بایگانی برچسب: s

اینجا ایران است…!

  1. جان یک جهان بی جان!
    فرق یک «جامعه کافر» با «جامعه مؤمن» را در «متن زندگی» آن جامعه باید دید؛ نه پستوی ذهن یا کتابخانه و کنیسه و کلیسایش.
    فرق یک «جامعه دین باز» با «جامعه دین دار» کجاست؟! دقیق تر از «متن جامعه» بگو!
    جامعه، پر از قرآن و نماز و روزه و افطار و حتی حجاب و حدود باشد، دیگر حتماً دیندار است و دین باز نیست؟!
    «مناسک و اعمال» خیلی مهم اند؛ «جامعه متنسّک[۱]» را از «جامعه متهتّک[۲]» جدا می کند؛ اما از جامعه دین باز نه!
    «إذٰا نٰادَیْتُمْ إلَی الصَّلٰاهِ اتَّخَذُوهٰا هُزُواً و لَعِباً[۳]»
    «ایمان» معیار حقیقی است.
    جامعه دیندار، اعمال و مناسکش از ایمان می جوشد، نه از رسم و عادت یا نفاق و تقلب!
    ایمان است که: «قٰامُوا إلَی الصّلٰاه[۴]» را «أقٰامُوا الصّلٰاه[۵]» و «کُسٰالیٰ» و «یُراٰؤُنَ الناس[۶]» را «معراج المؤمن[۷]» و «قربان کلّ تقی[۸]» می کند.
    سخت تر شد!
    ایمان را چطور ببینم؟!
    از کجا معلوم جامعه ای دارد و جامعه ای نه؟!
    از «توحید»!
    «جانِ ایمان»، توحید است!
    همه ایمان ها از اوست. «چنین ایمانی» فارقِ دین بازی ها از دین داری ها، می شود!
    فقط اگر «توحید به عمل بکشد» جامعه، دین دار است؛ بدون آن، هرگز!
    بدون آن حتی اگر پر از نماز و قرآن باشد، تازه می شود: «أکثر الضَجِیج و أقلّ الحَجِیج[۹]»!
    مناسک دینی، «نشانه مشترکِ» این یکتاپرستیِ عملی با دین بازی است!
    اما «نشانه های مختصه» ای هم دارد که کار را تابلو می کند و دین بازی را جا می گذارد!
    مهمترین و اساسی ترینش: «کفر به طاغوت» است!
    به قرآن نگاه کن: مثل قرینه «یُقیمُونَ الصّلٰاه و یُؤتُونَ الزّکٰاه» در مناسک، «یَکْفُرُ بِالطّاغُوتِ و یُؤمِنُ بِاللّه[۱۰]» در ایمانْ دارد!
    «علامت مختصه ی ایمانِ توحیدی»، این است؛ نه نماز و زکات و… این «فیلتر اصلیِ» دین بازی و دین سازی و… است!
    طاغوت، آن «معبودِ غیر خدایی» است که حتما از تو سجده و نذر و قربانی نمی خواهد! (که اگر رویَش دهی اینها را هم می خواهد!)؛ بلکه «پذیرش سلطه» می خواهد؛ چون «طغیان» کرده است!
    خیلی ساده و مدرن: با تو قرارداد می بندد، خودش به هیچ یک از تعهداتش عمل نمیکند، اما تو باید به بیش از تعهدات عمل کنی و الا تو را زیر می گیرد!
    مولای موحدان، دقیقاً همین را «پرستش او» می خواند:
    «مَنْ قَضیٰ حَقَّ مَنْ لاٰیَقْضِی حَقَّه فَقَدْ عَبَدَه: کسی که حقِ آنکه حقش را نمی پردازد را ادا کند، به تحقیق او را پرستش کرده است[۱۱]»
    ملت ایران با ۱+۵ قرار داد بست، همه تعهداتش را انجام داد، طرف مقابل سهم خود را رعایت نکرد و یک طرفه از قرارداد بیرون آمد! با تهدیدِ جنگ، دوباره مذاکره خواست! در بین مذاکره بمب باران کرد! دوباره «تسلیم بی قید و شرط» با روکشِ مذاکره خواست؛ و دوباره هم بمباران کرد!
    طاغوت، اگر این نیست؛ پس در عالم، هرگز طاغوتی نبوده است!
    کُرنش مقابل ترامپ اگر «فَقَدْ عَبَدَه» نیست؛ پس این حکمت هیچ مصداق عملی در دنیای واقعی ندارد!
    ملت ایران «نخستین مردم زمین» اند که «ترامپْ پرستی» را «نه» گفتند!
    از اینجا حتی از صادق ترین ایمان های معاصر در #غزه هم جلو زدند و فریب «صلحِ ترامپی» را نخوردند!
    با خودِ «شیطان اکبر» رویاروی شدند؛ تسلیم او نشدند و بمبارانش را در خیابان به سخره گرفتند! پایگاه هایش در کشورهای مثلاً مسلمان و پادگانش در فلسطین را «به ویرانی غزه» شبیه کردند!
    دقیقاً ضدِ «سلطه ترامپ»، گزینه رهبری برگزیدند!
    آنچه «تجدید سلطنت» بود، پذیرش «سلطه ترامپ» درباره رهبر بعدی بود؛ که آن هم با «امتداد خامنه ایِ ضد آمریکایی»، زیر پایشان لِه شد!
    با نفی این پرستش، کشور را «پر از خدا» و توحید عملی و ایمان کردند؛ حتی اگر هنوز روسری بعضی شان مطابق رساله نشده باشد!
    «جان ایمان» در ایران حضور دارد و ایران را «جان یک جهان بی جان» کرده است!
    اینجا ایران است!

