بایگانی برچسب: s

غدیریه امسال؛ فرصتها، تهدیدها!

رهبر شهید می فرمود: « دنیای اسلام نیازمند اتحاد است. امیرالمومنین(ع) مایه وحدت دنیای اسلام باید باشد. دشمنان اسلام می خواهند بین طوایف مسلمان به وسیله امیرالمومنین _که خود وسیله وحدت و اتحاد است_ اختلاف ایجاد کنند».(۸۸/۴/۱۵)

  • در تاریخ علوی نیز آنچه چشم برخی متکلمان مسلمان را گرفته و از آن به «حسن سیاست» بلکه «معجزه علی (ع)» یاد کرده اند، وحدت و اتحادی است که بین مردم غیر یک دست و آشفته و نافرمان به وجود آورد.

ابن ابی الحدید در اینباره می نویسد: «هیچ کس نمی تواند در حسن سیاست و صحت تدبیر به گردپای او برسد».

همچنین از یکی از متکلمان بزرگ معتزلی نقل می کند: «سیاست علی اگر منصفانه مورد تأمل قرار گیرد و نسبت به شرایطی که ایشان در آن گرفتار بود سنجیده شود، یکی از معجزات علی(ع) شمرده خواهد شد چرا که یاران او دو گروه بودند: یک گروهشان عثمان را شهیدی مظلوم و بی گناه می دانستند و هنوز به او گرایش داشتند و از دشمنانش بیزار بودند و گروه دیگر که اکثر نظامیان را تشکیل می دادند، بر آن بودند که عثمان به سبب خطاهای خودش کشته شد و برخی آنها صریحاً عثمان را کافر می دانستند! اما عجیب این بود که هر یک از این دو گروه، علی (ع)  را موافق عقیده خودش می پنداشت».( شرح ابن ابی الحدید ج۷ص۷۲و۷۳)

چقدر شرایطمان در منطقه اسلامی به آن دوره شبیه است!

جای بنی امیه، پس از سالها موضع گیری امام خمینی  علیه «حکّام مرتجع» و «اسلام آمریکایی» شان، این بار کار به مواجهه نظامی کشید. پایگاه های آمریکا در این کشورها مورد ضربه و افسران آنها حتی در مناطق غیر نظامی مورد اصابت واقع شد!

این مختصات، ضرورت همدلی و اتحاد امت اسلامی با ایران را بیشتر و البته سخت تر می کند[۱]!

اما دستگاه تبلیغی ما، دیپلماسی عمومی ما، چقدر شبیه امیرالمومنین(ع) عمل خواهد کرد؟!

آیا غدیر و علی(ع) را عامل اتحاد مسلمین علیه اسلام آمریکایی و صهیونی و خودِ اسرائیل و آمریکا می کند؟!

طبعاً مثل گذشته موج اتهام «امپریالیسم شیعی» و «احیای امپراطوری ایرانی» از سوی این حکّام دست نشانده برپا می شود!

شیعه ستیزی در کشورهای منطقه به بهانه تروریسم و همکاری با ایران به اوج رسیده است. از دستگیری گسترده تا سلب تابعیت و پیگردهای مالی و… شکل گرفته است!

واکنش شیعیان بخصوص در ایران و در ظرفیت بعثت خیابان و غدیر می تواند دو گونه باشد:

  1. تفرقه یا بی توجهی به مسلمین منطقه و تبدیل ظرفیت به تهدید!
    واکنش ها ممکن است با عبور از «راهبرد اتحاد اسلامی» مقابل آمریکا و اسرائیل شکل گرفته و حتی تشیع علوی و غدیر، خرجِ تفرقه با عامه ی مسلمانان غیر شیعه شود! در بهترین حالت بی خیال شرایط و منطقه اسلامی، «غدیرِ خودمان» را جشن بگیریم!
    کم و بیش کم رنگ شدن یا احساس بی ثمریِ راهبرد اتحاد اسلامی در بیان و عمل برخی پیدا شده است!
    استیج های خیابان و خاستگاه سنتی هیئات و مداحان _در صورت عدم تفطن_ می تواند این خط کنشی را داغ تر کند و از آن تهدید بسازد!
  2. فرصت اتحاد علوی علیه اسلام آمریکایی و اسرائیل با غدیری اسلامی
    از سوی دیگر می شود به علی(ع)  تأسی کرد و پراکندگی امت و عموم مردم مسلمان را حول مبارزه با اسرائیل بلکه حتی اسلام آمریکاییِ حکّام دست نشانده بسیج کرد.
    جو عمومی منطقه اسلامی از ماجرای سوریه بشار مقابل مسلحین و… به نفع ایران نبود.  ایران در برخی نظر سنجی ها با فاصله ۴٪ بعد اسرائیل بزرگترین تهدید علیه کشورهای اسلامی منطقه قلمداد می شد!

