ناظر به جنگ _آن هم مهمترین جنگ ایران_ است.

معقول نیست مهمترین «وظیفه مباشر رهبری» را از رهبر، خالی گذاشت به بهانه اینکه جنگ است.

ثالثاً این ضرورات، با تحلیل های صحنه و خوف از جریانی که این سالها جانب سازش می گرفته، مؤکد هم می شود.

وجه جمع ضرورت فوق با برخی ان قلت ها در فرآیندهای انتخاب و شرط «بررسی و مشورت»(اصل ۱۰۷) _که از آن جلسه حضوری و رد و ابرام های مخالف و موافق فهمیده شده_ چیست؟!

اصل ۱۰۸:… «هرگونه تغییر و تجدید نظر در این قانون و تصویب سایر مقررات مربوط به وظایف خبرگان در صلاحیت خود آنان است».

این اصل گره گشاست و به مجلس خبرگان امکان می دهد که مثلا «جلسه مجازی امن» (یا هر طریق دیگر) را هم که برآورده کننده «بررسی و مشورت» باشد، قانونی کنند.

نکته قابل توجه این است که غیر از اینکه قوانین جاری کشور بین جلسه مجازی و حضوری فرق نمی گذارد، خبرگان هم این مصوبه را بدون حضور جمعی می تواند رأی گیری کند؛ چرا که اصل ۱۰۸ فقط قید «در صلاحیت خود آنان» دارد و مثل اصل ۱۰۷ (انتخاب رهبر)  قید «بررسی و مشورت» ندارد.

این جور اشکال دُوْر هم لازم نمی آید؛ که خود این مصوبه هم جلسه حضوری می خواهد!

جمله رئیس دبیرخانه مجلس خبرگان _که تنها مجرای رسمی اعلام نظر نهایی است_ نیز مؤید این است که معرفی رهبر سوم به پس از جنگ واگذار نشده است:

«مردم این اطمینان را داشته باشند که مجلس خبرگان رهبری به زودی گزارش نهایی فرآیند انتخاب و معرفی سومین رهبر نظام مقدس جمهوری اسلامی از طریق مجرای رسمی یعنی دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری به اطلاع عموم خواهد رساند، مشروط بر اینکه با صبر انقلابی خود بر استحکام کار بیفزایند و حتماً به شرایط کشور توجه لازم را داشته باشند.»

محسن قنبریان ۱۴۰۴/۱۲/۱۷

پیام مهم نایب‌رئیس مجلس خبرگان رهبری درباره فرآیند انتخاب رهبری

متن پیام آیت الله حسینی بوشهری به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و تحیات وافره و قدردانی از ملت مقاوم و آزاده ایران اسلامی و عرض تسلیت شهادت و عروج ملکوتی قائد عظیم الشٱن حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای (قدس سره)

 به استحضار مردم شریف ایران میرساند مجلس خبرگان رهبری پس از انتشار خبر شهادت رهبر معظم انقلاب (رضوان الله تعالی علیه) علی رغم جنگ تحمیلی دشمن آمریکایی- صهیونی و تهدید مستقیم این مجلس بلافاصله با تشکیل جلسه هیئت رئیسه، اتخاذ تدابیر لازم جهت انجام فرآیند رهبر جدید را در دستور کار خود قرار داده و با فراخوان اعضای محترم مجلس خبرگان رهبری از اقصی نقاط کشور در صدد عمل به تکلیف شرعی و قانونی خود می‌باشد و در این زمینه، لحظه‌ای درنگ را جایز نمی‌داند.

 هر چند ملت فهیم ایران مستحضر هستند که با توجه به جایگاه ویژه و خاص مجلس خبرگان رهبری، قطعاً شرایط جنگی و امنیتی را نمی‌توان نادیده گرفت و بر این نکته تأکید می‌کند که بحمدلله قانون اساسی پیش بینی‌های لازم را در نظر گرفته و این مجلس به استناد اصل ۱۰۸ این قانون صلاحیت تصویب مقررات مربوط به وظایف خود را داراست و امروز هم کشور طبق اصل ۱۱۱که در قانون اساسی پیش بینی شده اداره می‌شود. امید است که شورای موقت در این فاصله زمانی تا تعیین و معرفی رهبر جدید، مسؤولیت‌های خود در برابر ملت رشید و انقلابی عمل نماید و مردم را به آینده‌ای روشن امیدوار سازد.