محسن قنبریان ۱۴۰۴/۱۲/۲٠

[۱] جامعه اهل مناسک و رعایت شریعت

[۲] جامعه پرده در و هتّاک

[۳] آیه ۵۸مائده: چون بانگ نماز دهید و بدان فراخوانید، آن را به استهزاء و بازی می گیرند!

[۴] وصف منافقان درباره نماز خواندن شان در آیه ۱۴۲نساء: برای نماز بلند می شوند (نه نماز را برپا دارند)

[۵] تعبیر شایع قرآن درباره نماز مومنانه: به پا داشتن نماز با همه آثار و لوازمش

[۶] ادامه آیه ۱۴۲نساء: چون به نماز بایستند با سستی می ایستند و به مردم خودنمایی می کنند

[۷] حدیث: نماز معراج مومن است

[۸] حدیث: نماز مقرّب کننده انسان با تقواست

[۹] حدیث امام صادق(ع) درباره حجِ اسیر در اسلام اموی و عباسی: چه بسیار است ضجه کننده و چه کم است حج گزار!

[۱۰] آیه ۲۵۶بقره

[۱۱] حکمت ۱۶۴نهج البلاغه

نامش را در «کتاب» شنیدم، فقاهتش را در «حوزه» یافتم و آگاهیِ اجتماعی‌اش را در «دیدارِ معلمان» دیدم

سه مواجهه با مقام معظم رهبری، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای به روایتِ حجت‌الاسلام محسن خاکی

➖مدرسه‌ جنگ – جامع | حجت‌الاسلام محسن خاکی، معلم و پژوهشگر آموزش‌وپرورش:

من به عنوان یک معلم، سه خاطره از مواجهه‌ام با آیت‌الله العظمی سید مجتبی حسینی خامنه‌ای دارم.

اولین خاطره‌ام، مربوط به سال ۱۳۸۶ است، زمانی که دانشجو بودم. در دوران دانشجویی نمایشگاه کتاب برقرار می‌کردیم. در این بین، عنوان یکی از کتاب‌ها توجهم را جلب کرد: کتاب «پرسش‌های امروزی جوانان»؛ نام نویسنده، سید مجتبی حسینی بود. از کتاب‌فروش پرسیدم: «این سید مجتبی کیست؟» گفتند: «پسر مقام معظم رهبری است.» من آن زمان در سال اول دانشجویی‌ام بودم و آنجا بود که نام سید مجتبی حسینی خامنه‌ای را در کتابی درباره‌ی مسائل اعتقادی و فکری جوانان کشور، برای نخستین بار شنیدم.

