تقریبا تمام راه حل ظریف برای پایان جنگ و توافق، «تکراری»، «آزموده شده»، «کاغذی» و «بی ضمانت» است!
فقط یک نکته، جدید است!…
سالها اینها در سیاست خارجی، واقع گرا تلقی می شدند و طیف مقابل خود را «آرمانگرای تخیلی» می خواندند!
حالا ببینید نقطه شروع صلح را چه قرار می دهد:
«برای آغاز روند صلح، برای مثال، همهٔ طرفها در غرب آسیا باید با توقف جنگیدن علیه یکدیگر موافقت کنند.
ایران، با همکاری عمان، باید عبور امن کشتیهای تجاری از تنگهٔ هرمز را تضمین کند. اما مقامات آمریکایی نیز باید اجازه دهند که تنگهٔ هرمز برای ایران نیز باز باشد(!)
بزرگترین طنز جغرافیا این است که، اگرچه این تنگه در مجاورت خاک ایران قرار دارد، اما بهدلیل تحریمهای ایالات متحده، برای سالها عملاً به روی ایران بسته بوده است»!
شما را به خدا پیشنهاد خودش طنز تاریخ نیست؟!
- تنگه ای که مال ایران است
- ولی سالها با تحریم آمریکا به رویش بسته بوده
- حالا که قابلیت اِعمال حق حاکمیت و رژیم حقوقی جدید بر آن یافته
- را برای آمریکایی ها باز و عبور امن را تضمین کند!
- در مقابل، مقامات آمریکایی اجازه دهند که تنگه برای ایران نیز باز باشد!!!
سفاهت اگر می خواست یک قرار داد شود، همین می شد!
دستاورد نقدی _که حق دیرینه ات بوده_ را به دشمنِ بی عهد و محروم کننده از همین حقت، بدهی؛ تو تضمین عبور امن دهی و از او اجازه مرور بخواهی!!!
ترامپ از ما جز این را می خواهد؟!!
محسن قنبریان ۱۴۰۵/۱/۱۴