در پایان تأکید می‌شود که مردم این اطمینان را داشته باشند که مجلس خبرگان رهبری به زودی گزارش نهایی فرآیند انتخاب و معرفی سومین رهبر نظام مقدس جمهوری اسلامی از طریق مجرای رسمی یعنی دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری به اطلاع عموم خواهد رساند، مشروط بر اینکه با صبر انقلابی خود بر استحکام کار بیفزایند و حتماً به شرایط کشور توجه لازم را داشته باشند.

سیدهاشم حسینی بوشهری

نایب‌رئیس مجلس خبرگان رهبری و رئیس دبیرخانه

توافق پایان جنگ!

جنگ ها معمولا به «ریشه کنی یک طرف» تمام نمی شود و با توافقی به سرانجام می رسد.

توافق پایان جنگ:

اولاً: با «مجمع بین المللی» باشد نه متخاصم!

ثانیاً: سر نقطه «تعهد عدم تجاوز» باشد نه مسائل قبلی (هسته ای و…).

ثالثاً: این بدون ضربه کاری در جنگ ممکن نیست.

رابعاً: «ضمانت کافی و عملیِ» آن بیش از پیمان ها و نوشته ها باشد که عهد شکن التزامی بدان ندارد.

«خروج کامل آمریکا از منطقه» تنها ضمانت عملی به نظر می رسد.

 

اگر آن خون پاک این «تبیین عمومی» و «تدبیر حکومتی» را نکند، آن را هدر داده ایم!

 

متن کامل

 

محسن قنبریان ۱۴۰۴/۱۲/۱۲

توصیه به دعا و تضرع در این شرایط از سر ضعف نیست!

خوانش توحیدی نظام امت و امامت!

دست خدا با مردم است، با دست خدا و مردم دشمن خانه خراب میشود. مردم مومن مجرای اراده الهی اند، این دعا و تضرع می‌خواهد.

خاطره زیبای بیتوته شب بدر پیامبر(ص)

امروز دو مذهب در زمین است: مقاومت و صهیونیزم!

 

برنامه ثریا ۱۴۰۴/۳/۲۹

حجت الاسلام قنبریان

آقای هیأت رئیسه! با مردم حرف بزن!

فقهای عزیز خبرگان به خصوص هیات رئیسه محترم، صدای فتنه شدن «حواشیِ» جانشینی را در جامعه نمی شنوند؟!!

«بی خبری» و «روایت های متعدد» و بعضاً متناقض، آبستن «شایعه» و «شبهه» است.

«بیش فعال ها» بر طرفین آن می دمند و به کل جامعه ساری اش می کنند و زمینه «فتنه» می شود.

بعد از «تشویش اذهان» و «قطبی تر شدن»، اعلام رسمیِ نتیجه هم کمکی نمی کند و «شک» و «شبهه کردن» از سوی دیگر ادامه می یابد!

رئیس یا سخنگوی هیات رئیسه خبرگان در شبکه ای تلویزیونی حاضر شود و به «سئوالات کف جامعه» (نه حرفهای کلی و تکراری) پاسخ روشن دهد، بهتر از ادامه این وضع نیست؟!

کاش این جنگ _که مردم در میدانهای شهر سنگرهایش شده اند_ پایان «نامحرم پنداری مردم» در حکمرانی باشد! آن قدر نامحرم که به قیمت تسخیر ذهن هایشان توسط جنگ رسانه ای _روانی دشمن هم حاضر نیستیم، مسأله را با خود آنها در میان بگذاریم!

اگر طبق اصل ۱۰۷ و قید «بررسی و مشورت»، نتیجه نهایی حتما «جلسه جمعی و شور و مشورت» می خواهد و تا کنون گرفته نشده است؛ که هم «قابل توضیح» است هم حتی «قابل تدارک»!