دومین خاطره‌ام، مربوط به هفت، هشت سال پس از اولین آشنایی‌ام با ایشان است؛ بعد از درس دانشگاهم به حوزه‌ی علمیه قم رفتم. ما بچه‌های درس‌خوانی بودیم که از دانشگاه‌های خوبی فارغ‌التحصیل شده بودیم. وقتی به حوزه رفتیم، با رفقا و طلبه‌ها درباره‌ی اساتیدی که به کلاس آن‌ها می‌رفتیم، حرف می‌زدیم. من هم در کلاس اساتید خوبی از جمله آیت‌الله اعرافی، آیت‌الله شب‌زنده‌دار و خیلی از اساتید مطرح قم شرکت می‌کردم. یکی از دوستان طلبه‌ام گفت: «من درس آقا سید مجتبی می‌روم!» پس از آنکه جزوه‌های ایشان را دیدم، خواندم و کیفیت درس‌شان را سنجیدم، به‌عنوان یک طلبه‌ی درس‌خوان، کلاه از سر برداشتم و سر خم کردم که عجب جزوه‌هایی، عجب استادی، عجب کلاسی و عجب درسی!

من سید مجتبی حسینی خامنه‌ای را در سال ۱۳۸۶ در مسائل فکری جوانان شناختم، او را با دقت و احاطه‌اش بر دروس حوزه و علوم اسلامی شناختم و آخرین خاطره‌ام، یک خاطره‌ی معلمانه است.

سومین خاطره نیز دو سال پیش رقم خورد. در سال ۱۴۰۲ با ۳۰ نفر از معلمان برگزیده و فعالان مردمی آموزش‌وپرورش کشور، به محضر مقام معظم رهبری شهید رسیدیم. قبل از دیدار، وقتِ نماز ظهر بود و باید پیش از آن نماز می‌خواندیم. در همین حین، دیدم یک سید عزیزی در سمت راست من نشست و فهمیدم آقا سید مجتبی خامنه‌ای است. در کنار ایشان یک گفتگوی کوتاه و چند جمله‌ای داشتیم که سهم آن روزم بود.

بنابراین با ایشان به‌عنوان یک معلم و یک طلبه، سه مواجهه داشته‌ام: یک مواجهه‌ی فکری، یک مواجهه‌ی علمی و فقهی، و یک مواجهه‌ی اجرایی در مسائل معلمان. سید مجتبی حسینی خامنه‌ای در جلسه‌ی معلمانه‌ی ما با رهبری شهید، حرف‌های ما را می‌شنیدند و همراه با مسائل عمومی کشور بودند. می‌خواهم بگویم با کسی مواجه‌ایم که در طول این سال‌ها مسائل اجتماعی مردم را رصد کرده و مانند شاهک‌های کشورهای منطقه به‌صورت موروثی بر سرِ کار نیامده است.

آیت الله سید مجتبی خامنه ای

انتخاب فرزند برومند رهبر شهید، آیت الله سید مجتبی خامنه ای را به رهبری انقلاب اسلامی به مردم عزیز تبریک عرض می کنم.
امیدوارم بتوانیم ناصری صادق و متعهد برای ایشان در تحقق آرمانهای انقلاب اسلامی و ادامه مسیر رهبر شهیدمان باشیم.
آخر دعوانا ان الحمدلله رب العالمین

کمترین محسن قنبریان ۱۴۰۴/۱۲/۱۸

نقدی بر بیانیه دکتر روحانی

جمله مربوط به خبرگان در بیانیه آقای روحانی:

«امید است مجلس محترم خبرگان با هوشمندی و زمان‌آگاهی، وظیفه خود را در زمان مناسب که به تمرکز افکار عمومی بر دفاع مقدّس آسیب نرساند و به وحدت ملی کمک کند، انجام دهد.»

