…مگر مرا مسلمان ندانید!
السَّلامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الصِّدِّیقَهُ الشَّهِیدَهُ
السَّلامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْفَاضِلَهُ الزَّکِیَّهُ
السَّلامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمَظْلُومَهُ الْمَغْصُوبَهُ
…مگر مرا مسلمان ندانید!
السَّلامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الصِّدِّیقَهُ الشَّهِیدَهُ
السَّلامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْفَاضِلَهُ الزَّکِیَّهُ
السَّلامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمَظْلُومَهُ الْمَغْصُوبَهُ
حضرت آیت الله جوادی آملی سر درس تفسیر خود به سؤالی درباره طلاکاری قرآن پاسخ فرمودند که حاوی نکته ای جدید و درخور توجه است
http://l1l.ir/5fjl
قیاس قرآن به حرم معصومین و الحاق حرم به مسجد در پاسخ آن استاد ارجمند قبلا مورد بحث واقع شده است که تکرار نمیکنم. از جمله که در قرآن مطلا ادله ی خاصه در نهی داریم بخلاف حرم.
فتوای مشهور هم درباره تذهیب و زخارف مسجد -اقلا تا قبل از حرمهای مطلا- عدم جواز بوده است.
اما اذعان ایشان به دو نکته مهم:
اولویت چیست؟
آنچه بنده به سخنان آن فقیه حکیم می افزایم بیش از تکمیل همین نکته ایشان نیست:
قرآن خود کاری نکرده که بهانهی آتش زدنش باشد بلکه مدعیان قرآن (مثل داعش) از آن چهرهای ارائه دادند که بهانه آتش شد. در این فضا اولویت “آزاد کردن قرآن” از “دست اشرار” است همان که امیر(ع) فرمود: “ان هذا الدین کان اسیرا بأیدی الاشرار”.
آزاد کردن قرآن، به مطلا کردن آن نیست به “عمل به آن” و “احیای امت وسط” آن است تا شاهد و الگو برهمه امتها شوند[۱] یعنی همان راهی که پیر و مرشد این ملت و استاد آن فقیه ارجمند -یعنی امام خمینی- نشان داد.
بالاتر بگویم “مطلا سازی قرآن” در عهد اول اسلامی روی دیگر سکه حاکمیت اشراری است که تعالیم آنرا اسیر و به تعبیر خود قرآن آنرا پاره پاره(عضین) کرده بودند و به تعبیر امام صادق(ع) حروفش را اقامه و حدودش را ضایع کرده بودند[۲].
مفسر بزرگ قرآن بهتر از حقیر میداند که سوزانندگان امروز قرآن از همان جناحند که محمد رشید رضا ازشان نقل می کند که باید مجسمه معاویه -یعنی بزرگ همان اشراری که قرآن اسیرشان بود- را از طلا ساخته در میدان مرکزی برلین نصب کنند!
چرا؟ “چون معاویه نظام اسلامی را از اساس مردم سالاری به نظام سلطه و زور تبدیل کرد و اگر معاویه نبود اسلام کل عالم را فرا می گرفت و ما آلمانی ها و سایر اروپایی ها مسلمان شده بودیم![۳]“.
آنانکه اشرار قرآن را لایق طلا شدن می دانند امروز هم پشت پرده حامی جریان سفیانی زمان مایند. ولو از فعل آنها در پرده دیگر برای مبارزه با اسلام و قرآن هم بهره ببرند!
هم قرآن و خود اینان می گویند مقابله با اینها، احیای امت الگو و جامعه قرآنی است نه قرآن مطلا که یادگار منحرفان از اسلام اصیل است. شما به داعش سازان خاطر تختی دهید که دنبال احیای امت وسط و الگوی قرآن نیستید آنها قرآن را هم کنار مجسمه معاویه طلا کرده در موزه های جهانی شان می برند!
اولویت ها را گم نکنیم!
محسن قنبریان
۹۷/۸/۱۹
مطالب مرتبط:
صدوق در أمالی اش از امام صادق(ع) روایت میکند: فما أنغص ذکر الحسین(ع) للعیش: یاد حسین(ع) زندگی را چه گلوگیر کرده است!
خصوصیت روضه بر سید الشهداء(ع) -البته وقتی جانسوز و مدام شود- این است:
طعم دنیا و مافیها را می گیرد [انغص] و انسان را از آلودگی به آن می رهاند. لذت جاه و جلال و مقام و شهوات را می کاهد. چنانچه امیر(ع) فرمود: حزن القلوب یمحص الذنوب: حزن قلب، قلب را از آثار گناهان تمیز می کند.
امام صادق(ع) وقت نوشیدن یک جرعه آب آنگونه فرمود و یاد حسین(ع) را مستحب کرد چه رسد به وقت گناه و لذات باقی مانده از آن.
امام رضا(ع) فرمود شیعیان ما با دیدن شراب و قمار یاد می کنند حسین (ع)را [و مجلس یزید]!
یعنی از شراب تا آب از حرام ترین تا حلال ترین، گلوگیری روضه حسین(ع) با گریه کن اوست.
لذا روضه به آن دو شرط سکوی پرتاب سالک و کندن او از طبیعت است.
خصوصیت دیگرش این است که سینه سوختگان سید مظلومان را دوست داشتنی می کند. هرکه آن مصائب گلوگیرش شده و از چراگاه زمین پریده را در راه ملاقات می کند. برترها و مقربترها را می یابد و زمین خورده ها را تماشا می کند.
لذا روضه -بدان دوشرط- دوست یاب و رفیق ساز است (اکرمنی بمعرفتکم و معرفه اولیائکم).
جانم به فدای عالمان پاکی که “ذکر حسین (ع)” را با گلوگیری و غصه شان بر گوش ما خواندند.
رحمت خدا بر عالم وارسته ای که پیری وکسوت مرجعیت مانع نشد که هنوز دهه محرم هرکجا که باشد روضه ی گلوگیر حسین(ع)بر مردمش بخواند و آنرا (العیاذ بالله) کسر شأن نداند.