جامعه ای که رهبرش _علیرغم تهدید_ در محل کارش بمباران شده، از شما نمی پذیرد که آن جلسه جمعی گرفته نشود یا اقلا موکول بودن امر، قانوناً بدان، برای مردم توضیح داده نشود!

محسن قنبریان ۱۴۰۴/۱۲/۱۶؛ساعت۱۱

در آستانه امتحان بزرگی هستیم / تاکید بر حفظ وحدت جامعه اسلامی / مردم بزرگ ایران، حافظان دین خدا هستند

شهادت گرانبار و تحمل‌ناپذیر رهبر معظم انقلاب را به پیشگاه امت اسلام و خاندان مکرم و معظم این بزرگ و بزرگوار تعزیت عرض می‌کنیم

 

ما الآن در آستانه امتحان بزرگی هستیم، باید این وحدت را کاملاً حفظ بکنیم.

خاک ما، آبرو و جان ماست.

 

وقتی از امام صادق می‌پرسند کسی قصد مال ما سرزمین ما و خاک ما کرد چه کنیم؟

فرمود «فاقتله دمه علی»

ریختن خون صهیونیست،

ریختن خون ترامپ و امثال ذلک.

 

الآن حرف امام زمان این است با صهیونیست بجنگ خونش به عهده من. با آمریکای ستمکار بجنگ خونش به عهده من

 

سلام خدا بر شما،

سلام پیغمبر بر شما،

سلام علی بن ابیطالب بر شما،

سلام امام صادق بر شما، سلام امام زمان بر شما،

چون شما حافظان دین او هستید.

درباره انتخاب رهبر، هرکس به جای خود!

شوک مصیبت تمام شد و افراط و تفریط ها سر باز کرد!

به اندازه برادری کوچک دو رویکرد نادرست و ۴ عملکرد نادرست را می شمارم!

 

رویکرد اول: دخالت به جای نظارت!

شهید بهشتی طراح جمهوریت، برای مردم نقش نظارتی حداکثری قائل بود؛ اما «نظارت» را غیر از «دخالت» می دید.

 

عملکردهای نادرست این رویکرد:

۱. معرفی کردن کاندیدا برای رهبری، یا علیه گزینه محتملی فضا ساختن، دخالت در کار خبرگان است!

کمی تأمل روشن می کند جواز این کار _اقلا در شرایط جنگی کنونی_ مساوی با شکل گیری اختلاف و تفرقه درون صف متحد مردم است.

مشکل این است که توجه نداریم آنچه برای ما جایز است، برای بقیه هم جایز میشود و این جز شقه شقه شدن بدنه فعال، پیامدی ندارد.

 

۲. بدبینی به ارکان نظام، سقیفه پنداری و بالتبع آتش به اختیاری در این حوزه نیز خلاف واقع و هم دخالت در کار نهاد رسمی و به نوعی «گروه فشار» شدن است!

نگرانی از نفوذِ فرضی، با «خبر دادن» از انحراف و کودتا و… فرق بسیار دارد.

«نظارت بر روند» برای شکل نگرفتن ایده دیگری غیر از قانون اساسی (از سوی دگر اندیشان)، پررنگ کردن صلاحیت های اصلی مصرح در قانون اساسی و بیان رهبران انقلاب، مانع تطبیقات کمرنگ یا اشتباه (در مجلس خبرگان) است.

 

رویکرد دوم: تماشاگری و اشعری گری!

رویکردی در مقابل، مردم را «تماشاگر» و صرفاً «تکبیر گو» کرده و حتی نظارتشان را لحاظ نمی کند؛ بلکه پیشاپیش با خروجیِ نامعلوم بیعت هم کرده است!

 

عملکردهای نادرست این رویکرد

۱. همه چیز را به «قاعده لطف» و «تصرف امام زمان» سپردن، هم اشکال فقهی و کلامی دارد و هم مخالف تجربه شیعی است!