ظهورش در واگذاشتن انتخاب رهبر سوم به پس از جنگ است!

در حالیکه در قانون اساسی:

اولاً قید «اسرع وقت» برای انتخاب آمده است. (اصل۱۱۱).

 گرچه اسرع وقت در شرایط جنگی و شدت حفاظت های امنیتی، «موسع تر» است؛ اما واگذاشتن تا پایان جنگ _که معلوم نیست چه زمانی است_ عملا «إهمال» اصل ۱۱۱ است؛ نه رعایت اسرع وقت در شرایط جنگی!

 ثانیاً از وظایف اختصاصی رهبری در قانون اساسی، «فرماندهی کل نیروهای مسلح» و «اعلان جنگ و صلح و بسیج نیروها» و «نصب و عزل و قبول استعفای: رئیس ستاد مشترک، فرمانده کل سپاه، فرماندهان عالی نیروهای نظامی و انتظامی» است (اصل۱۱۰)

واضح است اینها دقیقا ناظر به جنگ _آن هم مهمترین جنگ ایران_ است.

معقول نیست مهمترین «وظیفه مباشر رهبری» را از رهبر، خالی گذاشت به بهانه اینکه جنگ است.

ثالثاً این ضرورات، با تحلیل های صحنه و خوف از جریانی که این سالها جانب سازش می گرفته، مؤکد هم می شود.

وجه جمع ضرورت فوق با برخی ان قلت ها در فرآیندهای انتخاب و شرط «بررسی و مشورت»(اصل ۱۰۷) _که از آن جلسه حضوری و رد و ابرام های مخالف و موافق فهمیده شده_ چیست؟!

اصل ۱۰۸:… «هرگونه تغییر و تجدید نظر در این قانون و تصویب سایر مقررات مربوط به وظایف خبرگان در صلاحیت خود آنان است».

این اصل گره گشاست و به مجلس خبرگان امکان می دهد که مثلا «جلسه مجازی امن» (یا هر طریق دیگر) را هم که برآورده کننده «بررسی و مشورت» باشد، قانونی کنند.

نکته قابل توجه این است که غیر از اینکه قوانین جاری کشور بین جلسه مجازی و حضوری فرق نمی گذارد، خبرگان هم این مصوبه را بدون حضور جمعی می تواند رأی گیری کند؛ چرا که اصل ۱۰۸ فقط قید «در صلاحیت خود آنان» دارد و مثل اصل ۱۰۷ (انتخاب رهبر)  قید «بررسی و مشورت» ندارد.

این جور اشکال دُوْر هم لازم نمی آید؛ که خود این مصوبه هم جلسه حضوری می خواهد!

جمله رئیس دبیرخانه مجلس خبرگان _که تنها مجرای رسمی اعلام نظر نهایی است_ نیز مؤید این است که معرفی رهبر سوم به پس از جنگ واگذار نشده است:

«مردم این اطمینان را داشته باشند که مجلس خبرگان رهبری به زودی گزارش نهایی فرآیند انتخاب و معرفی سومین رهبر نظام مقدس جمهوری اسلامی از طریق مجرای رسمی یعنی دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری به اطلاع عموم خواهد رساند، مشروط بر اینکه با صبر انقلابی خود بر استحکام کار بیفزایند و حتماً به شرایط کشور توجه لازم را داشته باشند.»

