بایگانی برچسب: s

مسیحیت چگونه سرمایه داری را پذیرفت؟!

این سؤال ذهن پژوهشگرانی را به خود مشغول کرد که:

چگونه متدینان مسیحی به ستایندگان سرمایه داری تبدیل شدند؟

چطور ممکن است لذت گراترین فرهنگ مصرفی در این کره خاکی، همزمان محل زندگی مذهبی ترین افراد جهان باشد؟!

در پاسخ ماکس وبر معتقد بود: دین پیرایی قرن۱۶ چیزی پدید آورد که خصلت راهبر جهان مدرن شد: “اخلاق پروتستانی و روح سرمایه داری”!

اخلاق پروتستانی، کامیابی دنیوی و منفعت جویی را ارج می نهد. فردیت موجود در آن با میل غریزی انسان به انباشت ثروت ؛پروتستانتیسم را بدانجا رساند که: “کار زمینی را بمثابه شکلی از رستگاری مسیحی بپذیرد”! چیزی که البته پس از قرن۱۶ بار دینی اش زدوده شد.

در این دوره استدلالهای جدید دینی رخ نمود. کسی مثل کاسپاربارلایوس در دهه۱۶۳۰م به مردم آموزاند که قدر چیزهای نو و تازه وارد را بدانند و استدلال کرد: “اگر خدا نمی خواست مردم مواد معدنی و گیاهان سرزمین های غریب را کشف و استفاده کنند، آیا سیاره ای سرشار از آنها می آفرید؟!”

اکنون گفته می شد دنبال اشیاء و اموال جدید رفتن نه تنها مردم را از مسیر مسیحیت حقیقی دور نمی کند بلکه اجرای اراده خداست “!

سیمون پتن در۱۹۱۳ در مراسم کلیسای فیلادلفیا این اخلاق جدید مصرف را ستود و خرج کردن بیشتر حتی با مقروض شدن را رشد اخلاقی خواند!

دراین سالها کریس لیمن در پاسخ به سؤال اصلی این یادداشت کتابی بنام: “کیش پول؛ سرمایه داری و مسیحیت” نوشته و نشان داده چگونه تاریخ مذهبی، بخش اصلی تاریخ آمریکاست و در عین حال مذهب در این کشور باسرمایه داری سازگار شده است.

نکته کلیدی را آنجا می داند که: “بنیان گذاران مذهبی آمریکا(پیوریتن ها)، برای فعالیت اقتصادی دنیایی فرد بر روی زمین در همین زندگی ارزش قائل شدند نه کارهایی که در زندگی بعدی و در جهان دیگر پاداشش داده شود”!

جیمزلیوینگ تون نویسنده نیویورک تایمز در مقاله ای با معرفی کتاب کیش پول، از واعظان مسیحی مثل جوئل آوستین پیام آور بشارت رفاه در  هزاره جدید نیز یاد میکند که به این فرآیند کمک می کند.

جوئل اوستین کشیش و واعظ پرطرفدار آمریکایی بابیش از ۷میلیون بیننده در هفته و بیشتر از ۲۰میلیون درماه در بیش از ۱۰۰کشور و در۲۰۰۶ درلیست ۱۰چهره تأثیرگذار جهان بود. کلیسای او یک سالن بزرگ بستکتبال است که سال۲۰۰۵ باهزینه ۱۰۵میلیون دلار ترمیم و برای ۵۶۰۰۰شرکت کننده ی مسیحی مهیا شد!

سخنرانی های جذابش در حوزه روانشناسی و موفقیت فردی است وبه هیچ عنوان صرفا در راستای مسیحیت سخن نمی گوید!

باخانواده در یک مجتمع با مساحت ۱۷۰۰۰مترمربع و به ارزش۱۰/۵میلیون دلار درکنار رودخانه اواکس زندگی مرفه ای دارد. در همایش هایش درباره افزایش سطح رفاه در زندگی شامل سلامت، موفقیت، شادابی و روابط خوب می گوید و از ذکر گناهان، مسائل سیاسی و …پرهیز می کند.