تاریخی که «واقفیه» و مثل «شلمغانی»  و… دیده و درباره وکلا و نوّابِ خائن سخنِ «خدامنا و قوّامنا شرار خلق الله» (بدترین مردم، خادمین [خائن] مایند) شنیده، غیر از نهادهای رسمی اش همه چشم های مردمش را هم ناظر می کند.

 

۲.«بیعت شخصی» نامعین و پیشینی که وجه شرعی ندارد!

البته «بیعت عنوانی» در همین روزها «با اصل ولایت فقیه» و «با اساس جمهوری اسلامی» و مبتنی بر اعتماد به نهادهای رسمی اش، کاری درست و پسندیده و سکینه ساز و اتحاد بخش است؛ اما این سلبِ مراقبت و نظارت عمومی نمی کند.

«عملگرایی» و اجتناب از تفرقه و آثار منفی رویکرد اول، نباید «نظریه مسئولیت همگانی تشیع» را به «نظرات شبه اشعری» تقلیل دهد.

(شهید مطهری در جلد۲۰ آثار در مساله تقلید به خوبی نظریاتی مثل «تقلیل تقلید به سرسپردگی» و هم «اعتصام به کُر برای علما» را ابطال کرده است؛ رجوع کنید)

 

محسن قنبریان ۱۴۰۴/۱۲/۱۲

تبیینِ خون!

آیا آنچه را بمباران فردو نساخت، خونِ #رهبر_شهید می سازد؟!

 

طرح مساله

آمریکای پیشاترامپ هم با عدم پایبندی به تعهدات متقابل برجام نشان داده بود از مصادیق واضح «ائمه کفر» است که به تعبیر قرآن «لاٰ أیْماٰنَ لَهُم» (عهد و پیمان ندارند) می باشند.

اما ترامپ با خروج از برجام و اصرار بر انجام تعهدات بیش از برجام به ایران، در واقع تسلیم مطلق می خواست.

این در فرهنگ علوی «پرستش» نام گرفته است:

« آن که حق کسی که حق متقابل را ادا نمی کند بپردازد، او را پرستش کرده است» (من قضیٰ حقَّ مَن لایقضی حقَّه فقدْ عبَده[۱])

دو بار تجاوز و حمله نظامی در حین مذاکره دو مساله را قابل بررسی کرده:

۱. توافق به هرقیمت (همان تسلیم)!

۲. خودِ مذاکره ی دوباره (تکرار سناریوی قبل)!

 

نظر مردم درباره اولی

به لحاظ دینی که بیان شد، اما نظر مردم ایران درباره «توافق به هر قیمت»  چیست؟!

پیمایش متا در اسفند۱۴۰۱ نشان می دهد ۵۸/۲٪ مردم ایران قائلند: «مسئولان کشور در انجام مذاکره با آمریکا و کشورهای غربی باید از تصمیمات و سیاستهای مهم کشور به هیچ وجه کوتاه نیایند حتی اگر نتوانند به توافق مورد نظر دست یابند»!

سهمی از این نظر شاید به خاطر «تجربه برجام» باشد. پس سازش و تسلیم، قطعا نظر اکثریت مردم نیست[۲].

 

اما خودِ مذاکره!

اقلا تا شهریور۱۴۰۴ _یعنی پس از فریب کاری آمریکا و حمله نظامی به فردو در حین مذاکرات_ ۳۲/۹٪ ایرانیان «به طور کلی» مذاکره را به نفع کشور و ۴۰/۲٪ «فقط با حفظ شروط» ، مذاکره را بهتر می دانستند[۳]!

سرجمع «اصل مذاکره» ، نه توافق به هر قیمت و تسلیم، گزینه مطلوب مردم بوده است!

 

نظر رهبر شهید

در اندیشه انقلاب اسلامی، رهبری هم مربی و هدایت گر جامعه به صلاح خویش است؛ و هم منتخب آنها و «درچارچوب اسلام و قانون اساسی»، تابع «نظر جمع بندی شده» آنها ست.