محسن قنبریان ۱۴۰۴/۱۲/۱۷

پیام مهم نایب‌رئیس مجلس خبرگان رهبری درباره فرآیند انتخاب رهبری

متن پیام آیت الله حسینی بوشهری به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و تحیات وافره و قدردانی از ملت مقاوم و آزاده ایران اسلامی و عرض تسلیت شهادت و عروج ملکوتی قائد عظیم الشٱن حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای (قدس سره)

 به استحضار مردم شریف ایران میرساند مجلس خبرگان رهبری پس از انتشار خبر شهادت رهبر معظم انقلاب (رضوان الله تعالی علیه) علی رغم جنگ تحمیلی دشمن آمریکایی- صهیونی و تهدید مستقیم این مجلس بلافاصله با تشکیل جلسه هیئت رئیسه، اتخاذ تدابیر لازم جهت انجام فرآیند رهبر جدید را در دستور کار خود قرار داده و با فراخوان اعضای محترم مجلس خبرگان رهبری از اقصی نقاط کشور در صدد عمل به تکلیف شرعی و قانونی خود می‌باشد و در این زمینه، لحظه‌ای درنگ را جایز نمی‌داند.

 هر چند ملت فهیم ایران مستحضر هستند که با توجه به جایگاه ویژه و خاص مجلس خبرگان رهبری، قطعاً شرایط جنگی و امنیتی را نمی‌توان نادیده گرفت و بر این نکته تأکید می‌کند که بحمدلله قانون اساسی پیش بینی‌های لازم را در نظر گرفته و این مجلس به استناد اصل ۱۰۸ این قانون صلاحیت تصویب مقررات مربوط به وظایف خود را داراست و امروز هم کشور طبق اصل ۱۱۱که در قانون اساسی پیش بینی شده اداره می‌شود. امید است که شورای موقت در این فاصله زمانی تا تعیین و معرفی رهبر جدید، مسؤولیت‌های خود در برابر ملت رشید و انقلابی عمل نماید و مردم را به آینده‌ای روشن امیدوار سازد.

در پایان تأکید می‌شود که مردم این اطمینان را داشته باشند که مجلس خبرگان رهبری به زودی گزارش نهایی فرآیند انتخاب و معرفی سومین رهبر نظام مقدس جمهوری اسلامی از طریق مجرای رسمی یعنی دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری به اطلاع عموم خواهد رساند، مشروط بر اینکه با صبر انقلابی خود بر استحکام کار بیفزایند و حتماً به شرایط کشور توجه لازم را داشته باشند.

سیدهاشم حسینی بوشهری

نایب‌رئیس مجلس خبرگان رهبری و رئیس دبیرخانه

توافق پایان جنگ!

جنگ ها معمولا به «ریشه کنی یک طرف» تمام نمی شود و با توافقی به سرانجام می رسد.

توافق پایان جنگ:

اولاً: با «مجمع بین المللی» باشد نه متخاصم!

ثانیاً: سر نقطه «تعهد عدم تجاوز» باشد نه مسائل قبلی (هسته ای و…).

ثالثاً: این بدون ضربه کاری در جنگ ممکن نیست.

رابعاً: «ضمانت کافی و عملیِ» آن بیش از پیمان ها و نوشته ها باشد که عهد شکن التزامی بدان ندارد.

«خروج کامل آمریکا از منطقه» تنها ضمانت عملی به نظر می رسد.

 

اگر آن خون پاک این «تبیین عمومی» و «تدبیر حکومتی» را نکند، آن را هدر داده ایم!

 

متن کامل

 

محسن قنبریان ۱۴۰۴/۱۲/۱۲

بدری باشیم نه اُحدی!

ناترازی نظامی

در بدر دو گزینه روی میز مسلمین بود:

– تصرف کاروان تجاری مشرکان و ترجیح منافع موقت اقتصادی.

– جنگ با گروه نظامی مشرکان و لحاظ مصالح دور بُرد.

ترجیح مسلمین، ابتدائا اولی بود لکن اراده خداوند دومی بود.(۷انفال)

البته مواجهه سخت با مشرکین یک مشکل اساسی داشت: ناترازی نظامی!

نه کمیت و نه کیفیت نظامی مسلمین در اولین مواجهه در تراز نظامی سپاه مشرکان نبود!

خداوند جبران ناترازی نظامی در جهاد فی سبیل الله را تضمین کرد!(۹انفال)

پیروزی رقم خورد. بدریون ضرب المثل فئه حق شدند؛ ۳۱۳ عددشان، عدد مقدس فئه حق تا ظهور شد.