برای مطالعه بیشتر دو مقاله زیر را از سایت ترجمان علوم انسانی مطالعه کنید:

  • تاریخ تبدیل انسانها به مصرف کننده
  • چطور آمریکا دینداری را با مصرف گرایی افراطی آشتی داده است؟

محسن قنبریان
۹۸/۵/۱۳

حاج آقا پناهیان چه می گوید؟!

چالش های اخیر ریشه اش در سلسله بحثی بنام “زندگی بهتر” است که رمضان۹۴ طرح و در مناسبتهای دیگری تعقیب شده و آخرین باردر همایش فعالان مهدوی در مرداد۹٨ بوده است. بحث فنداسیون و گذرگاه های خاص خود را دارد که چکیده اش را میتوانید در این لینک بخوانید:
http://panahian.ir/post/2437

کلیپ ها، تیترها و چالش ها فقط اضلاع، مثالها یا مصداقهائی درون آن بحثند.

از این حیث بدون قضاوت و ارزش گذاری به برخی از آن چالش ها با “بحث زندگی بهتر” امانت دارانه میپردازیم:

  1. “زندگی بهتر” در تعریف ایشان، بیشتر از “رفاه” است: “ثروتمندشدن”!
    :”ما داریم درباره چیزی بالاتر از رفاه صحبت می کنیم و الا می توان از راه های دیگر هم به رفاه رسید”(مثل نوکرهای مرفه).
  2. ایشان “زندگی بهتر” را با “اشرافی گری” یکی نمی داند.
    :”برخی افراد مذهبی انتقاد کرده اند و طرح چنین بحث هایی را اشرافی گری دانسته اند!…ما هیچ جا در طول این بحث، از ثروت اندوزی و تکاثر تبلیغ نکردیم…بلکه گفتیم باید مال را افزایش داد و کسی نباید اموال خودش را راکد نگاه دارد ولی بعضی ها این عبارت را بمعنای ثروت اندوزی گرفته اند”.
  3. “زندگی بهتر” بنظر ایشان “جمع کردن مال” دارد اما “تکاثر” نه:
    “جمع کردن مال کاردرستی است اما تکاثر کار غلطی است؛ تکاثر یعنی اینکه کسی مال خودش را خرج نکند، انفاق نکند، صدقه ندهد، با مالش کارآفرینی نکند، و صرفا دنبال این باشد که از هر راهی پول دربیاورد و دیگران را از مواهب پول خود محروم کند”.
  4. “زندگی بهتر” ایشان البته “اظهار ثروت” دارد!
    “نه تنها ثروتمند شدن بد نیست، بلکه خدا دوست داردکسی که ثروت دارد ثروت خودش را اظهار کند”(استناد به یک روایت)
    روایاتی برای داشتن ماشین و خانه خوب و… هم در بحثشان هست.
  5. باعین حال “زندگی بهتر”، ترویج حب دنیا نیست.
    “ماهیچوقت حب الدنیا را ترویج نکردیم. اما در روایاتی که قرائت کردیم، دیدید که اگر کسی غصه نان بچه هایش را بخورد امان و ستر از عذاب الهی است…البته ممکن است بپرسید چگونه جمع بین این دو[نداشتن حب دنیا و غصه نان زن و بچه] ممکن می شود؟ گفتیم که دین به دلیل همین پیچیدگی هایش که به دلیل سطحی نبودن دین است، جذابیت دارد لذا هرکس نمی تواند در دینداری زیاد رشد کند.اگر دین فقط یک طرف ماجرا را میگرفت که کار ساده بود!”