از اینجا بود که «قول» و «تقریر» رهبر شهید برای برخی معما می شد:

از طرفی نفْس مذاکره با آمریکا را «مضرّ» ، « غیر شرافتمندانه» و… می خواند!

از طرف دیگر نمی شد همه ادوار مذاکره را «تحمیلِ مسئولان» به ایشان تحلیل کرد!

جمع این دو در رهبری حکیمانه و مردم سالار ایشان این بود که:

«وجه صلاح» (عدم مطلق مذاکره) را بیان و «امکان سازی» برای آن را تدبیر کند.

هم زمان «به قدر امکان موجود» بهترین تصمیم عملی را برای کشور بگیرد.

لذا در «عین ایستادن بر اصول قطعیِ استقلال و عدم سازش» _که نظر قاطع مردم هم بود(پیمایش اول)_ از «دولتهای مذاکره» هم حمایت می کرد. (که هم منتخب مردم و هم نظر مردم بود/ پیمایش دوم).

 

سئوال اساسی در شرایط جاری

حال تأمل اصلی در این است که:

آیا دو بار تجربه فریبکاری آمریکا و حمله در حین مذاکره، این هوشیاری را پدید آورده که «خودِ مذاکره»، مضرّ و پوشش و فریب است؟!

به تعبیر دیگر آنچه بمباران فردو تبیین نکرد را آیا خون رهبرشهید و دخترکان بی گناه تبیین می کند؟!

آیا خون رهبر شهید، «امکان تازه» در افکار عمومی ساخته است؟!

 

یک تفاوت مهم

یک تفاوت اساسی  بین شرایط جاری و تجاوز قبلی آمریکا هست که به حل مساله کمک می کند:

حتی بعد بمباران فردو  شاید برخی جز مذاکره، چاره ای نمی شناختند! یعنی «دوگانه جنگ یا مذاکره» بر ذهنشان حاکم بود؛ طبعاً مذاکره _ولو بی ثمر_ را از جنگ ترجیح می دادند!

اما این بار رسماً در جنگ و حمله گسترده آمریکا هستیم؛ آنچه نقطه فرار بوده الان واقع شده است.  در چنین حالتی مذاکره،  قطعا تسلیم بی قید شرط است که «نه خدا»  و «نه مردم»  نمی پذیرند.

شهادت رهبر شهید، امکان تازه ای ساخته است؛ که بدون شروع به جنگ در جنگی قرار گرفته ایم که یا با استقامت وارد «بلوک ابرقدرتی» می شویم یا در «جنگ وجودی»، «کف استقلال ایران» را از دست می دهیم!

 

تبیین خون رهبر شهید رساندن قاطبه جامعه ایرانی به این نظر جمع بندی شده است که «نفس مذاکره با آمریکا» مثل «توافق به هر قیمت و تسلیم» او شدن است.

 

توافق پایان جنگ!

جنگ ها معمولا به «ریشه کنی یک طرف» تمام نمی شود و با توافقی به سرانجام می رسد.

ثمره تبیین خون یاد شده این است که توافق پایان جنگ:

اولاً: با «مجمع بین المللی» باشد نه متخاصم!

ثانیاً: سر نقطه «تعهد عدم تجاوز» باشد نه مسائل قبلی (هسته ای و…).

ثالثاً: این بدون ضربه کاری در جنگ ممکن نیست.

رابعاً: «ضمانت کافی و عملیِ» آن بیش از پیمان ها و نوشته ها باشد که عهد شکن التزامی بدان ندارد.

«خروج کامل آمریکا از منطقه» تنها ضمانت عملی به نظر می رسد.

 

اگر آن خون پاک این «تبیین عمومی» و «تدبیر حکومتی» را نکند، آن را هدر داده ایم!

 

محسن قنبریان ۱۴۰۴/۱۲/۱۲

[۱] حکمت ۱۶۴

[۲] البته ۳۱/۵٪ نظرشان توافق ولو به قیمت کوتاه آمدن از سیاستهای مهم کشور بود!

[۳] فقط ۱۸٪ مخالف مطلق مذاکره و آنرا مضر می دانستند!