ناترازی ایمانی و گرایشی!

در اُحد اما با ناترازی گرایشی و ایمانی در بخشی از نیروها و تنگه بانان مواجه بودیم!

ترس یا طمع فرقی نمی کند؛ خداوند این ناترازی را جبران نکرد! بلکه جایش شیطان از آن بهره برد، لغزش در تصمیم و عملکرد آن ماموران را موجب شد! (۱۵۵ آل عمران)[۱]

تنگه رها شد، جنگِ پیروز، مغلوبه شد؛ حتی تا مرز کشته شدن پیامبر(ص) کشید!

عجیب تر اینکه: این شکست در اُحد، مشرکانی را جسور کرد تا به غیر نظامیان هم آسیب برسانند و فضای خیانت و ارعاب درست کنند! سفیر فرهنگی هم مصون نباشد! مسلمانانی را اسیر و به مشرکان مکه تحویل دهند تا انتقام بدر ازشان گرفته شود!

فاجعه رجیع و فاجعه بئر معونه پشت سر هم رخ داد!

محسن قنبریان ۱۴۰۳/۷/۱۰

[۱] درباره نسبت ناترازی گرایشی و اخلاقی با لغزشهای سیاسی و امنیتی و حکمرانی این مجموعه فیش را بخوانید!

توصیه به دعا و تضرع در این شرایط از سر ضعف نیست!

خوانش توحیدی نظام امت و امامت!

دست خدا با مردم است، با دست خدا و مردم دشمن خانه خراب میشود. مردم مومن مجرای اراده الهی اند، این دعا و تضرع می‌خواهد.

خاطره زیبای بیتوته شب بدر پیامبر(ص)

امروز دو مذهب در زمین است: مقاومت و صهیونیزم!

 

برنامه ثریا ۱۴۰۴/۳/۲۹

حجت الاسلام قنبریان

آقای هیأت رئیسه! با مردم حرف بزن!

فقهای عزیز خبرگان به خصوص هیات رئیسه محترم، صدای فتنه شدن «حواشیِ» جانشینی را در جامعه نمی شنوند؟!!

«بی خبری» و «روایت های متعدد» و بعضاً متناقض، آبستن «شایعه» و «شبهه» است.

«بیش فعال ها» بر طرفین آن می دمند و به کل جامعه ساری اش می کنند و زمینه «فتنه» می شود.

بعد از «تشویش اذهان» و «قطبی تر شدن»، اعلام رسمیِ نتیجه هم کمکی نمی کند و «شک» و «شبهه کردن» از سوی دیگر ادامه می یابد!

رئیس یا سخنگوی هیات رئیسه خبرگان در شبکه ای تلویزیونی حاضر شود و به «سئوالات کف جامعه» (نه حرفهای کلی و تکراری) پاسخ روشن دهد، بهتر از ادامه این وضع نیست؟!

کاش این جنگ _که مردم در میدانهای شهر سنگرهایش شده اند_ پایان «نامحرم پنداری مردم» در حکمرانی باشد! آن قدر نامحرم که به قیمت تسخیر ذهن هایشان توسط جنگ رسانه ای _روانی دشمن هم حاضر نیستیم، مسأله را با خود آنها در میان بگذاریم!

اگر طبق اصل ۱۰۷ و قید «بررسی و مشورت»، نتیجه نهایی حتما «جلسه جمعی و شور و مشورت» می خواهد و تا کنون گرفته نشده است؛ که هم «قابل توضیح» است هم حتی «قابل تدارک»!

جامعه ای که رهبرش _علیرغم تهدید_ در محل کارش بمباران شده، از شما نمی پذیرد که آن جلسه جمعی گرفته نشود یا اقلا موکول بودن امر، قانوناً بدان، برای مردم توضیح داده نشود!

محسن قنبریان ۱۴۰۴/۱۲/۱۶؛ساعت۱۱