درادامه گزارش بدون قضاوت و ارزش گذاری خود، پس ازخوانش تصوری قسمتهای چالشی بحث ایشان، سراغ جهات دیگر می رویم:

  1. ضرورت به تعبیر ایشان “شرکت در رقابت زندگی بهتر”؟
    “در دنیای امروز، مجبوریم در رقابت “زندگی بهتر” شرکت کنیم؛ به عنوان یک وظیفه دینی. مجبوریم علم و تکنولوژی را به عنوان یکی از ابزار زندگی بهتر، پیشرفته تر قرار دهیم و مجبوریم در این رابطه تلاش کنیم. مجبوریم زندگی خودمان را بهتر کنیم و اینها معنایش این نیست که بریز و بپاش مسرفانه انجام دهیم و به تجملات بی خود بپردازیم و عاشق دنیا شویم”.
    “در هیچ جلسه ای از جلسات مذهبی نبوده که ما درباره زندگی بهتر از نظر مادی -درآن محدوده هایی که دین گفته- سخن بگوییم مگر اینکه با اعتراض هایی از سر جهالت مواجه شده ایم، و این خیلی موجب تأسف است. در حالیکه هیچ استاد اخلاقی، زهد را به این صورت معنا نمی کند که زهد یعنی دنیا گریزی ابلهانه ای که دنیای تو به دست مستکبران بیفتد که بر تو مسلط شوند!”
  2. متد بحث؟
    مثل سایر مباحث ایشان، موضوعی انسانی(اینجا زندگی بهتر) تصویر و در آن ترغیب آفریده میشود و بعد لابدا از دین و ولایت و… میگذرد! می گویند:
    “ما دنبال این هستیم که به زندگی بهتر برسیم و دراین گفتگو هم نمی گوییم که می خواهیم سراغ دین برویم؛ حتی نمی گوییم که هم می خواهیم آخرت را داشته باشیم هم می خواهیم دنیا داشته باشیم. بحث خودمان را اینطور پیش می بریم که اگر ما فقط زندگی بهتر در دنیا را بخواهیم چگونه باید زندگی کنیم؟ البته زندگی بهتر داشتن وعده الهی و مژده الهی برای مومنان است و فی نفسه چیز بدی نیست. اگر کسی زندگی دنیایی خودش را بهتر قرار بدهد یک راه خدایی را رفته است. منتها ما فعلا از راه خدا هم نمی خواهیم برویم، بحث مان سر این است که چگونه می شود به زندگی دنیایی بهتر رسید؛ از هر راهی که بشود”!
    البته بعد با روایاتی این زندگی بهتر از طریق پذیرش ولایت میشود.
  3. مستندات؟

از قرآن:

  • آیه نفی سبیل:(که اگر در رقابت زندگی بهتر شرکت نکنیم، دنیایمان دست مستکبران و تحت سلطه ابلیسیان قرار می گیرد)
  • آیه ۹۶اعراف و ۶۶مائده: “از این آیه معلوم می شود دارائی-و نه پرخوری- به این حد که از آسمان و زمین برایت ببارد و ببری و داشته باشی، این جایزه دین داری است”.

روایات:

  • روایات اهمیت تجارت
  • خطبه نهج البلاغه که در اثر تبعیت از پیامبر زندگی خوش مادی پدید می آید
  • روایات دعا برای فقیر نشدن
  • روایات داشتن مرکب(ماشین) و خانه خوب
  • روایتی که کار اقتصادی(طلب معیشت) را کفاره و غفران برخی گناهان می شمارد
  • روایت فناء و بقاء اسلام در گرو اینکه مال دست که باشد…

این تنظیم نه براساس فنداسیون انتخابی ایشان، بلکه به حسب نقاط چالش برانگیزبه کمک یکی از فضلای عزیز تنظیم شده بود. پژوهشگران می توانند به اصل و تفصیل مباحث رجوع کنند.
http://panahian.ir/post/2436

بررسی و نقادی این مباحث پس از دیدن تفصیلی آن توسط اهل علم و تحقیق به وضوح حقیقت کمک خواهد کرد.