اما چنانچه رهبر شهید، «شاخص اتحاد» را مبارزه با اسرائیل معرفی می کرد[۲]؛ وعده های صادق و جنگ علیه اسرائیل ورق را برگرداند.

جنگ رمضان و دست برتر ایران مقابل آمریکا و اسرائیل توجهات زیادی را درون امت اسلامی به ایران جلب کرده است که می تواند با «حفظ هویت شیعی» در «ظرفیت غدیر» به جای تفرقه،«افق های جدیدی برای نظم اسلامی منطقه» بگشاید.[۳]

واضح است، غدیر این رویکرد به گونه دیگری است. در فرم و محتوا و نماد و نمود با رویکرد قبلی تمایز جدی دارد. این غدیر دست شعرا و مداحان و مبلغان و برنامه ریزانی را می بوسد که به مبانی و راهبردهای رهبر شهید در این خصوص ایمان دارند.

محسن قنبریان ۱۴۰۵/۲/۲۸

[۱] برخی آمارها ۸۷٪ شلیک های ایران را به کشورهای عربی و فقط ۱۳٪ را به اسرائیل معرفی کرد!

[۲] رهبر شهید:«شاخص عمده برای اتحاد مسلمین، مسأله فلسطین است»(۱۴٠٠/۸/۲)

[۳] رهبر شهید:«ما اگر بر محور نام مبارک اهلبیت اجتماع می کنیم برای این نیست که دیواری دور خودمان بکشیم تا ما را از بقیه مسلمین جدا کند؛ بلکه برعکس، برای این است که افق های جدیدی را مقابل چشم متفکران اسلامی باز کنیم»(۸۶/۵/۲۸)

یا نهج البلاغه را سرمشق و الگویی برای همه مسلمانان می شمردند (ر. ک: ۶۳/۱/۲۶)

مسأله تنگه هرمز یکبار برای همیشه

تاریخ ثابت کرده چه اتفاقی برای تنگه هرمز خواهد افتاد!

حجت‌الاسلام والمسلمین قنبریان: سرمایه اجتماعی تعریف رسایی برای تعریف بعثت مردم نیست. کم نکنیم، تقلیل ندهیم.

حجت‌الاسلام والمسلمین قنبریان: در جامعه امروز همهٔ داده‌ها، امیال و… در بیگ دیتاها پردازش می‌شود و بر اساس آن سرنوشت جوامع تعیین می‌شود. «سرمایه اجتماعی» از اینجا معنا می گیرد!

حجت‌الاسلام والمسلمین قنبریان: کشور های استعماری، برنامه توسعه کشور ها را طوری طراحی می کنند که در آخر خودشان ابر قدرت دنیا باشند.

حجت‌الاسلام والمسلمین قنبریان: بعثت یعنی من آمده‌ام حق مسلمم را بگیرم؛ حتی اگر لازم باشد به سینه ابر قدرت بزنم که او برود.

کمپین صرفه جویی، آری؛ جاده صاف کنِ گران سازی، نه!

  1. وقتی متوسط تورم نقطه به نقطه ۷۳/۵٪ است،برای دهکهای پایین جامعه بین ۸۰تا ۸۴درصد است! خوراکی ها بعنوان سهم اصلی سبد خانوار، تورم نقطه ای ۱۱۵درصدی دارند!
    تاب آوری اقتصادی ۵ دهک پایین را جدی تر بگیریم و بدانیم پایان بندی عزتمندان جنگ ربط مستقیم به این مساله دارد.
  2. سیاستهای اقتصادی قبل از جنگ از جمله حذف ارز ترجیحی و… هم علت اصلی موج تورمی اخیر است و هم باعث اعتراضات دیماه شد که زمینه جنگ را فراهم کرد!
  3. سیاست حذف ارز و یارانه انرژی و گران سازی آن، معمولا پیوست فرهنگی اش با دستگاه های تبلیغی بسته شده است.
    در تجربه قبل، رئیس جمهور شهید خود در جمع ائمه جمعه علت تورم را « حذف ارز ترجیحی» بیان کرد؛ در حالیکه برخی ائمه جمعه قبل تر، آن سیاست را «فتح خرمشهر» لقب داده بودند و دستگاه تبلیغی برای جاده صاف کنی آن بسیج شده بود!
  4. جلسه اخیر رئیس جمهور و معاون مربوطه با زعمای سازمانهای تبلیغی، اگر کمک خواهی برای فرهنگ صرفه جویی باشد، بسیار خوب؛ اما اگر مثل سابق انتظار جاده صاف کنیِ گران سازی باشد، برای نهادهای تبلیغی بسیار بد خواهد بود!

