بایگانی برچسب: s

بر دوش بردن دانش آموزان برای حق آموزش!

در روستای قارخون آذربایجان‌شرقی مادران این روستا، دانش‌آموزان را بر دوش خود گرفته و از رودخانه عبور داده و به مدرسه می‌رساند تا آن‌ها از دسترسی به آموزش محروم نشوند . خانم معلم معصومه حمیدی از این محرومیت می گوید و خود اینجور مدرسه می رود!

 

به تعبیر شهید بهشتی “منطق فطرت” اینجا چه می گوید؟

 

عمل فطری معلمان زیادی می گوید: آموزش حق است نه کالا!

هیچ کس با صاحب کارش چنین نمی کند.

فقط محق را چنین به حقش می رسانند.

 

سواد ابتدایی، حامل فرهنگ است و جامعه پذیری و ایرانی-اسلامی زیستن و نیازهای ضروری بچه ها را تامین می کند؛ پس حق است.

 

کالا، بازارپذیر و در عرضه و تقاضا و تجارت می افتد.

اما حق، اعطاء می شود؛ در نابازار است.

فطرت و ارتکاز شرعی و تمدنی مان بر این شاهد است: ببین از “اعطاءِ” خون و “اهداء” عضو و… برای حق حیات می گوییم!

 

محسن قنبریان

لانه‌هایی برای تسخیر!

جای کلیشه های تکراری ۱۳آبان می شود طرحی نو دراندازیم؟!

طرح مسأله

  • سامانه پایش آسیب های اجتماعی دانش آموزان، خطر پذیری آنها در ۶سال اخیر را ۱۰برابر نشان می دهد! خشونت رتبه اول!
    در صدر عوامل موثر بر این آسیب زایی، رسانه های دیداری (ماهواره ای یا سکوی مجازی آنها) است!
  • سامانه فکت یار در گزارش خود از رشد تعامل کاربران ایرانی با رسانه های ماهواره ای ایرانی زبان پس از فیلتر اینستاگرام گفته است!
    یعنی فیلترینگ حتی اگر استقبال بیشتر به پلتفرم های داخلی را در پی داشته باشد، رتبه اول عوامل موثر در آسیب و خطر پذیری دانش آموزان را نکاسته و فقط از رصد سکوی مجازی آنها به دیدن کانال ماهواره ای منتقل شده است!
  • اعتماد به رسانه ملی و رسانه های داخلی هم رشد چشم گیری نکرده است! شنیده ها از پیمایش رسانه ملی از میزان قبول فوت طبیعی مهسا امینی توسط مردم حتی پس از گزارش پزشک قانونی، نگران کننده است!
  • دستگاه های بروکراتیک نظام هم که جز فیلتر و منع، نمی دانند و نمی توانند؛ دهه قبل در ماهواره تجربه شد و الان علیرغم تاثیر واضح آن شبکه ها، قانون ماهواره به نتیجه قهری رها شدن انجامید؛ تا سیاست فیلترینگ مجازی به چه نتیجه ای بیانجامد!

در چنین شرایطی آیا جنبش های دانشجویی و مردمی برای حفظ ارزشهای اسلامی و ایرانی، بجای تکرار کلیشه های جشن فتح لانه جاسوسی نباید به تسخیر این لانه های جدید فکر کنند؟!

اما تسخیر بی بی سی و ایران اینترنشنال و… چگونه است؟! جریان انقلابی دانشجو و دانش آموزی چه می تواند بکند؟!

پیشنهادات

بطور کلی جریان دانشجویی و دانش آموزی به عنوان نهادی اجتماعی برای فتح این لانه ها دو راه سلبی و ایجابی می تواند تعقیب کند. سلب اعتماد به رسانه های معاند در گرو افزایش اعتماد به رسانه های داخلی و بخصوص رسانه ملی است.

از اینرو به شکل ضربتی و عملیاتی از ۱۳آبان تا ۱۶آذر می تواند مثل این ایده ها را دنبال کند:

  1. رسیدن به عوامل افزایش اعتماد به رسانه ملی!
    فقط از سال۷۰ تا۸۹، ۱۱تحقیق در اینباره انجام شده که با نرخ متوسط هر دوسال یک تحقیق الان باید بیش از ۱۵ تحقیق باشد.
    پایش نتایج تحقیقات موجود و به بحث گذاشتن نتایج در یک کارگروه تخصصی و رسیدن به دو سند سیاستی و عملیاتی اولین قدم است.
    نقایص کار قابل واگذاری به پژوهش مستقل است. تا همین جا میشود بر سند تحول صدا و سیما که در حال انجام است اثر کنند.
  2. مطالبه عملی و عمومی نتایج به وسیله بدنه دانشجویی کشور
    نتایج حاصله از تحقیقات و همچنین قوانین معوق مانده باید به شکل عمومی و فراگیر مورد مطالبه قرار گیرد. مثلا اگر طبق قانون خط و مشی و اصول برنامه های صدا و سیما(مصوب ۶۱/۴/۱۷) در ماده۷: رسانه ملی باید صدای مستضعفان و محرومان باشد؛ و در ماده۱۵: “باید زبان گویای ملت باشد و وظیفه دارد خواست ها، نیازها و مشکلات مردم را به اطلاع مسئولین برساند”؛ میزان این صدا در رسانه بررسی و مطالبه شود.
    در برخی تحقیقات یاد شده نتایج روشنی برای مطالبه به چشم می خورد.
  3. تشکیل کمیته مستقل حقیقت یاب!
    در تقابل با شبهه آفرینی مدام شبکه های معاند، یک کمیته مستقل حقیقت یاب تشکیل و با سرعت و دقت بررسی خود را از طریق رسانه ها به اطلاع عموم برساند.
    مثلا در پرونده های کشته های ادعایی این ایام از طریق شبکه مویرگی دانشجویی در استانها و شهرستانها، اطلاعات دقیق میدانی را جمع آوری و زودتر به هیات بررسی منتخب دانشجویی ارسال و نتایج گزارش شود.(نزدیک همین پیشنهاد را سخنگوی دولت در دانشگاه ها به دانشجویان پیشنهاد میکرد)
  4. تشکیل دادگاه استاد-دانشجویی!
    برای ماجراهایی که افکار عمومی را جریحه دار می کند و اعتماد سازی نکردن در آنها، فاصله مردم با حاکمیت را موجب می شود؛ این دادگاه علمی قابل تشکیل است(نمونه ای ملی و ارزشی از دادگاه راسل).
    قبل از ماجرای مهسا امینی می شد در نحوه عملکرد گشت ارشاد در نمونه هایی که کرامت زن ایرانی مخدوش می شد، با بررسی ادله طرفین به نتایجی رسید و جاهایی که پلیس وعده توبیخ مامور خود را داده، تا حصول نتیجه تعقیب شود. پیگیری و عملکرد خوب هم مورد تشویق و تمجید قرار داده شود.
    الان هم نمونه هایی که به اعتماد عمومی به پلیس یا نهادهای امنیتی می انجامد وجود دارد. (جزییات و شرایط این محکمه علمی جداگانه قابل بحث است)

محسن قنبریان ۱۴۰۱/۸/۱۰