عدالت خواهان سرکار نروند!

این زنجیره را دقت کنید:

  1. میزان بالاتر مالکیت در منابع تولید ثروت.
  2. افزایش درآمد سالانه.
  3. توان مصرف بیشتر و متنوع تر.

عمده عدالت خواهی های مجازی و اینستاگرامی در حلقه سوم است: گیر دادن به ساختمانهای متجمل مذهبی و غیر مذهبی، جشن ها و تفریحات و تجملات آقازاده ها و…

می بینیم همین خورده عدالت خواهی ها، جنجالی سر حقوق ۱/۵۰۰ کارگران نمی آفریند! در حالیکه جامعه کارگری ۱۳/۷میلیون است و ۱۱میلیون آنها(نیم خانوارهای ایرانی)قراردادی اند و ۲۰٪، قرارداد سفید امضاء دارند!
این مثالی از حلقه دوم زنجیره(میزان درآمد)است؛ که چون عکس جنجالی ندارد شانس اینستایی شدن ندارد!
به کرات دیده ام وقتی مثلا با حقوق پزشکان مقایسه میشود (۶۰میلیون برای بیمارستانی ها که تازه مورد شکایتشان به دیوان عدالت واقع شد!)، حتی نزد برخی عدالتخواهان مجازی، تبعیض به نظر نمی رسد!

مبنای شهید مطهری دراینباره این بود که وجهی ندارد حقوق و مزایای “مادی” یک کارگر کمتر از کارهای فکری و برتر باشد (نیازهای مادی او و خانواده اش با سایرین فرق نمی کند) پس همان امتیازهای غیر مادی(وجاهت اجتماعی و…) برای تفاضل وزیر و مهندس و دکتر از کارگر کافی است. این مبنای فکری را حتی عدالتخواهان زیادی در حوزه و دانشگاه و فضای مجازی نه می فهمند و نه قبول می کنند!(ر.ک:مجموعه آثار شهید مطهری ج۲۰ص۴۹۹/ و هم یادداشت “۷سین سفره کوچک عدالت“). این نمونه ای از سرکار رفتن عدالت خواهی است که به یک ساعت مچی مشغول و از ظلم و تبعیض نسبت به نصف خانوارهای ایرانی(در یک مثال)غافل شود!

از آن بدتر توجه به حلقه اول زنجیره است! چون نظری تر و مبنایی تر میشود مشتری خواندن متن و کپشن هم پیدا نمی کند در حالیکه سرسلسله تبعیض ها و بی عدالتی ها آنجاست!

از اینرو فقیه مجاهد و عدالتخواه شهیدمحمدباقر صدر آنرا(عدالت در تخصیص منابع تولید ثروت به عموم) مقدم بر توزیع عادلانه درآمد می شمارد.

(دراینباره یادداشتهای :

عدالت در بیانیه گام دوم

انقلاب اقتصادی

غفلت از برجام داخلی

را ملاحظه کنید)

اصلا سخن این نیست که مطالبات حلقه سوم زنجیره تعطیل شود یا مطالبه مصداقی خوب نیست و مانند آن. بلکه سخن بر سر این است که از مصادیق و موارد متعدد حلقه سوم زنجیره به حلقه های مقدمش نقب زده شود و علت ها نشان داده شود .

تا از یک چرخش مالی بزرگ جز یک میلیون و نیم به کارگرانش نرسد، چیزی برای تجملات و ماشین های لوکس و دور دورها نمی ماند!

تا کارگر، مالک سهمی از کارخانه و کارگاه محل کارش نباشد، هیچ تولید کننده ای نمیتواند حقوق او را بالاتر ببرد و توان پرداختش را داشته باشد!