آخرین نظر سنجی درباره گران سازی بنزین در آذر۴۰۴حاکی است:

حدود ۶۹٪ کلاً مخالف گران سازی و نزدیک به همین عدد، نگران اعتراضات خیابانی گسترده و ناآرامی به خاطر افزایش قیمت آنند!

چیزی که تجربه آبان ۹۸هم گویای آن است.

لذا مردم حتما در تجمعات شبانه، گران سازی را خط قرمز قرار داده، مقابل آن خواهند ایستاد! چنانچه کمپین صرفه جویی را یاری می کنند.

محسن قنبریان ۱۴٠۵/۲/۲۲

پایان‌بندی نظامی و غیرنظامی باید جوری باشد که دیگر به مردم ما حمله نشود.

حجت الاسلام قنبریان

 

اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد

همه ایران به هم سازیم و بنیادش براندازیم

 

یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ماه؛ سردر دانشگاه تهران

هیأت دانشجویی اصحاب‌الحسین (علیه‌السلام)

نقش بعثت ملّت ایران در آینده نظام تعلیم و تربیت

محاصرۀ دریایی، فرصتی برای تغییر کریدورهاست

تله‌های پایان‌بندی جنگ چه هستند؟

حجت‌الاسلام محسن قنبریان

برای نمونه، وقتی دشمن در جنگ احزاب عقب‌نشینی می‌کند، با ضربه‌ای که امیرالمؤمنین(ع) وارد کرد و جنگ روانی ترکیبی که پیامبر(ص) در درون سپاه دشمن ترتیب داد، آن ماجرا پایان یافت. حتماً لازم نیست پس از آن ماجرا، «حدیبیه»ای رخ دهد یا سندی روی کاغذ نوشته شود.

در این حالت، شرایط «نه جنگ نه صلح» و وضعیت شمشیر آویخته حاکم نیست که دشمن همچنان پشت مرزها باشد و ما در محاصره بمانیم اما جنگ را ادامه ندهیم. در چنین وضعیتی، قهر بی‌معناست و اصلاً پایان‌بندی اتفاق نیفتاده است. اگر حالت «نه جنگ نه صلح» برقرار باشد، یعنی پایان‌بندی رخ نداده است.

اکنون مشکل اصلی ما محاصرۀ دریایی است؛ اگر این محاصره را با عملیات نظامی یا با مقاومتی که عملاً آن را بی‌اثر کند شکستیم، محاصره جمع شده و پایان یافته است. در این صورت، به شرطی که پایگاه‌های نظامی دشمن دوباره احیا نشوند، اتفاق خاص دیگری نمی‌افتد.

دیگر از حیث نظامی نباید اتفاقی برای آمریکا بیفتد که بگوییم حالا برای پایان‌بندی‌اش، برویم با آن‌ها مذاکره کنیم و دوباره بحث تحریم‌ها را به میان بیاوریم. پایان‌بندی الزاماً دیپلماتیک نیست؛ گاهی صرفاً تَرکِ مخاصمه است، اما مخاصمه را به شکلی تمام می‌کنی که پایان آن عملیات باشد.

در این میان، «جنگ فقر و غنا» همچنان پابرجاست و در فاز و جبهه‌ای تازه شروع می‌شود؛ هم دشمن علیه تو اقدام می‌کند و هم تو بی‌کنش نیستی. اما آن عملیات خاص تمام شده و دیگر حالت «نه جنگ نه صلح» وجود ندارد.

دیپلماسی فقط مذاکره‌کردن با دشمن نیست

تلۀ بعدی این است که آیا هر پایان‌بندیِ دیپلماتیکی، صرفاً به معنای مذاکره است؟ در نهایت، ما برای پایان‌بندی باید عنصر دیپلماسی، یعنی رفت‌وآمدها و گفتگوها را وارد کنیم؛ اما آیا تنها صورتِ دیپلماسی، مذاکره با اطراف یک مسئله است؟

خیر؛ دیپلماسی الزاماً مذاکره نیست و مذاکره تنها یکی از طرق آن محسوب می‌شود؛ زیرا انسان باید از همۀ دارایی‌ها و توانایی‌های خود استفاده کند. تقلیلِ دیپلماسی به مذاکره موجب می‌شود که خروجی نهایی بسیار محدود شود و امت حزب‌الله شوکه شوند که با وجود دستِ برتر، چگونه به این نقطه رسیدیم.