شهید مطهری کارخانجات بزرگ را هم “ملک عموم” می خواند (ر.ک:ج۲۰ص۴۳۵و۴۹۴) کأنه این صنایع بزرگ در عصر مدرن مثل اراضی فتح شده دوران صدر اسلام است که متعلق به عموم مسلمانان است نه طبقه ای خاص یا حتی دولت!

فریادگران علیه تبعیض کمتر حوصله می کنند این مبانی را بخوانند و بفهمند تا مواردش (مثل نحوه خصوصی سازی های اصل ۴۴) را بررسی و بر تبعیض های بزرگ و سرنوشت ساز مطلع شوند!بخصوص که چهره و سلبریتی ای و عکس و ماجرای جنجالی ای هم برایش ندارند تا لایک و فالوور اینستاگرام را موجب شود!

(ویرایش و تدوینی از بخشی از سخنرانی “امام خمینی و نظام انقلابی” ۱۴خرداد۹۸)

ارجاع جهت دریافت سخنرانی «امام خمینی و نظام انقلابی»

کاریکاتورشدن نسبت کار-ثروت !

براساس گزارش وزارت کار، ۳۶٪غیر شاغلین، فقط در دهک دهم(ثروتمندترین طبقه)هستند!

یعنی ثروت آنها با شغل و کارشان به دست نمی آید!

از آنطرف حقوق کارگری هم زیر خط فقر اعلان شده است!

یعنی کار نتوانسته حتی کفافِ در شأن آنها را تأمین کند!

شهید مطهری: “خوشا به حال اجتماعی که سیستم اقتصادی اش به شکلی باشد که راه درآمد “منحصر” باشد به فعالیت[کار]، و آثار فعالیت فرد هم مخصوص خودش باشد. بدا به حال اجتماعی که کار درآن اجتماع صَرف نکند اما بورس بازی و کارهای غیر تولیدی و کارهای انحرافی در آن صرف بکند و بالاخره فعالیت مفید و سالم، راه درآمد نباشد”(مجموعه آثار ج۲۰ص۴۰۷).

سخنرانی/ عاشورای طاغوت اقتصادی، کرب و بلای اقتصاد طاغوتی

شب نخست سخنرانی «عاشورای طاغوت اقتصادی، کرب و بلای اقتصاد طاغوتی» | “دریافت از پیوند کمکی

شب دوّم سخنرانی «عاشورای طاغوت اقتصادی، کرب و بلای اقتصاد طاغوتی» | “دریافت از پیوند کمکی

شب سوّم سخنرانی «عاشورای طاغوت اقتصادی، کرب و بلای اقتصاد طاغوتی» | “دریافت از پیوند کمکی

شب چهارم سخنرانی «عاشورای طاغوت اقتصادی، کرب و بلای اقتصاد طاغوتی» | “دریافت از پیوند کمکی

شب پنجم سخنرانی «عاشورای طاغوت اقتصادی، کرب و بلای اقتصاد طاغوتی» | “دریافت از پیوند کمکی

شب ششم سخنرانی «عاشورای طاغوت اقتصادی، کرب و بلای اقتصاد طاغوتی» | “دریافت از پیوند کمکی

شب هفتم سخنرانی «عاشورای طاغوت اقتصادی، کرب و بلای اقتصاد طاغوتی» | “دریافت از پیوند کمکی

شب هشتم سخنرانی «عاشورای طاغوت اقتصادی، کرب و بلای اقتصاد طاغوتی» | “دریافت از پیوند کمکی

شب نهم سخنرانی «عاشورای طاغوت اقتصادی، کرب و بلای اقتصاد طاغوتی» | “دریافت از پیوند کمکی

شب دهم سخنرانی «عاشورای طاغوت اقتصادی، کرب و بلای اقتصاد طاغوتی» | “دریافت از پیوند کمکی

شب یازدهم سخنرانی «عاشورای طاغوت اقتصادی، کرب و بلای اقتصاد طاغوتی» | “دریافت از پیوند کمکی