ما دیپلماسی‌های غیرمذاکره‌ای نیز داریم. دیپلماسی در حقیقت مجموعه‌ای از پیمان‌ها، عهدها، اخوت‌ها، ائتلاف‌ها و شکستنِ ائتلاف‌های دشمن است.

این‌که ائتلاف دشمن را بشکنید یا ائتلاف تازه‌ای ایجاد کنید تا گرهی را باز کنید که نمی‌خواهید یا نمی‌توانید آن را با روش نظامی حل کنید، چون هزینۀ آن بیشتر است، عین دیپلماسی است. با این کار، به موقعیت گره‌خورده پایان داده‌اید.

در بحث محاصرۀ دریایی که یادداشت‌های علمی متعددی نیز دربارۀ آن وجود دارد، می‌توان دید که سهم بزرگی از آسیب‌های این محاصره از طریق دیپلماسی با همسایگان و نه طرف‌های جنگ، قابل رفع است.

اگر کالایی که از طریق دریا به ما می‌رسد، از طریق خشکی و از مسیر همسایگان با قیمتی ارزان‌تر و در زمانی کوتاه‌تر تأمین شود، بخشی از توان محاصره شکسته می‌شود. بسیاری این موضوع را فرصتی بی‌نظیر برای تغییر کریدورها می‌دانند.

با این ابزار، ۵۰ تا ۶۰ درصد از فشار محاصرۀ دریایی دشمن از بین می‌رود. این اقدام، دیپلماسی هست، اما مذاکره نیست.

مذاکرات موازی باید به جریان بیفتد

تلۀ بعدی این است که وقتی بخشی از پایان‌بندی دیپلماتیک می‌شود و ما ناگزیر به مذاکره هستیم، آیا این مذاکره حتماً باید با متخاصم اصلی باشد؟ پاسخ اینجا هم منفی است.

ما اکنون ده درخواست را در چهارچوبی مشخص تدوین کرده‌ایم؛ در واقع این موارد شعارهایی بوده‌اند که جمع‌آوری و توسط شورای امنیت ملی بیان شده و مبنای توافق قرار گرفته‌اند تا از ایجاد فهرست‌های پراکنده جلوگیری شود. اما آیا همۀ این ده مورد لزوماً از طریق مذاکره با آمریکا حل می‌شود؟ آیا با دیگران نمی‌توان به نتیجه رسید؟

موضوع اخراج آمریکا از منطقه می‌تواند از طریق تعامل با هفت کشور عربی که پایگاه‌های آمریکا در آن‌ها مستقر است، پیگیری شود.

اکنون شاهرگ اقتصادی این کشورها در دست ماست؛ آن‌ها نیز مانند ما نفت می‌فروشند و باید از این تنگه عبور کنند.

در نهایت، آن‌ها در مسئلۀ رژیم حقوقی تنگۀ هرمز به ما نیاز دارند و ما نیز نفع خود را در خروج آمریکا از منطقه می‌بینیم. برای تحقق این هدف، باید از ظرفیت ملت‌ها، دیپلماسی عمومی و تمامی ابزارهای پیشین استفاده کرد.

اگر همۀ درخواست‌ها صرفاً سر میز مذاکره با آمریکا برده شود، طرف مقابل به‌سادگی امتیاز نخواهد داد. راهبرد صحیح این است که تا حد امکان از تعداد موارد سرِ میز مذاکره با آمریکا کاسته شود و آن مطالبات از طرق دیگر تأمین گردد؛ یعنی از مسیرهای غیردیپلماتیک، دیپلماتیکِ غیرمذاکره‌ای و یا مذاکره با طرف‌هایی غیر از آمریکا.

به نظر می‌رسد می‌توان یک خط موازیِ مذاکراتی باز کرد؛ مسیری با کشورهای عربی منطقه از طریق سازمان‌های همکاری یا واسطه‌ای نظیر چین که جزئیات آن را متخصصان باید تبیین کنند. بخشی از کار را نیز می‌توان با اعضای شورای امنیت پیش برد، به‌ویژه در مسائلی مانند قطعنامه‌ها. چراکه آن‌ها اکنون بیش از آمریکا به امنیت این تنگه نیازمندند و احتمال دریافت امتیاز از آن‌ها بیشتر است.

برای قضاوت بهتر صوت کامل را اینجا بشنوید!